آموزش وردپرس
EFC0A27F-B344-4E98-B981-40C08EC07993

نقدی بر‌رویکردهای جامعه شناختی تحلیل اعتراضات/ علی طایفی

مسیله این است: اعتراض همه گیر و‌ سراسری در کشور آغاز شد که در آن مهمترین شعارها علیه استبداد، فساد، گرانی، ستمگری، حمایت های مالی حکومت از برخی کشورهای منطقه، از یکسو و در حمایت از عدالت، آزادی، دمکراسی، حکومت غیردینی، ایرانیگرایی، آزادی حجاب و نظایر آن از سوی دیگر بود. این اعتراض ها بنیان های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داشته و بهیچوجه بدنبال مطالبات دینی نبوده است. در این جنبش چند خصیصه اجتماعی نیز نهفته است:

یک. جنبش لزوما متعلق به طبقه متوسط نبوده و طبقات آسیب دیده و زحمتکش در آن نقش مهمی داشتند،

دوم. جنبش بدون راهبری مشخص هدایت و توسعه یافت و بنظر حرکتی خودجوش بود،

سوم. جنبش عمدتا شهری و دربرگیرنده همه مناطق و اقوام در سراسر کشور بود،

چهارم. جنبش بدنبال خشونت افراطی نبود مگر در رویارویی با سرکوب های امنیتی،

پنجم. جنبش وابسته به فضاهای مجازی و همبستگی های راهبری شده از شبکه های مرتبط بود،

ششم. جنبش از مشارکتی همه جانبه از نظر جنسیتی برخوردار بود و زن و مرد در آن حضور داشتند،

هفتم. جنبش دارای سطح مطالبات رادیکالتری بوده و سطح مطالبات آن از جنبش موسوم به سبز فراتر بود،

هشتم. جنبش با همپیوستگی تشکل های کارگری، دانشجویی، زنان، معلمان و حتی دانش آموزان برخوردار بود،

نهم. جنبش بطور گسترده ای از سوی اپوزیسیون داخل و خارج مورد حمایت بود،

دهم. جنبش از جریان اصلاح طلبی درون حکومتی فراتر رفته و مورد هجوم بخشی از استراتژیست های شکست خورده نیز قرار گرفت.

اینک پرسش هایی که می‌توان در تحلیل اجتماعی این واقعه مطرح ساخت عبارتند از:
۱. زمینه های اجتماعی اصلی در ریشه یابی و گسترش این جنبش پیش از ظهور علنی آن در طی هفته های گذشته چه بود؟
۲. آیا نیروهای درون قدرت در تهییج این جنبش نقش اساسی داشتند چرا و چگونه؟
۳. چه زمینه هایی سبب فراگیر شدن جنبش و کشوری شدن آن گردید؟
۴. با توقف موج این اعتراضات، آیا زمینه های اجتماعی جان سخت آن سبب ساز بروز مجدد آن در آینده نزدیک خواهد شد؟
۵. آیا این اعتراضات از نظر هویتی، یک جنبش بود یا یک طغیان اجتماعی ؟

و طبعا بسیاری پرسش های دیگر که در سلسله تحلیل های آتی با نقدی بر تحلیل های موجود از سوی جامعه شناسان مطرح کشور و برخی دارندگان عنوان جامعه شناس بدان خواهم پرداخت.

⛔️درماندگی تحلیل جامعه شناس ایدیولوژیک و وابسته به قدرت از جنبش

کچوییان یکی از اعضای اصلی مجموعه لمپنیزم در جامعه شناسی است که در تحلیل های خود بوضوح سوگیری های منتسب به لمپنیزم سیاسی و صنفی را بنمایش می گذارد. تحلیل های او در نهایت بدینجا ختم می شود که:

✅در این تحلیل گسیل هزاران نفر عوامل سرکوب وابسته به نظام حاکم در کشور بنام بسیج و برخی وابستگان خانواده های مستخدمان نهادهای ایدیولوژیک حکومتی بعنوان نیرویی از عمق جامعه !تلقی می شود که با حضور خود نیروی ناتوان از حمل بار تغییر سیاسی را به شکست کشاند! این رویکرد بدلیل باور به نظام قدرت، ناباور به نیروی طبقات اجتماعی و مطالبات مردمی است.

✅اطلاق فتنه به یک جنبش اجتماعی، برخورد ایدیولوژیک و ارزش گذاری برخاسته از نظام مسلطی است که هر آنچه با او ‌نیست را مردود و مرتد می شناسد. لمپنیزم حاکم بر آرای کچوییان بعنوان یکی از ارکان شورای انقلاب (ضد) فرهنگی، در راه اندازی پروژه شکست خورده اسلامی کردن جامعه شناسی، در نهایت در تحلیل یک‌جنبش به جریان ضد جنبش ملحق می شود.

✅تحلیل کچوییان ناظر بر نگرش اقشار مسلط بوده و طبقات اجتماعی فاقد قدرت سیاسی را نادیده می گیرد. در این رویکرد، صاحبان قدرت در پوزیسیون یا اپوزیسیون، ماخذ تحلیل او بوده و نهادهای مدنی، تشکل های مردمی و اقشار و طبقات اجتماعی در نازل ترین حد، مورد تحلیل واقع شده و بازیچه دست اصحاب قدرت و برگزیدگان سیاسی محسوب می شوند. این نگرش، چشم اسفندیار و بنیان فروپاشی نظام ایدیولوژیکی خواهد بود که حتی صاحبان فکر وابسته به قدرت نیز در محاسبه و تحلیل، از آن غفلت کرده و با عناوین متعدد فتنه، کرکس، احمق و خس و خاشاک، ناغافل به فریب خود و نظام قدرت می پردازند.

✅ناباوری به مطالبات کمی و کیفی طبقات اجتماعی مردم و نسلی که پس از چهار دهه هنوز در آشفتگی عدم تعبیر شعارها و نویدهای سالهای پس از انقلاب در ناکامی سیاسی و ‌اجتماعی بسر می برد از یکسو و فقر فراگیر این اقشار مردمی و فساد روزافزون منصوبان و منسوبان قدرت از دیگر سو سبب می شود که جنبش در متن و بطن جامعه همچنان به حیات خود ادامه داده و بطور هرازگاهی نیز تعین خیابانی و آشکار یابد و در نهایت منجر به تغییرات ساختاری شود که چه بسا هزینه های اجتماعی آن برای کشور و اقشار و طبقات اجتماعی نیز بیش از حد تصور باشد.
‏http://l1l.ir/3pso
👁تحلیل اجتماعی جنبش اعتراض های مردم از منظر قدرت و بدون مردم

تحلیل عباس عبدی از اعتراضات اخیر دی ماه اگرچه نه در مقام یک جامعه شناس بلکه بعنوان هزاران مهندسی که در سال های پس از انقلاب با تخصص گریزی گریبان گیر جامعه بسوی علوم اجتماعی و جامعه شناسی روی آوردند، از چند منظر محل تامل است:

✅تلاش وی بجای تحلیل زمینه های شکل گیری جنبش اعتراضی مردم، بر این مبنا استوار است که ریشه های اعتراض را در دوره دولت قبلی جسته و تلاش دارد دولت کنونی را مبرا کند تا از کانون نقد و هجوم اعتراضات نجات دهد. وی آگاهانه از ماهیت انباشتی واقعیت اجتماعی و تبدیل کمی به کیفی تضادهای اجتماعی غفلت می‌کند. وی در تحلیل خود از وقایع اخیر فراموش می کند که ازسرگیری جنبش مردمی ناشی از عملکرد نه صرف دولتها بلکه عملکرد غلط و مملو از تباهی حکومت دینی در طی چهار دهه است. حاکمیتی که طبقه تهیدست و زحمتکش حاضر در صفوف نخست انقلاب را به واپسین حلقه ها در حیات اجتماعی فرو افکنده است.

✅عبدی با این نگاه در مقام دو تاکید است. نخست اینکه چرا خلق معترض دیرهنگام به اعتراض خود پرداخته و در دوره ریاست جمهوری پیشین به خیابان ها نریختند! و دیگر اینکه شایبه حکومتی بودن این اعتراضات را تقویت می‌کند و بر مطالبات بحق و برخاسته از سالها ناکامی های فزاینده از یکسو و البته حجم کمی نسل متقاضی شغل و تامین معاش و تشکیل زندگی ارام و امن در دهه ۹۰ از سوی دیگر چشم می بندد.

✅تحلیل جنبش اعتراضی، مبتنی بر خودانگیختگی و غریزه مردمی و مقایسه آن با درجه حرارت آب در دوران مختلف ریاست جمهوری در نظام اسلامی از دیگر ضعف های نگرش جامعه شناختی است که تحلیل گر را به بیراهه و کج فهمی جنبش می کشاند. البته باید اذعان کرد که وابستگی عبدی به نظام قدرت بنیان اصلی اتخاذ چنین رویکردهایی است که برپایه منافع قشری خود به ریشه مسایل اجتماعی پشت نماید.

✅چنین رویکرد شناختی، منفعتی و منزلتی نزد عباس عبدی، سرانجام تحلیل را بجایی می کشاند که برخی انگیزه های نخستین جناح های داخلی قدرت در راه اندازی جنبش اعتراضی مردم، مهمترین دلیل بروز اعتراضها جلوه کرده و مردم به عروسک های خیمه شب بازی شبیه می شوند که نظام اسلامی می تواند هر آینه آنان را حتی در مقام فروپاشی نظام سیاسی به خیابان ها بکشاند. بی سبب نیست که نخبگان و گروه های استراتژیک نظام دینی در کشور در درک درست وقایع و مسایل اجتماعی و تحلیل آن بیرون از دیدمان قدرت سیاسی، عاجز می مانند.
‏http://l1l.ir/3r2c

👁جامعه شناس حکومتی و تحلیل درون ساختاری جنبش مردمی

تحلیل های جامعه شناسان حکومتی به دلیل دیدمان درون ساختی قدرت، عمدتا دارای یک گرایش عمده در تلاش برای عدم پذیرش و مشروعیت زدایی از جنبش اجتماعی است که در دی ماه ۹۶ رخ داد. تحلیل جوادی یگانه که مشاور ولایتی، ریاست ایدیولوژیست هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی است از چند کج فهمی رنج می برد:

✅یگانه از یکسو استناد به نارضایتی عمومی مردم می کند که طبق یک نظرسنجی نشان می دهد نارضایتی سراسری از دولت و حاکمیت وجود دارد ولی از سوی دیگر اعتراض های مردم را به یک شورش و آشوب تقلیل می دهد؛ آشوبی که شایسته خاموشی است!

✅ماهیت جنبشی اعتراض های اخیر اگرچه موقتا از شدت آن کاسته شده، چنان است که سراسری و فراگیر بوده، اقشار و گروه های اجتماعی مختلف را در بر می گیرد، مجموعه از مطالبات اقتصادی تا سیاسی و اجتماعی را تعقیب می کند، دارای شعارهای مشخص و مدون است، حضور مستمر داشته و پیگیرانه است و بدور از خشونت های ناشی از یک شورش کور، در پی مطالبات مدنی خود است. از این منظر، آشوب سازی جنبش، یک بیراهه تحلیلی است که جامعه شناس مزبور آگاهانه حول آن مانور می دهد.

✅ایده بستن صفحات و‌ گروه هایی از تلگرام با نگرش سانسور و اختناق مجازی از زمره راهکارهای ناشی از عجز در پذیرش حقانیت جنبشی است که اعتراض مردم آسیب دیده در آن نقش محوری ایفا می کند. در این نگاه اصل بر حقانیت نظام سیاسی است و نه حقانیت دمکراتیک مردمی که در طی چندین دهه بیشترین ستم ها را متحمل شده اند.

✅بزرگ نمایی هراس از توهم سوریه ای شدن هرگونه اعتراضی، و ایده اتحاد سه گانه عبری، عربی و غربی که قریب چهار دهه پی در پی شعار و ابزار سرکوب صداهای دیگر شده است چنان در تحلیل یگانه جان سختی نشان می دهد که مجوز استفاده از هرگونه تفتیش، نظارت، کنترل و اعمال هژمونی قدرت مسلط را به نام تمامیت ارضی، امنیت ملی، حفاظت از حاکمیت سیاسی و دفاع از حکومت دینی بدست می دهد. چنانکه در نهایت یگانه بر این باور است که نظام قدرت باید اجازه اعتراض سیاسی و اجتماعی بدهد.

✅ احاله نقش احزاب سیاسی به رسانه مجازی تلگرام که مورد نقد یگانه است، خود محصول فضای بسته سیاسی و سرکوب احزاب و تشکل های صنفی ‌و قومی است که جنبش اخیر نیز بر سر اعتراض بدان به خیابان ها ریخته است. فرایند نارضایتی امری تاریخی است و یک شبه بدست نمی آید و بدون یک نگاه زمانمند و همه جانبه نگر نمی توان با صرف تحلیل مصادره به مطلوب شده آنچه رخ می دهد، به تحلیل واقعیت نشست.
‏http://l1l.ir/3psr

👁تضادهای اجتماعی و تیوری ما و‌ دیگران در تحلیل اعتراض های مردمی

مقصود فراستخواه در تحلیل واقع بینانه خود در منبع زیر اشاره به تضادهای اجتماعی می کند که زیر عنوان “دیگری سازی”های اجتماعی دسته بندی می‌کند. از این منظر ذکر چند زوایا از تحلیل اعتراض های اجتماعی مردم ضروری است:

✅پس از اسلامی شدن انقلاب ۵۷، شکاف اجتماعی عظیمی ریشه و رشد یافت که برخاسته از بینش و ایدیولوژی برتری جویی دینی بود که در آن اقشار خاصی بطور مراتبی ارزش بیشتری نسبت به سایر اقشار یافتند: شیعیان نسبت به سنیان، آخوندها و متولیان دین نسبت به مردم عادی، حزب اللهی نسبت به هواداران سایر احزاب و دگراندیشان، مردان نسبت به زنان، ریش سفیدان نسبت به جوانان و کودکان، صاحبان ثروت و‌ مکنت نسبت به فقرا و محرومان، طبقه نوکیسه بروکرات و تکنوکرات نسبت به سایر طبقات، قوم فارس زبان نسبت به دیگر زبانهای ایرانی و‌ ..بدینسان وفاق اجتماعی زیر سایه نفاق سیاسی و دینی/ایدیولوژیک از بالا رو به ضعف نهاد.

✅نظریه ما و دیگران مبتنی بر همین حامی گرایی و برتری جویی ایدیولوژیک بجایی رسید که دوگانه های پر تضادی را زیر نام دینداری، وفاداری، دیانت، سیاست و قدرت دینی در جامعه ریشه دواند. در دیدمان “هر که از ما نیست، بر ماست” معیار سنجش و ارزش همه کس و همه چیز گردید. تبختر ایدیولوژی دینی شیعی گرا بجایی رسید که حتی اگر ۹۰ درصد مردم به خیابان ها بریزند، طبقه صاحب قدرت آنان را وابسته به غیر، دیگری، ضد دین و ملت، غربی و وابسته به دولتهای غیر می نامد تا از حریم ما در مقابل دیگران با برچسب های دشمن تراشانه دفاع نماید.

✅مهمترین دوگانه ای که در میان تضاد های قطبی شده پیش گفته در اعتراضات اخیر ریشه دارد عبارت از دوگانه حکومت – ملتی است که سبب شده مردم چند پاره شده در یک کانون هدفمند بدور هم جمع شده و با وفاقی حتی واکنشی و برخاسته از نیازهای ضد ساختاری علیه حکومت بشورند و بخروشند. این مرکزی ترین تضاد در جامعه سبب ساز تباهی شده است که سویه ملت را در کنار سویه حکومت به سمتی می برد که با اعتراض ها و ‌تداوم آن در بین طبقات و اقشار مختلف اجتماعی به چاره جویی بزرگترین مسایل اجتماعی کشور بپردازند. چنین چاره یابی چنان فرایندی را طی کرده است که زمینه گفتمان دمکراتیک را از بین برده و نیروی قهر و ضد ساختاری راه برون رفت از آن می نماید.

✅در این راهیابی حل مسایل مردم به حاشیه رانده شده، دیگر احزاب و جریان های درون حکومتی با رنگ های مختلف، بیرنگ شده و نیروی اجتماعی عظیمی رها شده است. اگرچه تمامیت جامعه توسط حکومت در شکاف های متعددی هدایت شده بود تا تمامیت ملت در برابر تام و تمامیت گرایی حکومت تضعیف شود ولی با آگاهی اجتماعی مردم، روند کنونی بسویی می رود که این دیگری علیه مای مسلط در بدنه قدرت برخاسته و درصدد ایجاد وفاق نوین ملی علیه وفاق حکومتیان است.
‏http://l1l.ir/3sgr

👁محوری ترین مطالبه جنبش اعتراضی مردم: ایرانیگرایی و دین زدایی از حکومت

طبق مطالعه ابتدایی صورت گرفته توسط کوروش عرفانی، جامعه شناس، مهمترین مطالبه مردم معترض در خیابان ها در جنبش اخیر برخاسته از تحلیل شعارهای محوری تظاهرات سراسر کشور، ایرانی گرایی و دین زدایی از حکومت است. در این خصوص به چند نکته اشاره می کنم:

✅گرایش به ایرانیگرایی درصدر مطالبات شعاری در جنبش، گویای این است که علیرغم ایجاد جو هراس از تیدیل کشور به سوریه یا فروپاشی کشور در صورت ادامه جنبش، فراخوان عمومی معترضان در برابر شعار های سلبی، تکریم و بزرگداشت ایرانیت و هویت ملی بوده و شعارهای تفرقه آمیزی در محوریت مطالبات وجود نداشت.

✅رویکرد سلبی قیام، براندازی حکومت آخوندی و فراخوان پشتیبانی مردم در صحنه اگرچه بخشی از بنیان های اصلی اعتراض و ستیزه مدنی جنبش را به نمایش می گذارد ولی با ایرانی گرایی همزمان، پازل عمومی جنبش را چنین بنمایش می گذارد که با وجود فقدان تشکل های رسمی و آشکار، بخش بزرگی از جنبش در طی چهاردهه به اندیشه گری و تامل در سطح و دامنه مطالبات خود پرداخته و در پی وحدت اقوام و حفظ تمامیت هویت ملی در برابر قشر حاکمی است که در طی دوره حکمرانی، این یکپارچگی و یگانگی را همواره مورد تهدید قرار داده اند.

✅از سوی دیگر عدالت در بعد اجتماعی اقتصادی محور دیگر مطالبات جنبش است که در صدر مسایل اعتراض های اخیر قرار گرفته است. این محور، از یک منظر نمایانگر حضور فراگیر طبقات اجتماعی است که بیشترین آسیب ها را بر اثر فقر و نابرابری اجتماعی تجربه کرده اند و لذا علیرغم مطالبه ایرانی گرایی، فصل مشترکی با طبقه متوسط در این میان مشاهده نمی شود.

✅استقلال، آزادی و جمهوری ایرانی نیز ناظر بر حفظ تمامیت ارضی، عدم پذیرش دخالت دولت های بیگانه، آزادی بمفهوم عام مشتمل بر آزادی پوشش، بیان، اندیشه، احزاب و تشکل ها و در نهایت مطالبه جمهوری ایرانی است. این شکل از جمهوری اگرچه فاقد سوگیری مشخص برای تعیین شکل دمکراتیک آن نیست ولی گویای حفظ دستاورد دمکراتیک حقوق شهروندی و رسانش صدای مردم در فرایند تصمیم گیری و تعیین سرنوشت خود است.

✅بنظر می رسد جنبش اعتراضی مردم در طی دو دهه اخیر از سال ۷۶ تا ۹۶ دستخوش فرارویی و رشد جدی شده است و از صرف مطالبات رویین و تغییرات اصلاح طلبانه ناکارآمد در متن متصلب و سخت پوست و سخت جان استبداد دینی فراتر رفته است و در صدد تغییرات بنیادینی است که سکولاریزم دمکراتیک در آن به یک مطالبه مسلط مبدل شده است.
‏http://l1l.ir/3tki

👁جنبش اعتراضی مردم بدنبال دمکراسی سکولار است

سهراب رزاقی اگرچه بعنوان جامعه شناس به تحلیل اعتراض های اجتماعی اخیر نپرداخته است ولی نظرگاه او‌ در تحلیل این‌جنبش از زوایایی قابل نقد است. رزاقی بعنوان کسی که سالها در مقام نظامی و امنیتی به ساخت و‌ توانبخشی سازمان های غیردولتیِ حکومتی اهتمام داشته، اینک ‌در خارج از کشور با حمایت موسساتی مانند سوروس* به آموزش بسیار ابتدایی کنشگران مدنی گزینش شده می‌پردازد.

✅او‌ جنبش مردمی را جنبش تهیدستان خوانده و آنرا راه برون رفتی کور و ابتر برای نیل به دمکراسی می داند! در چنین نگاهی جنبش تهیدستان، جنبشی پایین دست، ضد دمکراتیک، طبقاتی بمنزله طبقه از دست رفته و ناکارآمد و دست دوم تلقی می شود. در این رویکرد اساسا اقشار تهیدست با نگاهی داروینیستی و بیولوژیک، اجزایی مانند پا و‌دست تلقی می شوند که فاقد اعتبار و منزلت ارگان هایی مانند مغز بوده و اندیشه گر نیستند.

✅از سوی دیگر تنها طبقه ای که می تواند ناجی تهیدستان باشد همان طبقه متوسط شهری است که دارای ساختار مدنی است! وی با ارائه تصویری ناقص از جنبش اخیر، حضور تشکل های صنفی و دانشجویی در آن را منها می‌کند. او‌ در تحلیل خود، جنبش های صنفی را مدنی تلقی نکرده و حاصل و برآمد کنشگری آنان را معطوف به تغییر شرایط در راستای جامعه ای دمکراتیک نمی داند.

✅هراس از هدایت جنبش مردمی بسوی پوپولیزم مورد نظر رزاقی، هراسی است برخاسته از ناباوری به طبقات زحمتکش و آسیب دیده در جامعه که متفاوت از طبقه مرفه شهری زیر نام طبقه متوسط است. در چنین‌رویکردی که بنیان طبقاتی داشته و‌‌ حاصل نگرشی از بالا به پایین است، همان رویکرد سلسله مراتبی قدرت نهفته است که تهیدستان و صنوف نیازمند شبانی اند و گرنه این رمه، ره به راه دمکراسی نخواهد برد.

✅دمکراسی اگرچه در تاریخ شکل گیری اش توسط طبقات اجتماعی مختلف بویژه آسیب دیده شکل یافته و‌ در مسیر خود رهبران فکری خود را نیز پرورش داده و ‌وارد میادین اجتماعی اعتراض و تغییر کرده، امری نیست که رزاقی بدان باور داشته و هویت و اعتبار دهد. بنظر من دمکراسی های موجود در جهان دارای بنیان های اجتماعی است که بر شانه تهیدستان تکیه کرده و با دستان رنجبران به میدان عمل آمده و دمکراسی را معماری کرده است.

✅مقایسه جنبش مردم در سال ۸۸ و ۹۶ از جهاتی واقعی بنظر نمی رسد زیرا با چنین مقایسه ای هدف تخفیف درجه جنبش اعتراضی ضد ساختار اخیر مردم و بزرگ‌نمایی طبقه متوسط و قشر روشنفکران است. کسانی که بدون پشتوانه مردم بدنبال منافع مصلحت جویانه خود در قالب اصلاحات و امید بستن به افرادی با نمادهای سبز و‌ بنفش بودند. بخشی از این طبقه در جنبش اخیر‌ مهر سکوت بر دهان بسته و‌ از نقش کنشگر‌در انتخابات سالهای ۸۸ و ۹۶ به تماشاگرانی مبدل شده اند که سبب شده بدنه اصلی جامعه نه تنها از تمامیت بدنه قدرت و حکومت، بلکه از جنبش های نرم طبقه متوسط نیز قطع امید کند.
‏http://l1l.ir/3sdg

‏* http://l1l.ir/3wrl

همچنین ببینید

B7F48C1A-6F44-4F22-8AED-47DA8B2DFF10

قطع امید از اصلاحات/ شهلا شفیق

اعتراضات و تظاهرات سراسری در ایران، در روز پنجشنبه ٢٨ دسامبر در مشهد آغاز شد …