آموزش وردپرس

ساخت گونه ها (زنانگی و مردانگی) و روابط آ نها/ آزاده آزاد

ساخت گونه ها (زنانگی ها و مردانگی ها) و روابط میا ن آ نها

واژه های کلیدی: پراتيک اجتماعی ، فضای تولید مثل ، تاریخچه زندگی افراد ، : پراتيک های گونه ای ، روابط قدرت ، روابط تولیدی ، وابستگی های عاطفی ، روابط نمادین یا فرهنگ

فضاهای ساخت گونه

ساختن گونه یک موضوع چند وجهی است و عملی ست برای بقای اجتماعی . افراد به میل خود مردانگی ها و زنانگی هایشان را به عنوان واکنش یا پاسخی به موسسات، شخصیت – های فرماندهی و قدرتمند ، و ارتباطات موثر رسانه ها تنظیم میکنند

زنانگی ها و مردانگی ها ساختار و پیکربندی عادت ها و روابط اجتماعی هستند . این هویت ها و نا برابریهای گونه ای بنا شده ، همزمان با یکدیگر در چهار فضای اجتماعی تولید و بازتولید میشوند:

۱. فضای زایش و پرورش، ۲ . فضای تاریخچه زندگی افراد ، ۳. فضای نهادها ، روابط و عادتهای اجتماعی ،۴. فضای گفتمان های فرهنگی ( یعنی ، روابط نمادین). هر هویت گونه ای بر فعل و انفعالات پیچیده بین این چهار فضا در زمان و مکانی ویژه استوار است.

 فضای زایش و پرورش.۱

 فضای تولید مثل یک بنیاد بیولوژیک نیست، بلکه روندی اجتماعی و تاریخی است که به بدن اشاره دارد .عادت هائی که زنانگی ها و مردانگی ها را میسازند، روندهای تاریخی هستند که بدن را در بر میگیرند، یعنی ابعاد جسمی دارند بی آنکه زیست شناسی تعیین شان کرده باشد . ونه باعادت های

  1.  مربوط به ساختارهای بدنی وروندهای تولیدمثل ساخته میشود . این روندها شامل تمایز و شباهت جنسی تشریحی، میل جنسی، آمیزش جنسی ، بارداری، زایمان، و مراقبت از کودکان است . عادت های موجود در فضای تولید مثل تفاوت های تولیدمثلی بین بدن ها را وارد روندهای اجتماعی می کنند. این تفاوت های بدنی تنها میان زنان و مردان نیستند، بلکه در بین زنان و در بین مردان نیز وجوددارند . به عبارت یگر،همانطور که : (
  2. میگوید (Raewyn Connell) ریوین کانل

  1. گونه ها عادت های اجتمائی ویژه ای هستند که همیشه به بدن ها و اعمال بدن ها اشاره دارند، اما نمی توانند به سطح زیست شناسی بدن کاهش یابند.
  2. « در واقع کاهش گرائی ارائه کاملا وارونه وضعیت واقعی ست . گونه دقیقا از آنجا که زیست شناسی امور اجتماعی را تعیین نمی کند وجود دارد . گونه نشانگر یکی از آن نقاط انتقال است که در آن روند تاریخی جایگزین تکامل بیولوژیکی به عنوان شکل تغییرمیشود1 ”

 فضای دوران زندگی افراد.۲

  1. گونه در فضای طول عمر افراد نیز ساخته میشود. در اینجا گونه به عنوان یک پیکربندی عادت اجتماعی مترادف شخصیت و منش است. به عبارت دیگر، بدن های گونه دار و هویت های گونه ای افراد در طول عمرشان تغییر میکنند . از آنجا که زندگی افراد در مقیاس بزرگ با الگوهای اجتماعی در پیوندست، تحول بدن های گونه دار و هویت های گونه ای در طول عمر افراد روابط گونه ای را نیز تغییرمیدهد . به این ترتیب، نه گونه فرد در طول زندگی اش ثابت است و نه وضعیت روابط گونه ای که او به آنها تمایل داشته است (دختر بچه تبدیل به زنی جوان، پس از آن زنی میانسال، وبالاخره پیر زن میشود. گونه او، نه تنها تحت تاثیر سن اوست، بلکه تحت تاثیر زندگی اجتماعی اش، کشور محل تولد و محل اقامتش، قومیت، طبقه اجتماعی، وگرایش جنسی اش هم هست

  1.    فضای نهادها، روابط وعادتهای اجتماعی فردی
  2. نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه، محل کار، شرکت های کسب و کار، و دولت، هم عملا و هم بطوراستعاره، در واقع گونه دار هستند، فضای دیگری برای ساختن گونه، و ساختارهای خود- بازتولید عادت های گونه ای هستند. روابط گونه ای ، که کنشهای متقابل اجتماعی الگودار میان زنان و مردان هستند ، نه تنها در همه نهادهای اجتمائی عمده وجود دارند ، بلکه برای آنها مطلقا حیاتی هم هستند

  1. در نهاد مردانه دولت ، اکثریت قریب بالاتفاق افرادی که موقعیت های بالا دارند مرد هستند .
    دلیل آن یک ساختار جانبدارانه مردانه در تقسیم کار درونی دولت ، یک ساختار جانبدارانه مردانه نیروی انسانی و ارتقاء پست، یک ساختار جانبدارانه مردانه برای تصمیم گیری، برنامه های عملی، و سبک های انگیختن توافق جمعی و ایجاد خوشوقتی است
  2. .
    گونه ها الگوهای عادت های اجتماعی هستند که به روش هائی خاص و بطور سلسله مراتبی رتبه بندی شده اند. به عنوان مثال، مردانگی ها نه تنها شخصیت ها ومنش های فردی هستند، بلکه عمل های اجتمائی سازمان یافته و کنش های متقابل گروه هایی مانند تیم های فوتبال، شرکت ها، ارتش ها، وحکومت ها هم هستند. این گروه های اجتماعی همگی در ساختن گونه (در اینجا، مردانگی) درگیرند

 فضای گفتمان های فرهنگی ۴

  1. در ساختار گونه دار زبان، فضای گفتمانی و نقش سازنده آن در نظام گونه ای (سلسله مراتب زنانگی ها و مردانگی ها) نیاز به تاکید این واقعیت دارد که هویت های گونه ای انعطاف پذیر و بی ثبات اند، زیراکه هر شخصی در زندگی با گفتمان ها وایدئولوژیهای گوناگونی برخورد میکند .
    در این زمینه، گونه به مثابه عادت های نمادین مانند اصطلاح های روزانه تبعیض جنسی، تصاویر تبعیض آمیز از زنان در کتابچه راهنمای آموزشی، در رسانه ها و نهادهای دیگر نمودار میشود. عادت های نمادین می توانند صدها سال دوام بیآورند. مثالی برای این، آفرینش ادبی مردانگی های شجاعانه در یک حماسه نبردهای های پیروز است
  2. ساختار روابط گونه ای

  1. روابط میان گونه ها می تواند موضوع گیج کننده ای باشد ، از آنجا که این چهار ساختار روابط گونه ای می تواند به طور همزمان وجود داشته باشد و نه در توالی (به ترتیب
  2. گونه و مسائل مربوط به نقش گونه ای، که در طی مراحل اجتماعی شدن در دوران کودکی و نوجوانی ساخته میشود، مردم را در طول زندگی شان تحت تاثیر قرار میدهد . زمانی که افراد با گونه خود در بعضی جوامع و در بعضی از دوره های تاریخ خود، احساس راحتی نمی کنند تنش بوجود می آید.
    در فرهنگ های غرب ( و بسیاری از فرهنگ های دیگر مانند ایران) ، چهار ساختار اساسی روابط گونه ای وجود دارند: ۱. روابط قدرت، ۲. روابط تولید، ۳. روابط عاطفی، و ۴ . روابط نمادین است

۱

  1. روابط قدرت
  2. .
  3. درجوامع مردسالار، روابط گونه ای روابط قدرت اند . روابط قدرت بین گونه ها، که برای سیستم مردسالاری اساسی اند، پراکنده بوده و  کارکردشان برطبق هنجارهای این سیستم است . درنظم گونه ای مردسالاری، مردان جنس برترند و بر زنان کنترل دارند. نمونه های بسیاری وجود دارد. یکی از آنها تجاوزهای مکرر به زنان در ارتش ایالات متحده و مجازات قربانیان و سرپوش گذاشتن دائمی بر این جنایت هاست
  4. .
    «کوری سیوکا که در گارد ساحلی ایالات متحده خدمت میکرد ودر دسامبر ۲۰۰۵ مورد تجاوز فرمانده خود قرار گرفت:، اظهارکرد، «او بخاطر زیبائی من و یا برای داشتن رابطه جنسی به من تجاوز نکرد؛ اومرا مورد تجاوز قرارداد برای ابنکه از من متنفر بود.
    « تعداد تجاوزهای جنسی در ارتش حیرت انگیز است . آنقدر تعداد این تجاوزها در ارتش ایالات متحده زیاد شده که زنان گروه های حمایت سربازان اصطلاح تازه ای را برای آن ساخته اند: آسیب جنسی نظامی یا (Military Sexual Trauma) MST . در سال گذشته، ۱۵۸,۳ مورد تجاوز جنسی در داخل ارتش گزارش داده شده است. آنها اظهار داشتند، « میزان پیگرد قانونی برای شکارچیان جنسی بطور حیرت انگیزی کم است
  5. .”
  6. در سال۲۰۱۱، «مقامات ۲ ۱۹,۳ گزارش تجاوز جنسی دریافت کردند، اما تنها ۸ ۵۱ ,۱ از آن گزارش به معارفه ها برای اقدام احتمالی انضباطی منجر شد و تنها ۱۹۱ از اعضای نظامی در دادگاه های نظامی محکوم شدند ” (۳
  7. بنابراین، برای زنان جانباز آمریکایی احتمال اینکه از تجاوز جنسی توسط همکار سرباز یا برتر خود ضربه ببینند بیشتر است تا از درگیری خودشان در جنگ . این تنها یک نمونه از روابط قدرت میان زنان و مردان است

    1. ۲روابط تولید
  1.  .
  2. علاوه بر روابط قدرت، روابط تولید نیز از عوامل مهم نظم گونه ای ست . تقسیم کار گونه ای و سلسله مراتبی، در طول زمان در هر جامعه تغییرکرده و در بین جوامع متفاوت اند .
    مشاغل و درآمدهای مرتبط با گونه متفاوت اند . برای مثال، در بسیاری از جوامع، کار درصد بالائی از زنان محدود به قلمروی خصوصی مادریت و خانه داری رایگان است درحالیکه مردان در مشاغل مولد مزدی متمرکزند . نابرابری دیگری در تقسیم کار این برداشت است که مردان برای رشته های مهندسی و زنان برای خدمات انسانی مناسب ترند . علاوه بر این، مردان درآمد بالاتری از زنان دارند و از مزایای بیشتری بهره مندند.
    یکی دیگر از نتایج تقسیم کار گونه ای و نابرابر، ایجاد خشونت در مردان است. از آنجا که مردان عموما بر قلمروی عمومی زندگی اجتمائی ساطه دارند، از آنها انتظار میرود که از خانواده های خود محافظت کنند، و به ارتش یا نیروهای پلیس بپیوندند، آنها گرایش فراگیرتری از زنان دارند که برای حل و فصل مسائل و درگیری ها از راه خشونت وارد شوند
  3. .
  4. ۳. وابستگی های عاطفی
  5. الگوهای وابستگی عاطفی فرد فضای سوم روابط گونه ای را تشکیل میدهد. روابط عاطفی میان گونه ها با تمایلات جنسی، محل کار و موارد دیگر پیوستگی دارند . در الگوهای مردسالارانه وابستگی عاطفی، پیوندی بین دگرجنس خواهی و موقعیت غالب مردان در نظم گونه ای وجود دارد. در جوامع مردسالار، دگرجنس خواهی از نظر اجتمائی فرهنگی طوری ساخته شده است که زنان بجای لذت خود به لذت بردن مردان اولویت می دهند فرهنگ پدر – مردسالارآزادی جنسی مردان را که صنعت سکس را هم در خدمت خود دارند تصویب میکند، در حالی که با آزادی جنسی زنان مخالف است اشکال این دو وزن – دو معیار در آنستکه جدایی تمایلات جنسی مردان از احساساتشان باضافه همجنس گرا ستیزی شان خیلی بیشتر از آن زنان است

 

 

روابط نمادین

  1. روابط نمادین ساختاردیگری از روابط گونه ای ست . بسیاری ازوسائل مانند فیلمهای سینمایی و مد تبدیل به نماد گونه شده اند همچنین، در تمام جوامع مردسالاری امروز، مدارس دولتی از کتاب های درسی تاریخ و ادبیاتی استفاده میکنند که یک الگوی ذهنی در رابطه با تاریخ انسان و احساسات انسانی، به ویژه در مورد تاریخ و فرهنگ ملی،ایجاد میکنند در تاریخ ملی، مردان با جنگ و مبارزات درارتباط اند، چه بعنوان متجاوز یا مدافع ، چه در متن عدالت یابیعدالتی٤
  1.  کتاب های درسی تاریخ، به جای اینکه درباره جنبش هایمختلف هنری، فرهنگ ها و تمدن ها باشند، جنگ ها و انقلاب ها را شرح میدهند  بسیاری از کتاب های درسی تاریخ خود- فداکاری، اقدامات خشونت آمیز یک فرد یا گروهی از مردان به عنوان تلاش برای آزادی میهن را آموزش میدهند

یادداشتها

 1. Connell, R. W. 1995. Masculinities. London, UK: Polity. P.71

2. Ibid, PP.74-75.

3. Wolf, Naomi. (June 14, 2012). A culture of cover-up: rape in the ranks od the US military. The Guardian.

4. Breines, Ingeborg and R.W.Connell and Ingrid Eide (editors). 2000. Male roles, masculinities and violence: a culture of peace perspective. UNESCO Publishing, Cultures of Peace Series. PP. 182-3.

.

همچنین ببینید

بوردیو

جامعه شناسی سلطه مردانه/ پیر بوردیو

ترجمۀ رحیم هاشمی بوردیو، در توافق با تئوری اقتدار مردانه، معتقد است که اجتماع، زیر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *