آموزش وردپرس
fardgarai

بررسی میزان فردگرایی خودخواهانه و عوامل موثر بر آن/معصومه دوله و فاطمه دوله

مطالعه موردی: شهروندان منطقه 10 تهران، معصومه دوله * فاطمه دوله**

چکیده

فردگرایی خودخواهانه یا خودمدارانه، نوعی از فردگرایی است که در آن نفع شخصی، اولویت تام داشته و افراد صرفاً به دنبال تأمین منافع خویش هستند و نماد فردگرایی منفی محسوب می شود و به دلایل متعدد از قبیل ایجاد اختلال هنجاری، بی نظمی و …آسیب زاترین نوع و بعد فردگرایی است. لذا هدف این پژوهش، مطالعه و بررسی میزان فردگرایی خودخواهانه و عوامل موثر بر آن در بین شهروندان منطقه 10 تهران می باشد روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه همراه با مصاحبه در نظر گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش طبق اعلام شهرداری در سال 1392، 320000 نفر (شهروندان منطقه 10) می باشد. از این جامعه، با استفاده از فرمول کوکران 385 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. و از نظریات دورکیم، تریاندیس، کلمن، اوفه و چلبی استفاده شده است.  جهت آزمون فرضیه های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و مقایسه میانگین ها استفاده به عمل آمد. یافته های پژوهش نشان می دهد فردگرایی زنان جامعه آماری بیش از مردان می باشد. و میزان همبستگی بین عواملی چون بی هنجاری اجتماعی(356/)، انسجام اجتماعی(351/-)، مشارکت اجتماعی(201/-) و اعتماد اجتماعی(245/-) با فردگرایی خودخواهانه معنادار است. از بین این عوامل، بی انسجام  اجتماعی بیشترین میزان همبستگی ( معکوس) را با فردگرایی خودخواهانه دارد، هم چنین تفاوت فردگرایی خودخواهانه در بین زنان مجرد و متاهل معنادار نشد.

واژه های کلیدی: فردگرایی خودخواهانه، اعتماد اجتماعی،  انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، بی هنجاری اجتماعی.

  بیان مساله

فردگرایی مفهومی پیچیده، مبهم است و نمی توان آن را مفهومی بسیط در نظر گرفت و نیازمند بررسی های دقیق می باشد. و تعبیری تازه مرتبط با تفکر تازه تولد یافته ای از قرن نوزدهم به بعد است. فردگرایی نه تنها بر افراد انتزاعی و مجرد، بلکه بر اولویت منافع ، علایق و حالات فرد تأکید دارد(Williams,1988:161-165).

فردگرایی خودخواهانه[1] یا خودمدارانه، نوعی از فردگرایی است که در آن نفع شخصی، اولویت تام داشته و افراد صرفاً به دنبال تأمین منافع خویش هستند و نماد فردگرایی منفی محسوب می شود که به دلایل متعدد از قبیل ایجاد اختلال هنجاری، بی نظمی و … آسیب زاترین نوع و بعد فردگرایی است(کانت، 272:1384؛ وثوقی،131:1387). امروزه در جامعه ایران، عدم رعایت اصول شهروندی، قواعد راهنمایی و رانندگی، وجدان و تعهد کاری، انضباط اجتماعی و … نمونه هایی تحت عنوان کم بودن رفتارهای معطوف به جمع می باشند که حاکی از ارتباط دقیق موضوع با مسائل اجتماعی مهم در ایران است(جوادی یگانه ،7:1383). شناخت ویژگی های فرهنگی- اجتماعی هرجامعه و تأثیر آن بر پیشرفت آن جامعه از مهم ترین ضرورت های نهادهای علمی و اجرایی موجود در جامعه است. در جوامع جهان سوم گاه به دلیل عدم شناخت لازم از محیط اجتماعی – فرهنگی و سیاسی؛ تصمیم گیری، برنامه ریزی ها و حتی بسیاری از پیش بینی ها محقق نمی گردد. دلیل این امر به عوامل متعدد از جمله عدم شناخت وضعیت فرهنگی- اجتماعی قابل ارجاع است. با توجه به این که فردگرایی خودخواهانه اغلب در فرد اجتماعی نشده ظهور می کند و در نیازها و امیال این قبیل افراد ریشه دارد و زمینه را برای تشدید نابرابری اجتماعی فراهم می نماید و نتیجه آن چیزی جز افزایش هرج و مرج نیست(چلبی،286:1390).

اهمیت و ضرورت

اهمیت و لزوم فاصله گرفتن از فردگرایی افراطی و خودخواهانه صرفاً نیاز جامعه ما نیست، بلکه ضرورتی است جهانی که بسیاری از اندیشمندان متأخر، با گرایش های فکری متنوع، آن را دنبال کرده اند. برای مثال، آتالی[2] از روشنفکران معاصر فرانسوی به عدم تعادل ها و بحران هایی که جوامع غربی را تهدید کرده و آن را در آستانه انفجار قرار داده است، اشاره کرده است(آتالی،180:1381). لذا فردگرایی یکی از آن خصیصه یا ویژگی هایی است که می بایست مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و انواع و میزان آن مورد مطالعه قرار گیرد، تا بتوان از نتیجه این مطالعات در برنامه ریزی های موجود در کلیه حوزه ها استفاده نمود. به تعبیر دیگر شناخت فردگرایی، شاخصی برای شناخت وضعیت جامعه ایران در بستر توسعه نیز می باشد. به همین خاطر شناخت این پدیده می تواند محققین اجتماعی را در شناسایی مسائل اجتماعی و مسائل توسعه ای جامعه ایران مدد رساند. حرکت جامعه ما به سوی توسعه ی بومی، همه جانبه و پایدار، علاوه بر ایجاد زیر ساختارهای فنی و اقتصادی، نیازمند تحولی بنیادی در حوزه ی فرهنگی است و یکی از ابعاد تحول فرهنگی، رهایی از فردگرایی مهارگسیخته یا خودمحور و توجه به منافع جمعی است(معیدفر و دربندی، 36:1385).

اهداف پژوهش

هدف کلی

هدف کلی این پژوهش  بررسی میزان فردگرایی خودخواهانه و عوامل موثر بر آن در بین شهروندان منطقه 10 می باشد.

پیشینه پژوهش

-هوفستد[3](2004) در پژوهشی تحت عنوان پیامد های فرهنگ به دنبال بررسی تأثیر نشانگان فرهنگی بر سازمان و رفتار سازمانی در کشورهای مختلف است. پژوهش مذکور در 53 کشور از جمله ایران با بیش از 116 هزار پرسشنامه در بین کارکنان و مدیران شرکت IBM انجام شده و به این نتیجه رسید که نوعی همبستگی بین فردگرایی و تولید ناخالص ملی(GNP) کشورهای تحت مطالعه وجود دارد، نتایج بررسی حاکی از آن است که کشورهای ثروتمندتر یعنی کشورهایی که تولید ناخالص ملی بیشتری داشته اند بیشتر فردگرا بوده اند و همچنین رتبه کشورهای عربی در بین 53 کشور، رتبه 27/26 است و ایران با نمره فردگرایی 41 در رتبه 24 قرار دارد(Hofested,2004:256)

-رآلو و آلیک[4](1999) در پژوهش خود سه نوع جمع گرایی را از هم متمایز ساختند؛ خانواده گرایی، حلقه دوستانه و میهن پرستی، در واقع این جمع گرایی در سه بعد، خانواده، گروه همسالان و جامعه مورد سنجش قرار می گیرد. نمونه های پژوهش عبارت بوده اند از: 123 دانشجوی استونیایی از دانشگاه تارتوین استونی  و 92 دانشجوی دانشگاه روسی از آموزشگاه ناروا در استونی و 50 دانشجوی روسی از دانشگاه مسکو  میانگین سنی و 94 دانشجوی آمریکایی. نتایج پژوهش گویای آن بوده که نمونه های روس در مسکو و ناروا، جمع گراتر از آمریکا و استونی بوده اند در عین حال روس هایی که در استونی زندگی می کردند کمتر جمع گرا بوده اند. آنهایی که به کشورهای دیگر مهاجرت می کنند (در مورد روس هایی که به استونی مهاجرت کردند ) فردگراتر از افرادی هستند که به اقامت در کشور خود ادامه می دهند، جای تعجب بود که استونی در تمام سه قلمرو روابط اجتماعی، کمتر جمع گرا بوده است(Realo & Allik,1999:140).

-فیض اله نوروزی(1375) در بررسی فردگرایی در بین دانشجویان در حال تحصیل در تهران به بررسی تأثیر احساس بی عدالتی نسبی، نحوه اجتماعی شدن، وضع اقتصادی، ویژگی های زمینه ای، سن و اهداف و وسایل، تجمل گرایی و رضایت بر فردگرایی بوده است. نتایج نشان می دهد که افرادی که رضایت کمتری از زندگی داشته اند، تجمل گراتر بوده اند، فردگرایی والدین شان بیشتر بوده است، مشکلات بیشتری داشته اند، سن آنها کمتر بوده است، از تلویزیون بیشتر استفاده می کرده اند و درآمد خانواده شان بیشتر بوده است، فردگرایی (خودخواهی) آن ها بیشتر بوده است و کسانی که احساس بی عدالتی نسبی آن ها بیشتر بوده است و تحصیلات آنها بیشتر بوده ، فردگرایی (خودخواهی) آن ها کمتر بوده است( نوروزی، 1375).

– محمد رضا جوادی یگانه (1383)  در بررسی رفتار همیارانه مردم در موقعیت دو راهی اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن در بین شهروندان تهرانی به تأثیر عوامل موقعیتی و شخصیتی و فضای کنش بر رفتار همیارانه مردم در موقعیت دو راهی اجتماعی پرداخته است و نتایج بررسی حاکی از آن است که میزان رفتار همیارانه در دوراهی اجتماعی ذکر شده توسط خود آزمودنی­ها در پیمایش، در سه موقعیت (ایستگاه اتوبوس و ریختن زباله در پارک، آسفالت کردن کوچه) بیش از 85% و در موقعیت­های اقتصادی (تمدید گذرنامه و مامور گمرک) و سیاسی (استخدام در اداره) بین 65% تا 80% است در شبیه­سازی حداکثر میزان رفتارهای همیارانه 40% است و همچنین تصور افراد از میزان رفتارهای همیارانه (که فرافکنی رفتار خود فرد نیز هست) حداکثر 40% است(جوادی یگانه،1383).

– حسین میرزائی(1387) در بررسی جامعه شناختی فردگرایی در ایران با تأکید بر پیمایش ساکنین شهر تهران به بررسی تأثیر عوامل(عام گرایی، اعتماد تعمیم یافته، دینداری، تحصیلات، درآمد) بر فردگرایی می پردازد و نتایج بررسی نشان می دهد که  زنان جمع گراتر از مردان اند، جوانان فردگرایی عمودی بیشتری از میان سالان و کهن سالان داشته اند، مجردان دارای فردگرایی عمودی بیشتر، رفتارهای خودخواهانه بیشتری نسبت به متأهلین  داشتند، افراد با تحصیلات پایین تر از جمع گرایی عمودی بیشتری برخوردارند، کسانی که کمتر دیندارند، فردگراتر بوده اند و فردگرایی خودخواهانه بیشتری داشته اند، اغلب کسانی که از زندگی ناراضی بوده اند، دارای فردگرایی خودخواهانه قابل توجهی بوده اند، افرادی که عام گرایی بیشتری داشته اند، از نظر رفتارهای خودخواهانه، فردگرایی عمودی و فردگرایی غیر مشارکتی در سطح پایینی بوده اند.

مبانی نظری پژوهش

کلاوس افه[5]: یکی از جاذبه های ذهنی اندیشیدن درباره پدیده اعتماد اجتماعی، توانایی بالقوه این پدیده برای پر کردن شکاف میان سطوح کلان و خرد در نظریه اجتماعی است. اعتماد، فرضی شناختی است که کنشگران فردی یا گروهی/جمعی در تعامل با دیگران به کار می بندند. این فرض شناختی، با ترجیحات و تمایلات رفتاری دیگران از لحاظ آمادگی آن ها برای کمک، همکاری و پرهیز از اقدامات خودخواهانه، فرصت طلبانه و خصمانه ارتباط دارد. این پدیده های خرد که از ارزیابی مستمر رفتار احتمالی دیگران ناشی می شود از عوامل تعیین کننده گزینه ها و توانمندی های سیاست های کلان برای حل مشکلاتی هسستند که پیش روی نخبگان سیاسی قرار دارند(تاجبخش، 209:1384). می توان گفت که اعتماد اجتماعی که در جریان روابط اجتماعی شکل می گیرد در روند تغییرات فردگرایی خودخواهانه مؤثر می باشد و از سویی با توجه به این که رفتارهای خودخواهانه یکی از ابعاد فردگرایی منفی می باشد،که فراهم نمودن بسترها برای بالا بردن اعتماد اجتماعی در واقع در کاهش فردگرایی خودخواهانه تأثیر دارد. و با توجه به این رابطه می توان فرضیه معنادار بودن رابطه بین اعتماد اجتماعی و فردگرایی خودخواهانه را مطرح نمود.

قضایای اختلال هنجاری

1-در وضعیت کمیابی، افزایش نیروی هنجاری جامعه از طریق گسترش تقسیم کار اجتماعی باعث توسعه اجتماعی می شود.

2-تضاد هنجاری باعث تقلیل روابط بین گروهی می شود و از این طریق باعث تضعیف انسجام کلی می گردد.

3-در جامعه قطعه ای، افزایش جمعیت اثر کاهنده روی توسعه اجتماعی دارد.

4- اختلال هنجاری بویژه تضادهای هنجاری زمینه ظهور گروهها و احزاب ضد نظام را فراهم می نمایند.

5- حضورگروهها و احزاب سیاسی ضد نظام خارج از سیستم اعم از قانونی و غیر قانونی رابطه معکوس با توسعه اقتصادی دارد.

6- اختلال هنجاری و چندگانگی نهادی موجب ابهام در اهداف اجتماعی و سردرگمی اجتماعی می شود.

7- اختلال هنجاری و چندگانگی نهادی تعهدات جمعی را تضعیف می کنند.

8- ابهام در اهداف و ضعف تعهدات جمعی باعث ضعف وفاق اجتماعی می گردند.

9- ضعف وفاق اجتماعی باعث ابهام در حق می شود.

10- ابهام در حق و ضعف تعهدات جمعی موجب تیرگی نقش می شوند.

11- تیرگی نقش باعث کاهش هماهنگی در روابط اجتماعی می شود.

12-تیرگی نقش و کاهش هماهنگی در روابط اجتماعی موجب فردگرایی خودخواهانه می شوند.

13- فردگرایی خودخواهانه پیش بینی پذیری رفتار اجتماعی را کاهش می دهد.

14- ضعف تعهدات جمعی و فردگرایی خودخواهانه به کارگیری حیله و زور را در روابط اجتماعی ترویج می نمایند.

15- فردگرایی خودخواهانه و کاهش پیش بینی پذیری رفتار و به کارگیری حیله و زور همگی موجب تقلیل اعتماد اجتماعی متقابل و دامنه تعمیم پذیری آن می شوند.

16- عدم هماهنگی در روابط اجتماعی، فردگرایی خودخواهانه ، عدم پیش بینی پذیری رفتار و عدم اعتماد اجتماعی متقابل تعمیم یافته، همگی باعث افزایش کنترل رسمی اجتماعی می شوند.

17- به نسبت افزایش کنترل رسمی، هزینه های اقتصادی جامعه نیز افزایش می یابد.

18- کنترل رسمی با نوآوری و خلاقیت رابطه منفی از نوع سهمی درجه دو دارد (یعنی همبستگی کنترل رسمی با نوآوری و خلاقیت از نوع u معکوس است).

19- با ازدیاد کنترل رسمی، قرطاس بازی افزایش می یابد و اثر تعاملی رسمی با اختلال هنجاری زمینه را برای بروز انواع مفاسد اداری فراهم می نمایند.

20- کنترل رسمی با انطباق جامعه ای (در ابعاد چهارگانه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) رابطه منفی از نوع سهمی درجه دو دارد (یعنی همبستگی کنترل رسمی با انطباق جامعه ای از نوع u معکوس است) (چلبی، 286:1390).

دورکیم

یک قضیه عمومی در باب توسعه اجتماعی، روح جامعه شناسی دورکیم است، این قضیه را می توان این طور بیان کرد:

در وضعیت کم یابی، افزایش نیروی هنجاری جامعه از طریق گسترش تقسیم کار اجتماعی، موجب توسعه اجتماعی می شود، تضادهای هنجاری، کم و بیش دارای پیامد های منفی برای جامعه اند. در زیر به بعضی از این آثار مهم اشاره می شود، گرچه همه آنها جامع و مانع نیستند. طبق قضیه فوق، تضاد هنجاری مانع گسترش تقسیم کار می شود و این به نوبه خود مانع توسعه اجتماعی می گردد. تضاد هنجاری، کار تنظیم اجتماعی، به ویژه در بعد روابط بین گروهی را مشکل می سازد. با وجود تضادهای هنجاری تراکم روابط بین گروهی کاهش می یابد و با این کاهش، انسجام کلی نیز تضعیف می گردد. در واقع تضاد هنجاری جامعه را تبدیل به یک جامعه قطعه ای (گسیخته ) می نماید. در جامعه قطعه ای حجم زیاد جمعیت اثر کاهنده بر توسعه اجتماعی خواهد داشت. در حالی که در جامعه ای که از نظر هنجاری منسجم و یکپارچه باشد، حجم زیاد جمعیت می تواند اثر فزاینده بر توسعه اجتماعی داشته باشد. تضاد هنجاری هزینه نظارت رسمی جامعه را افزایش می دهند. در اثر تضادهای هنجاری، اعتماد متقابل تعمیم یافته، کاهش می یابد و نقش زر و زور در تنظیم روابط اجتماعی عمده می گردد. تضاد هنجاری فردگرایی را در جامعه ترویج می نماید و خود از آن تأثیر می پذیرد. به این ترتیب تضاد هنجاری کمک می نماید تا افراد دایره دوستی خود را محدود تعریف نمایند و در عوض دایره دشمنی را گسترده تعریف کنند. از نظر سیاسی، تضادهای هنجاری فراگیر به نوبه خود می توانند زمینه ظهور گروه ها و احزاب ضد نظام را فراهم نمایند که این خود مانع توسعه اجتماعی می شود. اینگلهارت[6] در این زمینه شواهدی ارائه می نماید حاکی از آن که میزان حضور گروهها و  احزاب سیاسی ضدنظام، اعم از قانونی و غیر قانونی، رابطه معکوس با توسعه اقتصادی دارد. بدیهی است که کم و کیف آثار تضادهای هنجاری در زمینه های فوق الذکر بستگی به نوع تضاد هنجاری متضاد خاص دارد. در صورتی که هنجارهای متضاد فراگیر باشند، به همان نسبت دامنه پیامد آنها نیز بیشتر است. و اگر هنجارهای متضاد به اصطلاح محلی باشند و در مرتبه پایین اجتماعی باشند، دامنه پیامدهای منفی آنها نیز بالنسبه محدود خواهد بود (چلبی، 117:1390).

دورکیم همواره بر جنبه اخلاقی جامعه و کارکرد اساسی همبستگی اجتماعی در دوام و بقاء جامعه تأکید داشت. فردگرایی خودخواهانه پیش بینی پذیری رفتار اجتماعی را کاهش می دهد «زمینه، را برای تشدید ناهنجاری اجتماعی فراهم می کند و نتیجه آن چیزی جز افزایش هرج و مرج نیست»(همان:286). می توان گفت که در اثر تضادهای هنجاری، اعتماد متقابل تعمیم یافته، کاهش می یابد و نقش زر و زور در تنظیم روابط اجتماعی عمده می گردد و این که تضاد هنجاری فردگرایی را در جامعه ترویج می نماید و خود از آن تأثیر می پذیرد مؤید رابطه همبستگی بین بی هنجاری و فردگرایی خودخواهانه می باشد، به صورتی که وجود بی هنجاری در رفتارهای افراد که جامعه آماری پژوهش را تشکیل می دهند در فردگرایی خودخواهانه(رفتارهای خودخواهانه) افراد مؤثر و خود از آن تأثیر می پذیرد.

از نظر دورکیم توسعه فردگرایی یکی از ویژگی های اصلی گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن است. او در دو  اثرخودکشی و تقسیم کار اجتماعی خود، علاوه بر نگاه تکاملی به فردگرایی، برای فردگرایی دو وجه مثبت (پیشرفت شخصیت فردی) و منفی (پیشرفت خودخواهی) قایل شده است. او معتقد است« فردگرایی منفی اساساً متعلق به حالت ماقبل اجتماعی شدن است، در حالی که فردگرایی مثبت به شکل اخلاق اصیل متعلق به جامعه مدرن است» (ملور[7] و شیلینگ[8]،1996 به نقل از میرزائی ،136:1387). دورکیم در خصوص جوامع دارای همبستگی مکانیکی بیان می کند که «چون در جامعه های باستانی تقسیم کار توسعه نیافته است افراد کمتر افتراق یافته اند و همبستگی میان آنها از نوع مکانیکی است. به عبارت دیگر همبستگی بر اصل شباهت افراد مبتنی است. در این حالت نظام فرهنگی فرصت بروز خودخواهی را کم می کند؛ فرد با میانجی هنجارها و ارزش هایی که به صراحت تعریف شده اند و با قاطعیت به او تحمیل می شوند با گروه یگانگی یافته است. در جامعه مدرن تقسیم کار با افتراق پذیری افراد از لحاظ روابط تخصصی ـ شغلی و سوابق حرفه ای همراه است و همبستگی در این جامعه از نوع آلی (ارگانیکی) است. به عبارت دیگر، همبستگی بر افتراق و عدم شباهت های متکامل مبتنی است » (بودون، 505:1385) .

دورکیم همواره در آثار خود بر اهمیت فردگرایی اخلاقی و پرهیز از فردگرایی خودخواهانه می پردازد و آنها را در مقابل یکدیگر می داند. به نظر او اگر یک نظام اجتماعی تنها متشکل از خودهای سراسر منفعت طلبی باشد که فقط به دنبال برآوردن اهداف و امیال شخصی خود بدون توجه به نتایج اجتماعی عملکردشان باشند آنچه فرو می پاشد نظم اجتماعی و پیدایش آسیب ها و نابهنجاری های گسترده است زیرا در جایی که تنها منفعت حاکم است، از آنجا که هیچ مهاری بر خودپرستی ها و خودخواهی های موجود در کار نیست، هر منی در برابر من دیگر به حالت آماده باش جنگی است و اگر هم در این تخاصم ابدی آتش بس در کار باشد، پایدار نخواهد بود و معتقد است که از طریق تقویت اخلاق فردی و باور نمودن اخلاق مدنی، خودخواهی های فردی مهار می شود (دورکیم 218:1369).

فردگرایی از مضامینی است که دورکیم پیوسته به آن پرداخته است تا آنجا که آن را یکی از علل آنومی می داند. فردگرایی افراطی مذموم که از نظر او معادل خودخواهی ، حاصل گسستن فرد از پیوند های اجتماعی و منشأ شر است. در فردگرایی خودخواهانه التزام افراد به قواعد(هنجاری) جامعه سیاسی که دولت نمایندگی آنها را برعهده دارد ضعیف می شود. فردگرایی خودخواهانه که منشأ و سرچشمه آنومی سیاسی است در تعارض با دولت است و این نوع فردگرایی خودخواهانه که به معنای ترجیح منافع فردی و گروهی بر منافع جمعی و جامعه سیاسی است به آنومی منجر می شود ،زیرا در باظهور این نوع فردگرایی، التزام به قواعد اخلاقی که می توانند بر این میل بی نهایت و شهوات سیری ناپذیر حد بگذارد، وجود ندارد (رجب زاده و کوثری ،327:1382).

دورکیم چهار نوع خودکشی را مشخص کرده است که عبارتند از: خودکشی خودخواهانه[9]، دیگرخواهانه،بی هنجارانه و قدری. این انواع خودکشی باید جفت هایی قطبی وابسته به یگانگی و سامان دهی در نظر گرفته شوند. درباره یگانگی، «خودخواهی» و «دیگرخواهی» به شیوه های پیوند افراد با دیگران اشاره دارند و به میزانی که افراد با جامعه خود یکی انگاری می کنند و خود را جزیی از آن می دانند(کیویستو[10]،138:1390).

در حالت خودخواهی، تعادل میان فرد و جامعه بر هم می خورد، زیرا فعالیت ها و باورهای فرد بر پیوند های جمعی تقدم می یابد. در این وضعیت، میزان یگانگی بسیار اندک است. اما دیگرخواهی به وضعیت هایی اشاره دارد که در آن افراد از جمع و تعهداتی که بر آن تحمیل می کند به اندازه کافی جدا نشده اند، و مردم خودمختاری کافی ندارند. در این مورد، تعادل به سود جامعه برهم می خورد، زیرا میزان بیگانگی بسیار زیاد است(Durkheim, 1951:152-240; Douglas,1967; Pop,1976). دورکیم مشکل جوامع مدرن را اساساً مسئله ای اخلاقی می دانست بدین منظور او کار خود را با تحلیل همبستگی آغاز نمود و تلاش کرد تا پایه های همبستگی اجتماعی در جامعه مدرن را توصیف و تحلیل نماید(دورکیم،1369به نقل از عبداللهی،37:1387) و علت رشد خودکشی را در اروپا فردگرایی و کاهش انسجام مکانیکی در جامعه سنتی می داند، برخورد با این پدیده به طور ساختاری مستلزم فراهم ساختن زمینه های مشارکت افراد و توسعه انسجام ارگانیکی (گسترش نهادهای مدنی) است در حقیقت سرمایه اجتماعی تابعی از میزان ادغام در گروه های ثانویه (انجمن ها، اتحادیه ها، تعاونی ها وسایر واحدهای جمعی) است که بخشی از آن به جلوگیری از پذیرفتن سرمایه های اجتماعی موجود اعم از سنتی و مدرن و بخش دیگر به فراهم ساختن زمینه هایی برای افزایش سرمایه اجتماعی جدید منتهی می شود. قدر مسلم مشارکت اجتماعی از انزوای اجتماعی و فردگرایی افراطی می کاهد و انسجام اجتماعی را بالا می برد و اعتماد را که یکی از پایه های اصلی سرمایه اجتماعی است افزایش می دهد ما دست کم، در یک مورد در دوران انقلاب که افراد آزادانه در جنبش های همگانی احساس مشارکت واقعی داشتند شاهد کاهش چشمگیر آسیب های اجتماعی بودیم (توسلی ،11:1382). فردگرایی که به صورت ناهماهنگی و عدم تطابق با هنجارهای اجتماعی و کاهش همبستگی اجتماعی تجلی می کند منجر به از خود بیگانگی می شود و شرایط آنومیک[11] جامعه به این بیگانگی و جدایی از جامعه دامن می زند (همان:37). بودون[12] تفکرات و مطالعات مهم و مؤثر در موضوع فردگرایی در جوامع مدرن را مدیون دورکیم می داند. به اعتقاد وی «تز[13] اصلی دورکیم در تقسیم کار اجتماعی این است که توسعه فردگرایی نتیجه پیچیدگی فزاینده تقسیم کار در جامعه است» (بودون ،505:1385). می توان چنین گفت که وجود مشارکت اجتماعی که یکی از مولفه های سرمایه اجتماعی است نسبت به فردگرایی افراد یک نوع رابطه علت و معلولی را نشان می دهد و همین طور در باب انسجام اجتماعی هم چنین ارتباطی مشاهده می شود که زمینه را برای مطرح کردن فرضیات وجود رابطه معنادار بین این متغیر ها فراهم می سازد.

کلمن[14]: کلمن براین باور است که این وفاق اجتماعی است که حق را مشخص می سازد. در صورتی که وفاق اجتماعی در اثر چندگانگی نهادی ضعیف باقی بماند، به همان میزان نیز جایگاه، میزان و نوع حق مبهم و نامشخص باقی می ماند. به تبع نقش های اجتماعی نیز به اصطلاح تیره می گردند. به عبارت دیگر انتظارات و تعهدات برای کنشگران در بستر روابط اجتماعی تار و نامعین می شوند. سؤ ارتباط و سؤ تفاهم نیز افزایش می یابد و به دنبال آن هماهنگی در روابط اجتماعی کاهش می یابد. در چنین وضعیتی محیط اجتماعی برای نشو و نمای فردگرایی خودخواهانه و خودسری فردی مهیا می گردد. زور، حیله و تزویر اسباب عمده تأمین منافع فردی می شوند و این خود موجب تقلیل پیش بینی پذیری رفتارهای اجتماعی می گردد. تحت این شرایط میزان تعمیم پذیری اعتماد تعمیم یافته متقابل دچار افت قابل ملاحظه می شود به طوری که کنشگران اجتماعی در پهنه تعاملات اجتماعی احساس امنیت نمی کنند. به علاوه کنشگران حقیقی و مجازی نیز که مالک هستند تمایل بیشتری می یابند که در عرصه اقتصادی منافع شخصی خود را بدون احساس تعهد عمومی نسبت به مصالح جمعی تعقیب نمایند. طبیعی است که نابسامانی هنجاری و نهادی، دامنه کنترل رسمی را به عنوان بازخورد منفی جهت حفظ نظم اثباتی (بیرونی) تشدید می نماید (همان،117). گفته های کلمن هم در راستای تایید فرضیه معنادار بودن رابطه بین انسجام اجتماعی و فردگرایی خودخواهانه می باشد.

فرضیه های پژوهش

     1-با افزایش میزان اعتماد اجتماعی، میزان فردگرایی خودخواهانه افراد کاهش می یابد.

2-با افزایش میزان انسجام  اجتماعی، فردگرایی خودخواهانه افراد کاهش می یابد.

3-با افزایش میزان مشارکت اجتماعی، فردگرایی خودخواهانه افراد کاهش می یابد.

4-با افزایش میزان بی هنجاری اجتماعی، میزان فردگرایی خودخواهانه  افراد افزایش می یابد.

5-میزان فردگرایی خودخواهانه برحسب وضعیت تاهل( مجرد، متاهل) تفاوت معناداری دارد.

7-میزان فردگرایی خودخواهانه برحسب جنسیت تفاوت معناداری دارد.

  روش پژوهش

چارچوب نظری و فرضیات پژوهش، بکارگیری روش پیمایش را برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها بیشتر ایجاب می کند

جامعه آماری

جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه شهروندان منطقه 10 تهران طبق آخرین اعلام شهرداری منطقه، 10می باشد که حجم آن برابر با 320000 نفر می باشد.

نمونه آماری( حجم نمونه)

روش نمونه گیری

در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شده است از این تعداد بر اساس فرمول کوکران 385 نفر به دست آمد. اجزای فرمول فوق به شرح زیر است:n= حجم جمعیت نمونه، N= حجم جامعه آماری، t= مقدار اشتباه استاندارد لازم برای دستیابی به ضریب اطمینان معین که چون ضریب اطمینان 95/0 در نظر گرفته شده، بنابراین t معادل 96/1 خواهد بود.d= دقت احتمالی مطلوب که معادل 05/0 است، p= احتمال وجود صفت که معادل 5/0 است و q= احتمال عدم وجود صفت که معادل 5/0 است.

 واحد تحلیل جامعه

واحد تحلیل و واحد مشاهده در این پژوهش فرد است.و سطح تحلیل و سطح مشاهده نیزخرد می باشد.

روش جمع آوری اطلاعات

 در این پژوهش گردآوری اطلاعات با استفاده از ابزار پرسشنامه توام با مصاحبه انجام شده است.

روش تجزیه و تحلیل داده ها

تجزیه و تحلیل پژوهش حاضر در دو سطح آمار توصیفی از گرایش های مرکزی ( میانه ، میانگین ) وگرایش های پراکندگی( انحراف معیار، واریانس) و جداول یک بعدی وآمار استنباطی (تجزیه و تحلیل داده ها) از ضریب همبستگی پیرسون و معادله رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شده است.

روایی[15] و[16]پایایی

مهمترین معیار سنجش، اعتبار آن است. یعنی سنجش واقعا همان چیزی باشد که قصد سنجیدن آن را داریم(بیکر،138:1387). به عبارت دیگر سؤالی که در اعتبار مطرح می شود این است که آیا واقعا همان چیزی اندازه گیزی می شود که قصد سنجش آن را داریم(همان). در پژوهش حاضر برای محاسبه ی اعتبار از روش اعتبار صوری استفاده شده است. به این ترتیب که به وسیله پیش آزمون نظر کارشناسان و صاحبنظران در این حوزه پرسیده شد. تا به اصلاح محتوا و تناسب متغیرها با سؤالات بپردازند. در مرحله ی بعد، پس از تعیین صحت و سقم عبارات مقیاس ها و پرسش ها به صورت پرسشنامه ای تنظیم و پیش آزمون با نمونه 35 نفری انجام شد. از آنجا که 70≤α پایایی مناسب وسیله اندازه گیری است، در اینجا مورد استناد قرار گرفته است.

                          جدول1: میزان آلفای به دست آمده برای هریک از متغیر های تحقیق

متغیرها

فردگرایی خودخواهانه

بی هنجاری

مشارکت اجتماعی

اعتماد اجتماعی

انسجام اجتماعی

تعداد گویه

9

7

9

11

7

آلفا

86/0

89/0

84/0

79/0

85/0

تعاریف متغیرها

فردگرایی خودخواهانه: فردگرایی خودخواهانه نوعی از فردگرایی است که در آن نفع شخصی اولویت تام داشته و افراد صرفا به دنبال تامین منافع خویش هستند. این نوع فرد گرایی مهمترین نماد فردگرایی منفی است و به دلایل متعدد از قبیل ایجاد اختلال هنجاری، بی نظمی و…،آسیب زاترین نوع  فردگرایی است (وثوقی، 131:1378). در این پژوهش متغیر وابسته فردگرایی خودخواهانه با استفاده از شاخص های (عدم تمایل به بچه دار شدن، عدم تمایل به ازدواج و تشکیل خانواده، بی تفاوتی نسبت به مشکل دیگران، خودخواه بودن، تکروی، از زیر کار در رفتن، تنها اهمیت دادن به خود در همه امور، استفاده از خودرو شخصی با آگاهی از آلودگی هوا) در قالب 9 گویه سنجش شده است.

بی‏هنجاری اجتماعی: آنومی (بی‏هنجاری) عبارت از این احساس است که برای حصول به اهداف ارزشمند، ابزار و وسایل نامشروع مورد نیاز است. این احساس، زمانی بروز می‏کند که فرد، متقاعد شود فقط کنش‏هایی او را به حوزه‏های هدف، رهنمون می‏سازند که مورد تأیید جامعه نیستند(محسنی تبریزی،98:1375). در این پژوهش متغیر مستقل بی هنجاری اجتماعی با استفاده از شاخص های(بلند کردن صدای موسیقی، صدمه وارد کردن یا تخریب اموال عمومی از قبیل کیوسک تلفن و …، عدم پرداخت کرایه اتوبوس، رشوه دادن برای پیشبرد کارها، تقلب، بی احترامی به بزرگترها، ریختن آشغال در اماکن عمومی، مطابق خواست خود پیش رفتن بدون در نظر گرفتن مقررات، عدم رعایت نوبت در صف، عدم رعایت قوانین مقررات و رانندگی) در قالب 7 گویه سنجش شده است.

ابعاد سرمایه اجتماعی

مشارکت اجتماعی: مشارکت اجتماعی عبارت است از آن دسته از فعالیت های ارادی که از طریق آن اعضای یک جامعه، در امور محله، شهر و روستا شرکت کرده و به صورت مستقیم و غیر مستقیم در شکل دادن به حیات اجتماعی مشارکت دارند(محسنی تبریزی، 108:1369). در این پژوهش متغیر مستقل مشارکت اجتماعی با استفاده از شاخص های(مشارکت مدنی، مشارکت فرهنگی و تفریحی، مشارکت مذهبی) در قالب 9 گویه سنجش شده است.

اعتماد اجتماعی: اعتماد اجتماعی از مهمترین شاخص ها در ارتباط و تعامل گروهی به شمار می آید و مبین آمادگی افراد وگروه ها جهت ایجاد رابطه اجتماعی و پذیرش متقابل است. اعتماد در ابتدا یک مفهوم روانشناختی است، که دلالت بر تأیید، پذیرش و همکاری فرد و پیرامون، به شکل متقابل دارد. بی اعتمادی در مقابل به مفهوم داشتن نوعی روحیه سؤ ظن و بدبینی توأم با عدم اطمینان و همرا با شک و تردید نسبت به افراد و اشخاصی است که فرد با آنان در ارتباط متقابل، مستمر و روزمره است(محسنی تبریزی،23:1375). در این پژوهش متغیر مستقل اعتماد اجتماعی با استفاده از شاخص های(اعتماد فردی، اعتماد تعمیم یافته، اعتماد نهادی) در قالب 11 گویه سنجش شده است.

انسجام اجتماعی: انسجام اجتماعی دلالت بر توافق جمعی میان اعضای یک جامعه دارد. به عبارتی« انسجام در کل ناظر بر میزان و الگوی رابطه متقابل بین کنشگران، گروهها و خرده فرهنگ های تمایز یافته است.»(افروغ،140:1378). در این پژوهش متغیر مستقل انسجام اجتماعی با استفاده از شاخص های(ترجیح منافع جمعی بر فردی، غم و شادی دیگران را غم و شادی خود دانستن، شرکت در انتخابات، شرکت در راهپیمایی ها، احساس تعلق خاطر به وطن، وقت گذاشتن برای دیگران در مواقع لزوم با وجود فوریت انجام کار خود، عدم جدال با دوستان بر سر برخی مسائل(نزاع)، عدم تأثیر اختلافات سیاسی در روابط دوستی) در قالب 7 گویه سنجش شده است. نمرات هر گویه بین 0 تا 4 رده بندی شده است که نمره (0) نشان دهنده کمترین میزان توافق در ارتباط با هر گویه و نمره (4) بالاترین توافق را در هر گویه نشان می دهد.

نتایج و یافته ها

آمار توصیفی

از 385 نفر نمونه آماری لحاظ شده در این پژوهش بیشترین تعداد پاسخگویان را مردان تشکیل می دهند به طوری که 9/50 درصد از پاسخگویان را مردان و 1/49 درصد زنان بوده اند. 3/34 درصد کل نمونه متأهل و 4/64 درصد آنها مجرد بودند. میانگین سنی افراد در این پژوهش 47/29 سال بوده است. و میانگین نمره اعتماد اجتماعی پاسخگویان 50/25 می باشد که نشان می دهد اعتماد اجتماعی شهروندان منطقه 10 بالاتر از حد متوسط می باشد. میانگین مشارکت اجتماعی 34/18 می باشد که بیانگر این است که  مشارکت اجتماعی هم  بالاتر از حد متوسط می باشد. میانگین انسجام اجتماعی شهروندان برابر با 46/18 می باشد که بیانگر این است که انسجام اجتماعی شهروندان بالاتر از حد متوسط می باشد و هم چنین میانگین بی هنجاری اجتماعی 13/13 می باشد که بیانگر این است که  بی هنجاری شهروندان پایین تر از حد متوسط می باشد. در کل می توان گفت که از میان مولفه های سرمایه اجتماعی( اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی) تنها انسجام اجتماعی شهروندان بیشتر از مقدار مورد نظر بود و میزان بی هنجاری اجتماعی در میان این جامعه آماری نیز در حد پایینی بود. اما در مورد متغیر وابسته فردگرایی خودخواهانه، میانگین فردگرایی خودخواهانه پاسخگویان برابر با 21/29 می باشد که نشان دهنده این است که فردگرایی خودخواهانه پاسخگویان بیشتر از حد متوسط است که  میانگین مولفه های سرمایه اجتماعی می تواند موید این نکته باشد

آمار استنباطی

آزمون فرضیات پژوهش با استفاده از دو تکنیک آماری ضریب همبستگی پیرسون و مقایسه میانگین ها انجام گرفت. جهت آزمون فرضیه هایی که متغیر های مستقل آنها در سطح سنجش اسمی و متغیر وابسته فاصله ای قرار دارد، از آزمون T ( برای مقایسه میانگین ها) استفاده شده است. برای آزمون فرضیه هایی که متغیرهای آنها در سطح سنجش فاصله ای- فاصله ای قرار دارند از ضریب همبستگی استفاده شده است.

جدول شماره(1) ضریب همبستگی برای چهار متغیر ، انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، بی هنجاری اجتماعی پاسخگویان را نشان می دهد نتایج حاصل بیانگر این است که بین انسجام اجتماعی(351/0- =r)، مشارکت اجتماعی(201/0- =r) و اعتماد اجتماعی(245/0- =r) و بی هنجاری اجتماعی(356/0=r) با فرد گرایی خودخواهانه رابطه وجود دارد به این صورت که  بین متغیر های مستقل بجز متغیر بی هنجاری با  متغیر وابسته رابطه معکوس وجود دارد؛ یعنی با افزایش این مولفه ها میزان فردگرایی خودخواهانه افراد کاهش می یابد و بین متغیر مستقل بی هنجاری اجتماعی و فردگرایی خودخواهانه رابطه مستقیم وجود دارد یعنی هر چه میزان بی هنجاری اجتماعی افراد بیشتر باشد، پس میزان فردگرایی خودخواهانه افراد افزایش می یابد.

  

جدول شماره1- ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای مستقل فاصله ای و میزان فردگرایی خودخواهانه.

همبستگی

میانگین

انحراف معیار

همبستگی

معناداری

فردگرایی خودخواهانه

انسجام اجتماعی

46/18

399/5

351/0-

000/

مشارکت اجتماعی

34/18

268/8

201/0-

030/

اعتماد اجتماعی

50/25

210/7

245/0-

021/

بی هنجاری اجتماعی

13/13

897/6

356/0

000/

جدول شماره (2) آزمون تفاوت میانگین نمره فردگرایی خودخواهانه بر حسب وضعیت تأهل و جنسیت را نشان می دهد، با توجه به آمارهای موجود در این جدول، میانگین نمره فردگرایی خودخواهانه پاسخگویانی که جنسیت آنها زن است، بیشتر از پاسخگویانی است که جنسیت آنها مرد است به طوری که میانگین این نمره برای پاسخگویانی که جنسیت آنها زن و مرد به ترتیب 28/30 و 08/27 می باشد و تفاوت مشاهده شده بر اساس آزمونT  که برابر با 066/2 و سطح معناداری (039/0 =Sig.T) در حداقل سطح معناداری 95 درصد اطمینان معنی دار بوده و فرضیه مذکور قابل پذیرش است.

قابل ذکر است که میانگین نمره افراد مجرد و متاهل در این فرضیه تفاوت اندکی با هم دارد به طوری که میانگین نمره فردگرایی خودخواهانه برای افراد مجرد و متاهل به ترتیب 44/29 و 44/28 می باشد و تفاوت مشاهده شده بر اساس آزمونT  که برابر  621/0و سطح معناداری (451/0 =Sig.T) است معنی دار نبوده و فرضیه رد می شود.

            جدول شماره 2- آزمون تفاوت میانگین نمره فردگرایی خودخواهانه بر حسب ویژگی های فردی

نام متغیر

نام مقوله

فراوانی

میانگین

انحراف معیار

مقدار T

معناداری

وضعیت تاهل

مجرد

250

44/29

902/8

621/

451/0

متاهل

135

44/28

174/11

جنسیت

مرد

200

08/27

046/10

066/2

039/0

زن

185

28/30

343/10

نتیجه گیری

در جامعه امروزی ایران برخورداری از سرمایه اجتماعی(اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی) و پایین بودن بی هنجاری اجتماعی باعث کاهش و یا حتی از بین رفتن فردگرایی خودخواهانه می شود. با توجه به این که جامعه ایرانی یک جامعه جهان سومی و در حال توسعه می باشد پس برای پیشرفت این جامعه بالا بودن مولفه های سرمایه اجتماعی و پایین بودن بی هنجاری اجتماعی در جهت کاهش فردگرایی و رفتارهای خودخواهانه افراد لازم و حتی واجب می نماید. این پژوهش به صراحت نشان می دهد که متغیر انسجام اجتماعی دارای بیشترین همبستگی با فردگرایی خودخواهانه و متغیرهای دیگر به ترتیب بی هنجاری اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی دارای بیشترین میزان همبستگی با فردگرایی خودخواهانه می باشند. که با توجه به نتایج آمار توصیفی هم که نشاندهنده بالا بودن میانگین نمره های اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی،  انسجام اجتماعی و هم چنین پایین بودن میانگین بی هنجاری اجتماعی  از حد متوسط آن می باشد، به نحو واضح تری بیانگر رابطه متغیرها با یکدیگر می باشد.

 ===============================================

منابع

– آتالی، ژاک (1381)، برادری؛ آرمان شهر نوین، فیروزه دیلمقانی، تهران: فرهنگ و اندیشه.

– بودون، ریمون (1385)، فرهنگ انتقادی جامعه شناسی، عبدالحسین نیک گهر، تهران: فرهنگ معاصر.

– تاجبخش، کیان (1384)، سرمایه اجتماعی، تهران: نشر شیرزاد.

– توسلی، غلامعباس(1382)، مشارکت اجتماعی در شرایط جامعه آنومیک، تهران: موسسه انتشارات و چاپ.

– جوادی یگانه، محمد رضا (1383)، دو راهی اجتماعی و عوامل مؤثر بر رفتار مردم در این موقعیت، رساله دکتری جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس.

– چلبی، مسعود (1390)، جامعه شناسی نظم، تهران: نشرنی.

– دورکیم، امیل (1369)، تقسیم کار اجتماعی، باقر پرهام، بابل: کتابسرای بابل

– عبداللهی، محمد و امینی، سعیده(1387)، تحلیل جامعه شناختی دگردستی در ایران(مطالعه موردی شهر تهران)، پایان نامه دکتری، جامعه شناسی، دانشگاه  علامه طباطبایی،  مجله جامعه شناسی ایران، دوره هشتم، شماره 3.

– کانت، ایمانوئل(1384)، درس های فلسفه اخلاق، ترجمه صانعی دره بیدی، تهران: انتشارات نقش و نگار.

– کیویستو، پیتر(1390)، اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی، منوچهر صبوری، تهران: نشرنی.

– محسنی تبریزی، علیرضا (1369)، بررسی زمینه های مشارکتی روستائیان و ارتباط آن با ترویج  کشاورزی، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی.

– محسنی تبریزی، علیرضا (1375)، بیگانگی مانعی برای مشارکت و توسعه ملی، تهران: نامه پژوهش شماره 1.

– معیدفر، سعید و دربندی، سید رضا (1385)، بررسی رفتار و نگرش جمع گرایانه شهروندان تهرانی، مجله جامعه شناسی، دوره هفتم، شماره 3، صص، 58ـ 34.

– میرزایی، حسین (1387) بررسی جامعه شناختی فردگرایی در ایران، رساله دکتری جامعه شناسی دانشگاه ُتهران.

–  نوروزی، فیض ا…(1375)، فردگرایی در بین جوانان در حال تحصیل در تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی.

– وثوقی، منصور(1387)، تاملی در ابعاد و شاخص های فردگرایی، نامه علوم اجتماعی، تهران: شماره34.

-Hofstede , G. (2003) ,”culture &organization “ Londan : profile books LTD.

-Marshal,G.(ed)(1998) Adictionary of sociology . oxford university press.

-Brown , Gillian , (1992) domestic individualism Imagining  self in nineteenth centary America . the new historicism :studies in culture poetics , IA

-Douglas, gack D. 1967. The social meanangs of suicide. Printion, Ng: prention university press.

-Durkheim,emile. [  1897]1951. Suicide: A stady in sociology. Glencoe, IL: free press.

-Hofstede ,G.(2004),”personality &culture  revisited linking traits & dimension of culture .   cross- culture research , vol 38 No .I , February 52 -88

-Pop, whitney. 1976. Durkheims suicide: A classic Analyzed Chicago: university of Chicago press.

-Realo,A.& ALLIK.J(1999)Across – cultural study of collectivism: A cultural study of collectivism: A Comparisom  of American, Estonian and  Russian students. Journal of  social Psychlogy

-Triandis, H. C(1998)Collectivism and individualism: A reconceptualization of a basic concept in  cross- culture psychology . in G.K.verma & .Bagley (Eds), personality, Attitude, and cognitions.London: Macmillang.

Williams , Raymond (1988) ,”key words:avocabulary  of  culture & society “ London :Fontana press.


* mdaule336@gmail.com

** fdaule1983@gmail.com

[1] Egoistic individualism

[2] Attali

[3]  Hofestede Geert

[4] Realo & Allik

[5] Uwe

[6] Inglehart

[7] Miller

[8] Schilling

[9] Egoistic suicide

[10] Kiosito

[11] Anomic

[12] Boudon

[13] Thesis

[14] Coleman

[15] validity

[16] Reliability

.

همچنین ببینید

Social_status

«عطش منزلت» در جامعه ايراني/ وحيد شالچي

چکیده: در دوران تحولات پرشتاب، خودتاملي و واکاوي خود، براي تداوم فرهنگي يک ضرورت است. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *