آموزش وردپرس
Alieh

نیازمند پژوهش اجتماعی فرهنگی نقادانه ایم/عالیه شکربیگی

سئوال اول :شرايط جامعه‌شناختي و تاريخي تکوين پژوهش اجتماعي و فرهنگي در کشور بر ويژگي‌ها و تحولات کنوني آن چه تأثيري داشته است؟

جامعه شناس کسی است که دغدغه ی درک جامعه،به روشی نظام مند(پژوهش) رادارد.ماهیت این رشته،علمی است.بدین معنا که آنچه جامعه شناس در باره ی پدیده ی اجتماعی -فرهنگی موردمطالعه اش در می یابد ومی گوید،در چارچوب مرجعی معین والبته نه مشخص تعریف شده،صورت می گیرد.چه آگاه باشیم وچه نباشیم،در کمند پژوهش های اجتماعی-فرهنگی گرفتاریم.به عبارت ساده،پژوهش،شیوه ای برای یافتن پاسخ سوال ها است، واشاره به مجموعه روش هایی داردکه افراد به نحوه ای نظام مند برای تولید دانش از آنها بهره می گیرند.این فرآیند اکتشافی هر چند مهیج است اما مستلزم پایداری،صداقت شخصی ،تحمل ابهام،مهارت تعامل با دیگران،واحساس عزت کردن نسبت به انجام کار باکیفیت نیز هست.انجام کارباکیفیت مستلزم آگاهی از واقعیت موجود است ومتولی شناخت واقعیت و انجام پژوهش یعنی پژوهشگر اجتماعی،بایدمتعهدانه ومسئولانه ومبتنی بر دریافت واقعیت های اجتماعی وتولید دانش باشد.به لحاظ دیگر،تحقیقات را می توان از نظرعملی یا نظری بودن به چهارنوع تقسیم کرد(رایمرز ومک گین،1997:22).

  • اول تحقیقات آکادمیک یا پژوهش در مورد روش ها،مدل ها،مفاهیم وتبیینات است که هر چند جنبه آکادمیک دارد،برای تحقیقات عملی پیش زمینه ای لازم وضروری است.اگر مدل ها ومفاهیم درست طراحی نشوند،تحقیقات عملی هم بالطبع به درستی انجام نخواهد شد.مثلا پژوهش درباره رابطه ی فقر واعتیاد پژوهشی عملی است،ولی ابتدا باید دانست فقر چیست وچگونه می شود آن را اندازه گرفت یا رابطه بین فقر واعتیاد را چطور می توان مطالعه کرد.

  • نوع دوم،تحقیقات واقدماتی است که از آن برای شناخت متغیرهای موجود در هر وضعیت ورابطه بین آن ها استفاده می شود.

  • نوع سوم،تحقیقات ابزاری است که پس از شناخت متغیرها(نوع دوم تحقیقات)به این سوال می پردازدکه چگونه می شود این متغیرها را دستکاری کرد تا نتیجه ی دلخواه حاصل شود.این نوع تحقیقات غالبا متکی بر آزمایش وخطاست.

  • آخرین نوع تحقیقات ارزیابی نتایج در عمل است.

باید توجه داشت که در عمل انواع مختلف پژوهش با هم داد وستد دارندوسیاست گذاران نمی توانند فقط بر تحقیقات ابزاری متمرکز شوند.استفاده سیاستگذاران از نتایج تحقیقات اجتماعی-فرهنگی مبتنی برنیاز آنهاست ونه واقعیت های موجود.رشته جامعه شناسی در ایران از انجام انواع چهارگانه تحقیقات فوق به دور نبوده وبه لحاظ تاریخی تحقیقات در 5 دهه ی اخیر دارای قبض وبسط فرهنگی،سیاسی واجتماعی بوده است،از این جهت نگاهی به تاریخ انجام پژوهش های فرهنگی واجتماعی در ایران از دیدگاه دکترتوسلی می اندازیم:

با کودتای 1299 و روی کار آمدن رضاشاه، پانزده سال بعد از مشروطیت، آزادی‌ها محدود شد و بالطبع، پژوهش‌های اجتماعی نیز کاهش یافت یا در موارد محدودی، زیرزمینی شد. وبه عنوان نمونه ای عینی از بسط(شکوفایی پژوهش اجتماعی در ایران): بعد از شهریور 1320 که رضاشاه از قدرت برکنار شد، بار دیگر گروه‌های زیرزمینی و گروه‌های سیاسی مخفی سر برآوردند و فعالیت‌های زیادی را سازمان‌دهی کردند. این جریانات سیاسی- فکری تا ملی شدن صنعت نفت یعنی تا اواخر دهه 1320 ادامه داشت. در این دوره، ما با تحقیقات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و فلسفی و همچنین مشاهدات شخصی و گروهی مواجهیم. از سوی دیگر، در ادبیات نیز مسائل اجتماعی تا حدی وارد شده‌اند و در آثار نویسندگانی مختلفی مثل صادق هدایت، واقعیت‌های زندگی اجتماعی ایرانیان گاه به زبان طنز بیان می‌شوند ولی باز همه اینها جنبه شخصی و فردی دارند.در سال 1337، با شروع فعالیت‌های موسسه مطالعات تحقیقات اجتماعی، دوره جدیدی در فعالیت‌های پژوهش اجتماعی آغاز می‌شود. با تأسیس این موسسه در دانشگاه تهران، تا حد زیادی، کارهای تحقیقاتی در ایران سازمان‌دهی می‌شوند. در آن دوره، موسسه مطالعات اجتماعی و تحقیقاتی از بخش‌های تحقیقاتی مختلفی مثل بخش تحقیقات شهری، جامعه‌شناسی تطبیقی، بخش تحقیقات روستایی، بخش عشایری، مطالعات سیاسی، اسناد و مدارک و جمعیت‌شناسی تشکیل می‌شد. بدین ترتیب، نخستین تحقیقات رسمی پژوهشی در ایران گسترش یافت و دانشجویان نیز به انجام فعالیت‌های تحقیقاتی خود در موسسه مشغول شدند.به عنوان نمونه ی دیگری از قبض پژوهش اجتماعی ، به دوران انقلاب اشاره می کنم: بعد از انقلاب، در سال‌های اولیه، کارهای تحقیقاتی تقریباً متوقف شده و با افت شدیدی روبرو می‌شوند تا حدی که در این زمان، بیشتر بخش‌های موسسات تحقیقاتی غیرفعال هستند یا فعالیت‌های بسیار محدودی دارند و به طور کلی پژوهش‌های اجتماعی تا حد زیادی از رونق می‌افتند.و امروز ما شاهد دورانی از بسط پژوهش های اجتماعی-فرهنگی در تاریخ معاصر هستیم.قبض وبسط پژوهش های اجتماعی-فرهنگی حاصل تحولات سیاسی –اقتصادی در جامعه هستند واین روند وچرخه تا رسیدن به دورانی از عقلانیت در دیدگاهها وتفکرات ساختار وعاملیت ادامه دارد ودر این میان پژوهش های اجتماعی-فرهنگی هم متاثر از این فضا هستند. فضای جامعه شناختی  تکوین پژوهش های اجتماعی-فرهنگی وتاثیر آن بر ويژگي‌ها و تحولات کنوني آن حاکی از یک رابطه ی اثرگذار بوده است.بررسی  روند تکوینی فضای جامعه شناختی در طی 5 دهه اخیر در ایران نشان از تحولات در این مسیر بوده است،این ایده که توسعه اجتماعی وابعاد مختلف توسعه در بسترپژوهش صورت می گیرد بسیار ارزشمند وقابل توجه است وحاکی از اهمیت انجام پژوهش های فرهنگی-اجتماعی در این جامعه است،به نظر می رسد در بررسی مسائل اجتماعی –فرهنگی همه نهادهای اجتماعی ساختار وعاملیت نیازمنددوری از ذهنیت های استبدادی و شعارزدایی هستیم،چراکه بسترشکوفایی پژوهش های اجتماعی-فرهنگی در فضایی آکنده از آزادی واندیشه های رها ازاستبدادعلمی می تواند شکل گیرد.

سئوال دوم : لطفا در ارتباط با “مهمترین چالش های موجودبرای پژوهش های اجتماعی-فرهنگی در ایران”،”رابطه ساختارهای سیاسی در ارتباط با پژوهش های اجتماعی وفرهنگی” و نیز یه طور مبسوط تر “چگونگی انجام پژوهش در حوزه تخصصی خانواده” که حوزه کاری شماست؛ بیشتر توضیح دهید.

در ارتباط با امور وروند انجام پژوهش در ایران بر اساس نظر صاحب نظران  و مشاهدات  شخصی می توان گفت : اتکای پژوهشگران به پژوهش های رانتی  ، ضعف دانش نظری ،پرورش روحیه ی تجاری و پنهان کاری در پژوهش ایرانی ، پژوهشگران و نهادهای شبه پژوهشی منفعلی به بار آورده است .

پیامداین چالش،لاغری علم جامعه شناسی در ایران و کارآمد نبودن نتایج پژوهش ها برای سیاستگذاران است.با استنادبه بررسی های موجود، مهمترین چالش پژوهش های اجتماعی-فرهنگی در ایران “مسئله یابی در چارچوب نظریه مناسب” است که مباحثی را در پنج محور  زیر در تبیین آن  در ادامه بیان می کنم:

  • امکان کسب دانش کاربردی بدون دانش نظری و جدایی این دو از هم

  • فقدان انتخاب مهمترین اولویت های پژوهشی بر اساس واقعیات جامعه ایران

  • روش اجرای انجام پژوهش ها در ایران

  • فقدان پژوهش های انتقادی “اجتماعی-فرهنگی

  • بررسی خانواده پژوهی و نقدساختارپژوهشی در این حوزه

 

1-عدم امکان کسب دانش کاربردی بدون دانش نظری و جدایی این دو از هم

هدف پژوهش پایه ای،چه برای جامعه شناسان،چه اندیشمندان علوم سیاسی،وچه انسان شناسان،تلاش در جهت پاسخ گویی به سوالات نظری حوزه علمی خویش است.در مقابل،هدف پژوهش اجتماعی کاربردی،استفاده از داده ها برای تصمیم گیری است.

این تصورکه می توان پژوهش کاربردی رادر خلاءنظری انجام داد،درست نیست وپاسون (2003)ادعامی کند که در پژوهش همه چیز بر محور نظریه های خوب می گردد و”شاید بتوان گفت مهمترین چالش پیرامون تحقیقات اجتماعی-فرهنگی کاربردی،جدایی بین دانش نظری وپایه ای است.

در کل در بسیاری از پژوهش های اجتماعی-فرهنگی بخش نظری جنبه دکوری دارد واستفاده مفهومی در تحقیقات کاربردی نمی شودوصرفا جهت قطورکردن صفحات گزارش پژوهش به کار می رود.در اینجا سوالی که می توان از موسسات دولتی که خزانه دار انجام پژوهش در ایران هستند،پرسید:شما چگونه می توانید خشونت خانوادگی،طلاق ،فقر،بیکاری،نابرابری های اجتماعی،اقتصادی وقومیتی را ریشه یابی کنید،اگر مطالعات پایه ای ونظری نداشته باشید؟ در پژوهش ها  در جامعه پر تب و تاب و گذار  امروز ایران چه مفاهیمی  را باید ساخت ؟عملیاتی کرد؟  مورد اندازه گیری قرارداد؟ تحلیل ، ترکیب  ، تفسیر و تاوبل کرد؟تا زمانی که نظریه های مناسب نداشته و در چارچوب هر نظریه طرح مسئله  نکنیم، امکان انجام پژوهش موثر نداریم. اینها ودهها سوال دیگر می تواند چالش های پژوهش های اجتماعی وفرهنگی در ایران باشد.

به عنوان مثال،امروز ادعا شده است که خانواده دچار بحران است! آیا خانواده دچار بحران است یا در حال تغییر تدریجی ی و کند مستمر و تطبیق با شرایط متحول سیاسی،اجتماعی،اعتقادی،تکنولوژیکی،… محلی،منطقه ای، ملی و جهانی؟

چگونه می توان واقعیت هایی مانند طلاق( رسمی،عاطفی ،پنهان )،خشونت خانوادگی(نسلی و بین نسلی)، نابسامانی و از هم گسیختگی  ارتباطات زوجین   با یکدیگر و با فرزندان ، کم تمایلی  خانواده ها به فرزند آوری ، و یا هم خانگی و هم بالینی (برقراری  مستمر ارتباطات عاطفی- جنسی بدون عقد رسمی یا شرعی)  و سایر واقعیات در قلمرو   مطالعاتی خانواده ایرانی را در آغاز دهه چهارم پس از انقلاب اسلامی! مورد پژوهش ( در کنار هم  دیدن به صورت نظامند با روش های مناسب) قرار داد ؟

تا زمانی که از نظریه های مناسب و بومی برخوردار نباشیم،امکان مسئله یابی مناسب و کسب شناخت علمی معتبر و کارساز از واقعیت های اجتماعی را  در هیچ یک از قلمرو های مطالعات اجتماعی  نخواهیم داشت لذا بایستی متولیان پژوهش در ایران به ارتباط دانش نظری وکاربردی توجه بیشتر و متناسب تری  داشته باشند.

2-فقدان انتخاب مهمترین اولویت های پژوهشی بر اساس واقعیات جامعه ایران:

با توجه به این امرکه در ایران،کانال های مالی حمایت پژوهش،دولت است،لذا پژوهش بر اساس نیاز موسسات دولتی بیشتر صورت می گیرد تا موسسات خصوصی واجتماعی(مدنی)و واقعیات جامعه.اغلب دولت ها نیازها ومسائل پژوهشی خود را نیاز کل جامعه می بیند،در حالیکه اولویت های علمی وپژوهشی در جامعه ایران مربوط به بسترجامعه است تا نیازهای دولت،به عنوان مثال:مسائل اقتصادی(تورم)،فرهنگی(تغییرات ارزشی)، اجتماعی(کاهش اعتماد،افزایش طلاق)ودهها مسئله دیگرباید محور انجام پژوهش گردد وبه عبارتی نوعی دولتمداری و ایدئولوژی محوری درانجام وسفارش کارهای پژوهشی به پژوهشگران از سوی ساختار پژوهشی وجود دارد.والبته در این میان  اخیرا برخی از موسسات خصوصی وموسسات مدنی هم کم وبیش والبته در تنگناهای مالی وساختاری به انجام پژوهش هایی در این راستا پرداخته اند که نتایج آن، برای اجتماعات علمی دولتی و غیر دولتی  شاید نامعلوم  باشد،  توجه  و تقویت چنین پژوهش هایی از جمله مطالعاتی که اخیرا در موسسه رحمان انجام شده ضروری است.

3-روش اجرای انجام پژوهش ها در ایران:

دربررسی دهها پژوهش صورت گرفته در فضای پژوهشی موسسات دولتی ودانشگاهی نوعی کمی گرایی در انجام پژوهش های اجتماعی وفرهنگی مشاهده شده است،آسیب شناسی روش های تحقیق درموسسات  دولتی پژوهشی ، گویای این است که در بسیاری از موارد،توسط “تاجران علمی” که این روزها در بیشتر مراکز پژوهشی اقامت گزیده اند!نوعی داده پردازی تخیلی  منطبق ودر جهت وراستای تایید اهداف پژوهشی کارفرمایان دولتی و شبه دولتی صورت می گیردوبه نوعی دروغ پردازی در انجام پژوهش ها مشغولند و متاسفانه همین داده ها مستمسک سیاستگذاری سازمان های دولتی قرارمی گیردکه در عمل شاهد بالارفتن میزان آسیب های اجتماعی ومشکلات فرهنگی واقتصادی واخلاقی در همه ابعادهستیم.

مسئله دیگردرانجام پژوهش های اجتماعی-فرهنگی بحث مقیاس سازی مفاهیم قابل اندازه گیری در فضای پژوهشی ایران است. در بسیاری از تحقیقات،اندازه گیری مفاهیم برگرفته از استانداردهایی است که بر اساس واقعیات جامعه ما ساخته وپرداخته نشده است،وهمچنین در مواردی اگر مقیاسی هم ساخته می شود،منفک از دانش پایه ای ونظری به کار گرفته در پژوهش است،به عبارتی همه قسمت های پژوهش در یک راستای واحد عمل نمی کند وهر قسمت پژوهش در فضایی جدا حرکت کرده و بین ارکان پژوهش ارتباط نظام مند وجود ندارد! به همین دلیل چنین پژوهش هایی عملا ابتر مانده و  در ارائه راهکارها وراهبردهای کاربردی وعلمی پژوهشی متناسب  برای حل مسائل و کاهش مشکلات اجتماعی جامعه ایران عاجزند.

4-فقدان پژوهش های انتقادی “اجتماعی-فرهنگی”

با بررسی ساختارپژوهش های اجتماعی-فرهنگی در ایران شاهد نوعی تکثرگرایی روش های کمی(منفعلانه) در فضای پژوهشی در موسسات ودانشگاههای دولتی وخصوصی هستیم ، این ساختار کمتر خواهان انجام پژوهش های انتقادی است. در تحلیل این ماجرا باید به  شناخت  وجوه تمایز پژوهشگری اثبات گرایانه با تحقیق انتقادی پرداخت.

هدف غایی پژوهش انتقادی،تغییرجامعه و عالم است وپژوهشگر اجتماعی انتقادی،کنش(عمل)گراست.او از چیدمان موجود ناراضی است ودر پی ایجاد بهبودهای قابل توجه است،در حالیکه محقق اثبات گرا سعی در حل مشکلاتی داردکه توسط نخبگان دولتی یا شرکتی مطرح می شود،آن هم بدون اینکه “آب از آب تکان بخورد”مانندشرایطی که طی پنج دهه اخیر در ایران شاهدش بودیم.در مقابل،پژوهشگر انتقادی ممکن است”آگاهانه خود پیش قدم شود ومشکلاتی را شناسایی کند که کمتر احتمال دارد نخبگان قانونگذاری مشغول در امور سیاسی ومدیریتی،آنها رابرای “حل شدن”پیشنهاد دهند.پژوهشگر انتقادی،فسادهای پژوهشی رابرملا می سازد ودورویی هاراآشکاروروش کاسبکارانه وتجارت طلبانه رادر امرپژوهش به نقدمی کشد،وبه منظور برانگیختن کنش آگاهانه ی بنیادی به بررسی وضعیت ها می پردازد.

هدف همه علوم،ودر واقع همه ی یادگیری ها،تغییر وتوسعه درک ما وکاهش وهمیات است،یادگیری،کاهش توهم وجهل است،ومی تواند مارادر رهایی از سلطه بیشتر محدودیت ها،جزم اندیشی ها وخطاهای پنهان یاری رساند.در هر حال،پژوهش انتقادی به بهترین وجه در قالب قدرتمندی افراد قابل درک است.پژوهشی که شوق انتقادی بودن دارد،باید به تلاشی جهت مقابله با بی عدالتی موجود در یک جامعه خاص یا فضای موجود در یک جامعه خاص پیوند بخورد.بنابراین پژوهش تبدیل به تلاشی دگرگون ساز می شودکه خجلت زده ی برچسب “سیاسی بودن”نیست واز رابطه داشتن با یک آگاهی رهایی بخش در هراس نیست.تلاش ما در انجام پژوهش های اجتماعی-فرهنگی در ایران باید اینگونه باشد واگر این شد،آن وقت می توانیم انتظارتحول در ساختارهای قانونی،خانوادگی،فردی، اجتماعی وسیاسی واقتصادی راداشته باشیم وهدف از انجام همایش ها وسمینارهای پژوهشی رادریابیم در غیراین صورت،همچنان روند تحجرگرایانه ودر جازدن رادر انجام پژوهش های اجتماعی-فرهنگی  و نفع شخصی طلبی ها رادرساختار ها ، سازمان ها و فرایند های کوتاه و بلند مدت پژوهشی شاهد خواهیم بود.

5-بررسی خانواده پژوهی و نقدساختارپژوهشی در این حوزه

اگرچه اصول پژوهش خانواده با دیگرروش های خیلی معمول در جامعه شناسی ،علوم سیاسی ،روان شناسی وانسان شناسی شباهت زیاددارد،اما  خانواده  به عنوان یک نهاد اجتماعی خصلت های متفاوتی  با دیگر قلمرو های مطالعات اجتماعی دارد که در روش های شناخت  و پژوهش آن باید به ویژگی ها  توجه  خاص کرد .پنج ویژگی خانواده  موثر در  خانواده پژوهی  در فهرست زیر خلاصه شده است.

  1. خانواده ها نظام هایی شامل افراد دارای درگیری عاطفی هستند

  2. تعریف خانواده نامعلوم است.

  3. اعضای خانواده همزمان نقش ها وجایگاههای متفاوتی راایفا واشغال می کنند.

  4. بسیاری از رفتار خانواده ها خصوصی وپنهان است.

  5. خانواده مهد پژوهشگران  و ذی نفعان تحقیقات در باره خانواده وزندگی خانوادگی  هم هست –  لذا آحاد  ذی نفعان این  قلمرو مطالعات اجتماعی دارای دانسته های پیشین  و بسیار تاثیر گزار در این قلمرو هستند.

بررسی دههاپژوهش صورت گرفته،پیرامون مسائل زنان وخانواده در موسسات دولتی،دانشگاهی وخصوصی گویای آن است که:مطالعات مسائل خانواده بیشتربا محوریت رویکردآسیب شناسانه بوده واز میان دهها مسئله خانواده که باعث بحران در این نهاد گشته،آسیب هایی مانند طلاق ،خشونت،همسرکشی ،خودکشی و..مسائلی از این قبیل رابرای موضوعات پژوهشی انتخاب وبا روش های کمی وپیمایشی تلاش شده تا به نتایجی برسند،نتایجی که گاه در کتابخانه ها خاک خورده وبه چرخه کاربردی “حل بحران”در خانواده نرسیده است.در حالیکه خانواده نیازمند مطالعات بنیادی،پایه ای،نظری وکیفی می باشد،مباحثی مانندشناخت والدین، فرهنگ،تربیت،عشق،سلامت وتعامل نیازمند مفهوم سازی می باشد.در هرحال با مروري كلي و در یک نگاه اجمالي می‌توان مدعی شد پژوهش های اجتماعی-فرهنگی درباره نهاد خانواده در ایران مانند ديگر رشته‌ها و حوزه‌هاي میان‌رشته‌اي، همچون مطالعات فرهنگي، مطالعات زنان، مطالعات قومي، مطالعات ديني و مانند آن هنوز شکل کاملی نیافته است؛ زیرا با توسعه رشته‌هاي علمي و مراكز پژوهشي، يك يا چند موضوع(طلاق،خشونت،همسرکشی،خودکشی)، محوريت يافته و نوعي انحصارگرايي روشي (کمی گرایی)و موضوعي شكل گرفته است؛وهنوز طرح و بحث در مورد خانواده به عنوان يك نهاد كوچك و حاشيه‌اي با نگاه مدرن و نهاد عمده و اساسي، با رويكرد سنتي(اثبات گرایی) دنبال مي‌شود و مسائل آن بدون تغيير باقي مانده است؛ در حالي كه خانواده امری میان‌رشته‌ای است و نزد جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، مردم‌شناسان، اقتصاددانان، سیاست‌مداران، جمعیت‌شناسان و بسیاری دیگر از اصحاب علوم اجتماعی در دنيا مطرح است. کمتر شرایطی پیش آمده است تا صاحب‌نظران این حوزه‌ها با یکدیگر، بحث و بررسی در مورد خانواده را سامان دهند. در مقابل، مدافعان اخلاق اجتماعی و آسیب‌شناسان، به این حوزه از منظر روانی و اخلاقی توجه کرده‌اند.بررسی مطالعات نهاد خانواده در میان رشته های مختلف گویای پراکندگی وگسست میان این مطالعات است وگاهی تکرر موضوعات پژوهشی در این میان به دلیل منسجم نبودن مطالعات نهاد خانواده درایران، شایان توجه است.

ساختار خانواده در طي دهه هاي اخير با تحولاتي هنجاری روبرو  شده است . صاحبنظران نيز با ديدگاه‌هاي گوناگوني اين پديده را تحليل نموده و به نتايج  خاصي نيز دست‌ يافته‌اند. در برخي از مطالعات بر اين موضوع تأكيد شده كه ارزش‌هاي خانوادگي در ايران به شدت تضعيف شده و ساختار و ماهيت خانواده را از بنيان دچار فروپاشي ساخته و در برخي ديگر بر كم اهميت بودن اين تغييرات تأكيد شده است.این نظرات نیازمند مطالعات وپژوهش های کیفی وبنیادی است وتا مفهومی از تحولات ارزشی در خانواده ایرانی ومطابق با ارزش های ایرانی واسلامی به دست نیاوریم هرگز نباید حکم ارزشی برای فروپاشی خانواده ایرانی صادر نمائیم،لذاخانواده همچنان محل زایش استعدادهای انسانی است وباید تلاش کرداز طریق پژوهش های اجتماعی وفرهنگی بحران های این نهاد اجتماعی رابه حداقل رساند،بررسی نظرات کارشناسان در نشست های مختلف پیرامون مسائل نهاد خانواده گویای ضرورت مطالعات پژوهشی کیفی وانتقادی است والبته تلفیق روش های مختلف هم در مواردی کارساز است.اما اهمیت روش های کیفی به این دلیل است که پژوهشگران کیفی،معطوف به موضوعات بحت انگیز غنی بودن،زمینه  ومعنای داده های خام هستند،چراکه رویکرد استقرایی آنها بر خلق بینش ها وتعمیم های برآمده از بطن داده های گردآوری شده تاکید دارد.موضوعاتی مانندتفردگرایی خانواده،فرهنگ ،شناخت والدین،پرخاشگری،حجاب وعفاف،خانواده رسانه ای،زن رسانه ای،تعارض ارزشی،شهروندی خانوادگی،دموکراسی ومشارکت،تعصب،تعارف،کابوس هاس زنانه و..همگی از طریق پژوهش های پایه ای وکیفی ونظری(مفهوم سازی) می تواند به مرحله کاربردی برسد.

سئوال سوم : شما رابطه ساختارهای جامعه ایران را با پژوهش‌های اجتماعی و فرهنگی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

برای تحلیل رابطه ساختارهای جامعه ایران با پژوهش های اجتماعی وفرهنگی ،از تئوری ساخت یابی گیدینز ودیالتیکی بودن پدیده های اجتماعی بوردیو،می شود بهره برد.گیدینزمعتقد است:مسائل اجتماعی حاصل تقابل ساختار وعاملیت است وبوردیو هم می گوید:مسائل اجتماعی در پاره ای از دیالتیک عین وذهن شکل می گیرند.اگر بپذیریم پژوهش های اجتماعی حاصل تقابل ذهن وعین وساختار وعاملیت است،بنابراین ساختارهای اجتماعی در دوران های مختلف قبض وبسط برتحولات انجام پژوهش های اجتماعی-فرهنگی تاثیرگذار بوده است.در ذیل به عواملی که در این راستا اثرگذار بوده است،اشاره ای می کنم:

کمی ارتباط بین پژوهش و تحقیقات اجتماعی با حوزه سیاست‌گذاری و دستگاه‌های اجرایی کشور، بی‌اعتمادی نسبت به علوم اجتماعی و تأثیر این امربر روی پژوهش‌های علمی این رشته، چگونگی ارتباط علوم اجتماعی با جامعه، مدیریت سیاست‌گذاری و الویت‌ بندی پژوهش‌ها به شدت تحت تأثیر سیستم دیوان‌سالاری از بالا به پایین که خود تحت تأثیر مسائل سیاسی است قرار دارد،دولت مداری انجمن های علمی ومدنی، چالش‌های درون‌دانشگاهی و درون‌رشته‌ای،تقابل پژوهش اجتماعی –فرهنگی با سیاست های اجتماعی،رواج ارزش های مادیگرایانه در میان بعضی از پژوهشگران واساتید علوم اجتماعی،رواج فضای فرصت طلبی در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی وبعضا پاره ای از اساتید این حوزه در انجام پژوهش های کاربردی،تقلیل در سطح علمی وپژوهشی بعضی از دانشجویان واساتید حوزه علوم اجتماعی وارتباط تنگاتنگ در ار تباط با گفتمان های قدرت ،چند شغله بودن  بعضی ازاساتیدعلوم اجتماعی،بی انگیزگی وبی تفاوتی بعضی از دانشجویان واساتید و….

علل فوق،توانسته است بر کیفیت وکمیت انجام پژوهش های اجتماعی-فرهنگی درساختارپژوهشی موسسات دولتی،خصوصی وحتی اجتماعی(مدنی) وعلمی تاثیرگذار باشد وبه نوعی کارکرد جامعه شناختی و در ست علمی این گونه موسسات را با چالش روبروکند وبه نوعی دارای قبض دراندیشه وایده پردازی کردن در فضای علمی کشوراست.

سئوال چهارم : به عنوان آخرین سئوال ،مهمترین راهکارها پیرامون چالشهای پژوهشی در ایران از دیدگاه خودتان را فهرست وار بیان نمائید

راهکارهای عبور  و مدیریت چالشهای پژوهشی در ایران عبارتند از:

1-بررسی راهکارهایی که بتواند در عمل گسست وشکاف بین نظریه وعمل در امرسیاستگذاری رابه حداقل برساند.

2-مواد پژوهشی علم جامعه شناسی ،جامعه ومردم می باشندوقاعدتا،پژوهش های “اجتماعی –فرهنگی” یعنی پژوهش هایی که در جامعه وبرای مردم وبه خاطرحل مسائل مردم صورت گیرد،در حالیکه علم جامعه شناسی در ایران کمترین ارتباط رابا مردم وجامعه دارد صرفا به آموزش نظری و تربیت دانشجو پرداخته ،بطوری که گاه حرف بدیل های این علم بر کرسی می نشیند.

3-ملزم کردن نهادهای دولتی به اجرایی کردن سیاست ها وبرنامه های خود در قالب پژوهش های اجتماعی وفرهنگی ویا شواهدعلمی.

4-ایجادسرمایه اجتماعی(اعتماد،مشارکت،همدلی) بین محققان ومسئولان دولتی.ایجاد سرمایه اجتماعی در جامعه ایران،جامعه ای که بین ساختارهای دولتی وساختارپژوهش های اجتماعی وفرهنگی شکاف وگسست است.به این منظور تربیت افرادی که “سیاست پرداز” نامیده می شوند ونقش آنان تهیه گزارش های کاربردی برای مسئولان دولتی است که فرصت خواندن گزارش های پژوهشی راندارند،می باشد.در واقع چنین افرادی پل ارتباطی جهت ایجادسرمایه اجتماعی وتهیه گزارش هایی که می تواند در تصمیم گیری مربوط به سیاست اجتماعی مسئولان در مسائل کلان جامعه موثرباشد.

5-ایجادشورای مرکزی انجام پژوهش های “اجتماعی،فرهنگی” از سوی دولت به منظورکنترل پژوهش های صورت گرفته در این زمینه، در مراکز وموسسات پژوهشی مختلف در سراسرایران وجلوگیری از موازی کاری وتکراری بودن عناوین وموضوعات پژوهشی.

6-ایجاد،تقویت وارتقاءانجمن های علمی-پژوهشی به عنوان بازوی راستین موسسات پژوهشی دولتی.جامعه علمی،اجتماعی از افراد ومجموعه ای از هنجارها،رفتارها ونگرش هاست که این افراد را به یکدیگر در جهت حفظ “مشرب علمی” پیوند می زند،انجمن خوانده می شود چرا که اجتماعی از افراد متعامل است که اصول اخلاقی،عقاید وارزش ها،فنون وآموزش،ومسیرهای حرفه ای مشترکی دارند.این جامعه،یک جامعه جفرافیایی نیست،بلکه بیشتر یک جامعه ی حرفه ای است که اعضایش نگاه وتعهدخاصی به پژوهش علمی دارند.در اغلب موارد،جامعه علمی،شامل هردوی علوم طبیعی واجتماعی است.

7-پرهیز رسانه های گروهی ازتبلیغ شبه علم هایی که به مثابه علوم طبیعی واجتماعی واقعی جلوه می کنند.به عبارتی ضرورت انجام پژوهش هایی را از طریق رسانه القا می کنندکه اگر بیشتر نه،حداقل به اندازه ی علم صادقانه،حاوی شبه علم هستند.

8-کنترل مراکز غیررسمی که به نوعی “تجارتی شدن پژوهش” رادر ایران باعث شده اند،مراکزی که باعث انتخاب موضوعات تکراری و تن آسایی دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی(لیسانس ،فوق لیسانس ودکتری) وبی انگیزگی اساتید درمشاوره وهدایت پژوهش های اجتماعی-فرهنگی هستند.

10-مسئله یابی،همواره در انجام پژوهش های اجتماعی وفرهنگی ،مفاهیمی برای پژوهش باب شده وبعد ازمدتی به فراموشی سپرده شده،واین به دلیل فقدان مطالعات خاص جامعه ایران است .هرزمان مفهومی در محافل پژوهشی غرب باب می شود،ما هم تلاش داریم آن رادر ایران انجام دهیم غافل از اینکه مباحث جامعه ما ونهاد های اجتماعی خاص این جامعه است وبایستی مطالعات تطبیقی وتاریخی در این زمینه در باب مشکلاتی که هم اکنون در جامعه ما بحران زا شده اند، انجام دهیم.به عنوان مثال:مشکلاتی که خانواده ایرانی رابه خط قرمز کشانده بایستی تبار شناسی شود تا متوجه بشویم کجا نهاد خانواده که همواره به عنوان نهاد تحول زای جامعه ایران در تاریخ قد علم کرده است،نادیده گرفته شده است؟با این مطالعات “مسئله شناسی” وباارائه راهکارهای کاربردی “مسئله زدایی” خواهیم کرد،ولی تا آن زمان به دلیل سنت های غلط پژوهشی وساختارهای سیاست زده وروحیه مادیگرایانه وفقدان  انجمن های علمی واجتماعی وخصوصی، راهی طولانی در پیش داریم .

11-آینده پژوهی وضعیت پژوهش های فرهنگی و اجتماعی دانشگاه‌ها با تاکید بر روندها و گرایش‌های نوپذیری.

12- کاربست پژوهش‌های علوم انسانی(اجتماعی-فرهنگی)

درامر سیاستگذاری و آسیب‌شناسی و حل مسائل ایران.

————————————–

# عالیه شکربیگی ،پژوهشگر جامعه شناسی خانواده و زنان ، و مدیر کار گروه “زنان و مناسبات خانواده” انجمن جامعه شناسی ایران است.

 .

همچنین ببینید

Marxism_Key

نظریه های ماركسيسم وتوسعه نيافتگي ايران/مصطفي عبدي*

مقاله حاضر درپي بررسي ونقد نظريات مطرح پيرامون توسعه وتوسعه‌نيافتگي ايران بوده و بدين منظور …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *