آموزش وردپرس
edam

جامعه شناسی بخشش در برابر قصاص/ نادر وهابی

طرح مسأله

صبح روز سه شنبه، 26 فروردین 1393 خورشیدی (15 اوریل 2014 میلادی) حوالی ساعت 7 بامداد پیش از طلوع آفتاب، در شهرستان نور واقع در شمال غربی استان مازندران، با حضور والدین مقتول، بانو سامره علی‌نژاد و همسرش عبدالغنی حسین‌زاده یکی از فوتبالیست‌های قدیمی شهر و مربی فعلی این ورزش، در حالی که طناب دار به گردن متهم به قتل پسرش، آویخته شده بود، مادر مقتول با زدن یک سیلی به صورت مقتول، اعلام گذشت کردند و موجی از شادی و شادمانی را به شهر بازگرداندند.

صبح اجرای حکم روبه ‌روی دادسرای شهر، چند قدم دورتر از دریا، داربست فلزی برپا شده بود و متهم توسط ضابطین قضایی به محل منتقل شد. برخی از مردم شهر از پنج صبح دورتا دور این داربست ایستاده بودند و با فریادهای یا حسین از اولیای دم که از هفت‌سال پیش داغدار پسرشان بودند، خواستار بخشیدن بودند.

دقایقی پیش از طلوع آفتاب، طناب دار را به گردن متهم آویختند و مردم همچنان برای عفو متهم پافشاری می کردند، در لحظه ی آخر پدر و مادر مقتول در اقدامی نادر که تا کنون در جمهوری اسلامی ایران اتفاق نیافتاده، طناب دار را از گردن متهم به قتل پسرشان بازکردند و اعلام گذشت کردند.

ماجرا به 7 سال پیش(1386 خورشیدی) برمیگردد. در آن موقع قاتل، بلال ق، دارای شغل جوش کاری، 19 ساله در هنگام ارتکاب جرم، در دعوا با چند جوان دیگر در چهارشنبه بازار شهرستان نور، عبدالله حسین زاده را، 18 ساله، که اساسا طرف درگیری نبود، با ضربه ی چاقو به شاهرگ، به زندگی وی پایان داد. متهم در دادگاه به قصاص محکوم شد. به گفته مادر قربانی: “پرونده به دیوانعالی کشور رفت، سه ‌سال طول کشید که برگردد و وقتی برگشت ماه صفر بود. به شوهرم گفتم صفر ماه حرام است و من نمی‌توانم جوان مردم را در این ماه قصاص کنم. در اجرای احکام گفتند مسأله ی شرعی ندارد و شما می‌توانید حکم را اجرا کنید. گفتم حالا نمی‌کنم. برایم خیلی عجیب بود که در این ماه تأیید حکم آمده ‌است و این برایم پیغامی داشت. بعد گفتند قبل از عید حکم را اجرا کنید، قبول کردیم. وقتی برای ابلاغ رفتیم مسؤول زندان گفت شب عید است و ما معمولا به ‌خاطر اینکه خانواده‌های اعدامیان شب عیدشان خراب نشود حکم اجرا نمی‌کنیم، اگر شما بخواهید حکم را اجرا می‌کنیم. اما باز ترجیح این است که این کار را نکنید با خودم گفتم این اعدامی هم مادر دارد و من نباید شب عید مردم را عزادار کنم قرار شد 26 فروردین حکم اجرا شود تا اینکه یک شب قبل از اعدام خوابی دیدم که تصمیمم را تغییر داد”.

مادر قربانی، در مورد زمان اجرای حکم و چگونگی واکنشش ادامه می دهد:

“تا صبح نخوابیدم و مرتب دعا می‌خواندم کسی در خانه ما نخوابید صبح با شوهرم برای اجرا رفتیم همه چیز آماده بود و مردم زیادی آمده ‌بودند، اول از مسؤولان خواستم به من یک میکروفن بدهند چون می‌دانستم موقع اجرای حکم مردم خیلی به اولیای‌دم فحش می‌دهند و از کار آنها بدشان می‌آید. خطاب به مردم گفتم: من یک مادر هستم و می‌دانم حالا که می‌خواهم حکم را اجرا کنم شما به من فحش می‌دهید و نفرینم می‌کنید اما می‌دانید همه زندگی یک مادر فرزندش است‌؟ می‌دانید در این‌ سال ها چه کشیدم و زندگی برایم زهر شده؟ می‌دانید زندگی‌ام به چه روزی افتاده ‌است؟ می‌دانید فقط گریه کردم و خواب و خوراک نداشتم و همه ما تحت‌تاثیر قرار گرفتیم؟ چرا باید جوان‌های ما چاقو با خودشان حمل کنند و اینطور خودشان و خانواده دیگری را بدبخت کنند؟ مردم اطراف گفتند این حق توست حتی اگر حکم را اجرا کنی کسی توهینی نخواهد کرد اما بدان مادری هم آن سوتر منتظر فرزندش است. بعد رفتم سراغ چوبه‌‌دار قاتل گریه می‌کرد و از من می‌خواست او را ببخشم گفت تو را به روح فرزندت ببخش. سیلی را که زدم آرام شدم. گفتم به خاطر آسیبی که به من زدی تنبیهت کردم و بعد هم با شوهرم طناب را از گردن او بیرون آوردیم. مردم خیلی خوشحال بودند و کف زدند و گریه کردند. من این بخشش را هدیه کردم به مردم نور”.

تصویر سیلی مادر مقتول بر صورت جوان اعدامی

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1393/1/27/346081_988.jpg

دست ها برای بیرون آوردن طناب دار از گردن جوان اعدامی

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1393/1/28/346318_975.jpg

در مورد واکنش مردم پس از بخشیدن، مادر ادامه می دهد: “شاید باورتان نشود، از هفت صبح که به خانه برگشتیم تا 11 شب پنج نفر در خانه ما در حال پذیرایی از مردمی بودند که برای تشکر آمده ‌بودند باز هم نمی‌توانستند به همه رسیدگی کنند، مردم نور خیلی به ما لطف داشتند”.

تشویق مردم به خاطر بخشیده شدن جوان اعدامی

پدر قربانی(سمت راست) و پدر جوان اعدامی(سمت چپ)

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1393/1/27/346085_399.jpg

این اقدام در شهر نور و مطبوعاتی شدن گسترده ی آن چه در داخل ایران و چه در عرصه ی بین المللی موجی از بخشش محکومان در شهرهای دیگر( بندرعباس، کردستان، مشهد، تبریز ….) را به دنبال خود داشت و حاکی از پدیده ای نوظهور در آهنگ اعدام در 36 سال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است. در مورد این نوع بخشیدن پرسش های زیر را می توان طرح نمود:

آیا شاهد یک فاصله گیری از مقوله اعدام در ایران هستیم؟ حال که اراده سیاسی حاکم کماکان به راه حل اعدام به عنوان پیشگیری از تکرار جرم می اندیشد، یک جنبش اجتماعی از پایین می تواند جایگزین گفتمان حاکم گردد؟ حال که در 36 سال گذشته، واقعیت اعدام جزی تخته بندهای اصلی نظام بوده است، آیا این بخشیدن های تک نمود می تواند به کلاف سردرگم اعدام در ایران پایان دهد؟ آیا موارد بخشش های اخیر حاکی از خسته شدن بخش هایی از جامعه از اعدام به عنوان یک راه حل مکانیکی در برخورد با ناهنجاری های اجتماعی (خشونت، پرخاشگری، دعوی، قتل، جیب بری، دزدی، تجاوز…..) و راه حل های یک بعدی نظیر قصاص نیست؟ آیا بخش هایی از جامعه به سوی آشتی ملی و صلح فکر می کنند؟ آیا همچنانکه سازمان های حقوق بشر علیه اعدام از جمهوری اسلامی ایران انتظار دارند، می توان انتظار داشت که سرانجام جمهوری اسلامی نیز به کشورهای تعلیق اعدام بپیوندد؟

مقاله تلاش دارد به ابن پرسش ها پاسخ دهد. ادامه مقاله حول محورهای زیر است :

بازتاب گسترده ی آن در مطبوعات بین المللی

علت مطبوعاتی کردن بخشیده شدن اعدامی توسط رژیم

امر بخشش به عنوان آغاز یک پدیده جامعه شناختی

فرضیه ی خشونت، اعدام، انتقام و بازتولید خشونت

نتیجه گیری : گذار از انتقام و اعدام به تغییر و اصلاح مجرم

**************************************************************

بازتاب گسترده ی آن در مطبوعات بین المللی

خبر بخشش یک محکوم به مرگ در آخرین لحظه توسط خانواده ی قربانی در ایران، انعکاس وسیعی در رسانه‌های غرب داشته است. این رسانه‌ها فشار افکار عمومی ایران و کمپین‌هایی که علیه اعدام شکل گرفته‌اند را در نجات جان اعدامی مؤثر می‌دانند. اکثر مطبوعات غربی، گاردین در انگلستان، روزنامه لوموند در فرانسه و رادیو های فارسی زبان خارج از ایران در مورد این بخشش و نجات جان متهم در آخرین لحظات تحت عناوین زبر یاد کردند :

سیلی در مقابل اعدام، بخشش محکوم در دقایق آخر قبل از اعدامٍ، حق دیه 50000 دلاری، فشار افکار عمومی ….. .

در روزنامه انگلیسی “گاردین” می‌خوانیم: “آنچه اتفاق افتاد موردی نادر در عرصه اعدام در ایران بود. ایران کشوری است که در آن پس از چین بیشترین مورد اعدام انجام می‌گیرد. مادر قربانی نزدیک شد، یک سیلی‌ به صورت محکوم زد و سپس اراده کرد قاتل پسرش را ببخشد. پدر مقتول طناب را از گردن او برگرفت؛ زندگی بلال نجات یافته بود..

فشار افکار عمومی

گزارشگر بخش انگلیسی بی بی سی در گزارشی با عنوان “توقف اعدام در آخرین لحظه” از انعکاس خبر بخشش محکوم به اعدام، توسط خانواده قربانی می‌نویسد و اینکه اقدام این خانواده “متأثرکننده و شجاعانه” ارزیابی می‌شود. این گزارشگر اشاره می‌کند که عادل فردوسی‌پور، مجری برنامه “۹۰” تلویزیون ایران، در اقدامی بی‌سابقه از مردم خواسته است به کمک بلال برآیند که طلب عفو کرده و از خانواده حسین‌زاده بخواهند که بلال را ببخشد. گفته شده که طی این برنامه یک میلیون نفر با فرستادن پیامک از این خواست حمایت کرده‌اند.

بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران ایرانی از خانواده حسین‌زاده درخواست کرده بودند که “بلال” را ببخشند. رسانه‌های غربی از چنین کمپینی به عنوان یک حرکت اجتماعی‌ نادر در ایران یاد کرده‌اند و یادآور شده‌اند که از آغاز سال جاری میلادی (۲۰۱۴) تا کنون دست‌کم ۱۷۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند.

نشریه آلمانی “اشپیگل” در این باره می‌نویسد: “به نظر می‌رسد فشار افکار عمومی در ایران بر تصمیم خویشاوندان محکوم به اعدام تأثیر گذاشته است. در موارد دیگر نیز فشار افکار عمومی در حال رشد است”

به گزارش سازمان عفوبین الملل، ایران پس از چین بالاترین آمار اعدام را داراست. در بسیاری موارد نیز اعدام‌ها در ملاء‌عام صورت می‌گیرند. سازمان عفو بین‌الملل از خبر بخشش “بلال” توسط خانواده حسین‌زاده استقبال کرده است. با این حال این سازمان مزبور به قوانین قصاص در ایران انتقاد می‌کند که فرصت عفو و کاهش مجازات را از محکومان به اعدام می‌گیرد.

علت مطبوعاتی کردن بخشیده شدن اعدامی توسط رژیم

باید تأکید نمود، نحوه ی آرایش اعدام متهم در شهرستان نور نشان می دهد که مقامات ذیربط درجریان سناربوی بخشیده شدن بودند و از مطبوعاتی کردن این امر به دلایل بین المللی و سیاسی به شدت استقبال می کردند.

دلایل متعددی به این گمانه زنی دامن می زند. در تمامی موارد اعدام های علنی، مأموران اجرای حلق آویز و قاضی اجرای حکم، دارای نقاب های سیاه هستند و فقط دوچشمشان دیده می شود در حالی که در اعدام شهرستان نور، همه لباس عادی پوشیده بودند و صورت شان پوشیده نبود. فریادهای “یاحسین … رضایت، رضایت” از جانب مردم حاضر در صحنه معمولا توسط مقامات رژیم تحمل نمی شود ولی این بار قبل از آمدن متهم به پای چوبه دار سرداده می شد و مأموران جلوگیری نمی کردند .عموما افراد اندکی که به نسبت جمعیت شهر به این نمایش قرون وسطایی می روند، ضمن اینکه بعضا احساس نفرت از اعدام دارند ولی به دلیل فقدان آگاهی اجتماعی، در این عمل شنیع به گونه ای ناخودآگاه در مشروعیت دادن به رژیم در افزایش اعدام ها شرکت می کنند و اساسا بخش های پس افتادگی فرهنگی جامعه را نمایندگی می کنند که اگر نه به اعدام به مثابه راه حل جلوگیری از جرم می اندیشند حداقل برای پاسخ به یک کنجکاوی فردی در این نمایش شرکت می کنند. نکته آخر، رفت و برگشت پرونده به دادگاه دیوان عالی کشور حدود سه سالی طول کشید و عامل زمان هم در فروکش نمودن روحیه انتقامی والدین تأثبر اشته است.

اما صرفنظر از استفاده ابزاری و تبلیغی رژیم از این بخشودن، رضایت اولیای دم را نمی توان ساختگی دانست، بلکه با توجه به نمونه های دیگر در یک سال گذشته، شاید بتوان این فرضیه را مطرح نمود که جامعه رفته رفته از این روحیه انتقام گیری خسته می شود و بخش هایی از جامعه به سوی بخشش میل می کنند. در این صورت می توان پرسید: به چه دلیل رژیم علاقه مند به مطبوعاتی کردن و حتی بین المللی کردن مورد بخشش اعدامی در شهرستان نور بود؟

به نظر می رسد که دامن زدن به مطبوعاتی کردن جریان بخشودن از جانب رژیم محصول دو عامل عمده زیر است.

در فرودین ماه گذشته، به دنبال افزایش اعدام ها در ایران در سال 2013 میلادی، دو نهاد بین المللی نسبت به نقض حقوق بشر در ایران و تدوام اعدام ها، نگرانی شدید خود را اعلام کردند.

سازمان حقوق بشری عفو بین الملل در گزارش سالانه خود، تاریخ 6 فروردین 1393 خورشیدی (26 مارس 2014)، ضمن اعلان 369 مورد اعدام برای سال 2013 میلادی، از افزایش نرخ اعدام 18 درصد نسبت به سال 2012 (314) نفرخبر داد و ایران را بعد از چین در ردیف دوم قرار داد که با احتساب جمعیت چین ایران در ردیف اول قرار می گیرد. در سال 2014 تا آخر فروردین حدود 170 نفر اعدام شدند که نشان دهنده ی فروکش نکردن آمار اعدام ها بر خلاف تبایغات انتخاباتی آقای روحانی است.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در نشست مجمع ملل متحد در تاریخ 7 فروردین 1393 خورشیدی (27 مارس  2014 ) با اکثریت آرا، مأموریت دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد نقض حقوق بشر در ایران را برای یک سال دیگر تمدید نمود، زیرا جمهوری اسلامی ایران برای ششمین سال متوالی، اجازه رفتن به ایران را به گزارشگر حقوق بشر نداد. رژیم ضمن محکوم کردن قطع نامه، از آن به عنوان موضع گیری سیاسی علیه ایران یاد نمود.

در کنار این عامل بین المللی، باید به تلاش های کمپین های اجتماعی و حقوق بشردر ایران علیه امر قصاص هم اشاره نمود که در نوع خود برای اولین بار در تلویزیون رژیم دیده می شود. به عنوان نمونه عادل فردوسی پور، مجری برنامه ورزشی پربیننده تلویزیونی 90، دو شب قبل از اعدام از خانواده حسین زاده خواستار بخشش بلال ق شده بود و نیز علی دایی خواستار این بخشیده شدن بود. در موردی دیگر، شاهد تلاش یک کارگردان، مصطفی کیایی، هستیم که درآمد نمایش یک فیلم را برای جمع کردن پول به منظور پرداخت دیه برای جلب رضایت خانواده ی یک قربانی اختصاص می دهد.

در کنار این اقدامات اجتماعی، باید به تلاش های انجمن های حقوق بشر در ایران و فدراسیون جهانی حقوق بشر به ریاست دکتر عبدالکریم لاهیجی نیز اشاره کرد که به گونه ای مستمر به نقض حقوق بشر در این اعتراض کرده اند. بنابراین شاید بتوان گفت مجموعه اقدامات داخلی و بین المللی فوق برای افشای نقض حقوق بشر در ایران و به ویژه عقب نشینی رژیم در جریان مذاکرات هسته ای، بیش از هرزمان دیگری جمهوری اسلامی ایران ضمن نیاز به عادی کردن روابط خود در ابعاد جهانی، تلاش دارد به سیمای پرخاشگری دوران احمدی نژاد در صحنه بین المللی پایان دهد و نیز در زمینه حقوق بشر نیز فشار بین المللی را از روی دوش خود بردارد.

بنابراین، حال که یک اراده سیاسی از بالا به خواست بخش هایی از جامعه علیه قصاص تمایل نشان می دهد، باید به شدت از آن استقبال نمود و آن را به هر وسیله ی ممکن اجتماعی نمود. جا دارد به سایر نمونه های بخشش در یک سال گذشته اشاره کنیم تا ببینیم آیا می توان از آن به عنوان یک جنبش اجتماعی یاد نمود یانه؟ آیا اساسا بیان جنبش در این حد از تحرکات اجتماعی درست است ؟

امر بخشش به عنوان آغاز یک پدیده اجتماعی

بخشیدن یک اعدامی چند ثانیه بعد از اجرای حکم در استان بندر عباس

در 31 فروردین ماه 1392 خورشیدی. مدیر زندان مرکزی بندرعباس در ارتباط با این بخشیدن گفت: قاتلی که 14 سال پیش مرتکب قتل عمد شده بود و به قصاص نفس محکوم شده بود، چند ثانیه بعد از اجرای حکم با تلاش معاون دادستان بندرعباس، اولیای دم رضایت خود را اعلام کردند و محکوم پایین آورده شد و حال مددجو بعد از رسیدگی های پزشکی بهبود یافت. معاون دادستان بندرعباس، قهرمانی نیز گفت: “در چنین پرونده هایی در مراحل مختلف تلاش می شود که پس از صدور حکم، عفو و گذشت حاصل شود اما در نهایت این اولیای دم هستند که در خصوص حق شرعی و قانونی خود تصمیم گیری می کنند”.

بخشیدن متهم وحید زارع در حین اعدام در استان مشهد

18 اردیبهشت ماه 1392 خورشیدی

مشهد خبرگزاری مهر: در حالی که حکم اعدام عامل شهادت بابک شکفته سرباز نیروی انتظامی در حال اجرا بود، بعد از گذشت چند ثانیه از اجرای این حکم و در حالی که فرد محکوم به اعدام در بالای دار مجازات در حال جان دادن بود با فریاد رضایت از سوی خانواده مقتول از مرگ حتمی نجات پیدا کرد..

به گزارش خبرنگار مهر، عامل شهادت سرباز نیروی انتظامی صبح چهارشنبه با رضایت اولیای دم در حالی که چند ثانیه از اجرای حکم اعدام گذشته بود از چنگال مرگ در پای چوبه دار نجات یافت. قاتل عامل شهادت سرباز نیروی انتظامی پس از اینکه از مرگ حتمی نجات پیدا کرد به بیرون از صحنه اعدام برده شد.

برپایه ی این خبر، در 17 آذرماه سال گذشته در نهر گناباد مأموران به رفتار سرنشینان یک پراید مشکوک می شوند که با صدور دستور توقف، سرنشینان فرار کرده و سرباز وظیفه بابک شکفته به تعقیب سرنشینان روی می آورد و در این حین متهم وحید زارع با چاقو ضربه‌ای به سینه ی سرباز می زند و وی را به شهادت می رساند.

گفتنی است، این قاتل به سرباز دیگری نیز حمله‌ور شده و وی را از ناحیه دست مجروح کرده و مقداری مواد روان‌گردان، یک قبضه چاقو، یک عدد اسپری اشک‌آور نیز از وی کشف شده است.

بخشیده شدن دو زندانی محکوم به اعدام در بندر عباس

پنج شنبه اول اسفند 1392 خورشیدی: 7 نفر در سال 1392 بخشیده شدند

دو زندانی محکوم به اعدام امروز در بندرعباس با رضایت اولیای دم از چوبه دار نجات یافتند. مدیر زندان مرکزی بندرعباس گفت: یکی از زندانیان 28 ساله است که 7 سال پیش در حاجی آباد مرتکب قتل عمد شده بود که در زمان اجرای حکم، اولیای دم پای چوبه دار رضایت خود را اعلام کردند. مرسلپور افزود: یکی دیگر از زندانیان نیز 28 ساله است که 10 سال پیش مرتکب قتل عمد شده بود. وی گفت: از ابتدای امسال تاکنون 7 نفر از محکومان به قصاص با رضایت اولیای دم، زندگی دوباره یافتند.

نجات از اعدام جوان با بخشیدن والدین مقتول در شهرستان آباده استان فارس

چهارشنبه 27 فروردین 1393 خورشیدی

به گزارش واحد مرکزی خبر، پرونده قتل درگیری میان دو جوان که منجر به فوت یکی از طرفین شد با دستگیری قاتل در 3 سال رسیدگی قضایی با تأیید دیوان عالی کشور حکم قصاص نفس، صادر و برای اجرا در ملاء عام ابلاغ شد. رایزنی‌های معتمدان محلی با خانواده اولیای دم برای عفو در نهایت در اجرای حکم قصاص در ملاء عام در آخرین ساعات خانواده مقتول با اعلام رضایت خود، اعلام گذشت کردند.

بخشیده شدن قاتل سالخورده دو دقیقه بعد از اعدام در شهرستان بندر عباس

پنج شنیه 28 فروردین ماه 1393 خورشیدی

در مورد دیگر ماجرای بخشش به گونه ی عجیب و باور نکردنی اتفاق افتاد. این بار این گذشت را خانواده‌ای دیگر در تاریخ 28 فروردین ماه 1393 خورشیدی در شهرستان بندرعباس تکرار کرد و قاتل فرزندشان را دو دقیقه پس از اجرای حکم بخشیدند. ماجرای این پرونده به اول آذر 1379 برمی گردد: “او در محله ی قدیمی بهشت زهرای شهرستان بندرعباس در حالی که پسر جوانش او را همراهی می کرد، با شلیک سه گلوله جان جوانی به نام «مهدی» را گرفت که خواستگار دخترش بود. این پدر و پسر که عاملان حادثه بودند، ناپدید شدند و جستجوی پلیس برای یافتن آنها بی نتیجه ماند تا این که پرونده ی آنها با صدور کیفرخواست به شعبه 101 دادگاه جزایی بندرعباس ارسال شد و عامل جنایت و پسرش غیابی محاکمه و قاضی دادگاه سی ام آبان 1386، عامل جنایت را به اتهام قتل عمد به قصاص و پسر او را به 15 سال زندان محکوم کرد…. مأموران همچنان در جستجوی متهم بودند تا این که بیست و دوم اردیبهشت 1391، متهم به قتل که مردی سالخورده بود، وقتی برای دیدار با خانواده اش به روستای زادگاهش بازگشته بود، دستگیر شد..”

علت بخشیدن این متهم را از زبان والدین دم پی می گیریم: “همه چیز برای اجرای حکم آماده بود. وقتی طناب دار را بر گردن متهم انداختیم باز هم دلمان راضی به اجرای حکم نبود و در همان لحظه دوباره از او خواستیم محل اختفای پسرش را به ما بگوید که عنوان کرد خودش قاتل است و باید مجازات شود. او فقط به من و همسرم نگاه می کرد، نمی دانم در آن لحظه به چه فکر می کرد. همه حاضران در محل اجرای حکم می خواستند تا او را ببخشیم. طناب دار وقتی کشیده شد 2 دقیقه بعد همسرم فریاد زد، او را بخشیدم، همانجا مسئولان ناظر اجرای حکم مرد زندانی را از چوبه دار پایین آوردند و با انتقال وی به مرکز درمانی زندان، او زنده ماند. اکنون از تصمیمی که گرفتم خوشحالم” .

ماجرای بخشیده شدن این فرد از نقطه نظر انسان شناسی عدالت در نظام جمهوری اسلامی، بسیار قابل توجه است. زیرا این فرد حدود 2 دقیقه در حال جان دادن بود و خانواده قربانی پس از اینکه احساس کردند مقداری از حس انتقام جویانه شان تشفی پیداکرد، تصمیم به  رضایت گرفتند. لحظات آخر زندگی متهم را پی می گیریم:

“شب قبل از اعدام چگونه گذشت؟

خیلی سخت. تا صبح نماز و دعا می خواندم. می گریستم و از خدا می خواستم از گناهانم بگذرد و بابت قتل این جوان بی گناه از خطایم بگذرد. دوران کودکی تا روز اجرای حکم که من دیگر بیش از شصت سالم شده بود، مقابل چشمانم عبور و در ذهنم نقش می بست. صبح که شد، می دانستم آخرین روز زندگی ام است و دیگر فردایی برایم نیست.

وقتی پای چوبه دار می رفتی، چه احساسی داشتی؟

هر چند به آغوش مرگ می رفتم و می دانستم این مجازات من است و باید بپذیرم، اما پاهایم می لرزید و نمی دانستم واقعا بخشیده می شوم یا نه؟ با دیدن والدین داغدیده مقتول که تصویری از پسرشان را در دست داشتند، قلبم آتش گرفت. قدرت این را نداشتم که از آنها طلب بخشش کنم و فقط از مادرش خواستم حال که مرا مجازات می کند و می میرم. مرا ببخشد تا عذاب آخرت را تحمل نکنم.

وقتی طناب دار کشیده شد به چه چیز فکر می کردی؟

وقتی مادر مقتول چهار پایه را از زیر پایم کشید، احساس کردم دیگر مرده ام و همه چیز تمام شد. پاهایم می لرزید و بالای دار تکان می خوردم. در آن لحظات صداهای نامفهومی را می شنیدم که می گفت، بخشیدم بخشیدم و دیگر هیچ. یکباره احساس کردم از یک بلندی سقوط کردم. وقتی چشم باز کردم روی تخت درمانگاه زندان و نجات یافته بودم. باورم نمی شد یعنی من زنده مانده بودم؟”

مرد محکوم اکنون در انتظار یک محاکمه دیگر برای رسیدگی به جرم عمومی خود است، مردی سالخورده که هنوز بازگشت از نیمه راه مرگ را باور نمی کند.

بخشیده شدن یک زندانی محکوم به اعدام شهرستان بیجار در استان کردستان

دوشنبه اول اردیبهشت ماه 1393 خورشیدی

چند روز پس از آنکه خانواده ی دو مقتول در شمال و جنوب کشور، (نور و بندرعباس) از خون فرزندان خود گذشتند و زندگی را به محکومان به مرگ هدیه دادند این بار یک محکوم به اعدام در شهرستان بیجار استان کردستان از چوبه دار نجات یافت. غلامرضا رستم خانی، دادستان شهرستان بیجار، با خودداری از اعلام اسامی خانواده مقتول و همچنین قاتل افزود: در زمان اجرای حکم، اولیای دم از حق خویش گذشت نموده و قاتل از دار مجازات رهایی یافت. قاتلی که سال 77 در روستای ˈینگی ارخˈ بیجار به قتل عمد مرتکب شده بود، با وساطت امام جمعه و مسئولین شهر از چوبه دار نجات یافت.

به گزارش ایرنا، ایام ولادت فاطمه زهرا بهانه ای شد تا معتمدین محل، امام جمعه و دیگر مسئولین شهرستان بیجار از خانواده مقتول بخواهند به یمن و مبارکی ولادت کوثر اسلام، زندگی را به قاتل برگرداندند.

بخشش یک اعدامی با خواب خواهر مقتول در شهرستان آمل د ر استان مازنداران

پنج شنبه 4 اردیبهشت ماه 1393 خورشیدی

دختر مقتولی که رضایت خانواده اش سبب رهایی مرد محکوم به اعدام از پای چوبه دار شده، دلیل رضایت و بخشش قاتل پدرش را خوابی که در این زمینه دیده، عنوان می کند. به گزارش مهر، قرار بود حکم اعدام یک فرد متهم به قتل مرحوم حسین علیزاده که 21 آذرماه سال 1385 با ضربات چاقو به قتل رسیده بود صبح روز پنج شنبه در زندان آمل اجرا شود که با رضایت اولیای دم مواجه شد. میترا علیزاده دختر مقتول به مهر گفت: ساعت 8 صبح 21 آذر 1385 بود که پدرم من و برادرم را به شهر آورد و خودش به جایگاه همیشگی برای بارگیری رفته بود.

علیزاده بیان کرد: ساعت 5 غروب همان روز بود که متوجه شدیم موبایل پدرم خاموش است و خبری از پدر نداریم و بعد از پیگیری های صورت گرفته، بعد از 32 روز جنازه پدرمان را در یکی از روستا های بابل پیدا و بعد از گذشت 8 ماه قاتل وی که اهل بجنورد بوده را دستگیر کردند. میترا علیزاده گفت: من و برادرم برای اجرای حکم قصاص همیشه عجله داشته ایم و می خواستیم قاتل پدرمان اعدام شود ولی چند روز قبل از اعدام خوابی دیدم که منجر به رضایت خانواده من در پای چوبه دار شد. در خواب من شخصی آمد و گفت که پول دیه را به یتیمان ببخشید و به قاتل رضایت دهید. او گفت: در لحظه ای که طناب دار را به گردن قاتل آویختند، من به مادرم گفتم که رضایت بدهیم و برادرم نیز از مادرم خواست تا رضایتمان را اعلام کنیم و در همان لحظات نیز آقای طالبی دادستان آمل از ما خواست برای اینکه یک خانواده دیگر عزادار نشوند اگر می خواهید، رضایت دهید که مادرم با این پیشنهاد دادستان موافقت کرد و رضایت خودمان را اعلام کردیم. خانواده مرحوم حسن علیزاده به قاتل رضایت داده و دیه 150 میلیون تومانی را نیز بخشیدند.

یک محکوم به مرگ در تبریز، 3 دقیقه بعد از آویخته شدن به دار بخشیده شد

پنج شنبه 4 اردیبهشت ماه 1393 خورشیدی: تبریز 23 نفر در سال 1392 بخشیده شدند

به گزارش ایرنا؛ مدیر زندان تبریز گفت: بخشش یک محکوم به قصاص توسط اولیای دم 3 دقیقه بعد از اجرای حکم، به وی حیات دوباره بخشید. علی استادی گفت: عامل یک قتل که با حکم دادگاه به قصاص نفس محکوم شده بود، سه دقیقه پس از به دار کشیده شدن با گذشت اولیای دم، از مرگ رهایی یافت. او گفت: فردی که به جرم قتل عمد سال ها در زندان بود، به رغم تلاش مددکاران اجتماعی زندان با درخواست قصاص اولیای دم از سوی اولیای دم به دار مجازات آویخته شد. استادی گفت: این در حالی بود که پس از تأیید حکم، مسؤولان قضایی، معاون دادستان عمومی و انقلاب تبریز و با تلاش های پیگیر مدیر و مددکاران زندان مرکزی تبریز با تشکیل جلسات صلح و سازش با خانواده مقتول تلاش برای نجات مرد اعدامی از مرگ را آغاز کردند تا سرانجام این تلاش ها نتیجه داد و مرد زندانی با اعلام بخشش از سوی اولیای دم، سه دقیقه پس از به دار کشیده شدن به سرعت توسط مأموران به پایین کشیده شد و پس از اقدامات اولیه درمانی به بیمارستان اعزام شد. او گفت: حال عمومی این مددجو هم اکنون خوب است و در سلامت کامل بسر می برد و با عنایات خداوند به زودی از بیمارستان ترخیص می شود. او با تقدیر از گذشت اولیای دم و پدر و مادر مقتول از تلاش گروه مددکاری زندان به خاطر اقدامات انسانی برای تلاش جهت اخذ رضایت از شکات سپاسگزاری کرد.

استادی گفت: در سال گذشته نیز با تلاش واحد مددکاری زندان مرکزی تبریز 23 نفر از این نوع افراد از چوبه دار رهایی یافتند.

فرضیه خشونت، انتقام، اعدام و بازتولید خشونت

آیا نمونه های فوق، تک نمودهایی از بخشیدن است یا جریانی است حاکی از یک فاز گسست و مرحله ی جدید درک واقعیت اعدام در ایران که باید مورد ارزیابی قرار بگیرد؟ آیا از تأکید به آسیب رسیدن به جسم به دوران جدید مبنی بر بخشش به منظور بازسازی اخلاقی متهم نزدیک می شویم؟ واقعیت این است که در جمهوری اسلامی از آغاز پیدایش آن، در آیین مجازات ها به “جسم” توجه زیاد می شود. (شلاق زدن، بریدن دست، رواج یافتن شکنجه با کلاه شرعی تعزیر…). در واقع، حذف فیزیکی انسان ها همواره هدف شماره یک مقامات قضایی در ایران بوده است.

نگاهی به جدول اعدام ها از ابتدای ولایت فقیه شدن آقای خامنه ای، می توان به ابعاد کمی آن و متوسط سالانه 244 واقف شد.

جدول یک : تعداد اعدام های سال به سال از سال 1991 تا 2013 میلادی

سال

تعداد اعدام

درصد نسبت به سال گذشته

1991

775

2%

1992

330

افت

1993

93

افت

1994

139

49 %

1995

47

افت

1996

110

134 %

1997

143

30 %

1998

?

?

1999

165

?

2000

75+

افت مهم

2001

139+

85%

2002

113+

افت

2003

108+

افت

2004

159+

47%

2005

94+

افت

2006

+177

88%

2007

+335

79%

2008

+346

10 %

2009

+388

12 %

2010

+252

40 %

2011

+360

23%

2012

+ 314

فت مهم

2013

369+

18 %

Total

5617

متوسط سالانه اعدام نفر244

نمودار یک: منحنی افزایش و کاهش نرخ اعدام از آغاز کار ولایت فقیه جدید خامنه ای

Description: Macintosh HD:Users:anapaulahermann:Desktop:tableau 2.png

  به چه دلیل بدن و جسم تا این اندازه مورد توجه سیاست واقع می شود؟ در حقیقت رشد کمی حذف فیزیکی انسان ها و تأکید حاکمیت بر مجازات های بدنی ناظر به نظام هایی است که در آن هنوز بخش هایی از لایه های محافظه کار و عقب مانده جامعه، برخی از عناصر فرهنگی ساختارهای نظام فئودالیستی را با خود به یدک می کشند و نمایندگان این بخش ها هستند که ساز و کار قانون و آیین قضایی اعدام را تصویب و اجرا می کنند. به عبارت دیگر مجازات قرون وسطایی سنگسار، بریدن دست، شلاق زدن و شکنجه به جسم قبل از اعدام…، به طور ساختاری مربوط به جوامعی است که هنوز “نگرش قبیله ای” از قدرت با بافت دوگانه فرهنگی بر آن حاکم است که در عمق ناظر بر رابطه بسیار پیچیده قدرت سیاسی با بدن است.

بازکردن بیشتر این بافت دوگانه نیازمند به بررسی دقیق تر است اما در حد این مقاله باید تأکید نمود که ساختار اقتصادی و اجتماعی رژیم فعلی از یک سرمایه داری ناموزون و مرکب تشکیل شده است که فوق العاده اعجاب انگیز است. در واقع، مدرن ترین رشد تولید سرمایه داری، در کنار عقب مانده ترین بخش خصایص تولید ما قبل سرمایه داری، خرده بورژوازی سنتی دوگانه با رگه های فرهنگی به ارث برده از فئودالیسم، قرار می گیرد و این بنیادگرایی در تعامل بسیار ظریف با آن به زیست زیرکانه خود ادامه می دهد. بازتاب این ویژگی دوگانه تا آنجایی که به امر پیجیده اعدام برمی گردد، باز تولید سیکل بیهوده ی خشونت، قهر، اعدام و انتقام است و تا وقتی که این حاکمان به بقای خود ادامه می دهند، به نظر می رسد که این سیکل پایان ناپذیر است. شناخت این بافت دو گانه اگر پس از انقلاب و روی کار آمدن خمینی در ایران تا اندازه ای به دلیل خصایص ظاهری و سطحی ضد آمریکائی او مشکل بود ولی پس از حدود چهار دهه نباید توهم زا باشد.

علیرغم این مشکل ساختاری در قوانین جزایی ایران، در مورد امر قصاص و اعدام که ناظر بر یک برداشت نابردبار و غیردمکراتیک از اسلام است، باید تأکید نمود که بخش هایی از حاکمیت در چند سال گذشته، تحت فشار افکار عمومی از پایین ناچار به عقب نشینی در زمینه هایی شده است. به عنوان مثال، در سال 2012 به دنیال کمپین بین المللی علیه سنگسار، نه تنها خانم سکینه آشتیانی از این مجازات بربر نجات یافت و به زندان دایم محکوم گردید و در نوروز گذشته توانست از نخستین مرخصی خویش بهره مند گردد، بلکه حدود سه سالی است که سنگسار در ایران اجرا نمی شود. در زمینه اعدام کودکان و افراد زیر 15 سال نیز، دیگر جوان مرتکب قتل و یا جرم های مشابه، به اعدام محکوم نمی شود. هرچند که سازمان های حقوق بشری روی سن 15 سال در جمهوری  اسلامی به عنوان مرز انسان بزرک سال انتقاد دارند و معتقدند که سن 18 سال هم باید مطابق کنوانسیون های جهانی کودکان توسط حاکمیت ایران پذیرفته شود.

این دو عقب نشینی و نیز جریانی شدن امر بخشیدن در لایه هایی از جامعه ی ایران ما را در معرض این پرسش قرار می دهد: حال که به دلایل سیاسی و اجتماعی به منظور استفاده ی ابزاری از واقعیت اعدام در ایران، برای ارعاب اجتماعی، اراده سیاسی حاکم نمی خواهد اعدام را در قوانین جزایی تغییر دهد، آیا ایران مسیر کشورهایی مثل مراکش، الجزایر…. را پیش گرفته است که در آن کشورها حکم صادر می شود ولی اجرا نمی گردد؟ هنوز زود است که به این نتیجیه گیری برسیم، اما حال که جنبش اجتماعی بخشش در لایه هایی از جامعه از پایین در حال شکل گیری است، آن را باید به فال نیک گرفت و در اجتماعی کردن آن در ابعاد گسترده به هرطریق ممکن شرکت نمود تا به یک جنبش اجتماعی گسترده تبدیل شود.

به عبارت دیگر هم چنانکه در اروپا از نیمه دوم قرن هجدهم، فریاد علیه عذاب دادن به جسم متهم آغاز شد و در قرن نوزدهم به اوج خویش رسید؛ در ایران هم به نظر می رسد که تعلیق اعدام از یک کار فرهنگی گسترده عبور می کند. به باور میشل فوکو، در نیمه دوم قرن هیجدهم، اعتراض علیه عذاب دادن به جسم در همه جای اروپا مشاهده می شد: از فیلسوفان و نظریه پردازان حقوق گرفته تا اصلاح گرایان و قانون گذاران مجلس. از همین رو شیوه دیگری از تنبیه و مجازات ضروری شد. باید به رویارویی جسمی پادشاه با محکوم پایان داده می شد. باید این جنگ تن به تن میان انتقام شاه و خشم فروخورده مردم که در مواجهه ی فرد شکنجه شده و جلاد متجلی می شد، به پایان می رسید. خیلی زود، مفهوم عذاب دادن، تحمل ناپذیر و خطرناک شد، زیرا برای رویارویی خشونت شاه با خشونت مردم تکیه گاهی بود. باید به اراده یکتای حاکم مستبد، با سرپوش مشروعیت “آسمانی- قانونی”، مبنی بر دارابودن حق آخرین کلام به منظور تصمیم گیری در محروم کردن حق حیات انسان ها، پایان داده می شد. از دید اصلاح گرایان، ستم پادشاه و شورش اجتماعی هریک دیگری را فرا می خواند و این مدار بسته باید پایان می یافت. عدالت کیفری می باید به جای عذاب جسمانی، انتقام و اعدام به عامل اصلاح فرد می اندیشید. بر بستری از این خیزش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی علیه شخص شاه است که عنصر اصلاح فرد به جای اعدام و انتقام طرح می شود: عدالت کیفری باید به جای انتقام گرفتن، سرانجام اصلاح کند.

ضرورت مجازات بدون آسیب رسانی به جسم، نخست همچون فریادی از درون انسان به خشم آمده بیان شد: به هنگام تنبیه خبیث ترین قاتل ها دست کم یک چیز را باید محترم شمرد: ” انسان بودن ” او را. در قرن نوزدهم، زمانی فرا رسید که این “انسان” کشف شده در مجرم، به موضوع پژوهشی که دخالت کیفری ادعای اصلاح و تغییر آن را داشت، تبدیل شد. تلاش بر این شد تا با نگاهی جدید و با استفاده از روش های علمی مانند “ندامتگاهی” و”جرم شناسی” به آن نگریسته شود.

بنابراین، شابد بهتر باشد این مرز پر رنگ و سرخ که آغاز عصر روشنگری به مفهوم درک انسانی و فلسفی جدید از موضوع انسان و حقوق اساسی اوست باید به مثابه تقابل انسان در برابر توحش اعدام، در ایران نیز مورد مطالعه و بررسی واقع شود. اهمیت این مرز نه تنها در خصلت حقوقی و اصلاح گرایانه آن در روند آتی آیین دادرسی باید مورد توجه واقع شود، بلکه به مثابه یک محدودیت حقوقی قرمز در بعد انسان شناسی هم باید به حساب آورده شود: مرز آسیب رسانی به جسم (Noli me tanger) .

قرارگرفتن انسانیت در کانون مجازات و گذار از انتقام و اعدام به تغییر و اصلاح مجرم روندی بسیار کند و لاک پشتی از ابتدای قرن نوزدهم در اروپا طی نمود که موجب فاصله گیری قدرت سیاسی یکه تاز از بدن مجرم شد.

نتیجه گیری: گذار از انتقام و اعدام به تغییر و اصلاح مجرم

به عنوان نتیجه گیری باید تصریح نمود که در 36 سال گذشته تا آنجایی که به جامعه شناسی مجازات در ایران مربوط می شود، دولایه در مقابل هم در حال صف آرایی اند: لایه ها و بخش هایی از جامعه که عزیزان خویش را به صور گوناگون (جنگ، اعدام سیاسی، خشونت، در گیری های قومی، قبیله ای و مذهبی……) از دست داده اند و تا آنجاییکه به حاکمیت برمی گردد به جز موارد اندک آن هم در مورد افراد نزدیک به حول و حوش مشتری های سنتی دولت، نتوانسته مرهمی برزخم های روحی و روانی وارده برآنان نهد. این بخش ها عموما به گونه ای قابل توجه به اعدام و انتقام می اندیشند. برخوردار بودن از حق رضایت و گرفتن حق حیات از یک متهم تا آخرین دقایق قبل از اعدام، زمینه های سیستماتیک این انتقام را حاکمیت دامن می زند. در مقابل این لایه تحت سلطه، حاکمیتی قرار دارد که از طریق اهرم های اجرایی، قانونی، حقوقی و شرعی….. با اعدام مستمر در تقابل، رودررو قراردادن لایه های مختلف جامعه برای انتقام و امر قصاص دامن زده است. جبنش اجتماعی بخشش که در لایه های گوناگون در ابتدای این مقاله از آن نام بردیم، بازتابی از این خستگی جامعه از این سیکل بیهوده است.

بنابراین در کنار تحرک اجتماعی بخشیدن از پایین علیه اعدام، باید به مشکل ساختاری دیگری هم توجه نمود که می تواند در روند اجتماعی شدن جنبش فوق، نقش ترمزی بازی کند. توضیح این که، آیین دادرسی مدرن در روند رشد خود تصریح می کند که سه قدرت را که درحال حاضر در دست ولی فقیه قبضه شده است، باید به سه بردار موازی تقسیم گردد و تحقق آن در سیر تحول آیین قضایی در ایران مهمترین اصلاح در قوانین دادرسی برای از بین بردن مانع ساختاری اعدام در حاکمیت فعلی است :

نخست، قدرتی که فقط به تدوین قانون بپردازد تا قدرت لجام گسیخته ولی فقیه را مهار کند.(مجلس واقعی)

دوم، قدرتی که می باید با اتکا به قوانین وضع شده در یک مجلس مستقل، امر مجازات را در یک روند دادرسی مدرن تعیین نماید.(دادگستری مستقل)

سوم، قدرتی که می باید نحوه اجرای حکم را برای بازسازی اخلاقی متهم جاری کند. (زندان)

در بستری از تغییرات تاریخی- حقوقی و انسانی فوق است که می توان به این جنبش اجتماعی امید بست، تحرک اجتماعی در مورد بخشودن نیز در همین راستا ارزیابی می شود و آن را در تقابل مستقیم با توزیع نامناسب قدرت در رابطه با ولی فقیه و نهادهای موازی زیر نظر او دید و راه را برای ورود به وادی عدالت قانونمند هموار نمود. در واقع در بستری از نهادینه شدن نظریه قضایی نوین کیفری از یک سو و با تعمیق جنبش اجتماعی بخشش در وسیع ترین لابه های اجتماعی از سوی دیگر، می توان انتظار داشت که دادگستری نوینی خواهیم داشت که با سعه صدر، هوشمندی و شکیبایی بیشتری نسبت به متهمان برخورد خواهد کرد و در نتیجه کیفرهای صادره کمتر دارای خصلت انتقامی بوده و جنبه “انسانی” آن بیشتر به چشم می خورد و به بازتولید خشونت پایان خواهد داد.

___________

دکتر نادر وهابی – مدرس و محقق در دانشگاه پاریس

اصل مقاله با منابع را دراینجا ببینید

جامعه شناسی بخشش علیه اعدام و قصاص

.

همچنین ببینید

1390-12-3-201222293433250462242097

حريم خصوصي حريم خشونت خانگي است/علی طایفی

حریم خصوصی از جمله مفاهیم دنیای مدرن است که چند سالی‌ست وارد گفتمان ایرانیان شده. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *