آموزش وردپرس

ختنۀ دختران:مطالعۀ موردی در قشم/رایحه مظفریان

ختنۀ دختران (ناقص سازی جنسی زنان)

با آنکه گه گاه در ایران خبرهایی از ختنه دختران و اجرای این سنّت ظالمانه، به ویژه در کردستان و جزایر و بنادر خلیج فارس، به گوش میرسد، با این حال قاطبۀ مردم اطلاع چندانی از این جنایت ندارند، شاید به این دلیل که تا کنون جنسیت کمتر موضوع کتاب های پزشکی قرار گرفته و در مورد زنان فقط مجاری تناسلی و رحم و تخمدان، در ارتباط مستقیم با تولید مثل، مورد بررسی قرار گرفته است. در این کتاب ها، کمتر کلیتوریس (clitoris) یا بخشی از اندام جنسی زن مورد توجّه قرار گرفته، تا آنجا که این عضو مطرود و تقریباً فراموش شده می باشد. حتی فروید آن را اندام نرینه یا مذّکر توصیف کرده و نقش جنسی آن را متعلق به دوران کودکی دانسته است.

با قطع این عضو جنسی، که  نقش تأمین لذت طبیعی و مشروع جنسی زنان را برعهده دارد، بخشی از احساسات و غرایز جنسی آنان از بین می رود. هنوز شماری از مادران از بیم به شوهر نرفتن دخترشان یا براثر پافشاری خانوادۀ شوهر به این عمل دست می زنند و، برخلاف گذشته، دختر را دور از چشم دیگران نزد دایه می برند. ختنه شوندگان نیز تمایلی به آشکار کردن آن ندارند و از این رو جمع آوری آمار دقیق کار آسانی نیست.

ختنه دختران که با هدف محدود کردن میل جنسی زنان انجام می گیرد، سبب بروز عوارض جسمی و روانی می شود و ترس و عدم امنیت را در وجود دختران خُردسال نهادینه میکند. در بعضی مناطق، دخترانی را که به سن معیّنی رسیده اند به طور جمعی در چارچوب مناسک ویژه “به زن تبدیل می کنند.”

ختنه  را در زبان انگلیسی Circumcision، مرکّب از دو واژۀ Circum به معنی دُور و اطراف و cædere به معنی بریدن، و در زبان عربی “ختان الاناث” می نامند. در متون انگلیسی، از بریدن آلت تناسلی یا ناقص‌سازی جنسی زنان به صورت “Female Genital Mutilation” (FGM) نام برده می شود. “ختنه در آغاز به عنوان یک نشانه قبیله ای بین افراد غیر متمدن آغاز شد و قبایل گوناگون به وسیله ختنه شدن از یکدیگر تشخیص و تمیز داده میشدند … در این صورت، این رسم زمانی در میان افراد بشر شکل گرفته که هنوز به شکل لخت و بدون لباس زندگی میکردهاند. خالکوبی روی بدن و کشیدن دندان نیز نشانه های دیگر برای تمیز و شناسائی بوده است.” “وجود ختنه در میان اعراب بادیه نشین از دیرباز معمول بوده و آنان بخشی از آلت تناسلی فرزندانشان را در راه خدا قربانی میکردند.” بنابراین عمل ختنه به قبل از اسلام و زمان موسی بر می گردد و در میان مردم مصر و دیگر اقوام سامی معمول بوده است.

در زمینۀ “ختنه زنان و میل جنسی”، محمود غریم و رشدی عمار از دانشکده طب عین الشمس قاهره پژوهش ارزشمندی بر روی 651 زن که در کودکی ختنه شده بودند انجام دادند و نتایج آن را در سال 1965 در مصر منتشر کردند. سعداوی نتایج این بررسی را به صورت زیر خلاصه نموده است: 1) اثرات زیانبخش ختنه شامل شوکهای جنسی در دختران جوان، قدری کاهش در میل جنسی و مانع از رسیدن به اوج لذّت جنسی در زنان است. 2) هنوز بسیاری هستند که معتقدند با قطع کلیتوریس و تخفیف میل جنسی دختر به حفظ بکارت و نجابت او تا زمان ازدواج کمک میکنند. 3) این که ختنۀ دختران از ابتلا به بیماری سرطان اعضای تناسلی می کاهد توهمی بیش نیست. 4) ختنه زنان به هر شکل و درجه، به ویژه نوع افراطی آن معروف به “ختنه فرعونی یا سودانی”، موجب تورم، خونریزی و اختلال در مجاری ادرار می شود. 5) استشها یا خود اِرضایی جنسی دختران در افراد ختنه شده کمتر از ختنه نشده بوده است”

شرایط حاکم بر وضعیت دختر بچهها بیشتر ناشی از پیش داوریهای مغرضانه ای ست که در فرهنگ و رسوم خانواده ریشه دارد. به عنوان مثال، تولد نوزاد پسر را جشن می گیرند، در حالیکه تولد نوزاد دختر را با دید منفی تلقی می کنند. داستانها و مَثَلهای بسیار حاکی از غروری است که تولد نوزاد پسر با خود همراه می آورد و سایه اندوهی ست که با آمدن نوزاد دختر همراه میشود. شادی خاقانی (520 تا 595 هجری قمری) در مرگ دخترش نمونه ای از افراط در چنین طرز تفکّر است:

سرفکنده شدم چو دختر زاد / بر فلک سرفراختم چو برفت

بودم از عجز چون خر اندر گِل / بر جهان اسب تاختم چو برفت

ماتم عمر داشتم چو رسید / عمر ثانی شناختم چو برفت

محنتش نام خواستم کردن / دولتش نام ساختم چو برفت

ختنه دختران یا ناقص سازی جنسی زنان همچنان در بسیاری از نقاط جهان دیده میشود. در سال 2003، شیوع ختنۀ دختران در کشورهای سودان، اتیوپی و سومالی تا 90 درصد بوده و بنا بر گزارش صندوق بین المللی اضطراری کودکان ملل متحد (یونیسف) در سال 2005، بالاترین آمار ناقص سازی جنسی زنانِ 15 تا 49 سال متعلق به کشورهای آفریقایی گینه 99، مصر 97، مالی 92، سودان شمالی 90، اریتره 89، و اتیوپی 80 درصد بوده است. چفت کردن آلت تناسلی نیز در سومالی، اتیوپی، سودان، کنیا، نیجریه و دیگر نقاط آفریقا مرسوم است. در سال 2005 هر روز 6 هزار و در سال 2007 هر روز 8 هزار دختر ختنه شده اند که 91 در صد آن ها بین 4 تا 10 سال داشته اند. طبق همین آمار، در سال 1999 حدود 20 هزار دختر در حین ختنه شدن جان خود را از دست داده اند.  سازمان بهداشت جهانی هیچ گونه فایدۀ طبی یا بهداشتی برای ختنه کردن دختران قائل نشده است. سازمان ها و تشکیلات بین المللی در سال های اخیر فعالیّت های چشمگیری در جهت منسوخ کردن ختنۀ دختران داشته اند و روز ششم فوریه را روز جهانی جلوگیری از ختنۀ دختران اعلام کرده اند.

بعضی از دلایل بی پایه برای انجام ختنۀ دختران از دیدگاه عوام عبارتند از: 1) قسمت خارجی اندام تناسلی زن ناپاک است و با قطع آن پاکی و نجابت او افزایش می یابد. 2) این قسمت شبیه آلت مرد و بد منظر است و با بریدن بخشی از آن سطح صاف و زیبا تری ایجاد میشود. 3) زن ختنه نشده باید در حین درد شدید زایمان ختنه شود تا نوزاد سالم به دنیا آید. 4) دختر با ختنه شدن به مرحله زنانگی ارتقاء مییابد و از منزلت اجتماعی بالاتری برخوردار می شود. 5) قطع کلیتوریس از تمایل جنسی می کاهد و مانع از بی بند و باری جنسی دختر و از دست دادن بکارت او می شود. 6) زن ختنه شده نسبت به شوهر وفادارتر است. 7) تنگ کردن مِهبل زن موجب لذّت و رضایت بیشتر مرد و سلطۀ بیشتر شوهر در حین مقاربت می گردد.

ختنۀ دختران به شیوه های مختلف و درجات خفیف تا شدید انجام می گیرد و شامل بریدن تمامی یا بخشی از کلیتوریس یا پوستۀ برآمدۀ دراز و تکمه مانندی ست که در بالای مجرای ادرار قرار دارد. عوارض ختنه بسته به شیوه و شدّت آن فرق می کند. در کوتاه مدت شامل درد، عفونتهای موضعی، خونریزی و شوک ناشی از خونریزی، و در بلند مدت شامل چفت کردن آلت تناسلی، مشکل خروج ادرار و خون قاعدگی، دردناک بودن دخول، و عوارض حین زایمان و بعد از زایمان است. اگر ختنه هیچ عارضهای هم نمی داشت، باز نوعی آسیب و نقص عضو به شمار می رود. این بحث که کلینیکی کردن عمل ختنه از آسیب های آن می کاهد، در واقع قانونی جلوه دادن ختنه است. در سال 1982 سازمان بهداشت جهانی با صدور بیانیهای بُرش دستگاه تناسلی زنان را غیر اخلاقی اعلام کرد و یونیسف و دو انجمن پزشکی و متخصصین زنان و زایمان آمریکا از پزشکان خواستند تا از ناقص سازی جنسی زنان خودداری کنند. انجام این کار در افراد کمتر از 18 سال در آمریکا جرم محسوب می شود و در چند ایالت برای هر سنّی ممنوع است.

* * *

در مورد قوانین ایران و ختنۀ دختران باید گفت که در قانون مجازات اسلامی مصوّب سال 1370، طبق مادۀ 269، “قطع عضو یا جرح آن اگر عمدی باشد موجب قصاص است” و بنا بر تبصرۀ یک این ماده، “مجازات معاون جرم حبس است.” به موجب مادۀ 271، “قطع عضو یا جرح آن در موردی عمدی است که جانی با انجام کاری قصد قطع عضو یا جرح آن را دارد، چه آن کار نوعاً موجب قطع یا جرح باشد یا نباشد” و طبق مادۀ 14، “قصاص کیفری است که جانی به آن محکوم میشود و باید با جنایت او برابر باشد” و  به موجب بند 2 مادۀ 43، “هرکس با علم و عمد وسایل ارتکاب جرم را تهیه کند معاون محسوب میشود.” براساس مواد قانونی بالا، ختنۀ دختران قطع قسمتی از عضو و مجروح کردن آن است که با قصد انجام می گیرد و قصاص دارد، خاصّه آنکه هدف از آن محروم کردن زن از حقّ لذّت طبیعی اوست. این نیز واضح است که والد یا قیّم دختر که او را به تیغ ختّان می سپارد معاون جرم است.

قضیّه از این پیچیده تر است. به موجب مادۀ 2 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، مصوّب 1379، “هیچ دادگاهی نمیتواند به دعوایی رسیدگی کند مگر این که شخص یا اشخاص ذی نفع یا وکیل یا قائم مقام یا نمایندۀ قانونی آنان رسیدگی به دعوا را برابر قانون درخواست نموده باشد.” از سوی دیگر، طبق مادۀ 66 مکرّر قانون آیین دادرسی کیفری، “در مواردی که مجنی علیه صغیر یا محجور باشد و تعقیب جزائی موکول به شکایت مدعی خصوصی است و دسترسی به ولی قهری [پدر و جد پدری] یا قیّم محجور نباشد یا مجنی علیه ولی یا قیّم نداشته باشد، دادستان یا بازپرس و یا سایر مقاماتی که قانوناً مکلّف به تعقیب امر جزائی هستند اقدامات ضروری برای حفظ و جمع آوری دلایل جرم و جلوگیری از فرار متهم معمول میدارند.”

از آنجا که ختنه در زمان کودکی و صغیر بودن دختر انجام می شود، طرح شکایت قانونی باید از سوی ولی قهری او باشد، یعنی از سوی همان کسی که بی اجازۀ او ختنۀ دختر واقع نمی شده است. به موجب تبصره ماده 219 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب مصوّب 1378، “منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد” و طبق تبصرۀ یک ماده 1210 قانون مدنی، “سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام و در دختر نه سال تمام است.” از سوی دیگر، شکایت شخص زیان دیده از جرم منوط به آن است که اهلیت داشته باشد. در قوانین ایران مِلاک اهلیت 9 سال سن برای دختران و 15 سال سن برای پسران است، ولی چون سن رشد در زن و مرد 18 سال می‌باشد، رویۀ عملی دادگاه‌ها نیز همان 18 سال میباشد، یعنی به علت اهلیّت نداشتن شخص متضرّر باز شکایت ‌باید توسط ولی یا قیم وی بعمل آید. طرح شکایت از سوی دختر ختنه شده پس از رسیدن به سن قانونی و گذشت چند سال از وقوع جرم، آن هم در شرایطی که ارج و ارزش اوعمدة ارضای نیاز جنسی مرد و به دنیا آوردن بچه است، انتظار بیهوده ای است. اگر هم به آنان جرأت طرح شکایت آموخته شود، باید با عواقب آن به صورت خشونتهای افراد خانوادۀ خود رو به رو شوند. دولت ایران دست کم به سبب عضویت در پیمان حقوق کودک و تائید قطعنامۀ کنفرانس پکن متعهد به انجام اقدامات مؤثر برای مبارزه با خشونت علیه کودکان دختر است.

در مورد ناقص سازی جنسی زنان و ادیان الهی باید گفت که ختنه دختران به گروههای قومی بیش از دین پیوند خورده است، زیرا این عمل در همۀ فرهنگها و در میان مردم غیر مذهبی نیز اجرا میشود. با آنکه هیچ یک از کتابهای مقدس ادیان ابراهیمی، تورات و انجیل و قرآن، به ختنه دختران اشارهای نکردهاند، هم اکنون این عمل به دست گروهی از پیروان این سه دین صورت می گیرد و با آنکه این عمل از سوی بسیاری از بزرگان اسلامی مردود اعلام شده، هنوز به عنوان یکی از مناسک دینی توجیه و انجام می شود. در قرآن و شریعت اسلام ختنه زنان، حتی به صورت جزیی و خفیف، وجود ندارد. بسیاری از علمای اسلامی چفت کردن آلت تناسلی را حرام و غیرشرعی میدانند، ولی از بعضی روش های بُرش به صورت خفیف حمایت میکنند و آن را یک سنّت و نیاز مذهبی می دانند. تا زمانی که این عمل به اسلام نسبت داده میشود، هیچ یک از قطعنامه ها و قوانین بین المللی علیه ختنه دختران در تغییر نظر عاملین این سنّت مؤثر نخواهد بود، زیرا خانواده های متدیّن این قطعنامه ها و قوانین را مانعی بین خود و دین می بینند، مگر آنکه از عالمان دین حرفی بشنوند. در نوامبر 2006، همایش حقوق بشر در قاهره طی قطعنامه ای ختنه دختران را محکوم و آن را جرم محسوب نمود، ولی این عمل هنوز در مصر ادامه دارد، زیرا تا کنون از سوی عالمان طراز اول دین تحریم نشده است.

روایت است که پیامبر اسلام به زنانی که پیشۀ آن ها ختنه کردن دختران بوده توصیه به تخفیف در عمل می نموده است. باید توجّه داشت که در آن زمان تغییر تمامی رسوم و عادات جاری در سرزمین عربستان چندان آسان نبوده و شاید پیامبر با تخفیف و ترقیق موضوع سعی بر برچیده شدن این رسم داشته است. در هر حال، هیچ دلیلی در دست نیست که پیامبر اسلام فرمانی بر اجرای این عمل بر روی همسران و دختران خود داده باشد. ختنۀ دختران با هدف اصلی کاهش شهوت و حفظ نجابت و عفّت آنان بوده است، درحالیکه شهوت و لذّت جنسی امرى مذموم و مكروه نیست، بلكه ارزشى انسانى و طبیعى است. به علاوه، آنچه از نظر جسمی و سلامتی به ضرر میانجامد شرعاً حرام است.

این نگارنده پرسش زیر را در سایت رهبر انقلاب اسلامی ایران مطرح نمود: “سلام، حکم ختنه بر زنان چگونه است و چگونه باید انجام گیرد؟ اگر ممکن است به تفصیل بیان کنید و سندیات تاریخی آن را چه بر منع و چه بر انجام ذکر فرمایید، با سپاس.” ایشان چنین پاسخ دادند: “بسمه تعالی، سلام علیکم و رحمة الله و برکاته، جایز است و واجب نیست، و بحث از ادلّه هم موکول به محل خود (مباحث استدلالی و تفصیلی فقهی) می باشد. موفق و مؤید باشید.” رهبر انقلاب همچنین به پرسش 1307 در سایت ایشان که “آیا ختنه کردن دختران واجب است یا خیر؟” پاسخ داده اند: “واجب نیست.” آیت الله سیستانی نیز به پرسش این نگارنده در مورد ختنۀ زنان چنین پاسخ دادند: “بسمه تعالی، سلام علیکم، حرام نیست، موفق باشید.” پرسش زیر از آیت الله بیات زنجانی به عمل آمد: “سلام و خسته نباشید، در خصوص ختنۀ زنان فتوای حضرت عالی چیست؟ و چگونه باید انجام گیرد؟ اگر مقدور است تقاضامندم با ذکر دلیل و مستندات دینی پاسخ اینجانب را محبّت فرمایبد، با تشکر.” ایشان پاسخ دادند: “بسم الله الرحمن الرحیم، با سلام و آرزوی توفیق، اصلاً زنان ختنه ندارند و اسلام موضوع ختنه را مربوط به آلت مردانگی قرار داده است و چون زن فاقد آن است، موضوعاً منتفی است.” آیت الله خویی به استحباب، پسندیده بودن، ختنه دختران فتوا داده اند.

پاسخ آیت الله ناصر مکارم شیرازی به پرسش نگارنده چنین است: “بسم الله الرحمن الرحیم، با اهداء سلام و تحیّت، ما فتوی بر منع آن داده ایم، همیشه موفق باشید.” ایشان در استفتاآت، جلد دوم، صفحۀ 377 گفته اند: “ختنه کردن دختران و زنان نزد علمای شیعه به اِجماع و اتفّاق واجب نیست، ولی حکم به استحباب آن کردهاند و فعلا در محیط اسلامی به این امر عمل نمی شود، زیرا به اتفاق علمای شیعه جزء واجبات نیست و لزومی ندارد به چنین کاری اقدام کنند.” ایشان به پرسش 682 که: “حكم اسلام در مورد ختنه دختران چیست؟ و مراد از ختنه دختران چه مى باشد؟” در کتاب احکام بانوان، صفحۀ 207، پاسخ داده اند: “آن چه از منابع فقه و حدیث شیعه و اهل سنّت در مورد ختنه دختران و زنان استفاده مى شود، این امور است: اولاً ختنه كردن دختران و زنان نزد علماى شیعه به اجماع و اتّفاق واجب نیست، ولى حكم به استحباب آن كردهاند. ثانیاً مشهور نزد علماى اهل سُنّت نیز عدم وجوب است و ابن قدامه در مغنى تصریح كرده كه نظر اكثر اهل علم عدم وجوب است. ثالثاً در روایات شیعه تصریح به عدم وجوب شده است. رابعاً در مورد طریقۀ آن در روایات تصریح شده كه آن عضو مخصوص از ریشه برداشته نشود، بلكه تنها قسمت بالاى آن برداشته شود. توضیح اینكه در بالاى فَرج قطعه گوشت كوچكى وجود دارد كه ختنه مربوط به آن است.”

در سایت رسمی آیت الله صانعی این پرسش طرح گردیده است که: “در خصوص ختنه یا خفض دختران و با توجه به این كه در بسیارى از كشورهاى اسلامى داراى مذهب سنّت، به ویژه كشورهاى آفریقایى، رایج است و موجب بروز ناهنجارىهاى اجتماعى و فردى شده است و به سبب آن كه این امر را به اسلام نسبت مى دهند، مستمسكى براى محافل حقوق بشرى و غربى در جهت حمله به احكام اسلامى شده است، خواهشمند است با توجه به مطالب فوق، فتواى مبارك را در باره سؤالات زیر ارائه فرمایید: چه قسمتى از ناحیه تناسلى در ختنه دختران برداشته مى شود؟ چنانچه بیش از ناحیه مشخص شده برداشته شود، با توجه به ضرر جسمى معتنابۀ آن، حكم مسأله چیست؟ آیا ولىّ دختر حق دارد قبل از بلوغ و رشد اقدام به این عمل نماید؟ اگر در كشورى انجام آن مُجاز شمرده شود و افراد به صورت گسترده و به طریق غیر علمى و مضرّ به انجام آن مبادرت ورزند، زمینه سازى حمله به احكام اسلام فراهم خواهد شد. در این حال آیا مى توان آن را ممنوع اعلام كرد یا با اجازه پزشكان متخصص و در موارد خاص آن را مجاز دانست؟ با توجه به این كه در برخى روایات مطالبی در فواید آن آمده است … چنانچه این عمل به گونه اى انجام شود كه این فواید در بیشتر موارد بر آن بار نشود و یا عكس آن بار شود، آیا این شیوه خاصّ از ختنه تحت حكم جواز یا استحباب ختنه دختر قرار مى گیرد؟ به طور كلى نظر فقه شیعه راجع به این مسأله چیست؟” ایشان چنین پاسخ داده اند: “ختنه دختران یا خفض الجوارى یا خفض دختران سُنّت و مستحب نبوده و نمى باشد و نه از سنّت است و نه چیزى كه واجب باشد، بلكه یك امر مردمى و خواستۀ افراد در زمانها و مكانها بوده و جهتش هم همان حُسن و زیبایى و كرامت نزد شوهر مى باشد و شواهد و قراین موجود گویاى عدم استحباب و عدم سنّت بودن آن است. با توجه به بروز ناهنجارىهاى فردى و اجتماعى كه منجر به حمله به اسلام و احكام نورانى آن مى گردد، باید قائل به حُرمت و عدم جواز در این گونه زمان ها شد.”

این نگارنده از سایت porseman.org چنین پُرسش نمود: “سلام، حکم ختنه بر زنان چگونه است و چگونه باید انجام گیرد؟ اگر ممکن است به تفصیل بیان کنید و سندیات تاریخی آن را چه بر منع و چه بر انجام ذکر فرمایید، با سپاس.” پاسخ داده شد: “خفض جواری مستحب است، چه بالغ باشند چه بالغ نباشند، ولی بهتر است بعد از تمام شدن هفت سال این کار را انجام دهند.” به سؤال مجدد نگارنده که: “ختنه زنان چه حُکمی دارد و چگونه باید انجام گیرد؟ اگر حرام است به چه دلیل شرعی و اگر حلال چرا؟”، پاسخ دادند: “زنان هم می توانند مانند مردان ختنه کنند، یعنی قسمتی از اطراف مهبل خود را بردارند. این کار در اسلام حرام نیست و در بین اهل سنّت رواج دارد و باعث می شود که زن در نظر شوهر خود دوست داشتنی تر و نیکوتر جلوه کند … البته امروزه ختنه دختران در میان شیعهها مرسوم نیست اما از روایات استفاده می شود که این کار درصورتی که با شرایط آن از جمله رعایت مسائل بهداشتی انجام شود ضرری ندارد، ولی از آن جایی که عرف اجتماعی امروزه تغییر کرده است، این عمل پسندیده نخواهد بود، همانند بسیاری ازموضوعات دیگر که به اقتضای شرایط و واقعیات حکمش عوض می شود.”

همانطور که اشاره رفت، در قرآن ذکری از ختنه دختران نشده و از نظر سُنّت هم احادیث نمیتوانند برای موضوعی چنین حساس معتبر باشند. در جامعۀ مردسالار و زن ستیز، در احادیث هم دست برده شده است. هیچ اِجماعی از محققان نیز وجود ندارد، یعنی هنوز علما به اتفّاق نظر نرسیده اند. در مورد ختنۀ زنان “قیاس” نیز قابل اجرا نیست، زیرا ناقص سازی جنسی زنان را نمیتوان با ختنه مردان که هم در شریعت پایه و اساس دارد و هم از لحاظ پزشکی قابل توجیه است مقایسه کرد. به علاوه، عضو ختنه شونده در زن و مرد یکسان نیست و برداشتن بخشی از پوستۀ نازک آلت مرد را نمی توان با قطع یک اندام عملکردی در زن قابل قیاس دانست.

 

مطالعۀ موردی در شهرستان قشم: بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی

تاکنون در ایران پژوهش جامعی در مورد ختنۀ دختران در حوزه علوم اجتماعی انجام نشده است و از این روی می توان پژوهش حاضر را نخستین از این دست دانست. جامعۀ مورد مطالعه شامل دختران و زنان 15 تا 49 سال ساکن شهرستان قشم می باشد که جمعیت آنان در سال 1385 از سوی مرکز آمار ایران 36220 نفر گزارش شده است. با استفاده از فرمول Cockran، حجم نمونه برای این پژوهش (1.96)20.5×0.5(0.05)21+1/36220[(1.96)20.5×0.5(0.05)2-1]=384 نفر برآورد گردید که برای اطمینان 400 نفر در نظرگرفته شد. این تعداد از میان مراجعه کنندگان به مراکز بهداشتی/درمانی شهرستان قشم به صورت تصادفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات از این افراد با پُرسشنامه ای حاوی 72 پرسش همراه پرسشگر صورت گرفت.

ترکیب سّنی جامعۀ مورد مطالعه، 16 درصد از 15 تا 19 سال، 47 درصد بین 20 تا 29 سال، 23 درصد از 30 تا 39 سال و 14 درصد از 40 تا 49 سال بود. از نظر وضعیّت خانوادگی، 18 درصد مجرد، 79 درصد متأهل و 3 درصد بیوه یا مطلّقه بودند. حدود 70 درصد یک بار و 9 درصد دو بار ازدواج کرده بودند و همین دو نسبت به ترتیب برای نداشتن تجربۀ طلاق و یک بار تجربۀ طلاق نیز صادق است. حدود 66 درصد تنها همسر شوهرشان بودند، ولی شوهران 9 درصد از آنها همسر دیگری نیز داشتند. در این آمار، درصد کوچکی هم متعلق به گروه های کم بسامد و پاسخ نداده به پرسش ها بوده است. از 82 درصد پاسخ دهندگان غیرمجرد، حدود 13 درصد بدون فرزند، 18 درصد دارای یک فرزند، 15 درصد دو فرزند، 12 درصد سه فرزند، 8 درصد چهار فرزند، 6 درصد پنج فرزند، 4 درصد شش فرزند و 6 درصد دارای هفت تا یازده فرزند بودند. از ویژگی های چشمگیر این پژوهش آنکه 83 درصد از زنان مورد مطالعه ختنه شده بودند و این حتی از آمار 70 درصدی پژوهش میناب نیز بیشتر است.

در پژوهش حاضر، تأثیر متغیرهای مستقل اجتماعی و فرهنگی بر روی دو متغیّر وابسته “تمایل به ختنه” (تمایل پاسخ دهندگان به ختنۀ دخترانشان) و “انجام ختنه” (نظر پاسخ دهندگان نسبت به ختنۀ انجام شده بر روی خودشان) بررسی گردیده است. هر نوع رابطه بین متغیرهای مستقل و دو متغیّر وابسته در سطح 95 درصد اطمینان گزارش می شود. آزمون داده ها نشان داد که بخشی از آن ها به صورت نرمال توزیع نشده و همگون نبودند، از این رو برای تحلیل دادهها از آزمونهای غیرپارامتری استفاده گردید.

 

عوامل اجتماعی

شغل: 72 درصد از پاسخ دهندگان خانه دار، 9 درصد شاغل، و 16 درصد غیر شاغل (مجرد و بدون هیچ گونه فعالیّت) بودند و 3 درصد پاسخ ندادند. رابطه و همبستگی بین شغل و تمایل به ختنه و شغل و انجام ختنه ضعیف است، یعنی شغل زنان تأثیر چندانی در تمایل به ختنۀ یا انجام ختنه ندارد.

تحصیلات: 12 درصد از پاسخ دهندگان بی سواد، 37 درصد در مقطع ابتدایی، 20 درصد راهنمایی و 22 درصد تا دیپلم متوسطه تحصیل کردهاند که نشان دهندۀ عقب ماندگی وضع تحصیلی زنان منطقه است. در مورد شوهران (براساس 82 درصد زنان متأهل)، 21 درصد بی سواد، 27 درصد در مقطع ابتدایی و در دیگر سطوح تحصیلی تقریباً برابر با زنان بودند. تحصیلات مادر و پدر پاسخ دهندگان تقریباً در یک سطح بوده و حدود 90 درصد از آنها بی سواد یا در سطح ابتدایی بوده اند. رابطه و همبستگی بین تحصیلات پاسخ دهندگان و شوهر و مادر و پدر آنها از یکسو و تمایل به ختنه و انجام ختنه از سوی دیگر ضعیف است، یعنی تحصیلات تأثیر چندانی در تمایل به ختنه یا انجام ختنه ندارد.

تجربۀ ختنه در خانواده: برای آزمودن این متغیّر سه پُرسش کلی شامل: آگاهی از ختنه و تداول آن در خانواده، حاضر بودن به ختنۀ دختر و نقش شوهر در ختنۀ دختر مطرح گردید. میزان آگاهی از ختنه و تداول آن در خانواده ها بسیار زیاد و بالغ بر 74 درصد در درجات مختلف بود و فقط 9 درصد از خانواده ها نسبت به این امر ناآگاه بودند. حدود 60 درصد از مادران کم یا بیش حاضر به ختنه شدن دخترشان بودند و 28 درصد حاضر نبودند. نقش شوهر در ختنۀ دختر از همسر خود کمتر بود، ولی در خور توجّه است که 19 درصد از زنان از پاسخ به پرسش نقش شوهر طفره رفتند. بین تجربۀ ختنه در خانوادۀ پاسخ دهندگان و تمایل به ختنه و انجام ختنه رابطه مستقیم وجود دارد، حاکی از آنکه تمایل به ختنۀ دختران و انجام ختنه بر روی پاسخ دهندگان ناشی از فرهنگ موروثی خانواده است و نسل بعد از نسل آن را عادی و سنّت مقبول می دانند.

میزان استفاده زنان از وسایل ارتباط جمعی: وسائل مورد نظر شامل تلویزیون، رادیو، روزنامه و مجلات، ماهواره، سینما، اینترنت، فیلمهای ویدیویی، سی دی و دی وی دی بود. پاسخ دهندگان فقط 10 درصد به رادیو ایرانی و 5 درصد به رادیو برون مرزی گوش می دادند و فقط 10 درصد از اینترنت استفده می کردند. حدود 20 تا 25 درصد اهل مطالعۀ کتاب و نشریات بودند. در عوض، نزدیک به 60 درصد از آنها فیلم و ویدیو و به همین نسبت ماهواره و حدود 75 درصد تلویزیون ایرانی تماشا می کردند. بین استفادۀ زنان از وسایل ارتباط جمعی و تمایل به ختنه و انجام ختنه رابطۀ معکوس وجود دارد، یعنی هر چه زنان بیشتر از وسایل ارتباط جمعی استفاده کنند کمتر تمایل به ختنه و رضایت از انجام ختنه نشان می دهند. رسانهها، شاید غیر مستقیم، نقش مهمی در آموزش و آگاه سازی زنان در مقابل این سنّت نامیمون دارند. ابتدا باید زنان را به استفاده از رسانه های جمعی تشویق و سپس از طریق برنامه های آموزشی سطح آگاهی آنان را بالا بُرد. هم اکنون زنان منطقه بیشتر شبکۀ مذهبی نور را تماشا می کنند که شبکهای مذهبی و موافق با ختنۀ دختران است.

اعتقاد زنان به کلیشههای جنسیتی: افکار قالبی بسیاری از زنان آنان را دارای ویژگیهای زنانه، منفعل بودن، وابستگی و … می داند و در مقابل، فاعلیّت، تسلط، و … را از آن مرد می داند. سنجش میزان اعتقاد زنان به اینگونه افکار نشان داد که 74 درصد از زنان معتقد به برتری هوش مردان نسبت به زنان نبودند، ولی 62 درصد از آنان با تبعیّت زن از شوهر به نشانۀ همسر خوب موافق بودند، با این نتیجه گیری که تبعیّت از شوهر را به حُکم دین و سنّت و نه به دلیل فرودستی در عقل و هوش پذیرفته بودند. 54 درصد داشتن فرزند پسر را افتخار نمی دانستند و 81 درصد از داشتن فرزند دختر شرمسار نبودند، ولی 79 درصد به درجات مختلف با کنترل رفت و آمد دخترانشان موافق بودند. بیشتر پاسخ دهندگان به ارزش حفظ نجابت معتقد بودند ولی کنترل جنسی زنان را قبول نداشتند. در این سنجش، 93 درصد به درجات مختلف از لذّت بردن زن در رابطه جنسی و 78 درصد از ارضای زن در رابطه جنسی اطلاع داشتند. حدود 72 درصد با ختنۀ دختران کم یا بیش موافق بودند، 70 درصد ختنه را کم یا بیش حُکم مذهبی و 75 درصد رسم میدانستند. قریب 60 درصد از پاسخ دهندگان ختنۀ دختران را سبب حفظ نجابت و نیز گرایش به مسلمانی، 64 درصد ختنۀ دختران را عملی غیر بهداشتی و 53 درصد آن را ظلم میدانستند. بین اعتقاد زنان به کلیشههای جنسیتی و تمایل به ختنه رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد، ولی بین این اعتقاد و نظرشان نسبت به انجام ختنه بر روی خودشان رابطهای دیده نشد. بنابراین، از یک سو اعتقاد زنان به کلیشه های جنسیتی سبب تمایل آنان به ختنه کردن دخترانشان می شود، و از سوی دیگر چون ختنۀ آنان در خُردسالی انجام گرفته، نمی توان اعتقاد آنان به کلیشههای جنسیتی را با انجام ختنه بر روی خودشان در گذشته مرتبط دانست.

سابقه اِعمال خشونت در خانواده: این متغیّر شامل همۀ خشونتهای فیزیکی، روانی، جنسی و … از سوی هر یک از اعضای خانواده نسبت به پاسخ دهندگان قبل یا بعد از ازدواج می باشد. برای سنجش میزان خشونت اِعمال شده، از سوی هر عضو خانواده و به هر شکل، پرسش هایی در مورد کتک کاری، برزبان راندن الفاظ زشت، قطع رابطۀ جنسی، قطع تلفن و ندادن نفقه مطرح گردید و معلوم شد که دست کم 70 درصد و در مواردی تا 80 درصد از پاسخ دهندگان از اینگونه خشونت ها در امان بوده اند، ولی حدود 30 تا 40 درصد، به درجات متفاوت، زیر کنترل رفت و آمد یا درگیر بحث و مشاجره قرار داشته اند. یادآوری می شود که ساکنان قشم برخی از این اعمال را خشونت تلقی نمی کنند و آنها را از رسوم جاری می دانند. بین سابقه اِعمال خشونت در خانواده و تمایل به ختنه و نیز انجام ختنه رابطه ای وجود ندارد.

 

عوامل فرهنگی

کنترل جنسی زنان: منظور از این متغیّر آن است که زنان در رابطه با شوهرانشان تا چه حد زیر کنترل قرار دارند و آیا به نظر آنها ختنه برای کنترل کردن زنان و نداشتن ارتباط آزاد انجام میشود یا نه. برای سنجش این متغیّر از دو پُرسش اِرضا و لذت زن در رابطه جنسی و یک پُرسش در مورد کنترل رفت و آمد دختر استفاده گردید. کم یا بیش 93 درصد از لذت بردن زن و 78 درصد از ارضای زن در رابطه جنسی اطلاع داشتند و کم یا بیش 50 درصد با لذت بردن زن در رابطه جنسی و 18 درصد با ارضای زن در رابطه جنسی کاملاً موافق بودند. تنها 5 درصد با لذت بردن زن در رابطه جنسی کاملاً مخالف بودند. حدود 80 درصد کم یا بیش با کنترل رفت و آمد دخترانشان موافق و 20 درصد کاملاً مخالف بودند. بیشتر پاسخ دهندگان برای حفظ نجابت ارزش قائل بودند و کنترل جنسی زنان را قبول نداشتند. بین کنترل جنسی زنان و تمایل به ختنه رابطه معکوس وجود دارد، به این معنی که با افزایش کنترل جنسی، تمایل به ختنه کردن کاهش مییابد. زنان بر این موضوع واقفند که ختنه دختران بر روی تمایلات جنسی زنان تأثیر می گذارد و لذا ترجیح می دهند که این کنترل را از راه های دیگر اعمال کنند تا این که دختران را به تیغ بسپارند. بین کنترل جنسی و انجام ختنه رابطهای وجود ندارد، شاید به این معنی که با وجود عدم تمایل به ختنه، نسبت به انجام آن در گذشته نظر منفی ندارند.

اهلیت: منظور از اهلیّت، منطقۀ سکونت در جزیرۀ قشم است. این متغیّر نشان داد که انتخاب تصادفی پاسخ دهندگان با پراکنش تقریباً یکنواخت آنها در جزیره مطابقت دارد. بین اهلیت و تمایل به ختنه رابطه ای وجود ندارد و انتظار هم نمی رود که در میان این نقاط نزدیک به هم از جهت آداب و رسوم تفاوتی وجود داشته باشد. از سوی دیگر، بین اهلیت و انجام ختنه رابطۀ مستقیم وجود دارد، شاید به این سبب که اهالی یک منطقه، به اصطلاح، به دست هم نگاه می کنند و همسان عمل می نمایند. شاید هم سنّت ختنه در مناطق دور از شهر رایج تر است.

مذهب: ختنۀ دختران در میان سنّی ها بسیار رایج تر از آن در میان شیعه ها است. بیش از 92 درصد از پاسخ دهندگان سُنّی بودند و 98 درصد به اصول دین (توحید، نبوّت و معاد) اعتقاد داشتند و به فرایض مذهبی (نماز و روزه) پایبندی نشان می دادند. اعتقاد و پایبندی به دین و مذهب با تمایل به ختنه رابطۀ مستقیم دارد، و این رابطه با انجام ختنه قوی تر است، یعنی زنان نسبت به انجام ختنه درگذشته بر روی خودشان بیشتر ابراز رضایت می کنند تا آنکه به ختنۀ دخترانشان تمایل نشان دهند. همان طور که انتظار میرفت مذهب عامل مهمی در ختنه کردن دختران به حساب می آید.

پایبندی به چارچوب خانواده: منظوراز این متغیّر سنجش میزان اهمیّت زنان در خانواده است و اینکه طلاق و چند همسری تا چه حد رواج دارد. در صورت فوت شوهر، 70 درصد زنان با ازدواج مجدد موافق و 14 درصد مخالف بودند. در برابر این سؤال که درصورت ازدواج مجدد شوهر، آیا آنان خانه را ترک خواهند کرد؟ آرای موافق و مخالف تقریباً برابر بود. 51 درصد از پاسخ دهندگان زنان را عهده دار وظایف خانگی می دانستند، ولی 41 درصد با این نظر مخالف بودند. بین پایبندی به چارچوب خانواده و تمایل به ختنه یا انجام ختنه رابطهای وجود ندارد.

نگرش زنان نسبت به ختنه: پاسخ به چند سؤال و واکنش به چند باورِ شایع نگرش زنان را نسبت به ختنۀ دختران نشان می دهد. فقط 1 تا 7 درصد از پاسخ دهندگان کاملاً موافق بودند که زنان ختنه شده کمتر از زنان ختنه نشده طلاق میگیرند یا ختنه کردن زنان باعث جلوگیری از نازایی میشود یا مردان برای ازدواج زنان ختنه شده را ترجیح میدهند یا ختنۀ دختران آنها را از تجاوز مردهای غریبه حفظ میکند یا دخترهای ختنه شده شانس بیشتری برای ازدواج دارند یا ختنه کردن از بی بند و باری در جامعه جلوگیری میکند یا زنان ختنه شده بیشتر فرزند پسر یا فرزندان سالم تری به دنیا میآورند. 52 تا 69 درصد از آنان با این باورها کاملاً مخالف بودند. جدا از باورهای غالباً بی پایۀ بالا، اکثریّت بزرگی از زنان موافق بودند که دخترهای ختنه شده و ختنه نشده در جامعه ارزش مساوی دارند و فقط 10 درصد با این نظر کاملاً مخالف بودند. اینکه آیا ختنه برای دختران عملی مفید است یاخیر، آرای کاملاً موافق و کاملاً مخالف مساوی (32 درصد)  بود. بررسی دقیق داده ها به درجات مختلف نشان داد که اکثر زنان دیدگاه مثبتی نسبت به ختنه دارند و از این رو متغیّر نگرش زنان با تمایل به ختنه و انجام ختنه رابطۀ مستقیم دارد.

در مرحلۀ نهایی این پژوهش، به منظور بررسی رابطۀ بین تمایل به ختنه و متغیرهای مستقل اجتماعی و فرهنگی از روش آماری همبستگی چند متغیّرۀ گام به گام (Stepwise Multiple Regression) استفاده گردید. نتایج حاصله نشان داد که به ترتیب اهمیّت، متغیر تجربۀ ختنه در خانواده به تنهایی (41 درصد)، همراه با متغیّر نگرش زنان نسبت به ختنه (49 درصد) و با ورود متغیّر کنترل جنسی زنان (53 درصد) تمایل زنان را به ختنۀ دخترشان تبیین می نمودند، به این معنی که این سه متغیّر بار بیش از نیمی از تغییرات مربوط به تمایل زنان به ختنۀ دخترانشان را به دوش می کشند. پس از این سه متغیّر، پایبندی به اعتقادات دینی عامل مؤثر بعدی در تمایل به ختنه بوده است. براساس این نتایج می توان گفت که مدل پیشنهادی این تحقیق برای تبیین بررسی عوامل اجتماعی/فرهنگی مرتبط با ختنۀ دختران مناسب بوده است.

 

مشاهدات دیگر:

*بررسی ویژگی های غالب در جامعۀ 400 نفری مورد مطالعه نشان داد که بیشتر آنها در رده سنّی 20 تا 29 سال، با تحصیلات ابتدایی، خانه دار، متأهل، تنها همسر، با یک بار ازدواج، بدون طلاق و دارای یک فرزند بودند. مادران و پدران پاسخ دهندگان بیشتر بی سواد و شوهران آنان بی سواد یا با تحصیلات ابتدایی بودند. در اغلب آمارهای ارائه شده در این پژوهش درصد کوچکی از پاسخ دهندگان چیزی به یاد نمی آوردند یا پاسخ نمی دادند.

*در مورد سنّ ختنه شدگان، حدود 25 درصد در سنّ 7-6 سالگی، 21 درصد در 5-4 سالگی، 17 درصد در 3-2 سالگی، 10 درصد در 1-0 سالگی، 9 درصد در 9-8 سالگی و درصد کمی بعد از 9 سالگی ختنه شده بودند. حدود 15 درصد پاسخ روشنی برای این پرسش نداشتند.

*در همۀ موارد، ختنه کننده یا ختّان دایۀ محلی بوده که ختنه کردن را به صورت موروثی یاد گرفته و هیچ آموزش حرفهای ندیده است. آنان اغلب مسن هستند و دید خوبی برای عمل ندارند.

*از میان ختنه شدگان، حدود 56 درصد بدون هیچ ترفندی برای این عمل رفته اند، 23 درصد با نوعی ترفند یا حُقّه به محل ختنه برده شدهاند و تنها به 2 درصد از آنها قبلاً حقیقت گفته شده بود.

*برای ختنه شدن، 54 درصد همراه مادر، 21 در صد با بستگان درجۀ یک، و فقط 1 درصد همراه پدر و 1 درصد با همسایه بوده اند.

*در بیش ازنیمی از ختنه شدگان بخشی از کلیتوریس برداشته شده و در مواردی فقط تیغ بر روی آن کشیده اند که آن را تیغ مسلمانی و مختصر خون جاری را خون مسلمانی می نامند، کنایه از آن که زن ختنه نشده مسلمان نیست. نزدیک به نیمی از ختنه شدگان از نوع ختنۀ خود چیزی نمی دانند یا نمی گویند.

*وسیله یا ابزار ختنه برای 90 درصد تیغ بوده و این عمل بدون بی حسّی موضعی انجام می شود.

*بیشتر دایه ها می گویند اگر ارگانی دولتی یا ملّاها اعلام کنند که ختنه غیر بهداشتی و ناپسند است دست از این کار خواهند کشید. دایه ها معمولاً از بهار تا نیمۀ پاییز ختنه می کنند و در ماههای محرم و صفر و رمضان دست به این کار نمی زنند.

*فقط برای 17 درصد از ختنه شدگان بعد از ختنه شدن ختنه سوران برگزار گردیده و برای 79 درصد جشنی برپا نشده است.

*به 30 درصد از ختنه شدگان هدیه داده شده و 64 درصد هدیه ای دریافت نکرده اند.

کلام آخر

ختنۀ دختران به منظور کاهش و کنترل امیال جنسی آنان شکل گرفت و به یک عرف اجتماعی تبدیل شد. امروزه این سنّت به عنوان یک رسم و میراث از گذشته چنان در جامعه پاگرفته و درونی شده که عواملی چون تحصیلات و شغل اثر معنی داری بر روی کاهش آن ندارند، به ویژه آنکه سطح تحصیلات زنان بسیار پایین است و درصد کمی از آنان شاغل هستند. این عمل آن قدر برای زنان منطقه عادی شده که غالباً کلیتوریس را پوست نازک و بی اهمیتی می دانند. بین تمایل زنان به ختنۀ دخترانشان و رضایتشان از ختنۀ خودشان رابطه مستقیم وجود دارد، به این معنی که مادران ختنه شده بیشتر تمایل دارند که دخترانشان ختنه شوند. شاید این مشاهده در وهلۀ اول دور از انتظار باشد، ولی به نظر می رسد بیشتر زنان فکر می کنند که دختران ختنه نشده در آینده با عدم شایستگی و مشکلات جنسی روبرو خواهند شد.

خشونت جنسی از لمس کردن تا تجاوز، حتی در حیطۀ زندگی خصوصی و زناشویی، اتفاق می افتد. عدم توازن اجتماعی و اقتصادی بین زن و مرد نوعی تبعیض جنسی است. ختنۀ دختران نمادی از خشونت جسمی و جنسی و تبعیض جنسی ست. حامیان این رسم ناپسند شاید ندانند که غرایز و روابط جنسی نوعی فعالیت مغز است و اندام های تناسلی همچون واسطه عمل می کنند. زنان مسلمان نیز حق دارند از روابط جنسی خود با شوهرانشان لذت ببرند.

برای ریشه کن کردن ختنۀ دختران و ناقص سازی جنسی زنان پیشنهاد می شود: الف) مراجع دینی این کار را نهی کنند، ب) مراجع مذهبی از مردان بخواهند که با استفاده از حقّ تمکین مانع از این عمل توسط همسرانشان بشوند. ج) در ابتدا بدون ذکر خطرات و زیان های این کار فقط بر غیر بهداشتی بودن آن تأکید شود، د) با تکیه بر حرام بودن هرگونه صدمه به نفس، نوع خفیف ختنه یا تیغ زدن توصیه شود. ه) مطالب مربوط به ختنۀ دختران در دروس رشتههای پزشکی و پیراپزشکی گنجانده شود تا دانش آموختگان این رشتهها با آگاهی بیشتر با این سنّت مقابله کنند. و) رسانه های جمعی، به ویژه تلویزیون، در نشر و اشاعۀ نکات بالا کوشش و همکاری نمایند.

ابزار کار یک دایه برای ختنۀ دختران

فتوای آیت الله خامنه ای

فتوای آیت الله مکارم شیرازی

فتوای آیت الله سیستانی فتوای آیت الله زنجانی.

همچنین ببینید

fesad

جامعه‌شناسی فساد در گفتگو با سیدجواد میری

اینكه فساد چیست و چگونه در یك جامعه به یك امر عادی تبدیل می‌شود موضوعی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *