آموزش وردپرس
image

بررسي علل جراحي زيبايي در استراليا/ ترجمه کبری حاجی ابو لو

نويسنده:بروس ترانتر و دالاس هانسون
چکیده: علی رغم تقاضای عمل زیبایی، در مورد خصوصیات مراجعه کنندگان، به جز تقسیم بندی از لحاظ جنسیت، اطلاعات کمی وجود دارد. اطلاعات حاصل از یک بررسی استرالیایی نمایندگی ملی، پیشینه ی اجتماعی متقاضیان عمل های زیبایی و کسانی که خواستار عمل هستند را نشان می دهد. علاوه بر تقسیم بندی صریح بر اساس جنسیت، میانسالان بیشترین متقاضی عمل زیبایی بودند، اما افراد با سن بالاتر بیشتر محتمل بوده اند که این اعمال زیبایی را انجام داده اند و حال از بدن خود ناراضی اند که این نیز به گونه ای مربوط به علاقه داشتن به عمل زیبایی می شود. جایگاه اجتماعی (تحصیل، شغل، درآمد) تاثیرگذار است و این واقعیت که آنهایی که به ا حزاب لیبرال و ملی مربوط می شوند نسبت به کسانی که به احزاب سبز و کارگر مربوط اند بیشتر احتمال اینکه عمل زیبایی داشته اند وجود دارد. در واقع این موضوع نشان می دهد که این در واقع جنبه ای از روش زندگی طبقه ی متوسط جامعه است و توسط کسانی که به آن اشتیاق دارند دنبال می شود.
کلمات کلیدی: استرالیا، نارضایتی از بدن، عمل زیبایی، بررسی
تقاضای عمل زیبایی در غرب زیاد است. مثل کشیدن صورت، بزرگ کردن پستان ها و لیپوساکشن که عموما به عنوان روش های اختیاری اجرا می شوند (الیتون، 2008) استفاده از این اعمال زیبایی به طرز ثابتی رو به افزایش است. (گروگان، 2008، ص 68). بیش از 106 میلیون عمل زیبایی در ایالات متحده ی آمریکا در 2011 انجام شده است که معمول ترین آن ها لیپوساکشن، بزرگ کردن پستان ها، جراحی شکم، جراحی پلک و کشیدن سینه است. (2011، ASAPS) . بسیاری از این مراجعین خواستار تغییرات بیشترند و حتی تعدادی از آنها به عمل اعتیاد پیدا می کنند. (بلوم، 2003). اگر چه عمل زیبایی بیشتر مربوط به «بیماران» زن، یا «مصرف کنندگان» یا «مراجعین» زن می باشد، (هالیدی و کیرنی، 2007، جونز، 2008) که به عنوان لغات مناسب تر می باشد، اما درصد مردانی که تحت عمل زیبایی قرار گرفته اند نیز رو به افزایش است. (زنان 91% از عمل های زیبایی را در USA و 90% را در بریتانیا در 2011 داشته اند). (2011، ASAPS ؛ 2012، BAAPS، هیس و جونز، 2009 و ص 4)
هنوز، تحقیقات کمی در مورد عمل های زیبایی وجود دارد، که البته استثناهایی هم وجود دارند، مثل آمار انواع روش ها، جنسیت و سن مراجعه کنندگان در آمریکا. (2011، ASAPS) تحقیقات علمی روی علل ملی توسط دانشمندان اجتماعی به منظور روشن سازی زمینه های اجتماعی مراجعه کنندگان یا تاثیرات احتمالی تصمیم گیری برای عمل های زیبایی بسیار کم است (دیویس، 1995، 2003، گیملین، 2007، 2010) و تحلیل متنی (فریزر، 2003، جونز، 2008) یا هر دو (الیوت، 2008) از اطلاعات بررسی ملی استفاده می کند و با استفاده از تحلیل آماری چند متغیره، کسانی را که راغب اند عمل زیبایی انجام دهند یا آن را انجام داده اند مورد آزمایش قرار می دهد. روش ما بررسی ابعاد اجتماعی مصرف کنندگان عمل زیبایی در استرالیا، کشوری که به شکل های مختلف می تواند نماینده ی ملت های OECD باشد، می باشد. این مطالعه سه سئوال اصلی را مورد خطاب قرار می دهد. وقوع عمل زیبایی در استرالیا در بین جمعیت جوان چیست؟ آیا آنهایی که عمل زیبایی انجام داده اند (و کسانی که انجام نداده اند اما مایل اند که عمل زیبایی کنند) ویژگی های اجتماعی مشترکی جدای از جنسیت دارند یا نه و تا چه اندازه نارضایتی از بدن و ارزیابی جذابیت خود در احتمال انجام عمل زیبایی تاثیرگذار است.
توضیح عمل زیبایی
برخلاف کمبود تحقیقات کمی در مورد عمل زیبایی، تحقیقات زیادی از جنبه های فمینیستی در این رابطه وجود دارد. همانگونه که فریزر (5 ص : 2003) ارائه می دهد.
در مرکز ناآرامی های فمینیستی بر سر مسئله ی عمل زیبایی، دانستن این موضوع است که این کار شامل عمل بافتی سالم است. برای فمینیستها، سئوال مهمی روی دلایل اینکه چرا ظاهر باید آنقدر حائز اهمیت باشد که زنی را مجبور به ریسک در جراحت، آسیب یا مرگ به خاطر عمل بر روی بدنی سالم و نرمال، بکند، تمرکز می کند.
بسیار از نویسندگان فمینیست داستان زنانی را که عمل زبیایی کرده اند را بررسی می کنند و از بین سایر موارد به دنبال انگیزه و توجیه آن زنان هستند . (بلوم، 2003 و دیویس، 1995، 2002، 2003، گلگنه و مک کانی، 2002، گیملین، 2002، 2006، 2007، هیکن، 1997) تصمیم بر سر داشتن عمل زیبایی به عنوان «معضل فمینیستی» اشاره شده است (دیویس، 1995) از یک سو فمینیستها عمل زیبایی را بد و خلع قدرت می دانند و آن را به نفع کنترل مردسالاری (بوردو، 1989) و ایده آل های زیبایی «مجموعه ی مد زیبایی» (بارتکس، 1982) که عموما به سود مردان سفیدپوست طبقه ی متوسط است، می دانند (مورگان، 1995). همانگونه که مورگان (53 : 2009) پیشنهاد می دهد و در واقع، هیچ بخشی از بدن وجود ندارد که برای دستکاری ها و دگردیسی جراحان زیبایی جهت تولید گونه ی «زن کامل» قرن بیستی، غیرقابل دسترسی نباشد.
اگر چه، سایرین این را می پذیرند که برای بسیاری از زنان عمل زیبایی در جهت افزایش قدرت، و نمونه ای از عاملیت فردی است. (کوریگان و مردیث، 1994 ، دیویس، 1995) به عنوان مثال دیویس (5 : 1995). ادعا می کند که روش او «شامل درک این است که چگونه عمل زیبایی می تواند بهترین کار برای زنی مشخص باشد، در عین حال، محدودیت های موقعیتی را که عمل زبیایی را تبدیل به یک گزینه می کند، مورد سئوال قرار می دهد.» بحث بین دیویس (1995) و بوردو (1997) تقریبا تقسیم بندی بین چنین خطوطی است. چرا که این مسئله روی این سئوال تمرکز می کند آیا می توان گفت که زنان اختیار این را دارند که عمل زیبایی را برگزینند، یا اینکه این «انتخاب» توسط یک ساختار مردسالار بزرگتر که در آن عمل زبیایی تنها گزینه ی موجود برای زنده ماندن روانی در دنیایی که با بدن زنان خصومت دارد، است.
در مقابل ادعای فریزر (5 : 2003) که در بالا گفته شد، بعضی از زنان عمل زیبایی را اینگونه توجیح می کنند که وسیله ای است برای کاهش عذاب و تلاش برای رسیدن به یک ایده آل نرمال و نزدیک ایده آل زیبایی. (دیویس، 1991 و 1995، گیلین، 2002) نوثراپ (2010) در تحقیقات استرالیایی اخیر بحث می کند که یک عامل تاثیرگذار و مهم، نارضایتی شخصی از ظاهر خود است که به همراه حس «خجالت» اساس تصمیم خیلی از زنان برای داشتن عمل زیبایی است. بنابراین در زیر این مسائل به صورت تجربی به عنوان دلایل احتمالی اعمال جراحی، مورد آزمایش قرار می گیرند: تصویر بدنی منفی و «معمولا به شکل تصویری ذهنی از بدن خود همانگونه که در نظر بقیه است، می باشد و …..» تصویری که شخص در مقابل دیگران دارد. (فزرستون، 194 : 2010) و نارضایتی از بدن ، افکار و احساسات منفی یک شخص در مورد بدن خود (گروگان، ص 4 : 208)
انجام عمل زیبایی می تواند شامل تلاش برای افزایش سطح «سرمایه مربوط به عشق شهوانی» نیز بشود. (حکیم، 2010) جذاب بودن با داشتن ارتباط با درآمد بیشتر و موفقیت شغلی، می تواند یک کالا برای عرضه در سرمایه داری پیشرفته باشد. (جاج و دیگران ، 2009)آنگونه که بوردو (24 : 2009) ادعا می کند، سطح بالایی از دستکاری بدنی همواره به عنوان پیش نیازی بریا کامیابی عاشقانه مطرح شده است. هم چنین این مسئله توسط استخدام کنندگان نیز مطرح شده است. «سرمایه مربوط به عشق شهوانی» حکیم (2 : 2010) یک مفهوم چند بعدی است که جنبه های مرکزی آن شامل «زیبایی» (با انواع فرهنگی و زمانی آن) و «جذابیت جنسی» («بدن شهوانی»، شخصیت، سبک) است که این ابعاد با «دستکاری» (و استفاده) توسط جراحان زیبایی در تعارض است. ما انتظار داریم که درک خود از جذابیت باید انگیزه ای مهم در تصمیم برای عمل جراحی است و ما در زیر این مفهوم را به صورت تجربی بررسی می کنیم.
برای الیوت (2008)، عمل زیبایی توسط سه «نیروی» فرهنگی و ساختاری تحریک می شود. اولین، که شبیه به «فرهنگ انتقال» (جونز، 2008) است. مربوط به شیفتگی به شهرت و افراد مشهور حاصل از مطبوعات می باشد تمرکز روی «بدن های افراد مشهور» و برنامه ی تلویزیونی واقعی مثل «اکستریم میک اور» بدین معنی است که «تعداد زیادی دنباله روی فرقه ی افراد مشهور مستقیما تا اتاق عمل هستند (الیوت، 8: 2008). دوما، مصرف گرایی وجود دارد که مربوط به «خریدن زیبایی» می شود. چرا که تغییر ظاهر یک فرد، جبران فردی، بهبود شرایط بدن، اکنون بخشی از زندگی در شهرهای گران غرب شده است . (الیوت، 8 : 2008). فزرستون نیز به نکته ای مشابه اشاره کرده است (1991). او به تاثیر سرمایه داری مصرف گرایی در تصمیم مردمان برای داشتن عمل زیبایی اشاره کرده است. سوما، الیوت (9 : 2008) پیشنهاد می دهد که اقتصاد جهانی تاثیر به سزایی در این مسئله دارد. زیرا امروزه سرعت سریع تغییر اقتصادی تقاضاهای فرهنگ وسیع تری را شکل می دهد که مربوط به تطبیق پذیری استخدام و نیز انعطاف پذیری هویتی می شود اقتصاد جدید که توسط جهانی شدن تولید شده است، به شکل آزاردهنده ای به زندگی احساسی مردم حمله ور می شود. الیوت (9 : 2008) ادعا می کند که بسیاری به این احساس در رفتگی اجتماعی و ناامنی اقتصادی در کل به شکل های شدید بازسازی و به ویژه فرهنگ عمل های زیبایی روی آورده اند واکنش نشان داده اند.
دیویس (50 : 2002) با استناد به گولت (1994) و به مسئله ی که توسط افراد شاغل وارد می شود اشاره می کند که طبق ادعای او به «طرز افزایش عمل کشیدن صورت را جهت حفظ مزایای رقابتی خود انجام داده اند» در حالی که «مردان مسن به عمل زیبایی به عنوان راهی برای تطبیق بدن های سالخورده ی خود با چهره های جوان سبک های زندگی نگاه می کنند. اگر امنیت اقتصادی به طرز افزایش در تصمیم گیری برای داشتن عمل جراحی تاثیرگذار است، بنابراین تفاوت ها در میزان عمل بر اساس درآمد باید مشهود باشد چرا که درآمد بیشتر موقعیت دسترسی به این عمل ها را فراهم می کند و طبق (2011) ASAPS این مسئله در آمریکا وجود دارد. بنابراین ما درآمد را در مدل های رگرسیون خود در نظر می گیریم سارور و دیگران (1998) اظهار می دارد که مصرف کنندگان زیبایی سطوح پایین تر نارضایتی از سطح «نرمال» را با توجه به ظاهر کلی خود احساس نمی کنند، بلکه آنها نارضایتی از بخش هایی از بدنشان را که مایل به «بهبود» آن هستند را تجربه می کنند. هم چنین نارضایتی از بدن به گونه ای منفی روی سلامت و عزت نفس تاثیر می گذارد. (دیویس، 1995) بنابراین ما بر اساس این فرض که نارضایتی را با شکل بدنی عملیاتی می کنیم. یک شاخص مرتبط در بررسی رفتارهای اجتماعی استرالیا (AUSSA) که مربوط به جنبه های این پدیده می شود، میزان شادی مراجعه کنندگان است انتظار ما این است که در Ceteris Pavibus، استرالیایی هایی که کمتر شادند، احتمال اینکه مایل به انجام عمل زیبایی باشند یا عمل زیبایی انجام داده باشند. بیشتر است چرا که شادی با رضایت از بدن رابطه ی مستقیم دارد. رنکین و سایرین (2139: 1998) دریافته اند که روش های عمل زیبایی منافع روانشناسانه ی مفیدی دارند. بدینگونه که نتایج کیفیت زندگی را که در درازمدت وجود دارند افزایش می دهد. همچنین دیویس (24 : 1991) بیان می کند که مراجعه کنندگان به ندرت از عمل زیبایی خود پشیمان می شوند. اگر چه در یک ارزیابی اخیر در این زمینه، همیس (63 : 2007) هشدار می دهد که این نتایج مثبت هم چنان نیاز دارند که مورد تایید قرار بگیرند. ارزیابی اینکه عمل زیبایی نتایج روانی مثبت دارد از حدود اطلاعات ما خارج است. اگر چه، بعد از کنترل عوامل مخدوش کننده ی احتمالی، از جمله سطح سلامتی، (کلین، 239 : 2006) انتظار ما این است که رضایت از بدن و میزان شادی ارزیابی شد، توسط خود فرد با وقوع عمل زیبایی رابطه ی منفی داشته باشد. ما به دنبال این هستیم که با آزمایش تجربی زمینه های اجتماعی مراجعه کنندگان عمل های زیبایی به اطلاعات این رشته بیافزاییم، هدفی که تحقیق بررسی کمی به خوبی برای رسیدن به آن مناسب است. تلاش ما برای مدل سازی بعضی از عوامل احتمالی مربوط به میل انجام عمل زیبایی بدین معنی است که تحقیق ما تا حدودی جنبه های فرضیهی «عاملیت» را نیز مورد هدف قرار می دهد اما کم تر قادر است که ادعاهایی را مورد خطاب قرار دهد که بیان می کنند اعمال زیبایی نشانگر فعالیت های از پیش تایید شده ی ساختاری «پیش بینی فرهنگی» هستند (دیویس، 2003)
اطلاعات، روش و انتظارات تجربی ما واحدهایی از سئوال را برای جای دادن در یک بررسی امنی بوس (amnibus) ملی، 2009 AUSSA آماده کردیم علاوه بر وقوع و نوع عمل زیبایی، میزان میل به عمل زیبایی را نیز بین کسانی که عمل نداشته اند را هم تخمین می زنیم. هم چنین این روش بررسی ارجاع متقابل تعدادی از سئوال های اجتماعی و جمعیت شناختی و تعدادی عوامل پتانسیل مرتبط را ممکن می سازد. (مثل تصویر ذهنی از بدن، درک از میزان جذابیت خود و شادی)
AUSSA 2009 چهارمین سری از دوسالانه ها در بررسی های جوانان استرالیایی است (اوانز، 2009). چارچوب نمونه برداری فهرست رای دهندگان استرالیایی از شهروندان بالای 18 سال از هر استان استرالیا بود. این نمونه از طریق روشی بیرون کشیده شده بود که توسط دولت طبقه بندی شده بود و زیر نمونه ها برای جمعیت هر استان مناسب بودند، اطلاعات بین 2 دسامبر 2009 و 28 فوریه 2010 از طریق ارسال ایمیل و دریافت پاسخ با درصد پاسخ 33% جمع آوری شده بود و در آخر تعداد نمونه ی نهایی شامل 1536 پاسخ دهنده بود. (اوانز، 2009)
اندازه گیری عمل زیبایی
اندازه گیری «عمل زیبایی» در یک بررسی بالقوه امری مشکل ساز است. همانگونه که جونز (3 : 2008) اشاره می کند، لغات «پلاستیک» و «آرایشی» ، «ترمیمی» و «زیبایی» می توانند به صورت جایگزین برای عمل زیبایی به کار روند. در حالی که جراحی پلاستیک شامل تمام زمینه ها می شود، جراحی ترمیمی به «بدشکلی به دلایل بیماری، نقص مادرزادی یا آسیب» اشاره می کند و عمل آرایشی و زیبایی هر دو «روش های اختیاری و ضد پیری» را توصیف می کنند. (جونز، 3 : 2008)
با فهم اینکه مطالعاتی که تلاش برای اندازه گیری مفاهیم به صورت دقیق نمی کنند محدودیت هایی دارند، در این مثال تحمیل کردن یک تعریف برای اینکه بدانیم «عمل جراحی» چیست، به نظر مشکل ساز آمده است. به طور مثال ما می توانستیم روش های شخصی جراحی را به صورت لیست بیاوریم، اما بعد از در نظر گرفتن هزینه ها و سودهای احتمالی از این روش جلوگیری کردیم به عنوان یک مطالعه ی اکتشافی بر اساس نمونه ی داری ما هیچ اطلاعاتی از قبل نداشتیم که درصد احتمالی کسانی که عمل جراحی داشته اند را بدانیم ما با این فرض محتاطانه پیش رفتیم که این گروه کاملا کوچک خواهد بود. شاید حتی کمتر از 10% از جمعیت جوانان استرالیا. بنابراین ارائه ی لیستی از شیوه های جراحی محبوب به شرکت کنندگان این بررسی، ممکن است به زیر گروه های خیلی کوچکی از پاسخ به روش های جراحی متهم شود که برای تحلیل آماری استفاده ی محدودی داشته باشند (مثل بزرگ کردن پستان ها، عمل جراحی بینی، لیپوساکشن) در یک نمونه ی فرضی حدودا شامل 1500 نفر، کمتر از 150 نفر از پاسخ دهندگان در مجموع انتظار می رفت که عمل زیبایی انجام داده باشند، بنابراین حتی روش های معمول عمل زیبایی پاسخ های محدودی را استخراج خواهد کرد. برای اهداف مدل سازی آماری، دقت تضمین برای هر نوع از روش ها بسیار پایین خواهد بود. در حالی که هزینه ی جمع آوری هر پاسخ به صورت جزئی، فراتر از بودجه ی اندک مطالعاتی ما خواهد رفت بنابراین ما به یک سازش رسیدیم. اولا، ما سئوال های نگرشی را تهیه کردیم که در مجموع میل به عمل زیبایی را در افراد استخراج کنیم، در حالی که لغت «پلاستیک» را به جای «زیبایی» اضافه کردیم چرا که بیشتر با وضع مردم همخوانی دارد. هم چنین «جراحی» را به صورت ویژه مشخص کردیم که پاسخ ها را به روش های واقعی جراحی محدود کنیم. انتخاب این کلمه برای جداسازی آن از روش هایی است که کمتر مربوط به جراحی می شوند، مثل تزریق بوتولینوم (بوتاکس)، برداشت موها با لیزر پلینگ مکانیکی صورت یا لایه برداری شیمیایی.
چقدر احتمال این وجود داشت که شما بدنتان را در معرض دستکاری از طریق عمل زیبایی («پلاستیک») قرار می دادید اگر توانایی پرداخت هزینه ی آن را داشتید؟
(به احتمال بسیار زیاد، به احتمال زیاد، مطمئن نیستم، به احتمال کم، به احتمال بسیار کم)
این سئوال با دو سئوال دیگر که میزان وقوع عمل زیبایی و نوع گسترده ی آن را اندازه گیری می کند ادامه پیدا می کند.
آیا شما تا به حال عمل زیبایی («پلاستیک») برای بهبود ظاهر خود داشته اید؟ (بله ، خیر)
اگر عمل زیبایی («پلاستیک») داشته اید، کدام بخش از بدنتان تحت عمل قرار گرفت؟ (لطفا گزینه ی مورد نظر را علامت بزنید.
چشم، بینی، پستان ها، شکم، سایر موارد(لطفا نام ببرید)
اگر چه سئوال آخر تا حدودی جزئی نیست، اما این روش معمول ترین طبقه ی روش های جراحی را استخراج می کند. به طور مثال، «پستان» شامل بزرگ کردن سینه، کشیدن سینه، کوچک کردن آنها، «چشم» (کاشتن مژه) و «صورت» (کشیدن صورت و کشیدن پیشانی) و «بینی» (عمل بینی) جراحی و «شکم» («کوچک کردن شکم» و درصد زیادی از روش های لیپوساکشن می شود. در حالی که گزینه ی «سایر موارد» برای درصد کمی از موارد (11%) در نظر گرفته شده است، بقیه ی گزینه ها به نظر کامل و فراگیراند. (جدول 1 را ببینید)

3

 

متغیرهای مستقل
رضایت از بدن و جذابیت به صورت بالقوه عوامل مهمی هستند در حالیکه نارضایتی به عنوان انگیزه ای مهم برای انجام عمل زیبایی در نظر گرفته می شود. (گروگان، 2008، نورثراپ، 2010). علاوه بر این، اگر چه علت واقعی کاملا مشخص نیست، دو فرضیه رقیب مربوط به جذابیت محتمل اند. اول، فرد «غیر جذاب» ممکن است به خاطر بهبود ظاهر خود دست به عمل زیبایی بزنند، یا شاید آنها «خود را تحت فشار می بینند و می خواهد حداقل «نرمال» به نظر بیایند.» (دیویس، 2005 ، ص 5). متناوبا، ممکن است «فرد جذاب» برای حفظ مزایای حاصل از جذاب بودن دست به عمل زیبایی بزند. سئوالات درک جذابیت خود و میزان رضایت از بدن به عنوان نماینده هایی از تصور از بدن می باشند: «شما هم اکنون چقدر از فرم بدن خود راضی هستید؟ (کدگذاری ساختگی متغیر: کاملا راضی یا راضی، نه راضی نه ناراضی = 0 ؛ ناراضی یا خیلی ناراضی = 1) و «از لحاظ فیزیکی فکر می کنید که چقدر جذاب هستید؟ (کدگذاری ساختگی متغیر: خیلی جذاب یا جذاب = 1 ؛ متوسط یا غیرجذاب یا خیلی غیرجذاب = 0): درک خود از سلامتی به صورت بالقوه یک متغیر کنترل است، و «به طور کلی شما فکر می کنید که چقدر سلامت هستید؟ در حالی که درک خود از شادی برای در نظر گرفتن«منافع روانشناختی» و جنبه های کیفیت زندگی عمل زیبایی که توسط رنکین و دیگران (2139: 1998) اشاره شده است، مورد استفاده قرار گرفته است: «اگر از شما خواسته شده بود که زندگی خود را این روزها مورد توجه قرار دهید، در کل به نظر خود چقدر خوشحال یا ناراحت هستید؟ »، این مسئله به عنوان متغیری ساختگی اندازه گیری شده است (خیلی خوشحال یا نسبتا خوشحال = 0 ؛ نه خیلی خوشحال یا کاملا ناراحت = 1).
همانگونه که بالا اشاره شده، انتظار می رود که عوامل اقتصادی اجتماعی بین میل به عمل زیبایی و تصمیم به انجام عمل زیبایی تفاوتی ایجاد می کند. به ویژه، جنسیت، طبقه ی اجتماعی، درآمد، موقعیت شغلی، سطح تحصیلات و سن برای زنان بیشتر احتمال اینکه عمل زیبایی انجام دهند، وجود دارد و انتظار می رود که کسانی که درآمد بیشتری دارند احتمال اینکه این روش های جراحی را انجام دهند بیشتر است. ما انتظار داریم که میانسالان بیشترین عمل زیبایی را انجام دهند چرا که آنها در تلاش اند که «میانسالی را افزایش دهند» (جونز، 2008 را ببینید)، دسترسی بیشتری به منابع مالی داشته باشند چرا که سن بیشتری دارند، و فرصت بیشتری برای داشتن عمل زیبایی داشته اند. در ایالات متحده آمریکا افراد بین 35 تا 50 سال بیشترین احتمال داشتن عمل زیبایی را در سال 2011 داشته اند، این در حالی است که کمترین رتبه بین سنین کمتر و بالاتر از این سنین در بین مردم مشهود است. (2011، ASAPS)
مردم طبقه ی متوسط جامعه احتمال انجام عمل زیبایی آنها از طبقه ی کارگر جامعه بیشتر است، چرا که آنها دسترسی بیشتری به منابع مالی دارند و به این دلیل که سطح اجتماعی ارتباط نزدیکی به شیوه های خاص زندگی و اعمال مصرف گرایی دارد. (دال و وست، 1991: 59) بوردو (43 : 1997) مدعی است که عمل زیبایی چیزی فراتر از یک انتخاب فردی است و عمل زیبایی یک صنعت رو به رشد و یک رفتار فرهنگی و نظارتی است، اگر چه ما هنوز قانع نشده ایم که عمل زیبایی می تواند به عنوان «هنجار» در استرالیا توصیف شود.
در حالی که میل کلی و پذیرش عمل زیبایی رو به افزایش است. ما گمان می کنیم که در مکان های خاصی، این امر نشانگر سبک زندگی طبقه متوسط (رو به بالا) است. مفهوم شان گروه مکس وبر (937: 1968)، که با توجه به اصول مصرف کالا که مربوط به سبک های خاصی از زندگی می شود. در اینجا حائز اهمیت است. ما بهبود از طریق جراحی را جنبه ای از الگوهای مصرفی استرالیایی های با شان بالاتر و کسانی که میل به شان و مقام بالاتر دارند مربوط می دانیم. تحصیلات دانشگاهی، موقعیت شغلی و درآمد بالا در اینجا به عنوان نشانه های مناسبی از شان بالا در نظر گرفته می شوند.
در نهایت، ما یک ارتباط حزبی از طبقه ی اجتماعی را با در نظر گرفتن ارتباطات حزبی سیاسی مراجه کنندگان عمل ساختیم. (کمپبل و دیگران، 960 ، میلر، 1976). در اینجا انتظار می رود که کسانی که با احزاب لیبرال و ملی شناسایی می شوند به صورت سنتی به طبقات متوسط و سبک های زندگی طبقه ی متوسط همترازند (بنت و دیگران، 1999) و در مقایسه با کسانی که با حزب کارگر شناسایی می شوند احتمال بیشتری دارد که تحت عمل زیبایی قرار گرفته باشند. به این صورت، شناسایی حزب، بعدی سیاسی به درک مفهوم صرف سبک مرتبط با طبقه ی اجتماعی می افزاید.
در مقابل، تحصیلات بالاتر بیشتر احتمال اینکه با رد عمل های زیبایی در ارتباط باشد، محتمل است، به خصوص میان زنان ما انتظار داریم که بین کسانی که تحصیلات دانشگاهی دارند آگاهی از جنبه های استثماری و منفی عمل های زیبایی و ارتباطش با قدرت مردسالاری و «مجموعه ی مد – زیبایی»، آنگونه که در کتاب «افسانه ی زیبایی» وولف (1991) معروف شده است، افزایش یافته باشد متناوبا، اگر حرفه ای ما (به خصوص مردان) به روش های جراحی برای حفظ مزیت های بازار خود روی می آورند. در حالی که سنشان بالاتر می رود، سطح تحصیلی و موقعیت شغلی حرفه ای باید نشانگر چنین ادعاهایی باشد.
در حالی که ارزیابی سیستم اینکه زنان (یا مردان) «انتخاب» می کنند که عمل زیبایی انجام دهند و یا اینکه تحت تاثیر ساختار مردسالاری دست به چنین کار می زنند (بوردو، 1997، دیویس 1995) با روش تحلیل نظرسنجی کار دشواری است، اما این امکان پذیر است که دریابیم داشتن یک شریک و یا کاملا وضعیت تاهل در تصمیم برای داشتن عمل زیبایی تاثیرگذار است یا خیر. اگر فرض کنیم که شریک زندگی و یا عملی شخصی فشار نافذ یا (غیرتاثیر گذاری) برای اینکه شخص تحت عمل زیبایی قرار بگیرد را در نظر بگیریم، کسانی که در رابطه ای هستند در برابر کسانی که در رابطه نیستند. احتمال اینکه تحت عمل زیبایی قرار بگیرند بیشتر است. متغیرهای ساختگی (1/0) برای مدل های رگراسیون جهت اندازه گیری جنسیت (زنان)، گروه سنی، مدرک دانشگاهی، درآمد بیشتر از 000/78 دلار استرالیا، وضعیت تاهل، زندگی در شهری با بیش از 000/100 نفر جمعیت یا بیشتر و یا تولد رد خارج از کشور، ساخته شده اند.
جدول بندی متقاطع متغیرهای مستقل و وابسته در جدول 2 ارتباط های دو متغیره بین متغیرهای مستقل و وابسته را نشان می دهد. اگر چه، جهت فراهم کردن کنترل آماری برای اثرات مخدوش بالقوه و تهیه ی برآورد خالص ارتباط بین متغیرها، داده های AuSSA با استفاده از رگراسیون منطقی مرتب در جدول 2 (متغیر نگرش وابسته ساختاری تربیتی دارد) و تحلیل های رگراسیون منطقی دوتایی (جدول 4) برای متغیر مستقل دو بخشی (اگرستی و فینلی، 1997) برای اندازه گیری انجام عمل زیبایی، تحلیل شده اند.
تحلیل
تصریح می کنیم که هدف اول ما ارزیابی میزان انجام عمل زیبایی بین جوانان استرالیایی بود. ما دریافتیم که 80% استرالیایی ها احتمال اینکه عمل زیبایی انجام دهند را نداشتند، حتی اگر بتوانند هزینه های آن را پرداخت کنند. (جدول 1) اگر چه تقریبا 11% آنها مایل به بهبود وضعیت فرد از طریق جراحی هستند. علاوه بر این 6% آنها (یا 3/5% بر اساس داده ها) مدعی شده اند که عمل زیبایی را انجام داده اند. برای تنظیم کردن خطای نمونه گیری نسبت جمعیت جوانان استرالیا که روش های جراحی زیبایی در سال 2009 داشته اند بین 2/4% و 1/6% است. عمل های جراحی که روی سینه انجام شده است (22%) به طور معمول گزارش شده است که بعد از آن عمل شکم نیز (18%) انجام شده است. اگر چه این تخمین ها بر اساس زیرگروه های کوچکی می باشد، ما نسبت به اعتبار آن محتاط عمل می کنیم. اگر چه، مهم تر از همه اینها ، اینها تخمین های منحصر به فردی از مصرف زیبایی هستند چرا که بر اساس نمونه ای ملی از جوانان استرالیایی اند.

جدول 1 . قسمت هایی از بدن که عمل زیبایی روی آن صورت گرفت
چقدر احتمال دارد که شما بدن خود را دستکاری کنید توسط عمل زیبایی پلاستیک
تعداد
درصد
خیلی محتمل
46
1/3
کاملا محتمل
112
6/7
مطمئن نیستم
141
5/9
احتمال کم
333
5/22
احتمال خیلی کم
848
(1480)
3/57
آیا شما تا به حال برای بهبود ظاهر خود عمل زیبایی (پلاستیک) انجام داده اید؟
تعداد
درصد
بلی
89
0/6
خیر
1384
(1473)
0/94
اگر شما عمل زیبایی (پلاستیک) انجام داده اید، کدام بخش از بدن شما تحت این عمل قرار گرفته است؟
تعداد
درصد
چشم
18
7/16
بینی
18
7/16
صورت
17
7/15
سینه
24
2/22
شکم
19
6/17
سایر
12
1/11
کل
(108)

منبع: نظرسنجی استرالیایی رفتارهای اجتماعی 2009

برای امتحان هدف دوممان، آیا کسان یکه تمایل به عمل زیبایی دارند ویژگی های اجتماعی مشخصی را به اشتراک دارند یا خیر، ما در جدول 2 مجموعه ای از ارتباطات دو متغیر، را عنوان می کنیم. تقریبا 7% زنان و 3% مردان مدعی هستند که عمل زیبایی یا روش هایی را انجام داده اند، در حالی که 13% زنان و 4% مردان می گویند که آنها کاملا احتمال اینکه و یا تا حدودی احتمال اینکه با داشتن هزینه های عمل این کار را انجام بدهند، وجود دارد. باید تاکید کنیم که ما کسانی را می سنجیم که عمل زیبایی انجام داده باشند و نه تکرار آن روش ها را، بنابراین نتایج به طور مستقیم با آمار ثبت شده توسط سازمان های عمل های جراحی قابل مقایسه نیستند اگر چه در ایالات متحده ی آمریکا و ….بریتانیا زنان به نسبت 9 به 1 به مردان عمل های زیبایی را انجام می دهند (ASAPS و 2011؛ BAAPS ، 2012) در استرالیا، بر اساس نتایج ما، زنان حدود دو برابر مردان به نحوی از روش های جراحی زیبایی برای بهبود ظاهر خود استفاده کرده اند. اگر چه، از این پاسخ دهندگان نظرسنجی استرالیایی، خواسته نشده است که چند عمل جراحی تا کنون داشته اند، در حالی که داده های ASAPS و BAAPS که ما در اینجا بیان می کنیم شامل چندین روش می شود.
جدول 2 . عمل زیبایی و زمینه ی اجتماعی

مایل به عمل زیبایی؟
X2P
عمل زیبایی انجام داده اند؟
X2P
مردان
2/6

4/3

زنان
1/13
<001/
2/7
001/
34-18
0/9

9/1

50-35
8/16

2/5

64-51
6/10

4/7

+ 65
3/4
<001/
8/7
<001/
متولد شده در استرالیا
9/6

2/4

متولد شده در خارج از کشور
6/10
027/0
5/9
<001/
مدرک
4/3

5/5

زیر تحصیلات دانشگاهی
2/10
212/0
5/5
544/0
حرفه ای
2/6

1/8

سایر مشاغل
3/10
033/0
8/4
034/0
درآمد شخصی 000/78 دلار به بالا
6/6

9/5

درآمد شخصی کمتر از 000/78 دلار
0/10
125/0
2/5
432/0
مجرد (هرگز ازدواج نکرده)
6/10

5/1

رابطه ی عشقی
8/14

7/5

متاهل
2/8

8/6

مطلقه
5/16

9/5

جدا شده
4/9

5/6

بیوه
7/6
034/0
7/5
024/0
شریک
6/9

5/6

بدون شریک
1/10
404/0
5/3
009/0
در شهر بزرگ زندگی می کند
7/9

3/5

در جایی دیگر زندگی می کند
6/9
519/0
3/5
560/0
طبقه ی متوسط بالا
5/6

5/4

طبقه ی متوسط
4/8

5/5

طبقه ی متوسط پایین
6/8

4/5

طبقه ی کارگر
1/12

1/5

طبقه ی پایین جامعه
3/20
012/0
9/2
954/0
شناسه ی حزب سیاسی

ائتلاف
4/7

9/7

کارگر
7/9

9/3

سبز
0/3

0/2

سایر
9/16

1/14

هیچ کدام
5/14
001/0
6/2
<001
شما چقدر جذاب هستید؟

جذاب
9/9

3/6

هیچ کدام
5/9

3/5

غیرجذاب
4/10
943/0
2/3
407/0
نمونه کامل
3/9

3/5

رضایت از بدن

راضی
2/7

8/4

مطمئن نیستم
4/7

8/4

ناراضی
6/15
<001
5/6
404/0
خیلی خوشحال
0/6

9/6

تا حدودی خوشحال
8/9

8/4

خیلی کم خوشحال
5/27

9/5

اصلا خوشحال نیستم
1/3
<001
0/0
205/0
کاملا سالم
2/9

3/4

سالم
2/8

0/5

تا حدودی سالم
5/11

5/6

ناسالم
0/19
010/0
1/6
645/0
نمونه کامل
3/9

3/5

توجه : پاسخ های مربوط به «میل به عمل زیبایی» برای کسانی است که «خیلی محتمل» و یا «تا حدودی محتمل» را پاسخ داده اند. منبع: نظرسنجی استرالیایی رفتارهای اجتماعی2009
سنین بین 35 تا 50 سال بیش «خواستار» عمل زیبایی هستند، که بعد از آنها گروه سنی 64-51 سال در رتبه ی بعدی قرار دارند، در حالی که تمایل به عمل زیبایی برای سنین بالای 65 سال به طور چشمگیری افزایش می یابد. متناوبا، احتمال «داشتن» عمل زیبایی در استرالیا با افزایش سن افزایش می یابد. تا حدود 7% الی 8% بین دو گروه از مسن ترین افراد. این نتایج در استرالیا الگوهای مصرف متفاوت نسبت به ایالات متحده آمریکا نشان می دهد، همانطور که آکار ASAPS در سال 2011 نشان می دهد گروه سنی 50-35 سال بیشترین احتمال انجام عمل زیبایی را دارند.
ارتباطی که ما انتظار آن را نداشتیم، اما در حین تحلیل اولیه داده ها کشف کردیم، این بود که کسانی که در خارج از استرالیا به دنیا آمده اند (10%) حدودا در برابر کسانی که در استرالیا به دنیا آمده اند احتمال اینکه عمل زیبایی داشته اند در آنها وجود دارد (4%). زیر نمونه های کوچک از کشورهای دیگر تولد اطلاعات تحلیلی قابل اعتمادی را به دست نیم دهند، اما این بخشی است که نیاز به تحقیق بیشتر دارد. شرایط تاهل و رابطه عشقی دیگر نشان دهنده ی میل به انجام عمل زیبایی و در واقع انجام عمل زیبایی است، اما به صورت های متفاوت افراد مطلقه و کسانی که در رابطه ای هستند، تمایل به انجام عمل زیبایی تاثیر دارد. اینکه چگونه شرکای افراد بر تصمیم آنها تاثیراتی را اعمال می کنند از حدود این تحقیق خارج است و نیازمند تحقیق بیشتر است، اگر چه ما این تاثیر را در تحلیل های چند متغیره ی خود نمونه قرار می دهیم.
این مطلب که سطح بالای شغلی به عمل زیبایی مربوط می شود در اینجا مورد توجه و حمایت قرار می گیرد، این در حالی است که افراد حرفه ای احتمال اینکه تحت عمل جراحی برای «بهبود» ظاهر قرار گرفته باشند بیشتر است. در حالی که طبقه ی ارزیابی از خود نتایج مختلفی را به دست می دهد. گروه های «پایین تر» (20%) و طبقه ی کارگر (12%) بیشتر میل به عمل زیبایی را دارند. شاید این یافته نشان دهنده ی اشتیاق طبقه ی کارگر و «پایین» برای پیشرفت سطح آنها باشد. اگر چه، از لحاظ آماری هیچ تاثیر واضح طبقه ای برای داشتن عمل زیبایی مشود بود، این یافته های مربوط به طبقه ی اجتماعی، انتظار ما را که طبقات متوسط به عنوان مصرف گران عمل های زیبایی شناخته می شوند را به چالش می کشد.
اگر چه، مفهوم دیگری که به جایگاه اجتماعی مربوط می شود شناسه ی جذب سیاسی – به صورت قوی با عمل زیبایی در ارتباط است. ما دریافتیم که شناسه های مستقل سیاسی و «دیگر مشخصه های حزبی» احتمال اینکه عمل زیبایی انجام دهند خیلی زیاد است. در حالی که زیر – نمونه ها بسیار کوچک اند و به طور بالقوه قابل اعتماد نیستند. تحلیل هایی با جزئیات بیشتر (که نشان داده نشده) عرضه می کنند که مشخصه های اول خانواده (40%) (Family Fivs) و دموکراتهای استرالیایی (17%) (Australian Democrat) احتمال اینکه بگویند اگر توانایی پرداخت هزینه ها را داشتند عمل زیبایی انجام می دادند، بیشتر است. و حتی بیشتر قابل توجه این است که 29% از افراد مربوط به حزب دموکرات استرالیایی ادعا کرده اند که عمل زیبایی داشته اند. به طرز قابل توجهی، تفاوت های مهمی بین حزب های اصلی وجود دارد، در حالی که افراد مربوط به حذب موتلفه (یعنی لیبرال و ملی) (8%) آنها ادعا کرده اند که عمل زیبایی داشته اند. در حالی که (4%) از افراد حزب کارگر این عمل ها را انجام داده اند.
با توجه به این موضوع که رضایت از بدن و نارضایتی از آن و ارزیابی خود شخص از جذابیتش چه میزان به عمل زیبایی مربوط می شوند، دریافتیم که افرادی که از بدن خود ناراضی اند (16%) بیشتر از کسانی که از بدن خود راضی اند (7%) میل به انجام عمل زیبایی دارند، اگر چه ارتباط آن با انجام عمل زیبایی در سطح 94% مشهود و قابل توجه نبود. این مسئله نشان می دهد که سطح افرادی که از بدن خود ناراضی اند، عمل را به عنوان گزینه ای قابل دوام می بینند، اما لزوما آنرا به صورت رفتاری دنبال نمی کنند همنین ارزیابی خود از جذابیت روی سئوالهای رفتاری و نگرشی تاثیر نمی گذارد. در حالی که 6% از پاسخ دهندگان «جذاب» در مقابل 3% افراد «غیرجذاب» عمل زیبایی انجام داده اند، این نتایج از لحاظ آماری برای این گروه قابل توجه نیست. اگر چه، در زیر هر دوی این متغیرها به عنوان عوامل بالقوه در میل به انجام عمل زیبایی پدیدار می شوند. در نهایت، عدم خوشحال بودن نیز به میل به انجام عمل زیبایی مربوط می شود، همانطور که سلامتی نیز به آن مربوط می شود، اگر چه هیچکدام را فی الواقع در انجام عمل زیبایی در این نتایج دو متغیره مرتبط نمی بینیم.
تحلیل چند متغیره
مدل های رگراسیون نشان دهنده ی تلاش ها برای عملی ساختن انتظاراتمان بر اساس فهم از مدارک موجود گذشته را نشان می دهد، این در حالی است که این مدل ها هم چنین یافته های دو متغیره را نیز در جدول 2 نشان می دهد. علاوه بر این، تحلیل های اولیه نشان می دهد که متغیرهای اضافی مثل کشور محل تولد به انجام عمل زیبایی مربوط می شود و در نتیجه در مدل های رگراسیون مورد استفاده قرار گرفتند. تحلیل هیا چند متغیره به ما اجازه می دهند که ارتباط خالص بین متغیرهای منحصر به فرد زمینه های سیاسی و اجتماعی و متغیرهای وابسته ی عمل زیبایی را مورد توجه قرار دهیم. در اینجا ما به این می پردازیم که چگونه متغیرهایی مثل سطح تحصیلات و شغل حرفه ای بر تصمیم انجام عمل زیبایی تاثیر می گذارند و نیز تا چه اندازه درک جذابیت فرد توسط خود او و رضایت یا نارضایتی از بدن، نگرش و مصرف عمل زیبایی را تحت تاثیر قرار می دهد. ما نتایج چند متغیره را توسط جنسیت برای پر رنگ کردن تفاوت ها در میزان تاثیر متغیرهای مستقل مشخصی را تقسیم بندی می کنیم.
حتی بعد از کنترل آماری روابط بینابینی متغیرهای مستقل، تاثیر جنسیت در میل به انجام عمل زیبایی همچنان باقی می ماند. (جدول 3) در نمونه ی کامل، زنان دو برابر مردان احتمال خواستن عمل زیبایی را دارند، (یا 2/0) یک بار دیگر، افراد میانسال بیشتر حایل به انجام عمل زیبایی اند، زنان سنین 50-35 سال (7/1) و مردان (0/2) که بیشترین تاثیر را نشان می دهند. زندگی در شهرها نیز همانگونه که الیوت (8 : 2008) بیان می کند مهم است، اما فقط برای مردان (یا 0/2). هم زنان و هم مردان تاثیرات پایداری را نشان می دهند که شامل تصور ذهنی منفی از بدن (یعنی شخص ناراضی میل بیشتری به عمل زیبایی نشان می دهد) و نیز میزان شادی، آنگونه که انتظار داشتیم می شود. این در حالی است که عدم خوشحال بودن احتمال میل به عمل زیبایی را افزایش می دهد.

جدول 3 . زمینه ی اجتماعی کسانی که میل به انجام عمل زیبایی دارند. (نسبت شانسی)

زنان
مردان
نمونه ی کامل
زنان


0/2
سن 50-35
7/1
0/2
8/1
مدرک
9/0
9/0
9/0
درآمد بیشتر از 000/78 دلار
2/1
0/1
1/1
شغل حرفه ای
8/0
+ 6/0
8/0
شریک دارد
9/0
4/1
1/1
شهری (بیش از 100 هزار نفر جمعیت)
2/1
0/2
4/1
خارج از کشور به دنیا آمده
7/0
9/0
8/0
احساس جذابیت کردن
5/1
2/1
4/1
تصور ذهنی منفی از بدن
0/2
0/2
0/2
احساس ناراحتی کردن
0/2
8/1
8/1
احساس سلامتی کردن
4/1
4/1
+ 3/1
Nagel kerke R2
06/0
09/0
09/0
تعداد
(716)
(562)
(1278)
توجه : tp < 1/0 ؛ p < 05/0 ؛ p < 01/0 ؛ p < 001/0
توصیه می کنیم که در رابطه با آمار تفسیری ما برای انجام دهندگان عمل زیبایی، به خصوص برای نتایجی که توسط جنسیت در جدول 4 جدا شده اند، جانب احتیاط را رعایت کنید. آمار ناگلکرکه (Nagel kerke R2) نشان می دهد که این مدل در بین مرداد (25/0) در مقایسه با زنان (16/0) تفاوت بیشتری در متغیر وابسته را تداعی می کند، اگر چه ما این یافته ها را بیشتر نشانگر می دانیم تا تعریف کنند با توجه به قابل بسط بودنشان. مدل ها ساده شده اند به این علت که اندازه ی نمونه کوچک است و نیز به این دلیل که بعضی از متغیرهای مستقل به صورت خیلی ناچیز و ضعیفی به متغیرهای وابسته مربوط می شدند با این وجود با در نظر گرفتن این شرایط، ما شاهد الگوهای جالب و تفاوت های جنسیتی خاصی بین انجام دهندگان عمل زیبایی خواهیم بود.
به دور از شگفتی، جنسیت، خالص از نفوذ از سایر نشانگرهای اقتصادی اجتماعی. بار دیگر قابل توجه است، در حالی که زنان 3 برابر بیشتر از مردان احتمال اینکه عمل زیبایی انجام داده باشند وجود دارد. (یا 4/3) در بین مراجعه کنندگان عمل زیبایی، افزایش سن احتمال اینکه عمل زیبایی را افزایش دهد، به خصوص میان مردان وجود دارد.
انتظار ما اینکه عمل زیبایی باید با سطح اجتماعی بالاتر ارتباط داشته باشد، تایید شده است، اگر چه تا حدودی تاثیر این سطح اجتماعی با توجه جنسیت متفاوت است مثلا، زنان با درآمد بالا، 4 برابر بیشتر از زنان با درآمد پایین احتمال انجام عمل جراحی در آنها وجود داشته است. از طرف دیگر، مردان با تحصیلات دانشگاهی بیش از 4 برابر احتمال اینکه عمل زیبایی داشته اند، از مردان بدون تحصیلات دانشگاهی وجود دارد. زنان حرفه ای احتمال اینکه عمل زیبایی انجام بدهند بیشتر است از زنانی که حرفه ای نیستند، در حالی که تاثیر برعکس در بین مردان مشاهده می شود.
بار دیگر کسانی که در خارج از کشور به دنیا آمده اند، احتمال اینکه عمل زیبایی انجام بدهند در موارد چند متغیری، بیشتر است همچنین نتایج، تفاوت های ظریفی را در ارتباط با تاثیر ارزیابی خود از جذابیت ارائه می کند. مردان «جذاب» خیلی بیشتر از سایر مردان احتمال عمل زیبایی در آنها وجود دارد. (یا 4/5)، اگر چه این کاملا مشخص نیست که فلش علی در کدام سمت قرار می گیرد. آیا بعضی از مردان بعد از عمل زیبایی احسال جذابیت بیشتری می کنند. یا در درجه ی اول آیا این مردان «جذاب» اند که به دنبال عمل هستند؟ جدول 3 نشان می دهد که سناریوی دوم محتمل تر است، زیرا مردم جذاب میل بیشتری به جراحی دارند. در نتایج چند متغیره، رضایت از بدن تاثیر اندک اما مثبت با عمل زیبایی دارد، اما این مسئله بین مردان از زنان قوی تر است.
اگر چه طبقه ی اجتماعی از مدل های چند متغیره خارج شده بود (زیرا آزمایش نتایج دو متغیره و مدل های چند متغیره نشان دادند که با هیچ یک از متغیرهای وابسته ارتباطی نداشت). نشانگر سیاسی، شناسه ی حزب سیاسی، به صورت قوی با استعمال عمل زیبایی در ارتباط است. به طرز قابل توجه و جالبی، نتایج نشان می دهند که نشانگرهای مربوط به احزاب لیبرال و ملی سه برابر احزاب کارگر، سبز و غیر مستقل احتمال استفاده از عمل زیبایی در آنها وجود دارد. همچنان تاثیر احزاب دیگر حتی شدیدتر است (یا 5/7)! همچنین تاثیر نشانگر های سیاسی با توجه به جنسیت تغییر می کند. مردان مرتبط به احزاب غیرمستقل تاثیرات بیشتری نسبت به زنان نشان می دهند، در حالی که تاثیر بر عکس این بین افراد هم تراز با احزاب دیگر مشاهده می شود. در کل، نتایج چند متغیره ما نشان می دهد که علاوه بر تقسیم بندی شناخته شده بر حسب جنسیت، عوامل مختلف دیگری، مثل سطح اجتماعی، نشانگر حزب سیاسی، سن و کشور تولد، با استعمال عمل زیبایی در ارتباط اند. در حالی که تاثیر شریک شخص و رضایت از بدن یا نارضایتی از آن از آنچه که ما می پنداشتیم ضعیف تر است. مهم تر از همه اینکه نحوه ی ارتباط این مفاهیم اجتماعی با استعمال عمل زیبایی با توجه به جنسیت تغییر می کند.

جدول 4 . زمینه اجتماعی مصرف کنندگان عمل زیبایی (نسبت شانس)

زنان
مردان
مدل کامل
زنان


4/3
سن (سال)
+ 019/1
040/1
027/1
مدرک
5/0
4/4
9/0
درآمد بالای 000/78 دلار
2/4
8/0
8/1
شغل حرفه ای
5/2
2/0
5/1
شریک دارد
4/1
1/3
+ 8/1
در خارج از کشور به دنیا آمده است
8/2
3/2
5/2
نشانگر حزب مستقل
8/2
3/4
7/2
نشانگر سایر احزاب
6/7
7/5
5/7
احساس جذابیت می کند
8/0
4/5
4/1
تصویر منفی ذهنی از بدن
4/1
+ 8/2
+ 6/1
Nagelkerke R2
16/0
25/0
17/0
تعداد
(800)
(592)
(1392)
توجه : tp < 1/0 ؛ p < 05/0 ؛ p < 01/0 ؛ p < 001/0
بنابراین، فرض می شود که، تکنیک های تحول فرهنگ مصرف کننده، مثل عمل زیبایی، منجر به بدن و خودی جدیدی می شود که بهتر قادر به حرکت بین فضاهای درون فردی است و نیز قادر است که از تمام گزینه های موقعیت های سبک زندگی و رضایت استفاده کند. (فرزستون، 2010/196 ص )
تقاضای عمل زیبایی تا حدودی حداقل به علت میل به ایده هایی است که توسط فرهنگ به انسان ها تحمیل می شود و نیز «زیبایی» قراردادی و فرم بدنی است که توسط رسانه ها تشویق می شود به این صورت که برای زنان فرمی «لاغر و خوش ترکیب» و برای مردان بدنی «باریک و عضلانی» به آن صورت که در غرب ارزش دارد، می باشد. (گروگان، 2008 / 40 ص) با استفاده از شیوه ی نظرسنجی نشان داده ایم که سطح بالای اجتماعی مصرف عمل زیبایی در استرالیا را ترسیم می کند، اگر چه تاثیرات سطح اجتماعی در عوض تحت تاثیر جنسیت قرار دارند. زنان با درآمد بالا، که در مشاغل حرفه ای استخدام شده اند و در خارج از کشور به دنیا آمده اند بیش احتمال انجام عمل زیبایی در آنها وجود دارد. متناوبا، مردان با سن بیشتر، با تحصیلات دانشگاهی شاغل در مشاغل غیرحرفه ای که اعتقاد دارند که «جذاب» هستند به عنوان برجسته ترین مراجعه کنندگان اند. در این صورت، انجام عمل زیبایی، (حداقل برای مردان)، تلاشی برای حفظ «سرمایه شهوانی» (erotic capital) (حکیم، 2010) و سرمایه گذاری در «سرمایه بدنی» است. (هالیدی و کیرنی، 2007)
این تحقیق این ادعا را مورد حمایت فرد قرار می دهد که عمل زیبایی تلاشی برای جوانسازی یا ساختن دوباره است، و اینکه برای بعضی ها میل به دستکاری بدن از طریق جراحی به علت نارضایتی از بدن است. (گروگان، 2008) الیوت (114 : 2008) بیان می کند که عمل زیبایی «فرجه ای برای بالا رفتن سن در جامه ای سن گرا ارائه می کند… راه فراری موقت برای هویت به خط پایان رسیده که با گذشتن از تاریخ انقضای شخصی فرا می رسد.» اگر چه، همانطور که جونز (73 : 2008) بیان می کند، خیلی از مردم برای اینکه «بهتر یا جوانتر» به نظر برسند تحت اعمال جراحی قرار می گیرند. یافته های ما این مدعا را تایید می کند که عمل زیبایی روشی برای نرمال سازی ظاهر شخص برای مطابقت با انتظارات فرهنگی است که این عمل برای بهبود تصویر ذهنی شخص از خود است. (گروگان، 2008) یا برای کسانی به جهت کاهش حس خجالت و یا نفرت از خود در ارتباط با بدن خود می باشد. (نورثراپ، 2010)، این ادعای الیوت (2008) که عمل زیبایی وسیله ای برای به دست آوردن و یا حفظ مزایای تجارتی تحت سرمایه داری پیشرفته است. نیز در اینجا حائز اهمیت است. در حالی که ما در جایگاهی نیستیم که دریابیم تا چه میزان انجام عمل زیبایی تسلیم در مقابل مردسالاری است (یعنی بوردو، 1989)، این حقیقت که تاثیرات زمینه ی اجتماعی، مستقل از جنسیت و تصویر ذهنی از بدن، اهمیت می یابد، نشان می دهد که برای بسیاری از زنان و و مردان انجام عمل زیبایی یک امر مربوط به انتخاب و اختیار شخصی است.
آنگونه که پاکوکسکی و واترز (1996) بحث می کنند (بر خلاف انتظارها) در ارتباط با دیگر پدیده های اجتماعی در استرالیا، طبقه ی اجتماعی نشانگر ضعیفی از عمل زیبایی است. اما هنوز جالب است که حتی بعد از کنترل کردن سن، تحصیلات، شغل و درآمد، داشتن شریک، کشور تولد، رضایت از بدن و جذابیت، شناسه های حزبی سیاسی محافظه کارانه بیشتر از شناسه های کارگر یا سبز احتمال داشتن عمل زیبایی دارند میل شدید افراد مرتبط به احزاب مختلف به عمل های زیبایی نشان دهنده ی (واقعی یا آرمانی) سبک های زندگی مطرح بالا می باشد.
در مجموع در کنار سایر نشانگرهای سطوح بالا (درآمد بالا، تحصیلات دانشگاهی، شغل حرفه ای) نشان داده ایم که روش های زیبایی نشانی از سبک های قشر متوسط اند (رو به بالا) و یادآور «مصرف خودنمایانه»ی «طبقه ی مرفه» و بلن (1970)، یا آنچه که اقتصاددانان به عنوان «کالاهای پرستیژ» یا «کالاهای مربوط به مقام و منزلت» به آن اشاره می کنند. (همیلتون،28 ص ، 2002) یافته های ما که عمل زیبایی را به اعمال مصرفی بر اساس سبک زندگی مربوط می کنند، ما را به این سمت هدایت می کند که با ادعای دیویس (25 : 1991) نتیجه بگیریم که «روشی برای عمل زیبایی مورد نیاز است که اختیار را به عنوان مسئله ی اصلی در نظر بگیرد» ما همچنین با همیلتون موافقیم که بیان می کند که عمل زیبایی جنبه ای از «بت زرق و برق» است. زیرا «میل به تقلید از سبک زندگی سرمایه داران منجر به فروش پر رونق خانه های پر زرق و برق، ماشین های لوکس، قایق تفریحی، عمل زیبایی و تجهیزات خانگی با کیفیت حرفه ای شده است.»
شهروندان کشورهای پیشرفته صنعتی (و کسانی که در سایر مکانها زندگی می کنند) به طور افزایشی در حال دستکاری بدنهای فرد و زیباسازی آن هستند، اگر چه، همانطور که نشان دادیم، انجام عمل زیبایی در استرالیا هم چنان به دور از «عمل نرمال سازی فرهنگی» می باشد. (بوردو، 1997: 43) تلاش ما برای نشان دادن استعمال عمل های زیبایی بیانگر این موضوع است که این اعمال ورای تفاوت های مشخص جنسیتی است و جایگاهی اجتماعی و سیاسی دارد. مهم تر اینکه این تحقیق بر اساس نظرسنجی ملی، تاثیر عوامل ساختاری استعمار مدل زیبایی در کشورهای پیشرفته صنعتی را نشان داده است.
توضیحات:
1 – معمول ترین عمل های زیبایی در آمریکا لیپوساکشن و عمل سینه بوده است، در حالی که برای مردان معمول ترین آنها لیپوساکشن، و جراحی بینی می باشد. (2011، ASAPS)
2 – حکیم جنبه های اجتماعی (2 : 2010) دیگری را نیز بر می شمارد و (مثل زیبایی، فریبندگی و مهارت های ارتباطی اجتماعی)، و نیز سرزندگی (مثل زیبایی اندام و شوخ طبعی)، ظاهر اجتماعی (لباس، آرایش، عطر، جواهرات) و جذابیت جنسی (مثل صلاحیت جنسی، تصور شهوانی، بازیگوشی). برای اتکو زیبایی «یاد گرفتنی» نیست، مثل بسیاری از ویژگی های صورت که به صورت جهانی مربوط به زیبایی می شوند، مثل چشمان «بزرگ» و درشت، گونه های برجسته و چانه های کوچک و لب های بزرگ . (139 : 1999)
3 – سطح سلامتی جسمی نیز به طور مثبتی به ارزیابی خود از جذابیت مربوط می شود، اما با شادی و میزان رضایت از بدن رابطه ی منفی دارد. بنابراین با سطح سلامتی را به عنوان کنترل شامل کردیم.
4 – یک متغیر وزنی که توسط تیم AUSSA طراحی شده (ببینید اوانز، 2009) برای تطبیق دادن تاثیر نمونه برداری بر اساس جنسیت، سن و تحصیلات برای همه ی محاسبات اینجا مورد استفاده قرار گرفته است.
5 – این اندازه گیری میزان سلامتی از نظر فرد شخصی اعتبار دارد چرا که به سطح سلامتی کلی شخص نزدیک می شود. (ببینید برسترام و فردلاند، 2001، آیدلر و بنیامین، 1997)
6 – در اینجا شناسه ی خوب سیاسی به جای قصد رای دادن عملی شده است چرا که فرض بر این است که اولی ثابت تر است زیرا در دوران کودکی شکل می گیرد. (گرین و دیگران، 2002) شناسه ی حزب سیاسی به طرز شدیدی تحت تاثیر وفاداری های حزبی پدر و مادران است (بارتلز، 2000)
7 – تاثیر شرکای عشقی و عاطفی و …. بر تصمیم انجام عمل زیبایی که در اینجا مورد آزمایش قرار گرفته است، محدود به کسانی است که جنس مخالف وابستگی دارند وقتی که با این سئوال استفاده شد که آیا شما، به جنس مخالف وابسته اید یا بی تفاوتید، دو جنسه و هم جنس باز، تغییر جنسیت داده اید یا نمی توانید انتخاب کنید؟ و 85 درصد آنها وابسته به جنس مخالف بوده اند، دو نفر انتخاب نکرده اند و دو نفر پاسخ نداده اند.
8 – در اینجا به صورت بالقوه تاثیر مخربی وجود دارد، که افراد خیلی جوان و و در بعضی موارد، افراد با سنین بالاتر کمتر احتمال اینکه شریکی داشته باشد وجود دارد، اگر چه ما به صورت آماری در مدل های رگسیون سن را کنترل کردیم.
9 – تخمین ها بر اساس 95% فاصله اطمینان می باشد، با تخمین 3/5% و گروهی به اندازه ی 1374 نفر که این سئوال را پاسخ دادند.
10 – توجه داشته باشید که بعضی از پاسخ دهندگان بیش از یک عمل داشتند. به این علت تفاوت در «تعدادها» برای سئوال های دوم و سوم در جدول 1 داریم.
11 – در ایالات متحده آمریکا افراد سنین 50 – 35 سال 9/42% روش های جراحی را دریافت کرده اند، که بعد از آنها سنین 64-51 (8/27%)، 34-19 (5/19%) و 65 سال به بالا (3/8%) را تشکیل داده اند در حالی که 4/1% روش های جراحی توسط آمریکایی های زیر 18 سال استفاده شده بود.
12 – به طور غیرمعمولی، AUSSA 2009 کلمه ی کنایه آمیز «طبقه ی پایین» را به عنوان یک طبقه به کار گرفته است.
13 – همه ی متغیرهای مستقل در جدول 2 در مدلهای رگرسیون مورد استفاده قرار نگرفته اند. بعد از آزمایش زیاد مدلها، ما نتایج مدلهای به صرفه ای را ارائه می دهیم. متغیرهای مستقل بر اساس نتایج ضعیف کنار گذاشته شدند، به خصوص در جدول 4 که تمرکز روی زیرنمونه های کوچک پاسخ دهندگان عمل زیبایی بود.
14 – نسبت های شانس (OR) می توانند بین 0 و ¥ متغیر باشند و به عنوان نهایی تخمین از مدلهای منطقی محاسبه می شدند. در اینجا اینها تفسیر تخمینهای رگراسیون را تسهیل می کنند. اندازه ی نسبت شانس بزرگتر از 1 نشان دهنده ی رابطه ای مثبت بین متغیرهای وابسته و مستقل است، در حالی که آنهایی که از 1 کوچکتراند ارتباط منفی را نشان می دهند مثلا، در جدول 4، زنان حرفه ای (5/2 OR) 5/2 بیشتر از زنان غیرحرفه ای احتمال اینکه عمل زیبایی انجام داده اند وجود دارد تا اینکه آن را انجام نداده باشند. متناوبا، مردان حرفه ای (2/0 OR) 5 برابر کمتر از مردان غیرحرفه ای احتمال اینکه عمل زیبایی انجام داده وجود دارد، تا اینکه آن را انجام نداده باشند. (یعنی 5 = 2/0 ¸ 1)
15 – فقط 7% (تعداد 68) و 3% (تعداد 21) مردان عمل زیبایی داشته اند، بنابراین خطاهای استاندارد برای تخمین های ما در بعضی مثال ها زیاد است.
16 – سن به عنوان متغیری ادامه دار در طی سالها اندازه گیری می شود عملی شده است.
17 – اگر چه این ممکن است که ارزیابی طبقه ی اجتماعی خود قدرت این مهفوم را دست کم می گیرد.
1

همچنین ببینید

fesad

جامعه‌شناسی فساد در گفتگو با سیدجواد میری

اینكه فساد چیست و چگونه در یك جامعه به یك امر عادی تبدیل می‌شود موضوعی …