آموزش وردپرس
haras ezdevaj

لايه هاي پنهان ترس از ازدواج بين دختران و پسران تهران/ بهاره جمند

چکیده

زندگی زناشویی یکی از جهانی ترین نهادهای بشری است که از دو نفر با توانایی ها و استعدادهای متفاوت و با نیازها و علایق مختلف و در یک کلام با شخصیت های گوناگون تشکیل شده است . از دیدگاه جامعه شناسی،ازدواج یک قرارداد اجتماعى و ضامن بقاى نسل انسان است و آرامش و امنیت در یک جامعه،نتیجه ازدواج سالم و محیط آرام بخش خانواده است. از آنجائیکه ازدواج عامل پیدایی خانواده و تاخیر و عقب افتادن آن باعث تاخیر در پیدایش و شکل گیری خانواده های جدید است موضوع قابل اهمیتی برای بررسی است.

با توجه به هدف  این تحقیق  که  ارزیابی لایه های ترس از ازدواج جوانان دختر و پسر شهر تهران می باشد، از روش کیفی بحث گروهی متمرکز (دو جلسه مجزا بین دختران و پسران مجرد)، در گروه های 10 –  12 نفره استفاده کرده ایم.  و به کمک سه سوال اساسی  ترس چیست؟، ترس از ازدواج چیست؟ و چه عواملی باعث ترس از ازدواج جوانان شده است  چه پیامد هایی دارد؟ ، به کمک تکنیک های پنج بار چرا ، بارش افکار و موضوع بندی به بررسی موضوع پرداختیم و سپس به کمک کدگذاری باز مقوله بندی، کدگذاری محوری مقوله های اصلی تحقیق تعریف شد و در نهایت با بررسی مقوله هسته ای تحقیق به کمک کدگذاری انتخابی، به روایت داستان و تدوین نظریه دست یافتیم.

کلید واژه: خانواده، ازدواج، سن ازدواج، فردگرایی، بحث گروهی متمرکز

مقدمه

  ازدواج یکى از اساسى ترین و در عین حال حساس ترین مراحل زندگى انسان به شمار مى رود. انسان بنابر سرشت و ماهیت وجودى خویش و وابستگى به غیر در پاسخ به نیازهاى درونى و بیرونى خود همواره از فردگرایى گریزان بوده است. حتى انسان بدوى نیز بى نیاز از زندگى مشترک (خانوادگى و گروهى) نبود. ازدواج اصلى ترین و  عالى ترین نمود این پاسخ است و مظهرى از قانون گروه گرایى اوست.

از دیدگاه جامعه شناسی،ازدواج یک قرارداد اجتماعى و ضامن بقاى نسل انسان است و آرامش و امنیت در یک جامعه،نتیجه ازدواج سالم و محیط آرام بخش خانواده است. از آنجائیکه ازدواج عامل پیدایی خانواده و تاخیر و عقب افتادن آن باعث تاخیر در پیدایش و شکل گیری خانواده های جدید است موضوع قابل اهمیتی برای بررسی است.

در امر ازدواج و تشکیل خانواده در جوامع گوناگون، اهداف و انگیزه های متعددی مطرح بوده است، که به طور عمده می توان به: میل به داشتن فرزند،عوامل اجتماعی،نیاز اقتصادی و عشق اشاره کرد. این عوامل در دوره های مختلف متغیر بوده است. در جوامع علل اقتصادی و اجتماعی مهمترین عوامل تلقی شده و در تمدن های قدیم زاد و ولد و درمدرنیت های امروزی عشق و محبت اهمیت بیشتری یافته است. امروزه در ایران ماهیت و اشکال ازدواج و پیامدهای اجتماعی آن در خانواده و جامعه، و به طور کلی الگوی همسر گزینی و نظام خانواده،ازدواج های نا موفق و طلاق های زود هنگام و بالا رفتن توقعات برای آغاز زندگی،تغییر در نگرش افراد و انتظاراتی که از زندگی مشترک دارند عملا ً ازدواج را دچار مشکلات جدی کرده است که از جمله افزایش سن ازدواج جوانان را می توان جزو یکی از این مشکلات دانست. در این پژوهش سعی خواهد شد با برآورد عوامل اجتماعی موثر،به بررسی افزایش سن ازدواج پرداخته شود.

بیان مسأله

ازدواج بعنوان یکی از رویدادهای مهم و حیاتی در زندگی روزمره افراد جامعه می باشد و ازجنبه های مختلف می توان آن را مورد بررسی قرار داد. یکی از این زوایا سن شروع و به اصطلاح وارد شدن به ازدواج است.ازدواج علاوه بر پاسخگویی به نیازهای جنسیتی وعاطفی فرد،نیازهای اقتصادی،ارتباطات اجتماعی وفرهنگی او رانیز تنظیم می کند و بخاطر اهمیت و تاثیری که دارد،بعنوان هنجاری پذیرفته شده در تمامی کشورهای دنیا به حساب می آید. به لحاظ اجتماعی و فرهنگی بی توجهی والدین نسبت به ازدواج امری ناپسند به شمار می آید چرا که بقای خانواده در گرو بقا و ساماندهی ازدواج است (آزاد ارمکی،99:1386). در سالهای اخیر،پدیده ازدواج که منشاء وقوع ولادت و باروری، و بعنوان عامل بسیار موثر بر ساخت سنی و جنسی جمعیت و افزایش آن محسوب می شود، در کشور ما دستخوش تحولات قابل توجهی شده است. ازدیاد جمعیت دختر وپسر واقع در مدار ازدواج که بیش از یک سوم جمعیت کشور را تشکیل داده اند و حاصل افزایش شدید موالید دهه 60 می باشند از یکسو،و از سویی دیگر بازتاب تحولات واقع شده در حوزه های مختلف  اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی جامعه،نظیر افزایش شهرنشینی و باسوادی و به ویژه تحصیلات زنان،وتمایل به کسب درآمد و شغل مناسب در قبل از ازدواج که از نشانه های حرکت جامعه به سوی مدرنیزه شدن می باشد،افزایش سن ازدواج در کشور برای دولتمردان و جامعه محققین نگران کننده گردیده است (کاظمی پور،107:1385).

امروزه وقتی مساله ازدواج در خانواده ها و در میان جوانان مطرح می شود غالباً به جای اینکه به ضرورت این امر بیندیشند،تصوری مبهم در واقع کوهی از مشکلات و موانع در مقابل دیدگانش مجسم می گردد. مهریه سنگین و مخارج هنگفت خرید طلا و جواهر،هدایا و لباس های گوناگون،هزینه های هنگفت جشن های عقد و عروسی و هزینه اجاره،رهن و یا خرید مسکن،بارداری،فقدان شغل و ده ها مساله دیگر خانوادگی،اقتصادی و اجتماعی مساله  ازدواج جوانان را به تاخیر می اندازد (اسکندری،11:1387).

ازدواج پیمان مقدسی است که در میان تمام اقوام و ملل در تمامی زمان ها و مکان ها وجود داشته است. ازدواج سرآغاز تشکیل خانواده است و خانواده یکی از قدیمی ترین نهاد های اجتماعی است که تاریخی به قدمت حیات انسان دارد (گیدنز،17،1387). در واقع میل به ازدواج از اصلی ترین و مهمترین نیازهای نوع انسانی در جامعه بشری است و چه بسا دختران و پسران كه امید و آرزوی خود را در زندگی فردا می جستند حالا آن را پیش روی دارند و درصدد بهره برداری صحیح و دلپسند از زندگی می باشند. با این تفاوت كه خانواده های امروزی در مسیر تحولاتشان با دو تحول عمده ساختاری و كاركردی در این زمینه درگیر شده اند. تحول ساختاری بر این مبنا كه حوزه ساختاربندی قدرت در خانواده را تعیین می كند و حوزه كاركردی به وظایفی كه خانواده در طول حیات خود بر عهده داشته است اشاره می كند. در راستای این تحولات است كه جامعه شناسان مسیر تحولات خانواده را از خانواده های “گسترده” به “هسته ای” شناسایی كرده اند. با این نگاه به خانواده و آسیب شناسی تحولات آن می توان مسئله تأخیر سنی ازدواج را در میان جوانان به شیوه نوینی تبیین نمود. چرا كه آنچه در جامعه امروزی ما مشهود است صحبت از تحول خانواده به سوی خانواده های هسته ای و در برخی مناطق در مرحله ی گذار از این وضعیت می باشد. با این توضیح مسئله تأخیر سنی ازدواج و سایر مسائل از قبیل افزایش طلاق و … را می توان در نوع ساختار و كاركرد نهاد خانواده آن هم در بعد هسته ای تشریح نمود. چرا كه نگاهی به گذشته خانواده های گسترده در ایران بیانگر آن است كه زودرسی سن ازدواج و منع اجتماعی طلاق و تكیه بر ازدواج های درون همسری از مسائل خانواده در آن زمان بوده است ولی امروزه در خانواده های هسته ای با تأخیر سنی ازدواج، تكرار و افزایش طلاق و تكیه بر ازدواج های برون همسری مواجه هستیم. آمارهای موجود نشان می دهد که میانگین سن ازدواج در ایران با تحولات عمده ای روبرو شده است،بر این اساس سن ازدواج زنان بین سالهای (1381-1345) با افزایش تدریجی همراه بوده است واین افزایش در یکی دو دهه اخیر شتاب بیشتری داشته است،به طوری که در سال  1381بیش از یک چهارم دختران 29-25 ساله هنوز ازدواج نکرده بودند. همچنین سن ازدواج زنان در ایران در طی سالهای سرشماری (1381-1345) به تدریج افزایش یافته و از 4/18 سال به 2/23سال رسیده در صورتی که سن متوسط ازدواج مردان فقط از 8/25 سال به 9/25 سال رسیده است (کاظمی پور،106:1384).

تاخیر در سن ازدواج می تواند تبعات اجتماعی زیادی به همراه داشته باشد. از جمله آسیبها ومضرات دیر ازدواج کردن می توان به عدم مسئولیت پذیری و بی توجهی به آن در سایر زمینه های زندگی، گرایش به ارتباطات غیر متعارف دختر و پسر، هدر رفتن سنین جوانی و طراوت، بدخلقی در زندگی به دلیل عدم ارضای نیازهای فرد، دل نگرانی والدین از دیر ازدواج کردن فرزندان، افسردگی و اختلالات جنسی، پناه بردن به مواد مخدر و بسیاری از آسیبهای دیگر اشاره نمود. لذا با توجه به مسائلی که ذکر گردید، پژوهش حاضر درصدد بررسی عوامل مؤثر بر پدیده ترس از ازدواج جوانان دختر و پسر  می باشد.

پیشینه داخلی تحقیق

 1) دکتر زهرا نیک منش و دکتر یحیی کاظمی (1385) در پژوهشی با عنوان” علل و راه حل های تأخیر در ازدواج جوانان” به این نتیجه رسیدند که فرصتهای ازدواج برای دختران دارای تأخیر در ازدواج نسبت به پسران بیشتر فراهم بوده است و دختران مهمترین دلیل ازدواج نکردن خود را نیافتن فرد مورد علاقه و ادامه تحصیل معرفی کرده اند. پسران مشکلات اقتصادی و بیکاری را دلیل عدم ازدواج خود مطرح کرده اند. میزان امید برای ازدواج در آینده در پسران نسبت به دختران بیشتر است. همچنین دختران و پسران، کاهش انتظارات والدین را به عنوان راه حل عمده معضل ازدواج می دانند. در اولویت دوم پسران و دختران رفع مشکلات اقتصادی و بیکاری را به عنوان راه حل مطرح کرده اند.

2)حسین محمودیان(1383) در پژوهشی با عنوان”افزایش سن ازدواج در دوره معاصر، دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی” دریافته است که ازدواج های جدیدتر، در سنین بالاتری اتفاق افتاده اند. میزان تحصیلات، به ویژه در مقاطع بالای تحصیلی، با افزایش سن ازدواج همبستگی داشته است. شهرنشینی، مشارکت زنان در نیروی کار، ازدواج های آزادتر، برابری بیشتر جنسیتی و نسبت خویشاوندی دورتر زوجین، اثر مستقیمی بر سن ازدواج داشته اند. همچنین  قومیت در افزایش و کاهش سن ازدواج تأثیر داشته است. این تأثیرات می توانند با توجه به دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی جامعه در جهت تلاش برای ارتقای موقعیت زنان، تحول در نظام های شغلی، تغییر سهم افراد آماده ازدواج و جویای کار در جمعیت، تحول در میزان دستیابی به همسر مناسب و تغییرات در هنجارها و ارزش های مرتبط با ازدواج و تشکیل خانواده تفسیر شوند.

3) محمدرضا شرفی و محمد شریف طاهرپور(1387) پژوهشی را تحت عنوان” راهکارهای افزایش ازدواج و گسترش فرهنگ ازدواج آسان با تأکید بر رویکرد اسلامی”انجام داده است. مقاله مذکور با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موانع موجود برای ازدواج و ارائه راهکارهای افزایش ازدواج و گسترش فرهنگ ازدواج آسان پرداخته است.

نتایج این تحقیق بیانگر آن است که عوامل فرهنگی از قبیل گسترش اخلاق نوین جنسی،گسترش فرهنگ تکاثر و تفاخر، عوامل اجتماعی  همچون تحول خانواده از شکل گسترده به هسته ای، رشد شهرنشینی، افزایش روابط آزاد بین دختر و پسر؛ عوامل فردی چون نیاز به کسب تخصص، تغییر معیارهای ازدواج، عوامل اقتصادی چون بیکاری، هزینه های بالای زندگی و صورت معامله به خود گرفتن ازدواج، مانع افزایش ازدواج و گسترش فرهنگ آسان ازدواج شده است. بر این اساس راهکارهایی در چهار محور فرهنگی، اجتماعی، فردی و اقتصادی برای آسان سازی ازدواج و به تبع آن افزایش ازدواج ارائه شده است.

4) منوچهر کامکار،مینا صالحی،محمد باقر کجباف، ماهان سلاسل (1389) پژوهشی  تحت عنوان “تأثیر آموزش پیش  از ازدواج بر انتظارات زناشویی ناکارآمد دانشجویان دختر در آستانه ازدواج” انجام داده اند .

نتایج این تحقیق نشان داد که آموزش مهارتهای پیش از ازدواج توانسته است انتظارات ناکارآمد زناشویی دانشجویان دختر را کاهش دهد. بنابراین به مسئولان دانشگاه ها توصیه می گردد که این قبیل آموزشها را به صورت برنامه ریزی شده برای کلیه دانشجویان در آستانه ازدواج ارائه دهند. همچنین از آنجا که اجرای جلسات و جمع کردن دانشجویان جهت این قبیل دوره ها که طبق تحقیق حاضر موثر بوده اند به صورت کلی تا حدودی مشکل است، پیشنهاد می گردد مراکزی را در قالب مراکز مشاوره ازدواج و آموزش های پیش از ازدواج تأسیس نمایند تا برنامه های مراکز موجود را در دانشگاه ها بگنجانند. انتظار می رود ارائه این قبیل خدمات می تواند در کاهش افت تحصیلی و یا مشکلات دیگر مرتبط با مشکلات حاصل از انتظارات ناکارآمد و عواقب آن بکاهد.

5) حسین محمودیان (1380) پژوهشی تحت عنوان” بررسی میزان و عوامل موثر بر تفاوت سنی زوجین ” انجام داده است. نتایج نشان می دهد که تبیین علل موثر بر تفاوت سنی زوجین می تواند با توجه به تبعات اجتماعی و جمعیتی آن حائز اهمیت باشد. در بیش از 85 درصد ازدواج ها، تفاوت سن ازدواج به نفع مردان( سن بالاتر شوهران نسبت به زنان) می باشد. میانگین تفاوت سن زوجین با سن، شهرنشینی، میزان تحصیلات مردان، باسوادی زنان و تفاوت تحصیلی زوجین( به نفع مردان) ارتباط مستقیم دارد. فعالیت زنان در خارج از خانه، انتخاب آزادانه تر همسر توسط زنان و سن زنان رابطه معکوسی را با تفاوت سن زوجین نشان می دهد. میزان تحصیلات زنان با تفاوت سنی زوجین دارای رابطه طاقی شکل بوده و در سطوح متوسط تحصیلی این تفاوت به حداکثر می رسد. در تحلیل چند متغییره، تمامی این عوامل اثر خود را از دست می دهند و این وضعیت، پایداری هنجار بزرگتر بودن شوهران را در ورای تفاوت های اقتصادی و اجتماعی نمایان می سازد.

6) محمد امین قانعی راد و فاطمه عزلتی مقدم (1389)تحت عنوان “بررسی انتقادی تشخیص ها و سیاست گذاری ها در مسایل خانواده و ازدواج ” انجام داده اند. یافته های پژوهش اشاره دارد به این موضوع که با وجود اهمیت تاریخی و فرهنگی نهاد خانواده و حمایت قوانین و برنامه های متفاوت از تشکیل و تداوم آن، پژوهش های انجام شده از وجود بحران خانواده و ازدواج حکایت می کنند. بحران خانواده و ازدواج را می توان از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار داد؛ ولی این نوشتار تأثیر سیاست گذاری بخش عمومی در ایجاد و تداوم این بحران را بررسی می کند. هدف اصلی این مقاله ارزیابی انتقادی دیدگاه های مرتبط با تشخیص و شناخت مسایل خانواده و ازدواج و نیز سیاست ها و برنامه های بخش عمومی مرتبط با مسایل مزبور می باشد. چارچوب انتقادی و تحلیلی این مقاله از دیدگاه هابرماس درباره مستعمره ساختن زیست جهان به وسیله نظام اجتماعی اقتباس شده است. بر مبنای دیدگاه نظری این مقاله، رسانه ای شدن خانواده و تبدیل آن به محیطی برای انتقال پیام های اقتصادی و سیاسی به تضعیف و زوال نهاد خانواده انجامیده است و بخش زیادی از مشکلات کنونی خانواده و ازدواج را می توان با چنین چشم اندازی درک کرد. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق تحلیل محتوای مطالعات انجام شده در مورد خانواده و نیز اسناد قانونی و سیاست ها و برنامه های موجود، فراهم می گردد. بخش پایانی این مقاله با استفاده از دستاوردهای انتقادی مطالعه، در برابر رویکرد دولت محور موجود، رویکرد سیاستی جایگزینی را ارائه می دهد. بر مبنای داعیه این مقاله، با توجه به سرشت فرهنگی و اجتماعی خانواده،رویکرد سیاستی جامعه محور، به شیوه موثرتری می تواند به تأمین پایداری خانواده در عرصه های باز تولید فرهنگی، همبستگی خانواده و کارکرد جامعه پذیری آن کمک کند.

7)اکبر مجدالدین (1385) پژوهشی تحت عنوان” بررسی دلایل و آثار افزایش سن ازدواج دختران در روستاهای آشتیان ” انجام داده است. در این مقاله سعی شده است با رویکردی تحلیلی- انتقادی به بررسی عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج دختران روستا و آثار ناشی از آن پرداخته شود و به چرایی و چگونگی زندگی در این محیط روستایی و مشکلات اجتماعی ناشی از آن مانند فقر اقتصادی و بیکاری، به مهاجرت، ازدواج و سکونت دائم پسرهای روستا در شهرها و عدم تعادل جنسی در روستا منجر شده است پرداخته ، به نحوی که باعث افزایش تعداد دختران مجرد ساکن در روستا و تأخیر در سن ازدواج آن ها شده و ممکن است افزایش آسیب ها و انحرافات اجتماعی را به دنبال داشته باشد.

8) دکتر علی فتحی آشتیانی و خدابخش احمدی (1378) پژوهشی تحت عنوان” بررسی عوامل محدود کننده و موانع موجود در ازدواج دانشجویان “انجام داده اند.

این تحقیق به شیوه توصیفی- همبستگی انجام شده است. نتایج بدست آمده بیانگر آن است:

مناسب ترین سن ازدواج برای پسران 39/26 سال و برای دختران 97/21 سال می باشد.

83/76 درصد دانشجویان تمایل به ازدواج دارند.

58/96 درصد دختران دانشجو و 17/30 درصد پسران حداقل یکبار تجربه خواستگاری داشته اند ولی به دلیل عدم توافق در زمینه مسائل مذهبی، اخلاقی، تحصیلی، شخصی و اقتصادی به نتیجه نرسیده است.البته از لحاظ جنس تفاوت معنادار وجود دارد.

دانشجویان به ویژه پسران علاقه مندند با فردی ازدواج کنند که خود انتخاب کرده باشند و با او و خانواده اش از سالها قبل آشنا باشند.

نگرانی از آینده زندگی، عدم توانایی در انتخاب مناسب و تردید در تصمیم گیری مهمترین نگرانیهای دانشجویان است. اگرچه بین دانشجویان پسر و دختر تفاوت معنادار وجود دارد.

مشکلات مالی، نامشخص بودن آینده شغلی، تحصیلی و محل سکونت مهمترین مشکلات در راه ازدواج محسوب می شوند. با توجه به اینکه بین دو جنس تفاوت معنادار وجود دارد. افزون بر آن، مشکلات «اجتماعی- اقتصادی»، بیش از مشکلات «شخصی و خانوادگی» می باشند.

9) دکتر امیرحسین بانکی پور فرد، مهدی کلانتری و زهرا مسعودی نیا(1390) پژوهشی تحت عنوان” درآمدی برآمار ازدواج جوانان در ایران” انجام داده اند.

این مقاله به روش تحلیل اسنادی و فراتحلیلی صورت گرفته است. یافته ها نشان داد که موانع فرهنگی، بیشتر از موانع اقتصادی بر وضعیت کنونی ازدواج اثر داشته، اما کمتر مورد توجه واقع شده است وهمچنین، روند وضعیت ازدواج در سالهای اخیر نگران کننده بوده؛ به نحوی که با وجود افزایش جمعیت، نرخ رشد ازدواج کاهش و نرخ طلاق به شدت افزایش داشته و در این شرایط، میانگین سن ازدواج به خصوص در دختران افزایش یافته است.به طور کلی ازدواج همسالان،آموزش مهارت های زندگی در سطوح مختلف، درصد دائمی و توجه ویژه مدیران در برنامه ریزی ها و عزم ملی برای حل این معضل، از جمله راه های برون رفت از این وضعیت بحرانی است.

10) مسعود صدرالاشرافی، اژدر شمخانی و مجید یوسفی افراشته(1391) پژوهشی تحت عنوان” شناسایی عوامل موثر بر  ازدواج  آسان از دیدگاه دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور مرکز رزن”انجام داده اند.

این پژوهش به روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است به طور خلاصه براساس نتایج تحقیق عوامل موثر بر ازدواج آسان از دیدگاه دانشجویان به ترتیب اولویت عبارت است از: 1. عوامل اقتصادی، 2. نقش دولتمردان، 3. عوامل فردی، 4. عوامل اجتماعی، 5. عوامل فرهنگی

11) خانم آذر اسکندری چراتی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر پژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل موثر بر تاخیر سن ازدواج با تاکید بر استان گلستان در سال 1387 انجام داد. روش پژوهش وی اسنادی و پیمایشی و شیوه نمونه گیری اش خوشه ای منطقه ای و تصادفی ساده بود. جامعه آماری محقق در این پژوهش جوانان در سن ازدواج (18-35 سال) این شهر و جامعه نمونه 390 نفر بود که با فرمول کوکران انتخاب گردید. نتایج پژوهش وی نشان داد که بین متغیرهای ادامه تحصیل،بالا بودن انتظارات و سختگیری در انتخاب همسر،نداشتن شغل مناسب، فقر خانواده، موقعیت اجتماعی خانواده و وضع ظاهری با تاخیر در سن ازدواج جوانان رابطه معنی داری وجود دارد.

  نمونه و مشخصات مشارکت کننده در جلسات بحث گروهی

جامعه هدف در این جلسات جوانان دختر ( زیر 30 سال) و پسران ( زیر 35 سال) مجرد می باشند. و شرکت کنندگان بیشتر از بین کسانی انتخاب شده اند که بنا به دلایل شخصی و اجتماعی از ازدواج سرباز زده اند، این افراد به طور داوطلبانه در بحث شرکت کردند که مشخصات آن ها در زیر ذکر شده است.

جدول شماره 1: فهرست و مشخصات(face sheet) دختران و پسران شرکت کننده در پژوهش

کد نام مستعار سن جنسیت تحصیلات شغل
1 زیبا 27 دختر کارشناسی کارمند شرکت خصوصی
2 فاطمه 31 دختر کارشناسی ارشد منشی
3 مینا 29 دختر کارشناسی ارشد دانشجو
4 نگین 30 دختر کارشناسی ارشد کارمند
5 مریم 29 دختر کارشناسی ارشد کارمند پیمانکاری
6 سامان 35 پسر کارشناسی آزاد
7 مبین 32 پسر کارشناس ارشد کارمند بخش دولتی
8 سینا 33 پسر کارشناسی آزاد
9 بهنام 32 پسر کارشناسی آزاد
10 آرش 35 پسر کارشناسی کارمند بخش خصوصی
11 سینا 33 پسر کارشناس ارشد مدرس
12 امید 32 پسر کارشناسی کارمند شرکت ساختمانی

 

 روش شناسی تحقیق

با توجه به این که هدف کلی از این تحقیق شناسایی و ارزیابی لایه های پنهان ترس از ازدواج در بین جوانان دختر و پسر می باشد  از روش کیفی بحث گروهی متمرکزبرای شناسائی این امر استفاده کرده ایم. دو جلسه بحث گروهی متمرکز  10-12 نفره دختر و پسر به طور مجزا صورت گرفت هر جلسه به مدت 1.5 تا 2 ساعت به طول انجامید و در آن از تکنیک های پنج بار چرا و  بارش افکار و موضوع بندی استفاده شد. در طی بحث اعضا گروه به بیان نظرات و عقاید خود تشویق شدند. نظرات افراد توسط یک نفر یادداشت می شد و یک ناظر به طور کامل نظارت داشت. لازم به ذکر است که تمام جلسات، ثبت و ضبط گردید. بعد از هر جلسه بحث گروهی، جلسه گروه مطالعه تشکیل می شد و مجدا تمام مطالب بازخوانی شد تا مطالب جا افتاده ثبت شود. سپس براساس اهداف پژوهش مطالب کدگذاری و طبقه بندی شد در پایان مجموع نظرات به تفکیک گروه ها  و اهداف ثبت شد و با هم مقایسه گردید. به کمک کدگذاری باز، محوری و انتخابی دسته بندی گردید .

در کد گذاری باز داده های مربوط به پدیده مورد مطالعه با بررسی دقیق نامگذاری و مقوله بندی شدند.

در مرحله بعد در کد گذاری محوری  مقوله های اصلی و فرعی بسط می یابند و محقق میان یک مقوله اصلی  و مقوله های فرعی اش پیوند برقرار می کند . و در نهایت در کد گذاری انتخابی مقوله هسته ای که همان لایه های پنهان ترس از ازدواج در بین جوانان و نوجوانان است انسجام می یابند تا چارچوب تئوریک اولیه شکل بگیرد.

 

ترس از خیانت و فریبکاری توسط جنس مخالف

یکی از مهمترین آفت های اجتماعی که هر جامعه ای را با مشکل جدی مواجه می سازد فقدان اعتماد میان اعضای جامعه یا به اصطلاح بی اعتمادی است. گسترش بي‌اعتمادي و دورويي در روابط اجتماعي و گسترش انواع انحرافات اخلاقي در سطح جامعه به نهاد خانواده و مناسبات انساني نیز تسري يافته و اساسا كيفيت ارتباط با ديگران را دچار شك و تزلزل كرده است. مینا  28 ساله با تحصیلات کارشناسی افزايش اعتياد،فريبكاري و كلاهبرداري و تجربيات تلخ ديگران در اين موارد كه هر روزه درصفحه حوادث روزنامه‌ها منتشر مي‌شود در كنار توسعه كمي شهرنشيني و افزايش جمعيت كه آدم‌ها را با هم بيگانه كرده است،موجب بي‌اعتمادي و حداقل ديراعتمادي افراد به يكديگر مي‌شود. او چنین عنوان کرد:

” من هر روز روزنامه ها رو ورق میزنم و حوادث رو می خونم، حوادثی که برای همسن و سالانم اتفاق افتاده و یا مسائلی چون اعتیاد و فریبکاری که باعث طلاق جوانان و یا  ضرب و شتم و.. می شود باعث شده تا ترجیح بدم مجرد بمونم ”

سینا 33 ساله دارای تحصیلات کارشناسی ارشد معتقد بود وجود روابط خارج از عرف دختران و پسران و تجربیات دیگران از عواملی است که ترس از خیانت را در آن ها افزایش می دهد..

” امروزه دختران و پسران باهم به راحتی ارتباط برقرار می کنند به طوری که روابطشان خارج از عرف بوده و با وجود خانه های مجردی و … هیچ مانعی را پیش روی خود ندارند و گاها به یک نفر بسنده نمی کنند و در یک زمان واحد با چند نفر ارتباط دارند، وجود این روابط با توجه به ارتباطات باعث شده است که اولا آنها به راحتی نیاز جنسی خود را برطرف کنند و تن به ازدواج ندهند، ثانیا نتوانند به جنس مخالف اعتماد کرده و همیشه از یک ترسی (خیانت) به سبب تعیین شریک زندگی خود هراسان باشند.”

مریم 29 ساله با تحصیلات  کارشناس ارشد معتقد بود که فیلم ها یی که از ماهواره و حتی تلویزیون داخلی پخش می شود تاثیر زیادی بر بی اعتمادی جوانان نسبت به جنس مخالف دارند روایت او چنین است:

” وجود اینترنت و وسایل ارتباط جمعی، از عواملی است که فریبکاری و خیانت را در بین جوانان در شرف ازدواج افزایش داده است. فیلم ها و برنامه های ماهواره ها و … نیز ترس از خیانت را گسترش داده و  جوانان فکر می کنند که دیگر نمی توان به کسی اعتماد داشت.”

 

ترس از محدودیت پس از ازدواج

افراد زمانی اقدام به ازدواج خواهند کرد که سودی در آن نهفته باشد یعنی بتوانند از طریق ازدواج پایگاه و منزلت اجتماعی خود را حفظ  و یا ترقی دهند و زمانی که احساس کنند چنین موقعیتی پیش نخواهد آمد یا ازدواج برای آن ها در زمینه ادامه تحصیل و کسب منزلت اجتماعی، محدودیت ایجاد می کند پدیده ای به نام ترس از ازدواج در جامعه پدیدار می شود.

زیبا 27 ساله با تحصیلات کارشناسی اینگونه بیان کرد که ازدواج  باعث می شود شرایطی فراهم شود که به دلیل پذیرش مسئولیت یا مخالفت جنس مخالف ادامه تحصیل و کسب منزلت اجتماعی برای ما محیا نشود و از ادامه تحصیل بازبمانیم.

 

“ازدواج باعث می شود تا ما از تحصیل باز بمانیم، چون ممکن است مردها از موفقیت و پیشرفت همسرشان ناراحت شوند و مانع ایجاد کنند. و یاحتی مشغله های زندگی باعث شود ان امر به دست فراموشی سپرده شود و سالهای بعد حسرت این زمان را بخوریم”

 

فاطمه 31 ساله با تحصیلات کارشناسی ارشد معتقد بود که شغل از دو جهت حائز اهمیت است: 1. از بُعد اقتصادی که وضعیت مالی فرد را برای تشکیل خانواده مناسب می سازد؛ 2. داشتن شغل مناسب به معنی تعیین پایگاه اجتماعی و هویت اجتماعی فرد است.ازدواج و یا جنس مخالف در پیشرفت شغلی و استقلال مالی ما مانع ایجاد می کند زیرا که خیلی از مردها با کار کردن همسرانشان مخالف هستند یا نوع شغل آن ها را نمی پسندند و یا بامحل کار و… مشکل دارند.

“ما دوست داریم که در زندگی مشترک از استقلال مالی برخوردار باشیم و موقعیت اجتماعی داشته باشیم و ممکن است مردها مانع اشتغال و استقلال مالی ما شوند. یا شغل ما را نمی پسندند و یا در انتخاب محل کار محدودیت ایجاد می نمایند.”

 

علی 35 ساله دارای تحصیلات کارشناسی معتقد بود ازدواج پایان تمامی لذت‌های زندگی است و مستلزم تغییر و تحول بسیار است.

“انسان ها با گفتن یک «بله» و با وارد شدن به جرگه متاهلین زنجیر به پا می‌شوند و زمام تمام امور زندگی از دست‌شان خارج می‌شود، محدودیت‌ها و باید و نبایدها شروع می‌شود و هرگز پایانی نیز برای آن نیست.”

 

ترس از عدم تامین معاش خانواده و پذیرش مسئولیت

بهنام 31 ساله دارای مدرک کارشناسی معتقد بود بسیاری از پسران می‌ترسند نتوانند دختری را که با هزار خیال به خانه امیدشان آورده‌اند، خوشبخت کنند

“غالبا  مردها دل‌مشغولی ذهنی بسیاری با این موضوع دارند که آیا می‌توانند یک زن را برای همیشه کنار خود راضی نگاه دارند و از عهده مسئولیت زندگی دو نفره و بعدها سه یا چهار نفره برآیند؟ از سوی دیگر، گاهی نیز دنیای رنگارنگ امروز، تعهد به یک نفر را برای پسران بی‌معنا می‌کند  به طوری که از سنگینی پذیرفتن مسئولیت زندگی  شانه خالی می‌کند .”

علی 31 ساله دارای مدک کارشناسی ارشد  با استفاده از شعار”بی‌شغل و پول، ازدواج هرگز!» ادامه داد:

” که این جمله شعار بعضی از جوانان است. پسران می‌دانند تنها تا زمانی می‌توانند بر حمایت کامل مالی والدین‌شان امیدوار باشند که با شریک زندگی‌شان زیر یک سقف نرفته باشد. بعد از ازدواج خودشان می‌مانند و حوض‌شان! پس نبود شغل و حقوق مناسب تبدیل به ترسی برای ازدواج می‌شود.”

 

ترس از شکست  در ازدواج

پدیده اجتماعی ازدواج بعنوان یکی از اهداف تعیین شده جامعه با راهها و وسایل مورد نیاز در جهت نیل به آن هماهنگ نیست. چنین گسستی میان اهداف و راههای نیل به آن ، جامعه را دچار بی سامانی می کند،که حاصل آن بوجود آمدن افرادی است که نمی توانند خوب را از بد تشخیص دهند یا شناخت مناسبی نسبت به همسر خود پیدا کنند و یا معیارهایی مناسب برای ازدواج داشته باشند زیرا که از یک دوگانگی رنج می برند.

نگین 30 ساله دارای مدرک کارشناسی ارشد عدم اطمینان از وجود ویژگی های مورد انتظار در فرد انتخاب شده را عامل ترس  از ازدواج خود بیان کرد و عنوان کرد:

” چگونه می شود با یک ارتباط کوتاه مدت، شریک زندگی آینده خود را شناخت و اطمینان حاصل کرد که این فرد همان شاهزاده آرزوها است. امروزه با توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه اطمینان به جنس مخالف سخت است و به قول قدیمی ها ازدواج مثل هندوانه در بسته ای است که تا شکافته نشود نمی توان به ویژگی های آن پی برد. همین نگرانی باعث شده که من نتوانم نسبت به ویژگی های مد نظرم در مورد جنس مخالف اطمینان حاصل کنم.”

مینا 30 ساله  دارای تحصیلات کارشناسی معتقد است که برقراری ارتباط موثر با جنس مخالف هنر است و متاسفانه امروزه جوانان صرفا ارتباط را در ارضای مسائل جنسی می دانند و به نکات موثر دگر در ارتباط توجهی نمی کنند او عنوان کرد:

” دوستی دارم که از نظر زیبایی، خانواده و تحصیلات و غیره چیزی کم ندارد و خواستگارهای زیادی دارد ولی هر بار هرکدام را به دلیلی می رنجاند به طور مثال با یک حرف نابجا یا یک توقع غیر عملیاتی و … همین امر باعث می شود که همیشه نسبت به جنس مخالف گارد بگیرد و دو ازدواج ناموفق داشته باشد.”

امید 32 ساله هم تقریبا به همین مسائل اشاره کرد  با این تفاوت که این امر را برای پسران عنوان کرد و گفت : “بسیاری از پسران مراوده مناسب با یک خانم را نمی دانند و همیشه با حرفهایشان طرف مقابل را می رنجانند و همین امر در آن ها ترس از عدم موفقیت در ارتباط را ایجاد کرده است و به همین دلیل از مراوده با جنس مخالف فرار می کنند. بسیاری از پسرها هستند که در همان ارتباطات اولیه نامزدی ناموفق بوده و با شکس مواجه می شوند”

لایه های پنهان ترس جوانان از ازدواج  و پیامد های آن چیست؟

 

از عمده ترین عواملی که اغلب گروه ها عنوان کرده اند بالا بودن آمار اعتیاد،  طلاق، خیانت و نیز تجربیات تلخ  که در رسانه ها و روزنامه ها مدام به آن اشاره می شود از عوامل ترس جوانان از ازدواج است.

در بین مشکلات اقتصادی تأمین مخارج زندگی، مسکن و شغل از عوامل اقتصادی مهم تر ترس از ازدواج بیان شده اند.

شغل از دو جهت حائز اهمیت است: 1. از بُعد اقتصادی که وضعیت مالی فرد را برای تشکیل خانواده مناسب می سازد؛ 2. داشتن شغل مناسب به معنی تعیین پایگاه اجتماعی و هویت اجتماعی فرد است. داشتن شغل مناسب، پیش از آن که برای زنان در هنگام ازدواج مطرح باشد، برای مردان اهمیت دارد.

ادامه تحصیل به ویژه برای دختران اشاره کرد و متذکر شد گرایش روز افزون دختران به تحصیل در مقطع آموزش عالی، گواه این ادعاست. با در نظر گرفتن نسبت بسیار بزرگ دختران و پسران دانشجو، در مقایسه با کل جوانان کشور، می توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل بالا رفتن سن ازدواج در ایران، تحصیل در مقطع کارشناسی و بالاتر (برای دختران) است. این عامل از یک سو سن ازدواج دختران را بالا برده و از سوی دیگر دایره همسرگزینی و شانس ازدواج را برای ایشان محدود کرده است. تحصیل در مقطع آموزش عالی موجب تغییر نگرش ها و رفتارهایی می شود که بعضی وقت ها در جامعه سنتی و در گزینش های سنتی ازدواج، ناپسند به نظر می آید. در نهایت باید به این موضوع توجه کرد که اگر در گذشته، و در شیوه های سنتی ازدواج، نظر دختر و ملاک-های او کمتر دخالتی در گزینش همسر آینده داشت، ادامه تحصیل و پیدایش ایده ها و ملاک ها باعث تنگ تر شدن دایره همسرگزینی فرد می شود؛ و از آن جا که تحصیل دختران در اغلب موارد با اشتغال همراه نیست، به عاملی منفی در شانس در ازدواج تبدیل شده است. ضمن آن که، هنوز در جامعه، پایین بودن سن دختر به مثابه شانس برای ازدواج تلقی می شود.

شایع ترین موانع اجتماعی یاد شده نبود امنیت اقتصادی، نگرانی هایی درباره تامین معاش در آینده و حمایت اجتماعی، عدم اعتماد به یکدیگر و فردگرایی بودند. اکثر گروه های تشکیل شده عنوان کردند که با توجه به بالا بودن آمار اعتیاد و طلاق و با توجه به رسانه هایی که مدام از فریبکاری یک جنس به جنس مخالف هشدار می دهند و نیز تجربیات تلخ همسالان اعتماد کمی بین دو جنس مخالف وجود دارد همین امر موجب ترس از ازدواج در بین جوانان گردیده است.

شایع ترین موانع شخصی یاد شده ، ادامه تحصیل، احساس محدودیت، فقدان مسئولیت پذیری در زندگی شخصی است. از طرفی گروه ها به  فقدان مسئولیت پذیری جوانان اشاره کردند و معتقد بودند که طرز رفتار والدین با فرزندان و نیز تمرکز افراد روی ادامه تحصیل باعث شده است که آنان نسبت به امر مهارت آموزی کوتاهی نمایند و در اغلب موارد فاقد قدرت حل مساله هستند و در درگیری با مسائل زندگی نمی توانند راه حل های خوب و مفیدی را انتخاب کنند.  همین امر شکست هایی را در زندگی ایجاد می کند که این تجربیات ترس از ازدواج و زندگی مشترک را در جوانان تشدید می کند.

در این مرحله پس از ان که در کد گذاری باز داده های مربوط به پدیده مورد مطالعه با بررسی دقیق نامگذاری و مقوله بندی شدند، کد گذاری محوری جهت بسط مقوله های اصلی و فرعی صورت گرفت که مقولات زیر حاصل گردید:

  • پدیده مدرنیته در مقابل سنت گرایی
  • پدیده تغییر در اهداف ازدواج
  • پدیده عوامل اجتماعی موثر بر ترس از ازدواج
  • پدیده عوامل فرهنگی موثر بر ترس از ازدواج

و در نهایت در کد گذاری انتخابی مقوله هسته ای که همان لایه های پنهان ترس از ازدواج در بین جوانان است انسجام می یابند تا چارچوب تئوریک اولیه شکل بگیرد. مدل پارادایمی زیر بدست امد:

جدول شماره2: مدل پارادایمی پدیده لایه های پنهان ترس از ازدواج در بین جوانان

شرایط علیوسایل ارتباط جمعی جدید چون اینترنت، ماهواره و…

بالا رفتن سطح توقعات با توجه به ارتقا تحصیلات

چشم وهم چشمی و مقایسه خود با دیگران

نهادینه نشدن ارزش های سنتی و اصول اعتقادی و مذهبی

وجود مسائل اجتماعی چون اعتیاد، بیکاری و …

تجربیات تلخ دیگران

بالا بودن آمار خیانت و طلاق

عدم مسئولیت پذیری و قدرت حل مساله در جوانان

زمینهشهر تهران

میزان

شدت

دوره زمانی

 

پدیده:لایه های پنهان ترس از ازدواج جوانان

 

شرایط مداخله گر

وضعیت مالی

شکاف نسلی

رسانه ها

راهبردهاتغییر در شیوه انتخاب همسر

تغییر در نقش خانواده

تغییر در اولویت های ارزشی و اعتقادی

تغییر در نوع روابط دختر و پسر و نحوه آشنایی

تغییر در اهداف ازدواج

 

پیامدهادگرگونی در آرزوهای شغلی و تحصیلی

تاخیر در سن ازدواج جوانان

گسترش روابط خارج از عرف جوانان

بی اعتمادی به جنس مخالف

پدیدار شدن روحیه رفاه جویی

افزایش سطح انتظارات

تزلزل و بی اعتقادی به اصول ارزش و مذهبی

 

 

بحث و نتیجه گیری و خط داستانی پژوهش

در گام بعدی در مرحله نمونه گیری انتخابی باید داستان روایت شده را در قالب خط داستانی با توجه به مقوله هسته ای بیان کرد. در این مرحله محقق می تواند بار دیگر به مقوله ها مراجعه کند و هر نوع جزئیات فراموش شده را تکمیل نماید. از نظر کوربن و اشتراوس این امر ضروری است زیرا تراکم مفهومی به نظریه داده و خاصیت مفهومی اش را افزایش می دهد. در ادامه براساس تحقیق عناصر مدل نظریه ای تشریح می شود.پدیده ای که ما با آن روبرو هستیم پدیده لایه های پنهان ترس از ازدواج جوانان دختر و پسر است که با توجه به مراحل تحقیق از شرایط علی این پدیده می توان به  وسایل ارتباط جمعی جدید چون اینترنت، ماهواره و…،بالا رفتن سطح توقعات با توجه به ارتقا تحصیلات، چشم و هم چشمی و مقایسه خود با دیگران، نهادینه نشدن ارزش های سنتی و اصول اعتقادی و مذهبی، وجود مسائل اجتماعی چون اعتیاد، بیکاری و …، تجربیات تلخ دیگران، بالا بودن آمار خیانت و طلاق اشاره کرد که همه آن عوامل دست به دست هم داده و پدیده ترس از ازدواج را در جوانان تشدید کرده است.البته این پدیده در زمینه شهر تهران بسیار روشن و واضح به نظر می رسد و از شدت و میزان بالایی برخوردار است زیرا که اگر به آمار توجه کنیم بزرگترین دغدغه خانواده ها بالا رفتن سن ازدواج فرزندانشان است. و این که حتی خود خانواده ها هم نمی توانند در امر ازدواج به راحتی تصمیم بگیرند و… از شرایط مداخله گر در این امر می توان به وجود رسانه ها، ماهواره ها، شکاف نسلی اشاره کرد به طوری که شکاف نسلی باعث شده است تا جوانان نظریات مختلفی در زمینه ازدواج و متفاوت با والدینشان داشته باشند و از طرفی طریقه ازدواج به شیوه سنتی و به شیوه جدید نیز از عواملی است که در این شکاف نسلی کاملاً به چشم می خورد . آنچه به طور روزمره در رسانه ها از جمله مجلات، فیلم های سینمایی و … وجود دارد نیز به عنوان شرایط مداخله گر بر این امر تأثیر گذاشته است و ترس از ازدواج را در بین جوانان تشدید کرده است.

راهبرد های مربوط به لایه های پنهان ترس از ازدواج جوانان نیز شامل تغییر در شیوه انتخاب همسر، تغییر در نقش خانواده،  تغییر در اولویت های ارزشی و اعتقادی، تغییر در نوع روابط دختر و پسر و نحوه آشنایی، تغییر در اهداف ازدواج بدست آمده است. و در نهایت پیامد های حاصل از این امر عبارتند از: دگرگونی در آرزوهای شغلی و تحصیلی، تأخیر در سن ازدواج جوانان، گسترش روابط خارج از عرف جوانان، بی اعتمادی به جنس مخالف، پدیدار شدن روحیه رفاه جویی، افزایش سطح انتظارات، تزلزل و بی اعتقادی به اصول ارزشی و مذهبی . بنا براین می توان نتیجه گرفت :

عدم مسئولیت پذیری و قدرت حل مساله در جوانان در جوامعي نظير ايران كه هنجارهاي خانوادگي بيشتر از ساير جوامع پابرجا هستند، خانواده به لحاظ شرايط ساختاري در امر ازدواج جوانان بي‌تأثير نيست. در واقع از يكسو وضعيت خانواده‌هاي دختر و پسر، در مسائل مربوط به ازدواج جوانان مؤثر است و از سوي ديگر خانواده‌هاي نسل قبلي با انتقال جوهره و معناي اصلي خانواده به نسل جديد، عملاً به ايجاد يك سلول اجتماعي ديگر كمك مي‌كنند.

پایگاه شغلی یک فرد عموماً حاصل یک فرآیند طولانی سرمایه گذاری و آموزش می باشد. بدین ترتیب شغل در سن ازدواج موثر است. جوانان غالباً زمانی ازدواج می کنند که یقین داشته باشند ازعهده تأمین معاش خانواده طبق آداب و رسوم طبقه اجتماعی خود برخواهند آمد وچون افراد نمی توانند در سنین معینی مثلاً بیست تا بیست و پنج سالگی درآمد کافی داشته باشند لذا نوع شغل اهمیت پیدا می کند و بعنوان مانع اساسی فراروی ازدواج جوانان قرار می گیرد. در جامعه کنونی ما نیز نظام مشاغل جدید در برابر مشاغل سنتی آن طور طراحی شده که عموماً از کانال نظام آموزشی می گذرد که خود سالهای طولانی وقت در نهادهای مربوطه را می طلبد که این امر فی نفسه باعث بالا رفتن سن ازدواج افراد می شود

یکی از مهمترین آفت های اجتماعی که هر جامعه ای را با مشکل جدی مواجه می سازد فقدان اعتماد میان اعضای جامعه یا به اصطلاح بی اعتمادی است.گسترش بي‌اعتمادي و دورويي در روابط اجتماعي و گسترش انواع انحرافات اخلاقي در سطح جامعه به نهاد خانواده و مناسبات انساني نیز تسري يافته و اساساً كيفيت ارتباط با ديگران را دچار شك و تزلزل كرده است افزايش اعتياد، فريبكاري و كلاهبرداري و تجربيات تلخ ديگران در اين موارد كه هر روزه درصفحه حوادث روزنامه‌ها منتشر مي‌شود دركنار توسعه كمي شهرنشيني و افزايش جمعيت كه آدم ‌ها را با هم بيگانه كرده است، موجب بي‌اعتمادي و حداقل ديراعتمادي افراد به يكديگر مي‌شود كه نقطه عطف و حساس اين مسأله در ازدواج و وصلت با ديگري خود را نشان مي‌دهد. چه بسيار شكست‌هاي عاطفي و زناشويي كه به واسطه اعتماد كاذب و خوشبينانه به ديگري رخ مي‌دهد كه تنها گوشه‌اي از آن ازطریق رسانه ها منتشر می شود. بديهي است هر قدر اعتماد ميان افراد جامعه بيشتر باشد،ريسك ازدواج بالاتر مي‌رود و افراد،محتاط‌تر از پيش اقدام به اين كار مي‌كنند.

آن چه امروزه در بین جوانان بسیار مشهود است فرد گرایی است. در واقع فردگرایی آیین یا اصول اخلاقی است که منافع و علایق فرد را برتر از جمع می شمارد. فردگرایی احساسی است که هر عضو جامعه از خانواده و دوستان خویش کنار می کشد و نوع معینی از جامعه را تشکیل می دهد که در آن احترام اندکی به سنتها گزارده می شود. فردگرایان به لحاظ عاطفی جدا از درون گروههای خود هستند و با اتکای به خود، استقلال، لذت و تعقیب خوشبختی تاکید می کنند. و جدایی از این استقلال و لذت ها آنان را از ازدواج دور و آن ها را نسبت به این امر بیمناک می نماید.

افراد زمانی اقدام به ازدواج خواهند کرد که سودی در آن نهفته باشد یعنی بتوانند از طریق ازدواج پایگاه و منزلت اجتماعی خود را حفظ  و یا ترقی دهند و زمانی که احساس کنند چنین موقعیتی پیش نخواهد آمد یا ازدواج برای آن ها در زمینه ادامه تحصیل و کسب منزلت اجتماعی، محدودیت ایجاد می کند پدیده ای به نام ترس از ازدواج در جامعه پدیدار می شود.

از آن جا که امروزه جوانان تمایل بیشتری به ادامه تحصیل در رده های بالاتری دارند. علت آن هم ممکن است که در دوره های تحصیلی بالاتر، ارزش فرصت های از دست رفته برای جوانان بیشتر خواهد شد. بنابر این جوانان برای تثبیت موقعیت خویش،ادامه تحصیلات را بر ازدواج ترجیح خواهند داد (مرکز آمار ایران،17:1383).

ما زمانی شاهد بی سامانی و ناهنجاری در ساخت اجتماعی خواهیم بود که هماهنگی میان راهها و اهداف از بین برود و چنانچه این هماهنگی حاصل نشود جامعه ناسالم خواهد بود. بنابراین می توان اذعان کرد که پدیده اجتماعی ازدواج بعنوان یکی از اهداف تعیین شده جامعه با راهها و وسایل مورد نیاز در جهت نیل به آن هماهنگ نیست. چنین گسستی میان اهداف و راههای نیل به آن، جامعه را دچار بی سامانی می کند، که حاصل آن بوجود آمدن افراد کجرو و بروز بسیاری از آسیب ها و انحرافات اجتماعی و اخلاقی است. و نوعی بی ثباتی را در جوانان ایجاد می کند که همین امر ترس از ازدواج ، اعتماد و… را به همراه دارد.

—————————————–

منابع و ماخذ

– آزاد ارمکی، تقی (1386) جامعه شناسی خانواده ایرانی، چاپ اول، تهران:سمت

– اسکندری  چراتی،آذر (1387) بررسی عوامل اجتماعی موثر بر تاخیر سن ازدواج در ایران با تاکید بر استان گلستان،فصلنامه تخصصی جامعه شناسی دانشگاه آزاد آشتیان،سال چهارم، شماره سوم.

– اعزازی، شهلا (1376) جامعه شناسی خانواده با تاکید بر نقش،ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاص،تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

– حسین زاده، رسول (1387) بررسی عوامل جامعه شناختی موثر در تاخیر ازدواج وانان شهرستان گرمسار، پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه آزاد گرمسار.

-ریتزر، جورج (1374)؛ نظریه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر؛ ترجمه محسن ثلاثی؛ تهران: علمی

– کاظمی پور، شهلا (1384) تحول سن ازدواج در ایران و عوامل جمعیتی موثر بر آن، پژوهش زنان، شماره 3.

– گیدنز، آنتونی (1388) پیامدهای مدرنیت، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر مرکز.

– مجد الدین، اکبر و جمالی، احمد رضا (1386) بررسی دلایل و اثرات افزایش سن ازدواج دختران روستایی در ایران، فصلنامه تخصصی جامعه شناسی دانشگاه آزاد آشتیان،سال دوم،شماره چهارم.

– محمودیان، حسین (1383)  سن ازدواج در حال افزایش، بررسی عوامل پشتیبان،مجله علوم اجتماعی، شماره 24.

– مرکز آمار ایران (1388) تحلیلی بر ویژگیهای ازدواج در ایران، تهران.

 

# بهاره جمند، دانشجوی دکتری جامعه شناسی )گرایش مسایل اجتماعی ایران)، bjamand@yahoo.com

 .

همچنین ببینید

ازدواج

ازدواج سفید چیست؟ حمید مسعودی

ازدواج سفید در ایران سبکی از همزیستی است که یر اساس میل متفابل زن و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *