آموزش وردپرس
mardomnegari

بررسی روش تحقیق مردم نگاری/ الهام دیندار

چکیده: مردم نگاری هنر و علم توصیف  یک گروه یا فرهنگ و یک رهیافت در حوزه تحقیق کیفی است . در این رهیافت محقق باید نسبت  به جهان اجتماعی حساسیت داشته باشد  و آن را بر حسب مفاهیم و معانی خود درک کند . در مردم نگاری هدف خلق اصول علمی نیست بلکه هدف اصلی بازنمایی کامل جهان اجتماعی است . در مردم نگاری پیش فرض  این است که پدیده های اجتماعی اساسا از پدیده های طبیعی متفاوتند و زندگی انسانها با معناست . نهایتا اینکه رفتار انسانها مبتنی بر مکانیسم علت و معلولی نیست .

در مردم نگاری محقق با درگیری فعال در ميدان تحقيق به دنبال مشاركت در توسعة معرفت علمي در گروهها یا فرهنگ هاست. در این رویکرد، افراد، با استفاده از ابزارهایي متنوع، به منظور دریافت معاني اجتماعي در  شرایط طبیعی بررسي مي شوند. در این مقاله به بررسی روش تحقیق مردم نگاری پرداخته می شود.

کلمات کلیدی: مردم نگاری ، مشاهده ، مصاحبه ، اعتبار

مقدمه: درمیان جنبههای مختلف انسانی، فرهنگ را میتوان فاخرترین و پیچیدهترین جنبه حیات انسانی فرض کرد و انسانشناسی را میتوان فرهنگیترین رشته علوم اجتماعی و بهقول اریک ولف علمیترین رشته علوم انسانی و انسانیترین رشته در میان علوم دانست. برای شناخت این جنبه از حیات انسانی لازم میآید تا  از اسلوبها و روشهای خاص این علم استفاده کنیم. یکی از این روشها بهرهگیری از روش «مردمنگاری» است. این روش از جمله روش‌های ژرفانگری است که به مطالعه دقیق و همهجانبه جوامع کوچک و محدود، همچون ایل، روستا، و با یک واحد کوچک شهری همچون یک محله یا یک گروه اجتماعی میپردازد (فکوهی،خاشعی)

قوم نگاری یا مردم نگاری ریشه در انسان شناسی دارد  و به معنای نوشتن درباره زندگی هر قوم یا اجتماع است  (پویا و ملکی،1391: 65) مردم نگارییک استراتژی تحقیقاتی است که توسط انسان شناسان بوجود آمده و هدفش تمرکز  بر ارتباط بین رفتارها و فرهنگ انسانی است (OGrady jenn،، 2012) . مردم نگاریبیشتر به مطالعه باورها ، تعاملات اجتماعی  و رفتارها در جوامع کوچک از طریق مشارکت و مشاهده در یک دوره زمانی و تفسیر و جمع آوری داده ها  می پردازد (Naidoo: 2011). و تاکیدش مردمنگاری بر مردم و رفتار آنها، معانی آنها از  اقدامات خود و راههایی که در آن فرایندهای اجتماعی ظهور و تغییر می کنند است (Briggs,2011). به عبارت دیگر غایت مردم‏نگاری، توصیف فرهنگی است، که امروزه این توصیف را از خلال تجربه میدانی بدست می‏دهند (اسپردلی و مک کوردی، 1386: 25)

روحالامینی با اعتقاد به جنبه توصیفی مردمنگاری، میگوید:

“مردمنگاری معمولاً به طرح فرضیه و نظریه نمیپردازد. زیرا مردمنگاریها به منزله گزارشهای توصیفی برای به دست آوردن اطلاعات است و در نتیجه مقایسه، فرضیه و اظهارنظر در مراحل بعدی قرار دارد (روحالامینی، 1380: 98)

کلود لوی اشتروس مردمنگاری را نخستین مرحله در مطالعه جوامع میداند که به وسیله آن اسناد و مدارک لازم برای مقایسههای مردمشناختی مهیا میگردد و انسانشناسی در مرحله نهایی یا مرحله سوم (مرحله ارائه نظریه) قرار میگیرد:

“مردمنگاری شامل مشاهده و تحلیل گروههای انسانی است که هریک جداگانه و با توجه به ویژگی‌های خاص آن را در نظر گرفته شده باشند و هدف از آن انعکاس هر چه درستتر جریان حیات هر یک از آنان است، حال آنکه مردمشناسی اسناد و مدارک حاصل از مردمنگاری را در جهت انجام مقایسهها مورد استفاده قرار میدهد.” (بیرو، 1370: 121)

مردم نگاری هنر و علم توصیف  یک گروه یا فرهنگ و یک رهیافت در حوزه تحقیق کیفی است . در این رهیافت محقق باید نسبت  به جهان اجتماعی حساسیت داشته باشد  و آن را بر حسب مفاهیم و معانی خود درک کند . در مردم نگاری هدف خلق اصول علمی نیست بلکه هدف اصلی بازنمایی کامل جهان اجتماعی است . در مردم نگاری پیش فرض  این است که پدیده های اجتماعی اساسا از پدیده های طبیعی متفاوتند و زندگی انسانها با معناست . نهایتا اینکه رفتار انسانها مبتنی بر مکانیسم علت و معلولی نیست (بهرام پور،1387)

در واقع مطالعه توصیفی دقیق از مردم بخصوص در زمینه های فرهنگی مربوط به قومیت ها جوامع سنتی گروههای خرد و گروه های دچار انحرافات اجتماعی از اهداف اساسی نوعی تحقیق در علوم انسانی به شمار می آید که امروزه تحت عنوان تحقیق مردم نگاری یا قوم نگاری شهرت یافته است . بر این اساس مردم نگاریبه معنای تحت اللفظی توصیفی از مردم و فرهنگ هاست و اساسا در زمینه های مطالعات انسان شناسی سابقه طولانی دارد که بعضا تحت عناوینی مانند تحقیق کیفی و تحقیق میدانی نیز ارائه می شود (منادی،1386) زیرا کار میدانی بخشی اساسی از این پژوهش است.  محقق قوم نگار، با گذراندن وقت خود در میدان تحقیق، به توصیف اعتقادات فرهنگ و شیوه زندگی افراد پژوهش شده می پردازد. ویژگی کلیدی تحقیقات مردم نگاریاین است که محقق در ابتدا باید بدون هیچ پیش فرضی وارد گروه پژوهش شونده شود. در واقع، در این تحقیقات، هیچ گونه سؤال از پیش تعیین شده این )حداقل در ابتدای کار(  برای پاسخ گویی وجود ندارد. محقق نیز نباید ارزش های خود را بر گروه تحمیل کند و بر اساس مشاهدات، خود قضاوت، کند . با توجه به اینکه محققان قوم نگار در تلاش اند به مکانی وارد شوند تا بتوانند از نزدیک زمینه فرهنگی  اجتماعی افراد را بررسی کنند، این تحقیقات، مهم ترین پژوهش های بستری و فرهنگی شتاخته می شود (پویا و ملکی، 1391: 62).

بنابراین مردم‌نگاری، توصیفی كامل و همه‌جانبه از مظاهر مادی و غیر مادی(معنوی) جامعه‌های مختلف و  مشاهده در محل (میدان تحقیق)،توصیف و تحلیل گروه‌های انسانی است،كه به قدر كفایت كوچك بوده و به این علت می‌توانند، تماماً توسط تعداد محدودی از پژوهشگران، از طریق روش‌های عموماً غیر آماری مطالعه و درك شوند( رنجبر و ستوده،1380) توصیف و تحلیل گروه‌های انسانی، به منظور برپایی جنبه‌های مختلف محیطی، فنی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، مذهبی و خانوادگی زندگی هر یك از آنهاست،كه تا حد امكان با دقت، صحت و وفاداری انجام گرفته و به صورت یك تك‌نگاری گزارش می‌شود(قرائی مقدم ،1374: 92-91).

روش‌های مردم نگاری می‌تواند به ساخت‌ها و پارادایم‌ها و متغیرهای جدید و برای آزمون تجربی بیشتر در میدان یا از طریق روش‌های علوم اجتماعی کیفی، سنتی شکل دهد.
اغلب مردم نگاران موضوعات مختلفی را مورد مطالعه قرار می‌دهند.این موضوعات شامل آموزش و پرورش، سلامتی عمومی، توسعه شهری و روستایی، مصرف‌کنندگان و کالاهای مصرفی در هر عرصه فرهنگ  بشری است. در حالی‌که مطالعه انتوگرافی جزء به جزء است و نوعی تحقیق اکتشافی به شمار می‌رود، مردم‌نگاری دامنه گسترده‌ای از هم روش‌شناسی‌های کیفی و کمی، حرکت از یادگیری تا آزمون را ترسیم می‌کند با مطالعه مردم نگاری مسائل تحقیق، دیدگاه‌ها و تئوری‌ها هم ظهور می‌یابند و هم تغییر می‌کنند.

اتنوگرافی هم دیدگاه‌های از پایین به بالا  و دیدگاه‌های سیاست‌گذاران قدرتمند را در بالا نشان می‌دهد. اتنوگرافی بینش‌های تحلیلی جدید را از طریق مطالعه عمیق در حوزه‌های جذاب شباهت و تفاوت فرهنگ بشری بوجود می‌آورد. از طریق یافته‌ها مردم‌نگاران دیگران را از یافته‌هاشان آگاه می سازند. برای مثال در تصمیم‌گیری سیاسی یا نوآوری‌های آموزشی از چنین تحلیل‌های اتنوگرافی می‌تواند استفاده کرد (Genzuk, 1999)

تحقیق مردم نگاری اگرچه در گذشته بصورت انحصاری در خدمت انسان شناسی قرار داشته  و در مواردی خاص به حوزه دیگر علوم انسانی وارد شده است درطول 20 سال اخیر بخصوص در دهه 1980 این گونه تحقیقات در زمینه های دیگر نیز به صورت منظم مورد استفاده قرار گرفته است. در مجموع زمانی که هدف تحقیق کشف شرایط اجتماعی نگرشها نقش ها و روابط بین فردی در ارتباط با ساختار کلی فرهنگ باشد مردم نگاری یک شیوه فعال تحقیق پیشنهاد می گردد(ایمانی،1381: 38)

از آنجا که پژوهش قوم نگارانه مستلزم مطالعه و تعامل با انسان، محققان باید برخی ملاحظات اخلاقی قبل از وارد شدن در کار میدانی رعایت نمایند .به عنوان مثال باید جامعه تحت بررسی  را باید از اهداف مطالعه آگاه ساخته و موافقت خود را با  حضور در جامعه مورد بررسی کسب نماید.

تراورز (1999) بیان می دارد که هیچ نوع مشکل خاصی در مورد این روش اجتماعی کیفی وجود ندارد.از جهات بسیاری مردم نگاری یک شیوه شهودی برای درک چیزی است که می خواهیم راجع به آن بیشتر بدانیم ، اما این درک از طریق یک فرایند رسمی انجام می گیرد. در ابتدا قوم نگار به جنبه های زیادی از یک موقعیت اجتماعی علاقه نشان می دهد. این قوم نگارها مشاهده می کنند، سؤال می پرسند، مکالمه می کنند، یاد داشت برداری می کنند، علامت ها و تابلوها را می خوانند و وقتشان را با کسانی می گذرانند که کاری را مرتبط با مورد مطالعه ی قوم نگار انجام می دهند. این عمل (مردم نگاری) با مشاهده های روزانه فرق دارد.این عمل در یک بافت میدانی انجام می گیرد و یک فرایند رسمی برای درک و فهم یک گروه، وضعیت و فرایند وجود دارد.این رسمی بودن این امکان را می دهد که تعریفی سخاوتمندانه از مواد اطلاعات و شیوه های جمع آوری اطلاعات فراهم آید.در مرحلۀ دوم ، اطلاعات نوشته می شوند. نوشتن هم به عنوان یک تکنیک برای جمع آوری اطلاعات و هم به عنوان تکنیکی برای ارائه ی اطلاعات  در مردم نگاری می باشد (فلیسیتی، 1392).

بدین سان، یک مردم نگار ضمن برخورد با عملکردهای اجتماعی جامعه ای دیگر، غالبا با این پرسش روبرو می شود که آخرین حدود تنوع فرهنگی یا اجتماعی بشر را در کجا باید یافت؟

تاریخچه روش های  مردم نگارانه

مردم نگاری از ethnos کلمه یونانی که به معنی مردم یا مردمی و graphis به معنی نوشتن است سرچشمه گرفته است . اصطلاح “مردم نگاری” به معنی توصیفی از مردم و یا شرح یک فرهنگ و یا یک قطعه از فرهنگ  و  یکی از مهم ترین روش های پژوهش در مطالعات مردم شناسی است. در اواخر قرن 18 ، به منظور شناخت شیوه های زندگی مردم قاره های دیگر بوسیله اروپائیان بکار برده شد.

در مردم نگاری ، عموما زمینه پژوهش و گروه انسانی باید محدود و کوچک باشد تا یک یا چند پژوهشگر معدود بتوانند منطقه را مورد مطالعه قرار دهند. در تحلیل مردم شناسانه یک حوزه خاص، جنبه‌های مختلف حیات گروه‌های انسانی  با استفاده از روش مردم نگاری مورد بررسی قرار میگیرند. (عرفاني، 1389)

از منظر تاریخی، مردم نگاری دو دوره داشته است.دوره ی  اول دوره ی  سنتی و مردم شناختی است  و دوره ی دوم و فعلی در مورد مردم نگاری در جهان امروزی است.در دوره ی سنتی مردم نگاری به عنوان شیوه ای است برای درک جوامعی که بعدها از آنها به عنوان نظام های پیش مدرن، بسیار ناشناخته و بسته یاد می کردند.مردم نگاری که به عنوان شیوه ی اصلی مردم شناسان است اغلب به معنای یک مطالعه ی عمیق و طولانی است.در دوره ی پسا استعماری این  ایده ی جوامع بسته و ناشناخته (که موضوع سنتی مردم نگاری بود) از وضوح و شفافیت کمی برخوردار بود و این نوع مردم نگاری باید انعطاف پذیرتر و وفق دادنی تر می شد.در زمان های اخیر، مردم نگاری دچار یک تحول و رنسانس شده است و به زمینه های جدیدی برای استفاده در جوامع معاصر و سنتی و دیگر رشته های علوم اجتماعی دست یافته است. استفاده از شیوه های مردم نگاری برای مردم و مکان هایی که خارج از زمینه های اصلی آن می باشد موجب ابتکار و نوآوری شده است.مشخصه ی شیوه ی مردم نگاری در دوره ی اخیر تمایل برای گسترش راهبردهای  تحقیقی است که با ویژیگی های منحصر به فرد و گاها بحرانی جهان مدرن تطابق دارد.قوم نگاران معاصر با نظام هایی کار می کنند که باز هستند و یکی از تمرکزهای اصلی آنها گسترش شیوه هایی برای فهم و درک بیگانه ها ، خودشان و همچنین تحقیق و بررسی روابط  متقابل درون گروهی می باشد.بنابراین،کار قوم نگار برای ملزم ساختن انعطاف پذیری ادامه می یابد و این نیاز از طریق استفاده از استراتژی های تحقیقی گوناگون برطرف می شود (فلیسیتی، 1392)

آنچه که مردم‏نگاری نوین یا علم قومی و یا معنی‏شناسی قومی نامیده می‏شود، ناشی از این تغییر جهت‏های کلان است. مردم‏نگاری نوین که ذیل انسان‏شناسی شناختی و تحولات آن شکل گرفته، ریشه در کارهای فرانتس بوآس، انسان‏شناس آمریکایی نیز دارد. (پلتو، 1375: 108-109) هدف اين پژوهشگر  شناخت فرهنگ و آداب و رسوم و باور ها و پندارهاي اقوام ابتدايي اين سرزمين و پيش گيري از نابودي و به بوته ي فراموشي سپردن آنها بود.بعدها انسان‌شناساني مانند پريچارد و مارگارت ميد آمريكايي در خصوص برخي جوامع ابتدايي در استراليا و افريقا مطالعات ماندگار و پايداري انجام دادند . البته ناگفته نماند مالينكوفسكي به دليل بررسي هاي روش مند و هدفمندانه و رعايت اسلوب تحقيق در اين زمينه ،‌به عنوان سر آمد مابقي مردم شناسان ياد شده ، تلقي مي شود. چرا كه وي براي مطالعه جامعه هاي هدف و مورد تحقيق ، زماني را در ميان آنها سپري كرده است و مشاهدات خود را به طور روزانه ياد داشت و سپس به رشته تحرير در آورده است. .( همايون ميره جيني، 1387)

این نوع مردم‏نگاری به دنبال آنست که تمامیت فرهنگ را به همان سان که برای حاملان آن وجود دارد و از خلال واژگان و مفاهیم زبانی خود آنها توصیف کند. در ادامه به معرفی تعدادی از  مطالعاتی که براساس روش مردنگاری انجام شده است اشاره می گردد:

روث بندیکت انسان شناس آمریکایی، معتقداست که تفاوت ها و ویژگی های فرهنگی را می توان گونه بندی کرد اما این کار نباید بر اساس وجود یا عدم وجود این یا آن پدیده یا نهاد صورت بگیرد زیرا  فرهنگ را  نمی توان زنجیره ای از عناصر دانست  (ریویر،1388: 68)  بندیکت معتقد است هر جامعه ای شخصیت ویژه خود را می پروراند وی در کار مردم نگاری خود دو جامعه سرخپوست کواکیوتل شمال غرب اقیانوس آرام و سرخپوستان زونی جنوب غربی آمریکا را تحلیل کرد. او کواکیوتل ها را به عنوان قوم پرخاشگری توصیف کرد که گرایش به فزون خواهی دارند و برای دست یابی به بصیرت های فراطبیعی بزرگترو بهتری که از طریق ریاضت به دست می آورند،پیوسته در رقابت با یکدیگرند. بر خلاف آنها، زونی ها مردمی صلح جو و خویشتن دارند و از هرگونه فزون خواهی و تجربه های مخل آرامش بیزارند و همیشه خواستار میانه روی اند. (بیتس وپلاگ، 1389: 76)

کلیفوردگیرتز، انسان شناس آمریکایی، که بیشتر انسان شناس تفسیری است. در مورد فرهنگ می گوید: فرهنگ از نظر من، یک مفهوم معنایی است.من هم چون وبر بر باور هستم که انسان جانوری معلق ، درون تاروپودهایی معنایی است که خود آنها را بافته است.  به باور من تاروپود ها فرهنگ هستند و تحلیل آنها نمی تواند بر اساس یک علم تجربی و د رجست و جوی قوانین انجام گیرد، بلکه باید به وسیله یک علم تفسیری و در جست و جوی معنی انجام شود.(منادی، 1386:  116 )

مارگارت مید با روش مردم نگاری در بین قبایل مختلف در جزیره پولینزی ساموآ آنان را مورد مطالعه قرار داد.مید بر آن بود که ثابت کند شخصیت انسان ها به طور عام و به ویژه شخصیت جنسی آنها بیش از آن که ناشی از عوامل و الزامات بیولوژیک باشد، ناشی از قالب های فرهنگ است که جامعه از خلال فرایندهای آموزشی خود از نخستین لحظات حیات تا هنگام بلوغ و پس از آن به کار می گیرد تا بتواند افراد را به شکلی که خود می خواهد درآورد.(پیشین،117)

برانیسلاو مالینوفسکی با مطالعه پیرامون جامعه جزایر تروبریاند اقیانوس آرام در تلاش برای فهم نظام درونی این افراد با جدا کردن خود از تمدنی که در آن می زیست منجر به نگارش آرگونت های اقیانوس آرام شد و پدر انسان شناسی کارکردی نام گرفت.(پیشین)

در جوامع امروزی نیز انسان شناسان غربی به درون جامعه های غربی وارد شده و موضوع های مورد پژوهش خود را در درون جامعه می جویند و مورد بررسی قرار می دهند.  پیتر وودز، هوارد بکر، ژان فاوره سادا ، پاسکال دیبی ، ژرژلاپاساد و ….گروهها و جوامع مختلف را بر اساس روش مردم نگاری مطالعه کرده اند

هر چند مردمنگاری در روند تاریخی خود تا به امروز دچار تحولات بسیاری شده، اما اصول سنتی خود را تا حدود زیادی حفظ کرده است و تغییرات بنیادینی که اصول و روش‌های پژوهش را دگرگون سازد، در آن به وجود نیامده است. (دقتی نجد، 1387: 32)

این اصول اساسی عبارتاند از:

الف: ایجاد خلل در زمینه پژوهش موجب تحریف و تغییر واقعیات می‌شود.

براساس سنت مردمشناسی، حضور پژوهشگر در میدان پژوهش، نباید موجب ایجاد تغییر در زمینه پژوهش گردد. اگر پژوهشگر به واسطه نوع لباس و پوشش خود، نوع رفتار و منش خود و یا هر عامل دیگر، فضای حاکم بر زمینه پژوهش را برهم بزند، موجب خواهد شد تا رفتارهای فرهنگی افراد جامعه مورد مطالعه تغییر کند و واکنشهای طبیعی و واقعی از جانب آنان مشاهده نشود که نتیجه آن، تغییر و تحریف در واقعیات خواهد بود. در چنین شرایطی، پژوهشگر موفق نخواهد شد تا در فضایی مطمئن به مشاهدات خود ادامه دهد و واقعیات فرهنگی را آنگونه که هست توصیف کند. در کل باید گفت، در مطالعات مردمشناسی، «خلل در میدان تحقیق» مساوی است با «تغییر و تحریف واقعیات فرهنگی».

ب: پژوهشگر باید از هر گونه ذهنیت، پیشفرض و تفسیر شخصی که موجب تغییر و تحریف واقعیات میگردد، خودداری کند.

براساس سنت مردمشناسی، پژوهشگر مردمنگار باید واقعیات را آنگونه که مشاهده میکند یا از زبان بومیان (اطلاعرسانها) میشنود، ثبت و ضبط نماید و از هرگونه تعبیر و تفسیر شخصی خودداری کند. همچنین نباید هیچگونه ذهنیتی نسبت به جامعه مورد مطالعه داشته باشد و یا درباره موضوعات آن، پیشفرضی را ارائه کند. (دقتی نجد، 1387: 32)

به طور کلی، هنگام گردآوری اطلاعات نباید هیچگونه ذهنیت و پیشفرضی نسبت به مورد مطالعه و موضوعات آن داشت و باید از هر گونه تعبیر و تفسیر موضوعات خودداری، تا واقعیات براساس دیدگاههای فردی پژوهشگر تحریف نشوند و تغییر نیابند. واقعیات باید عیناً ثبت و ضبط گردد و در مرحله بعدی، یعنی تحلیل مردمشناسی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.
ماهیت و چیستی تحقیقات مردم نگاری

مردم نگاری نوعی نزدیکی و وارد شدن به موضوع و حتی یکی شدن با آن است . این روش ها صرفاٌ روش های توصیفی نیستند. مردم نگاری نوعی تحلیل است. وقتی ما دست به توصیف دقیق چیزی می زنیم, خود این توصیف یک تحلیل است (فکوهی، 1385: 480). و همچنین به منزلة استراتژی تحقیق(همچون مشاهدة همراه با مشارکت از بدو پیدایشاش) از مردم شناسی وارد حوزه های به کلی متفاوتی همچون جامعه شناسی یا تعلیم و تربیت شد. مردم نگاری در ابتدا فرهنگ های دور دست را به همة غرابتی که داشتند مورد مطالعه قرار میداد، در زمان حاضر تحقیق خود را از مسائل دم دست آغاز می کند و می کوشد تا جنبه های خاص و ویژة آنچه را که به نظر همة ما آشنا می آید، آشکار سازد. برای مثال، با این روش زیست جهان های کوچک کسانی که به جای خرید یا اجارة خدمت دیگران همة کارهایشان را، خودشان انجام میدهند، اعضای پارلمان، و ورزشکاران بدنساز مطالعه و تحلیل شده است (فلیک،254:1391).

 تحقیق مردم نگاری تحقیقی است که اغلب بصورت استقرایی ( از کل به جز) انجام می گیرد.مردم نگاری اولیه در جوامع ناشناخته انجام می گرفت.جوامعی که در آن مردم نگار  دانش محدودی در زمینه ی مورد بررسی داشت و بنابراین نمی توانست روش استنتاجی ( از جز به کل) برگزیند.از آنجا که مناطق ناشناخته از حمایت کمی برخوردارند و از آنجا که مفهوم منطقه ی ناشناخته این سؤال را بر می انگیزد که این منطقه برای چه کسی ناشناخته است، یک توانایی در مردم نگار بوجود می آید که وارد این منطقه ی ناشناخته شود و برای ورود به این میدان ناشناخته سعی و تلاش کند.نگاه مردم نگار به منطقه ی ناشناخته به مانند افرادی است که سعی دارند ذهن بازی داشته باشند و با صبر و حوصله به یک درک و فهم دست یابند. ( فلیسیتی، 1392)

مردم نگاری با این اصل شروع می شود که هر گروه اجتماعی واقعیت خاص به خود را می سازد و دارای مفاهیم مورد قبول خود می باشند. بنابراین, یک مفهوم, زمانی معنی دارد که در موقعیت طبیعی و نه مصنوعی مورد مطالعه قرار گیرد. البته یک نشان یا علامت زمانی معنی دار می شود که دو بازیگر اجتماعی از آن یک معنی داشته باشند. یعنی توافقی در شکل و مفهوم معنی واحد بین افراد وجود داشته باشد. بدین سان برای فهمیدن یک کنش اجتماعی به عنوان یک فرایند تعاملاتی را می طلبد که در برگیرندۀ کنش متقابل و تفسیر بازیگران اجتماعی است. به زعم دولوز، فهم این مطالب همیشه همراه فعالیت های معمولی زندگی روزمره می باشد. بنابراین, توجه به روزمرگی از نکات مهم مردم نگاری است. به عبارتی، در هر گروه اجتماعی کلمات اصطلاحات رفتارهای مشخص وجود داردکه اعضاء آنها را می شناسند و استفاده می کنند و به شکل طبیعی انجام می دهند که این مفاهیم و معنی ها متفاوت و کاملا بیگانه از آنِ غیر بومی ها است از این رو بازیگر اجتماعی تنها فردی است که قدرت انجام آن کار و توصیف و تفسیر آن را دارد و می تواند به دیگر اعضاء نشان بدهد (منادی،1386: 112)

دو عامل باعث شده است که مردم نگاری طی سالهای اخیر توجه بسیاری به خود جلب کند. عامل اول به بحث گسترده ای مربوط می شود که دربارة ارائه مشاهدات به راه افتاده است. که تاثیراتی بر سایر حوزه های تحقیق کیفی گذاشته و خواهد گذاشت. دوم آنکه مباحثات اخیر روش شناختی دربارة روشهای کیفی در حوزة آنگلوساکسون است که تحقیق کیفی به نوعی نگرش پژوهشی پست مدرن داشت، نگرشی که در تقابل با کاربرد کمابیش کدگذاری شدة این روش خاص قرار داشت. علاوه بر این مردم نگاری مجدداً در روان شناسی رشد و فرهنگی کشف شد و توجه تازه ای به سمت روشهای کیفی در این حوزه جلب کرده است (فلیک،256:1391).

بنابراین در تحقیق قوم نگاری، محقق به توصیف علمی فرهنگ های مختلف می پردازد.با توجه به تعریف فوق، هدف تحقیق مردم نگاری ثبت و توصیف رویدادها وفرایند های در شرایط طبیعی ویژه آن های می باشد (سرمد وهمکاران،127:1385).

مردم نگاری هم به عنوان یک روش پژوهش و هم به عنوان یک فن یا ابزار اندازه گیری و هم به عنوان یک نظریه مطرح می باشد. مردم نگاری به عنوان روش مجموعه ابزار ها و تکنیک هایی مانند مشاهده مصاحبه عکس برداری فیلم برداری و … است که مردم نگار در طول زندگی با جامعه یا گروه خاصی اطلاعاتی را جمع آوری و سپس آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد (منادی،1386: 113).

روش شناسان مردم نگار جامعه شناسی سنتی را به خاطر تحمیل برداشتهایشان از واقعیت اجتماعی بر جهان اجتماعی موردانتقاد قرار می دهند آنها بر این باورند که جامعه شناسی به جهان روزانه به اندازه کافی و شایسته توجه نکرده است. در حالی که در همین زندگی روزانه سرچشمه غایی دانش جامعه شناسی به شمار می رود (ریتزر،1384: 380). بنابراین روش شناسی مردم نگارانه اساساً بر آن است تا ثابت کند که جامعه چیزی نیست جز دستاورد عملی و پیوسته جاری افراد معقول .این اصطلاح را نخستین بار هارولد گارفینگل در دهه 1940 بدعت گذاشت (پیشین، 364).

گارفینگل در برابر ملاکهای علمی و استاندارد و موجود در طبقه بندی مسائل قابل مطالعه علوم مختلف ملاک طبقه بندی را گروهای خاص و کوچک تلقی کرد، بنابراین روش شناسی قومی مختصات هر قوم یا گروه خاصی را مبنای شناخت یا طبقه بندی مسائل مربوط به آن گروه قرار داد و مختصات فرهنگ عامه را به جای مختصات علمی درطبقه بندی و شناخت شاخص های وقایع اجتماعی ملاک شمرد.(تنهایی،1379: 390)

گارفینکل با استفاده از نظریات هوسرل و جامعه شناس پیرو او یعنی آلفرد شوتز در پی ایجاد و تاسیس جامعه شناسی فهم مشترک از حیطه زندگی روزمره بر آمد. بنابراین وی دوران زندگی خود را به کار برروی چگونگی تحلیل ادراک وفهم انسان و اینکه چگونه می توان به کار برد این ادراک در عمل و در ساختار اجتماعی پی برد، سپری کرد. و معتقد بود که افراد با یکدیگر ادراک مشترکی از حوزه و قلمرو اجتماعی پیدا می کنند و این کار آنها بصورتی روشمند انجام یافته وبا استفاده از روش ها و روندهای اجتماعی که در آن سهیم اند صورت می گیرد. به دلیل آنکه اعضاء یک فرهنگ یا خرده فرهنگ خاص در این روش ها با یکدیگر سهیم اند، گارفینکل این روش ها «روش های قومی» نام نهاد و مطالعه جامعه شناسانه این روش های قومی را « روش شناسی قومی» نامید. روش شناسی قومی به مطالعه چگونگی فهم، اندیشه وعمل روزمره زندگی و قلمرو فهم همگانی می پردازد.(استونز،1390: 270).

گارفینکل معتقد است که مردم از طریق کنش ها و واکنش های خود مدام در حال ایجاد ساختار اجتماعی شان هستند، یعنی در واقع ، در کار خلق کردن واقعیت های خود هستند. او می گوید مردم پیوسته می کوشند از زندگی ای که تجربه می کنند سر در آورند. به عبارتی، او می گوید که هر کس مانند یک پژوهنده اجتماعی عمل می کند: اصطلاح «روش شناسی مردم» یا « روش شناسی مردم» از همین جا ناشی می شود. از جمله فنونی که این روش به کار می گیرد« شکستن قواعد» برای برهم زدن انتظارات افراد است(ببی،1385 : 107 – 106).

امروزه، این مکتب گسترش یافته و در چندین جهت متفاوت حرکت کرده است. همین امر دان زیمرمن را به این نتیجه رسانده است که دیگر نمی توان از یک روش شناسی مردم نگارانه صحبت کرد، چرا که این مکتب چندین نوع متفاوت به خود گرفته است. همچنان که زیمرمن می گوید، اکنون روش شناسی مردم نگارانه یک رشته خطوط تحقیقی کم و بیش متمایز و گهگاه ناسازگار را در بر می گیرد». جان کلام روش شناسی مردم نگارانه، نه در عبارات نظری و برنامه کار این مکتب ،بلکه در همین تحقیقات خاص نهفته است. به نظر روش شناسان مردم نگار، « تحقیق و نظریه پردازی تنگاتنگ هم باید انجام گیرند ،چندان که نظریه پردازی باید وابسته به موادی باشد که تحقیقات فراهم می کنند(ریتزز،1384: 365- 364).

مردم نگاری به عنوان فن روشی است برای جمع آوری اطلاعات و داده های پیرامون فرقه گروه و دسته ای از افراد با انجام مشاهده یا مصاحبه غیر رسمی مصاحبه شونده به طور دقیق نمی داند که فرد مقابل او یک پژوهشگر مردم نگار است بنابراین از هدف او بی اطلاع است در این حالت نه گفته ها ضبط می شوند و نه کاغذی در میان است که یادداشتی برداشته شود مصاحبه به صورت یک گفتگوی دوستانه در محل طبیعی انجام می شود در ضمن مردم نگاری در حین گفتگو فقط به محتوای صحبت ها توجه نداشته، بلکه هم به اصطلاحات و فرهنگ خاص شخص و هم به نوع برخورد و رفتارهای اجتماعی او توجه دارد و هم به فرهنگ ظاهری شخص شامل پوشش و نوع آرایش فرد و در ان محیط از نظر مردم نگار مورد توجه قرار می گیرد. (منادی،1386)

در رویکردی نظری به مردم نگاری می توان گفت که هر گروهی واقعیت فرهنگی خود را که متمایز و متفاوت از دیگر فرهنگ هاست می سازد در واقع به مرور زمان متوجه می شویم که کوچکترین رفتار ها اصلا خنثی و طبیعی نیستند بلکه ناشی از فرهنگی است که افراد در آن زندگی می کنند بدین سان چیزی که انسان ها با یکدیگر مشترک هستند قابلیت داشتن تفاوت ها در اجرای رسوم زبان ها روش های دانستن و نهاد های کاملا متفاوت است به عبارت دیگر چیزی که در انسان کاملا طبیعی است نگرش آنان نسبت به فرهنگ می باشد.از این رو مردم نگار به آنچه که افراد گروهی یا جامعه ای انجام می دهند و به آنها باور داشته و برایشان مهم است توجه می کنند. روش مردم نگاری بیشتر در روش کیفی معنی می یابد. که اگر مراحل توصیفی طولانی صورت گیرد به نظریه پردازی می انجامد این روش به دنبال  کارهای مالینوسفکی وایت و گیرتز یک سری دیدگاه ها و روش هایی را ایجاب می کند که شامل موارد ذیل می باشد :

1- زندگی در بین گروه مورد مطالعه دیک بازه زمانی خاص

2- توجه به زندگی روزمره افراد گروه

3- توجه دقیق به تغییر و تفسیرافراد گروه از دنیا

4- طرح ریزی جهان بینی پیچیده زندگی گروه

5- در نظر گرفتن ارزیابی رضیه ها حدسیات و تغییر و تفسیر در طول کار پژوهشی

6- و در نهایت تحلیل نتیجه گیری و سنتز بین روایت ها نقل قول ها ومفاهیم (پیشین )

چنانچه نگاهی  به تاریخ پژوهشی کیفی ببیندازد در می یابید که بحثهای روش شناختی بر سر نقش مشاهده به منزله روش تحقیقی جامعه شناختی، از جایگاهی اساسی برخوردارند. این سخن بیش از هر جای دیگر در ایالات متحده صادق است. در آثار و نوشته های پژوهش های کیفی می توان برداشتهای مختلفی از مشاهده و نقش مشاهده گر پیدا کرد. مطالعاتی هستند که مشاهده گر در آنها به جزئی از میدان مورد مشاهده بدل نمی شود. این مطالعات را رویکردهایی تکمیل می کنند که تلاش دارند تا از طریق همانند گردی بیش از پیش به منزله یک شرکت کننده در میدان مورد مشاهده به دانش افراد خودی از میدان دست پیدا کنند .امروزه مردم نگاری جایگزین آن چیزی شده است که قبلاً مشاهدة همراه با مشارکت خوانده می شد (فلیک ،1391 : 238).

مردم نگاری و فرهنگ

مردم نگاری بر مفهوم فرهنگ متمرکز است فرهنگ در این رویکرد فکری یک سیستم معانی مشترک بین افراد ، گروه و سازمان یا اجتماع می باشد این سیستم معانی بر اساس کنش متقابل و از طریق زندگی اجتماعی آموخته و نهایتا منتقل می شود. مردم نگاری با تمرکز بر فرهنگ معتقد است که سازمانها و اجتماعات مجموعه ای از فرهنگ های مختلف می باشند  دانستنی های فرهنگی بستری است که دیدگاه کنشگران از آن صادر می شود و دیدگاهها رفتار افراد و گروهها هدایت می کند و در هسته اصلی مطالعات قوم شناسی را تشکیل می دهد  تحقیقات مردم نگاری برای توصیف و تفسیر فرهنگ گروهی یا سازمانی در صدد دست یابی به دیدگاههای مسلط سازمان یا گروهها است چناچه دیدگاه مسلط بر سازمان یا گروه تحت عنوان سیستم معانی مشترک کشف گردد در واقع یک  توصیف معتبر و بعضا دقیق از آن ارائه می شود.(ایمانی،1381: 41 )

  در تعریفی مفهوم فرهنگ عبارت است از معرفت و شناختی که مردم، جهت تعبیر و تفسیر رفتار اجتماعی به کار می گیرند. این معرفت اکتسابی است و تا حدی میان افراد مشترک است. معرفت فرهنگی بصورت نظام پیچیده ای از نهادها (سمبل ها) تظاهر می گردد و آن مستلزم تعریف از شرایط است که هر نسلی باید آن را کسب کند. این تعریف از فرهنگ به منزله معرفت، چقدر روی روشی تحقیق و توصیف فرهنگ تأثیر می گذارد؟ تأثیر آن بی اندازه مهم است. این امر مرکز توجه مردم نگار را به عنوان فرد خارج از فرهنگ به توصیف عینی نگرش درونی افراد سوق می دهد (اسپردلی و مک کوردی، 1386). فرهنگ یا تمدن در مردم نگاری به معنی وسیع کلمه یک کل پیچیده است که شامل باورها، هنر، اخلاقیات، قانون، رسوم، و هر گونه قابلیت و عاداتی است که فرد به عنوان عضو جامعه کسب می کنند (پیشین ،50)

‌نمادها، ‌که همیشه مرکز تحقیق مردم‌نگاری هستند، ‌هرگونه مواد مصنوعی فرهنگ از قبیل هنر، ‌لباس، یا حتی تکنولوژی را شامل می‌شود. مردم‌نگار تلاش می‌کند تا مفاهیم فرهنگی مرتبط با نمادها را دریابد. برای نمونه ممکن است تکنولوژی با یک برنامه‌ی ضمنی مرتبط ‌شود تا موجب حالتی متفاوت برای فرهنگ گردد .
ـ الگو‌پذیری فرهنگی مشاهده‌ی الگوهای فرهنگی است که ارتباطی را تشکیل می‌دهد که دو نماد یا نمادهای بیشتری در آن نقش دارند. تحقیق مردم‌نگاری کل‌نگرانه است و بر این باور است که نمادها به تنهایی نمی‌توانند درک شوند بلکه عناصری از یک کل هستند. یکی از روش‌های الگو‌پذیری نقشه‌ی ذهنی اعضای فرهنگ برای ارتباط برقرار کردن نمادها در مقابل اشکال متنوع رفتار در محیط‌های متنوع است. روش دیگر این است که بر فراگرد های یادگیری متمرکز شویم به منظور این که بفهمیم چطور یک فرهنگ چیزی را که برای نسل‌های آینده با اهمیت تلقی می‌کند، ‌منتقل می‌کند. روش سوم توجه بر فراگرد های اجرایی به منظور دریافت این که کدام عناصر فرهنگی به طور قانونی تجویز یا ممنوع شده‌اند و کدام یک به طور غیر‌قانونی مجاز یا ممنوع و از اینها کدامیک از طریق مجوز تحمیل شده یا نشده است.
– دانش ضمنی اعتقادات فرهنگی تثبت شده‌اند که در روش فرهنگی درک جهان فرض می‌شوند. چنین دانشی به ندرت توسط اعضای فرهنگ مورد بحث قرار می‌گیرد اما باید توسط مردم‌ نگار استنباط شود.

مردم نگاری که با رویکردهای فرهنگ گرایانه مرتبط است بر تجربه زیسته تاکید می کند. به عبارت دیگر مردم نگاری رویکردی تجربی،نظری و میراث انسان شناسی است که به جستجوی توصیف های کلی نگر جامع و تحلیل فرهنگ ها با تکیه بر کار میدانی گسترده بر می آید.مطالعات فرهنگی مردم نگارانه بر بررسی های کیفی ارزش ها و معانی در بستر  شیوه کلی زندگی  تمرکز دارد. مردم نگاری برای بررسی و تفسیر پرسش هایی درباره فرهنگ ها،زیست جهان ها و هویت ها به کار گرفته می شود(بارکر،51:1387-50)

به طور کلی چه در گذشته و چه اکنون مردم نگاری با مفهوم فرهنگ شناحته می شود در مردم نگاری مفروض است که فرهنگ آموخته می شود و در میان اعضای یک گروه مشترک است و در نتیجه اعضای یک گروه بر مبنای آن می توانند توصیف و فهمیده شوند مفهوم فرهنگ مردم نگار را قادر می سازدتا از درک آنچه که مردم می گویند و انجام می دهند و نیز معانی مشترکشان فراتر برود (بهرام پور، 1387)

مراحل تجزیه (تفسیر)فرهنگی در مردم نگاری را می توان به شکل زیر خلاصه نمود:

         (اسپردلی و مک کوردی،1386: 20).

ویژگی های تحقیق قوم نگارانه

تحقیقات مردم نگاری دارای ویژگی هایی به شرح زیر است:

  1. ویژگی محیط گرایی، بافت گرایی یا زمینه سازی  : قوم نگاران معتقدند که رفتار هر فرد تحت تاثیر بافتی است که در آن قرار دارد. اساس مردم نگاری بر این اصل مبتنی است که رفتار مردم صرفا می تواند در زمینه فهمیده شود، یعنی در فرایند تحلیل و انتزاع. مردم نگار عناصر رفتار انسانی را نمی تواند از زمینه های معنا و اهداف مرتبط شان جدا سازد (بهرام پور،1387) از این رو نتایج حاصله از تحقیق مردم نگاری تنها در محیط مورد مطالعه خود قابل تفسیر است. در تحقیق قوم نگاری، معمولا هدف محقق شناخت عمیق بافت پدیده یا سیستم مورد نظر است. بنابراین تعمیم نتایج، مورد نظر محقق نمی باشد (اسپردلی ومک کوردی،1386: 127).

کار میدانی نماد تحقیق مردم نگاری است، کارکردن با مردم برای دوره های زمانی طولانی در محیط شان . بیشتر تحقیقات مردم نگاری با مشخصه مشاهده مشارکتی و کار میدانی شناخته می شوند مشاهده مشارکتی مشارکت در زندگی مردم موردمطالعه را با حفظ فاصله حرفه ای که برای مشاهده کافی و ثبت داده ها مجاز است ، به دنبال دارد مشاهده مشارکتی مطلوب غرق شدن در یک فرهنگ یا شیوه زندگی یک گروه است یک مردم نگار در یک اجتماع برای یک دوره طولانی زندگی و کار می کند .آگار می گوید در تحقیق مردم نگاری همیشه تاکید بر درگیر شدن مستقیم شخص محقق با مردم تحت مطالعه است .بنابراین مردم نگاری یک کار عمیق است  مردم نگاری صرفا یک سری مشاهده و مصاحبه هایی که به طور کیفی تحلیل شود نیست(بهرام پور،1387)

بنابراین قوم نگاران تمرکز بر روی داده های سطحی و یا صرفا جمع آوری از تعداد کمی از مردم علاقه مند نیستند آنها به مطالعه عمیق درباره مردم یا فرهنگ ها می پردازند. در انجام مطالعات عمیق در میدان تحقیق نقش فعال مشاهده کننده که به صورت آشکار به عنوان یک محقق یا در چهره ای مبدل ایفای نقش می کند حائر اهمیت است.(ایمانی،1381)

  1. ماهیت کیفی- پدیدار شناختی: برای درک کامل رفتار فرد باید احساسات و افکار درباره این رفتار ویژه شناخته شود. زیرا جنبه واحدی از رفتار می تواند معانی مختلفی داشته باشد. محققان قوم نگار نه تنها به توصیف رفتار می پردازند بلکه سعی در تفسیر این رفتار از دیدگاه افراد تحت مطالعه دارند. از این رو انتخاب یک چارچوب مشخص برای تفسیر، کد گذاری ومقوله بندی کردن رفتارها ضروری است.
  2. استفاده از روش شرکت کننده- مشاهده گر:  در تحقیق قوم نگاری، جمع آوری داده ها شامل مشاهده آنچه رخ می دهد در شرایط طبیعی تحت مطالعه است. یک مشاهده گر قوم نگار باید بافتی را که افراد در آن زندگی کرده، فکر می کنند و عکس العمل نشان می دهند درک کرده، حوادث مربوط را تصویر نموده وبه تفسیر آن ها بپردازد. این فرد را که خود  نیز در صحنه رویدادها حضور دارد، شرکت کننده- مشاهده گری می نامند. بنابراین شرکت کننده- مشاهده گر سعی بر آن دارد، تا نقش یکی از افراد تحت مطالعه را به عهده گرفته و بافت مورد مطالعه را شخصاً تجربه کند تا به سهولت به احساسات واعمال افراد تحت مطالعه پی برد. از این رو مشاهده در تحقیق مردم نگاری گسترده تر از آن چیزی است که بصورت عینی ضبط می شود. (اسپردلی ومک کوردی،1386 : 128-127).
  3. دیدگاه کل گرا: در این نوع تحقیقات، مشاهده گر بر کل بافت مورد مطالعه تاکید دارد. به عبارت دیگر عناصری که به نحوی با پدیده مورد مطالعه رابطه دارند از جنبه های مختلف بررسی می شود. دیدگاه کل گرا درباره مطالعه رفتار فردی، امکان می دهد تا ارتباطات اجتماعی وبعد زمانی ومکانی وامثال آن درباره فرد بصورت یک کل مورد نظر قرار گیرد. (پیشین). فلسفه کل گرایانه قومنگاری بر این اعتقاد است که کنش رفتار انسانی تجلی امری خاص است که در شناسایی آن جز در قالب زمینه کلی سیستم امکان پذیر نیست در این راستا کنش های فردی ابزارهای معیار فرهنگی و اصولی از سیستم اجتماعی – فرهنگی کلان هستند که برای فهم دقیق لازم است در بستر و زمینه کل سیستم قرار گیرند. (ایمانی ) با توجه به ویژگی های فوق، تحقیق مردم نگاری را می توان یک بررسی در شرایط طبیعی، با دیدگاهی کل نگر واستفاده از رویکرد پدیدار شناختی قلمداد کرد (اسپردلی ومک کوردی،1386: 128-127). بنابراین مردم نگاری،روش جامع به مطالعه سیستم های فرهنگی است و شامل مطالعه زمینه های اجتماعی و فرهنگی، فرآیندها، و معانی که در درون یک سیستم های فرهنگی  است می شود ( Whitehead,Hyg: 2003). رویکرد کل گرایانه نیازمند سپری کردن زمانی طولانی در میدان تحقیق و جمع آوری انواع داده هایی است که تصویری از کل ایجاد می کند( بهرام پور،1387)

ولکوت اظهار می دارد که روش پژوهش قوم نگارانه نیاز به سه چیز دارد:

  1. شرح مفصلی از گروه فرهنگ به اشتراک گذاری که مورد مطالعه قرار گرفته است.
  2. تجزیه و تحلیل این گروه در تم یا چشم اندازها را درک
  3. برخی از تفسیر این گروه توسط محقق به معانی و تعمیم در مورد زندگی اجتماعی انسان ها، به طور کلی است.

سه کلمات کلیدی عبارتند از: توضیحات، تم ها و تفسیر. مردم نگاری با توصیف جزئیات از طریق مشاهده شروع می شود  درجزئیات و داده ها  از طریق مصاحبه و یا توصیف اسناد یا اشیاء جمع آوری می شود. بعد، داده های استخراج شده در تم یا موضوعات مختلف دسته بندی و در نهایت، هم تم یا موضوع تفسیر  می شود (Genzuk, 1999).

لودرز مهمترین ویژگیهای مردم نگاری را این گونه تعریف میکند: اول، ریسک و لحظاتی در فرایند تحقیق وجود دارند که نمی توان برایشان برنامه ریزی کرد، تابع موقعیت، تصادفی و فردی اند… دوم، اقدامات ماهرانة محقق در موقعیت اهمیت بیشتری پیدا می کند. سوم، مردم نگاری به یک استراتژی تحقیقی استحاله پیدا می کند که بیش از آن چه بتوان تصور کرد روش مجاز برای گردآوری داده دارد (فلیک،1391 :253)

هنگام انتخاب افراد برای مطالعه قوم نگارانه، از معیارهای خوشه های جغرافیایی، علایق، سن، و یا انواع دیگر از معیارها استفاده می شود . در مطالعات کلان مردم نگاری جمعیت زیادی از مردم مورد مطالعه  قرار می گیرند ، در حالی که میکرو قوم نگاری، برعکس، محقق بر روی جمعیت کوچکتر متمرکز می شود . هنگامی که یک جامعه انتخاب شده است، مردمنگار-  گاهی اوقات محقق میدان نامیده می شود- برای به دست آوردن پذیرش باید در فرهنگ جامعه مورد مطالعه غوطه ور شود  چون اگر محقق در جامعه مورد پذیرش قرار نگیرد افراد به طور طبیعی عمل نمی کنند چون اگر آنها ناراحت  یا نگران مشاهده هستند (OGrady jenn،، 2012).

اتکینس و همکارانش در اثر جدیدی که دربارة مردم نگاری نگاشته اند عنوان کردهاند که:  مشخصة تحقیق مردم نگاری معاصر چند پارگی و تنوع آن است. بدون تردید کثرت و وفور کاراناوال گونهای از روشها، دیدگاه ها و توجیحات نظری برای مطالعة مردم نگاری وجود دارد. روشهای متعددی از تحقیق، تحلیل و

بازنمایی وجود دارند (فلیک،254:1391).

رویکرد امیکس emics  و اتیکس etics در مردم نگاری

امیکس و اتیکس اصطلاحات متعارفی در مردم نگاری هستند. رویکرد امیک رویکردی بومی یا درونی به واقعیت،کانون تحقیق مردم نگاری است. نگاه درونی به واقعیت ابزاری برای شناسایی آنچه که اتفاق می افتد و چرایی درک و صحت توصیف واقعیت ها و رفتارها (بهرام پور،1387)

رویکرد اتیک رویکرد بیرونی انتزاع مردم نگار یا تبیین علمی از واقعیت است. یک هدف مهم اتیک در تحقیقات اجتماعی فرهنگی توسعه ابزارهای استاندارد اندازه گیری متغیرهای اجتماعی فرهنگی است. رویکرد اتیک یا رویکرد بیرونی در مردم نگاری عبارت است از انچه که مردم نگاران در کار میدانی شان می بیند یا توصیف می کنند (بهرام پور، 1387). تحولاتی که در روش‌های زبانشناسی کلاسیک از اواخر قرن نوزدهم و تا اوایل قرن بیستم نیز به وقوع پیوست مدعی شد که هر زبانی، ساختار خاص خود را دارد و باید بر مبنای آن به تحلیل زبان مربوطه پرداخت. فرانتس بوآس و شاگرد او ادوارد ساپیر تحت تأثیر تحولات روششناختی زبانشناسی، از شیوههای آن در پژوهشهای انسانشناسی بهره جستند و این سرآغاز روشی نوین در مردمنگاری بود که بعدها به دیدگاه امیک یا «مردمنگاری نوین» معروف شد. بوآس که بر تنوع فرهنگهای بومی تأکید داشت، معتقد بود که هر جامعه ویژگی‌های فرهنگی خاص خود را دارد و نمیتوان بر مبنای الگویی خاص همه آنها را بررسی کرد. وی هچنین تأکید داشت که در این راه اطلاعات مورد نیاز را باید از اعضای آن جامعه به دست آورد. هواداران دیدگاه امیک با الهام از زبانشناسی توصیفی معتقد بودند که تنها کار پژوهشگر مردمنگار توصیف فرهنگ یک جامعه از دیدگاه اعضای آن جامعه است و در این راه بر گفتههای اعضای جامعه (اطلاعرسانها) تکیه داشتند. در واقع آنها معتقد بودند همانگونه که زبان یک جامعه از روی گفتار افراد آن براساس شناخت «واج»ها امکانپذیر است، رفتارهای فرهنگی یک جامعه نیز، براساس توضیحاتی که خود اعضای جامعه ارائه میدهند قابل شناخت است نه براساس تعبیر و تفسیرهای ما. در واقع هواداران دیدگاه امیک به «مشاهده» در مردمنگاری چندان اعتقاد نداشتند و معتقد بودند که در این روش دیدگاهها، ذهنیات و تعبیر و تفسیرهای پژوهشگر در واقعیات اثر میگذارد و موجب تحریف و تغییر آنها می‌شود(دقتی نجد، 1387: 38).

از دیدگاه آنان، مشاهده نگاهی بیرونی است، نگاهی که به پژوهشگر مربوط است و از زاویه دید پژوهشگر به موضوع مینگرد نه از خود موضوع، و این امر میتواند قالبها و الگوهای مرسوم در مطالعات انسانشناسی را بر موضوع تحمیل نماید و واقعیات را تحریف کند. به هر حال مشاهده یا نگاه بیرونی مصون از تحریف و تغییر واقعیات نیست. در واقع از نظر آنان، باید نگاه از درون باشد، باید اطلاعات مربوط به فرهنگ جامعه، از زبان خود جامعه بیان شود.

بنابراین دیدگاه امیک شیوه‌های تحقیقی مردم‌نگاری به روشی است که اعضای فرهنگْ جهان خود را ادراک می‌کنند. چشم‌انداز امیک معمولاً مرکز اصلی مردم‌نگاری است.

اتیک (رهیافت از برون):

در مقابل دیدگاه امیک، دیدگاه “اتیک” قرار دارد که از نظریهپردازان آن میتوان به ماروین هریس اشاره کرد. ماروین هریس بزرگترین منتقد دیدگاه امیک است. او معتقد است هواداران دیدگاه امیک با بهره گیری از روش زبانشناختی، تفاوتی بین «رفتار گفتاری» و «رفتار غیرگفتاری» قایل نیستند. او میگوید نمیتوان با روشی که مربوط به زبان است، رفتارهای انسانی را بازشناخت. برای شناخت اعمال انسانی، پژوهشگر نیاز به مشاهده دارد. در پاسخ، هواداران دیدگاه امیک اظهار میدارند که زبان یک جامعه از گفتار اعضای آن جامعه و اعمال و رفتارهای یک جامعه با توضیحات و توصیفات کنشگران آن قابل شناسایی است. ماروین هریس در اینباره میگوید:

“نمیتوان از این طریق حل کرد که از کنشگران بخواهیم نظرشان را در اینباره (رفتارهای فرهنگی) اعلام کنند. خود مشاهدهکنندگان باید درباره‌این مسئله تصمیمگیری کنند. تنها آنها هستند که میتوانند این مسئله را طوری حل کنند که به بهترین وجه به سود نظریهسازی تمام شود. وانهادن این مسئله به اطلاعدهندگان، در واقع سپردن علم اجتماعی به دست افراد غیرحرفهای است. اما از سوی دیگر، اگر خواسته باشیم بدانیم که‌ایا دو پیام به زبان بومی مشابه یا متفاوتند هیچ مرجعی بالاتر از خود کنشگران بومی نمیتوان پیدا کرد.” (پلتو، 1375: 119)

در گفتار ماروین هریس، به وضوح جهتگیری نظری در مشاهدات پژوهشگر به هنگام انجام پژوهش‌های مردمنگاری آشکار است. وی همچنین جایگاه اطلاعدهندگان را صرفاً در شناخت زبان جامعه به رسمیت میشناسد و در شناخت فرهنگ یا رفتارهای فرهنگی، تکیه بر اطلاعات آنان را شیوهای غیرحرفهای و غیرعلمی میداند.

به طور کلی، هر چند دیدگاه امیک، جایگاه مشاهده را به عنوان روشی اساسی در مردمنگاری نادیده میگیرد و برخی روش‌های پیچیده را برای پژوهشهای میدانی ارائه میدهد، اما باید اذعان کرد که جمع‌آوری اطلاعات بر واقعیات فرهنگی جامعه تکیه دارد و از زبان بومیان (اعضای جامعه) به توصیف آنها می‌پردازد. اما در دیدگاه اتیک، موضوعات صرفاً از نگاه مشاهدهگر، آنهم با دیدگاه تبیینی و نظری، بررسی میشوند. در واقع وظیفه مردمنگار در دیدگاه اتیک، ثبت گفتههای اطلاعرسانها نیست، بلکه تبیین رفتارهاست که از طریق مشاهده مستقیم صورت میگیرد.

“امروزه اکثریت قاطع انسانشناسان برخی از اصول بنیادی دیدگاه امیک را میپذیرند و به کار می‌بندند. در واقع، همه پژوهشگران میدانی بر پایه‌این فرض عمل میکنند که اطلاعات درباره رفتار فرهنگی را تا آنجا که ممکن است باید از دیدگاه «خودکنشگران» به دست آورد، معانی و تفسیرهایی که خود «بومیان» از رویدادهای فرهنگی میکنند، برای پیدا کردن الگوهای رفتاری بسیار اهمیت دارند.” (پلتو، 1375: 128)

ویژگی های اصلی یک نگرش مردم نگاری

  1. بر روی تجارب دست اول محقق تأکید می کند. دیده می شود که محقق در فرآیند تحقیق فعال می باشد و معمولا در حال یادداشت برداری می باشد. همچنین نیاز است که قوم نگار نقش خود را در تحقیق تحلیل و بررسی کند.
  2. بر روی اطلاعاتی تمرکز می کند که بصورت طبیعی اتفاق می افتند. اطلاعات (داده ها) از طریق یک محیط موقعیتی ایجاد می شوند نه اینکه بصورت مصنوعی ایجاد و تولید شوند.
  3. از روش های گوناگون استفاده می کند. علاوه بر ثبت و ضبط مشاهدات شرکت کننده ها ، قوم نگارها ممکن است از مصاحبه استفاده کنند (خواه مصاحبه خود جوش و خواه از پیش برنامه ریزی شده باشد).حتی ممکن است از داده های بصری استفاده شود و دلایل مستند شده نیز مورد تحلیل قرار بگیرند (فلیسیتی، 1392)

روش شناسی و معرفت شناسی غالب در  قوم نگاری

مردم نگاری از نظر روش شناختی دارای اصولی می باشد. در زیر سه اصل روش‌شناختی وجود دارد که منطق خاصی را برای ویژگی‌های خاص روش مردم نگاری فراهم می‌کند. آن‌ها همچنین مبتنی بر انتقادی از تحقیق کمی است که در بررسی ماهیت حقیقی رفتار اجتماعی بشری ناکام می‌ماند. به خاطر این‌که روش‌های کمی به مطالعه محیط مصنوعی و یا به مطالعه آن‌چه که مردم می‌گویند بی‌آن‌که آن‌ها انجام می‌دهند متکی است. روش کمی به خاطر این‌که به تحلیل‌های آماری و تعریف شده متکی است و همچنین به این دلیل که پدیده‌های اجتماعی را به صورت محصولات مکانیکی تبدیل می‌کند مورد نقد است. سه اصل تحت عنوان زیر هستند که عبارتند از:

  1. طبیعت گرایی: طبیعت‌گرایی یکی از حوزه‌های روش‌شناختی است که سعی دارد به آن‌چه به صورت طبیعی در حوزه رفتار بشری رخ می‌دهد، بپردازد. معمولاً داده‌های دست اول در این حوزه اهمیت دارد. در طبیعت‌گرایی استنتاج‌ها از آن‌چه که مردم در محیط‌های مصنوعی مانند محیط‌های آزمایشی انجام می‌دهند یا از آن‌چه که مردم در مصاحبه‌ها درباره آن‌چه که آن‌ها در جای دیگر انجام دادند و درباره آن صحبت می‌کند چندان اعتمادی ندارد. به همین دلیل است که مردم‌نگاران تحقیقاتشان را در میحط‌های طبیعی انجام می‌دهند. محیط‌هایی که به طور مستقل از فرایند  تحقیق وجود دارند. در واقع این محیط‌ها به طور خاص برای هدف تحقیق تنظیم نمی‌شوند بلکه از نظر فرهنگی- اجتماعی یک فرایند مستقل خودتنظیمی دارند و محقق به دنبال کشف این واقعیت‌های فرهنگی است. یکی از اهمیت‌های عمده‌ی و دلالت‌های مهم طبیعت‌گرایی این است که در مطالعه محیط‌های طبیعی محقق باید تلاش کند، اثرات خود را در رفتار مردم مورد مطالعه به حداقل برساند. هدف این کار آن است که این شانس را بتوان افزایش داد که آن‌چه در محیط مورد بررسی کشف می‌شود به محیط‌های مشابه دیگری که توسط محقق و مردم‌نگاری مورد بررسی قرار گرفته است قابل تعمیم باشد. سرانجام مفهوم طبیعت‌گرایی دلالت بر این دارد که حوادث و فرایندهای اجتماعی بایستی برحسب روابط‌شان بنا به زمینه‌ای که آن‌ها در آن متن رخ می‌دهد توضیح داده شوند ( حسنی، 1389)
  2. فهم/ تفهم: تلقی اصلی در این اصل آن است که کنش‌های بشری از رفتار موضوعات فیزیکی متفاوت است. این تفاوت حتی از رفتار حیوانات دیگر هم دیده می‌شود. در واقع کنش‌ها در جوامع انسانی، شامل ساده بودن پاسخ‌های ثابت یا حتی پاسخ‌های یادگرفته شده محرک‌ها نیست. بلکه تفسیرهایی است کنش‌ها در برابر آن دارند و ساختار‌هایی است که به آن پاسخ‌ها داده می‌شود. در واقع بر ساخته شدن کنش‌ها به محرک‌ها در جوامع انسانی همواره دیده می‌شود گهگاهی این تلقی مفهوم علیت را در جهان اجتماعی رد می‌کند و به مشخصه ساخته شدن آزادانه رفتارها و کنش‌های بشری و نهادها پافشاری می‌کند. تلقی دیگر در این اصل به روابط علی در جهان اجتماعی اعتقاد دارد که یافت می‌شود امّا آن‌ها از علیت مکانیکی که در پدیده‌های فیزیکی وجود دارند فرق می‌کند. از این نقطه‌نظر اگر ما قادر باشیم نقش‌های انسانی را به طور مؤثر توضیح دهیم بایستی فهمی از دیدگاه‌های فرهنگی که آن‌ها بر اساس آن مبتنی هستند دست بیابیم. ضروری است که هنگامی در حال مطالعه یک جامعه هستیم آن جامعه برای ما بیگانه است، از این‌رو ما بایستی بدانیم که بیشتر از آن‌چه که می‌بینیم یا می‌شنویم معماهایی وجود دارد. امّا مردم‌نگاران معتقدند که این پیچیدگی در جوامع آشناتر بیشتر دیده می‌شود. در واقع محیطی که آشنا نباشد خطر بدفهمی بالاتر می‌رود. یک تلقی وجود داشت مبنی بر این که ما نمی‌توانیم فرض کنیم که ما قبلاً  دیدگاه‌های دیگران را حتی در جامعه خودمان می‌شناختیم چون گروه‌های خاص و افراد دیدگاه‌های متمایزی را بوجود می‌آوردند. این بخصوص حقیقتی در جوامع پیچیده است. گروه‌های قومی، شغلی و گروه‌های غیر رسمی کوچک(حتی خانواده‌ها یا مدارس) شیوه‌های متمایز را از جهت‌گیری به جهان گسترش می‌دهند که ما نیاز به این داریم تا رفتارشان را   بفهمیم. مردم‌نگاران معتقدند که یادگیری فرهنگ یک گروه مورد مطالعه که می‌تواند تعریف‌های بیشتری برای رفتار اعضایش تولید کند ضروری است. این دلیلی برای مرکزیت مشاهده مشارکتی و مصاحبه غیرساختارمند در روش مردم نگاری است (پیشین)
  3. کشف: ویژگی دیگر تفکر مردم نگاری مفهوم تحقیق که مبتنی بر کشف و قیاس است می‌باشد. این مردم نگاری خود را محدود به آزمون فرضیه آشکار نمی‌کند. این نظر وجود دارد که اگر کسی یک پدیده را با مجموعه‌ای از فرضیات در نظر بگیرد، محقق در کشف ماهیت حقیقی آن پدیده ناکام می‌شود. همچنین آن مفروضاتی که در داخل آن فرضیات ساخته می‌شود می‌تواند دید عمیق و کشف آن واقعیت را جلوگیری می‌‌کند. در واقع آن‌ها یک علاقه کلی در برخی از نمونه‌های پدیده اجتماعی و یا در برخی مسائل تئوریکی و مسأله عملی دارند. بنابراین تمرکز تحقیق بر این اساس محدود می‌شود و شاید حتی اساساً تغییر کند.به طور مشابه ایده‌های نظری که طرح‌ریزی می‌کند توصیفات و توضیحات از آن‌چه که مشاهده می‌شود را بر روی مسیر تحقیق گسترش می‌یابد. چنین ایده‌هایی به عنوان حاصل ارزشمند تحقیق مورد توجه قرار می‌گیرد (پیشین)

به دلیل جایگاه کلیدی مردم‏نگاری در انسان‏شناسی است که بینش انسان‏شناختی را حاصل کار میدانی می‏دانند. و تجربه میدانی یا واقعیت‏های مردم‏نگارانه مهمترین مبنا و معیار در نظریه‏پردازی انسان‏شناختی است. البته باید دقت کرد که بنیانگذاران انسان‏شناسی مثل دورکیم، فریزر و تایلور، مردم‏نگاری در مفهوم کار میدانی را چندان مهم نمی‏دانستند و آن را امری مقدماتی و کم اهمیت می‏دانستند که می‏توانست توسط افراد غیرحرفه‏ای نیز انجام شود. به همین سبب هم دورکیم در کتاب صور ابتدائی حیات دینی (1383) و فریزر در کتاب شاخه زرین (1384) بر داده‏های دست دوم حاصل از کار دیگران (عمدتاً مسیونرها و سفرنامه‏نویسان و …) استفاده کرده‏اند. به عبارتی در نسل اول انسان‏شناسان نوعی مردم‏نگاری کتابخانه‏ای وجود داشته است. با تحولات علم انسان‏شناسی و بالاخص در قرن 20، مردم‏نگاری در مفهوم دقیق و علمی‏اش تدوین شد. ظهور نسل دوم انسان‏شناسانی مثل مالینوفسکی و چرخشهای پارادایمی دیگری که در علوم اجتماعی و انسان‏شناسی رخ داد، سبب مرکزیت یافتن کار میدانی و مشاهده مشارکتی در علم انسان‏شناسی شد. تاکید مالینوفسکی بر رسیدن به «چشم‏انداز بومی» از خلال «مشاهده مشارکتی» ، مردم‏نگاری را در کانون مطالعات انسان‏شناختی قرار داد. این دیدگاه مالینوفسکی بیانگر لزوم حضور فیزیکی در میدان تحقیق و مشارکت در زندگی مردم و آمیختگی با حیات آنان بود، و هدف این پژوهشها را رسیدن به جهان بینی و زیست جهان فرهنگی بومیان تعریف می‏کرد (تایلور، 1380: 51).

از منظر معرفت شناسی هر دو روش کمی و کیفی به دنبال پاسخ به سوال های اساسی آدمی در ارتباط با جهان هستی می باشند، منتهی این دو روش اولا موضوع را به شکل واحد نمی بینند و ثانیا آن را مشابه هم بررسی نمی کنند( شریفی،1380: 270)

به طور کلی با توجه به حضور فعال سه پارادایم اثباتگرایی  پارادایم تفسیری و پارادایم انتقادی در تحقیقات علوم انسانی، تحقیقات مردم نگاری نیز می تواند بر اساس هرکدام از روش ها صورت پذیرد

  1. پارادایم پوزیتیویستی یا اثبات گرایی: اثبات گرایی یک مفهوم فلسفی است و به دسته ای از مفروضات خاص درباره دنیا و راههای مناسب مطالعه آن اشاره می کند. اثباتگرایان معتقدند که صرفا یک منطق علمی وجود دارد که آن منطق علوم طبیعی است از نگاه یک اثباتگرا عالمان علوم اجتماعی باید پدیده های اجتماعی را به همان صورتی بررسی نمایند که یک فیزیکدان موضوعات نامکشوف در قلمرو علمی را بررسی می کند. این رهیافت تا دهه 1960 در جامعه شناسی نفوذ داشت (ازکیا، 1389)

اثبات گرایی قدیمی ترین و رایج ترین روش نگاه به علم محسوب می شود . پژوهشگران اثبات گرا، با تکیه بر روش های کمی و تجربی تحقیق، داده های کمی دقیق را، که اغلب ناشی از تجربه ها و بررسی های آماری است، جست وجو می کنند. این پژوهشگران بر معیارهای دقیق، تحقیق عینی و بی غرضانه تاکید می کنند و فرضیه ها را به وسیلة تحلیل اعداد حاصل از این معیارها و نیز انداز ه گیری هامی آزمایند. بر اساس این رویکرد، تبیینی درست است که به طور منطقی، با قوانین ، مرتبط،  با واقعیتها، منطبق و تکرارپذیر باشد. بنابراین ، در این رویکرد، تببین بر  اساس واقعیتها و از طریق مشاهده ایجاد می شود. ارزشهای اصلی این پارادایم عنییت گرایی، تعمیم پذیری و عقلانیت است (پویا و ملکی،1391) چنانچه مردم نگاری بر پایه پارادایم اثباتی عرضه شود، به کاربرد رویکرد کمی تحقیق به منظور توصیف پدیده مورد پژوهش اهتمام خواهد شد. در این روش سعی بر این است که محقق بتواند، با توجه به فنون رویکرد کمی تحقیق به نوعی بتواند وقایع را توصیف، تبیین و دسته بندی کند )ایمانی،1381 )

در پارادایم پوزیتیویستی تاکید بر عینیت و ابژه بودن موضوع است. در مردم‏نگاری، مسائل مربوط به عینیت از خلال تشبه به شکلی از پوزیتیویستی نوشتن شروع شد که معنایش خروج و حذف موضع ذهنی مشاهده‏گر که شامل احساسات و همچنین نگرشهای نظری، اخلاقی و سیاسی او می‏شد، بود . در این مدل فرض بر اینست که یک واقعیت عینی بیرونی وجود دارد واقعیتی که به تعبیر دورکیمی، خصلتی شی‏گونه دارد. و محقق کارش اینست که از نظر ذهنی، بصورت خنثی و خالی از قضاوت ارزشی به توصیف عینی این واقعیت بپردازد. و محقق در حکم آینه‏ای است که واقعیت را می نمایاند و رابطه مستقیمی بین مردم و خواننده برقرار می‏کند. بر مبنای مدل پوزیتیویستی در متون مردم‏نگارانه این ادعای ضمنی وجود دارد که مردم‏نگار از منظری فارغ از ارزش و داوری و به مثابه یک ناظر بیرونی، واقعیت عینی زندگی مردم را توصیف می‏کند. البته مردم‏نگاری به دلیل خصلت ذاتی خودش نوعی عدم تعین و ثبات در روشها و به عبارتی نوعی انعطاف پذیری روشی را در بطن خودش داشته و این موضوع همیشه مورد نقد پوزیتیویسم بود.  لذا همیشه از منظر پوزتییویستی که به دنبال کلیت و تعمیم در مجموعه‏های متعدد و کلان است، مردم‏نگاری با نوعی بحران اعتبار مواجه بوده است ( رحمانی ،1385).

اثبات گرايان نيز براي بررسي جنبه هاي تجربي و توصيفي رفتار انسان از مردم نگاري استفاده هاي فراواني کرده اند . و به عنوان یک رویکرد علمی است، و نتایج تحقیقات را می توان در آن مورد آزمایش قرار داد اما محقق جدا از پژوهش است . مردمنگار از این امر -که محقق جدا از پژوهش است- به  عنوان کاستی که مانع از بدست آوردن جنبه مختلف رفتار افراد می شود و همچنین ایجاد نوعی رفتار مصنوعی و ساختگی توسط افراد می شود  یاد می کند(Naidoo: 2011).

  1. پارادایم تفسیری: تحولات قرن 20 و نقدهایی که بر پوزیتیویسم شد، همراه با ظهور کسانی مثل مالینوفسکی و سنت تفسیری و نمادین و بالاخص سنت ‏شناختی در انسان‏شناسی و تاکید بر رویکرد  یا بدست آوردن یک نگاه درونی وجه تفسیری و معناگرایانه در انسان‏شناسی و مردم‏نگاری برجستگی بیشتری پیدا کرد و مردم‏نگاری از علم مشاهده و آمار به علم فهم زندگی دیگران، آنگونه که خودشان آنرا صورت‏بندی و درک می‏کنند، تغییر جهت داد( رحمانی ، 1385)

مي توان گفت روش مردم نگاري در تحقيقات کيفي و تفسيرگرا بيشتر مطرح است  بنابراین پارادایم غالب در تحقیق مردم نگاری و پارادایم  تفسیری است. هدف تفسیرگرایی مانند پدیدارشناسی این است که بداند چگونه آزمودنی  مورد پژوهش ها زندگی خود را درک می کند. استئینار کواله 1996 این دیدگاه را در مقابل رهیافت اثبات گرایی قرار می دهد و بیان می کند که این رهیافت از کسب دانش، از طریق مشاهده بیرونی و دست کاری تجربی آزمودنی  های انسانی، دور می شود و به گفت وگو با انسان ها رو می آورد تا آن ها را بشناسد. در این روش ، آزمودنی  ها نه فقط به سؤال هایی که کارشناس تهیه کرده است جواب می دهند، بلکه خود آنان در گفت و گوهایی درک خود را از زندگی خویش فرمول بندی می کنند )ببی ،1387) پارادایم تفسیری تحقیق مردم نگاری را به سمت فهم و درک پویا از سیستم اجتماعی هدایت می کند تا، از طریق آن، بر چگونگی شکل گیری نظام اجتماعی وقوف یابد. محقق قوم نگار، با به کاربستن این روش ، از توصیف دقیق و عمیق مورد پژوهش ها با استفاده از رویکرد کیفی تحقیق سود می جوید   (ایمانی،1381 ( بدین صورت، محقق قوم نگار با استفاده از رویکرد تفسیری وارد زندگی گروه پژوهش ها می شود و، با استفاده از رویکردهای آن، با جمع آوری اطلاعات، درباره گروه و مطلعان آن، کار خود را به سرانجام می رساند. (پویا و ملکی، 1391: 65)

در رویکرد  تفسیری ،تفسیرها  قابلیت آزمون  را ندارند، بنابراین تفسیر محقق بخشی از فرایند تحقیق است و هدف مردم نگاری در اینجا توصیف تحلیلی ار سایر فرهنگ هاست و اکتشاف یک پدیده خاص جای خود را به آزمایش یک فرضیه می دهد (Naidoo: 2011).

  1. پارادایم انتقادی:  هدف از اجرای این رویکرد در تحقیق تغییر دنیا و دگرگونی های اجتماعی است. انتقادگرایان عمل گرا هستند و روش های موجود شناخت پدیده ها را کافی نمی دانند و به هم دلیل به دنبال اصلاح مداوم در روش هایند. این رویکرد در پی نقد وضع موجود در امر اجتماعی است و، علاوه بر درک جهان، به دنبال تغییر آن است؛ از این رو نظریه پردازان آن جامعه را مرکب از عناصری متضاد با هم می بینند و به دنبال راه حلی  برای تعارض اجتماعی هستند (پویا و ملکی، 1391: 65). پارادایم انتقادی یکی از بسترهای تحقیقات، مردم نگاری است که در جهت هدایت این تحقیقات، بر اساس پیش فرض های اساسی خود، مانند اصالت تحول، عدالت و آزادی، فعالیت می کند. از مردم نگاری بر اساس پارادایم انتقادی تحت عنوان مردم نگاری انتقادی یا قوم شناسی  یاد می شود. (ایمانی،1381)

به طور کلی، درباره اینکه کدام تبیین درست است، اثبات گرایان از طریق به قیاس درآوردن فرضیه ها و آزمودن آن ها از طریق مشاهده های تکرارپذیر اقدام به سنجش درستی و یا غلطی آن ها می کنند. تفسیرگرایان، از طریق سیستم معانی و اینکه آیا قواعد رفتاری برای افراد تحت پژوهش ها قابل فهم است یا نه، واقعیت اجتماعی را درک و تغییر می دهند. سرانجام نیز انتقادگرایان، از طریق تشریح درست شرایطی که به وسیله ساختارهای اصلی ایجاد شده است و نیز انتقاد از آن ها، تغییر اجتماعی را می آزمایند. شکل زیر درکی سازمان یافته از تحقیقات، مردم نگاری و ارتباط آن را با سه پارادایم نشان می دهد.

امروزه، این مکتب گسترش یافته و در چندین جهت متفاوت حرکت کرده است. همین امر دان زیمرمن را به این نتیجه رسانده است که دیگر نمی توان از یک روش شناسی مردم نگارانه صحبت کرد، چرا که این مکتب چندین نوع متفاوت به خود گرفته است. همچنان که زیمرمن می گوید، اکنون روش شناسی مردم نگارانه «یک رشته خطوط تحقیقی کم و بیش متمایز و گهگاه ناسازگار را در بر می گیرد». جان کلام روش شناسی مردم نگارانه، نه در عبارات نظری و برنامه کار این مکتب ،بلکه در همین تحقیقات خاص نهفته است. به نظر روش شناسان مردم نگار، تحقیق و نظریه پردازی تنگاتنگ هم باید انجام گیرند ،چندان که نظریه پردازی باید وابسته به موادی باشد که تحقیقات فراهم می کنند(ریتزر،1384: 365- 364).

  پژوهش های روش شناختی قوم نگارانه به شکل فزاینده ای بر تحلیل بیش از پیش صوری گفتگو متمرکز شده اند. از 1980 به این سو، دومین موضوع مورد توجه «مطالعه کار» یا تجزیه و تحلیل فرایند کار بوده است. در این جا فرایند کار در معنای گسترده و بخصوص در زمینة کارهایی علمی در آزمایشگاه ها یا، برای مثال، نحوه برساخت اثبات توسط ریاضی دان ها،مورد مطالعه قرار دارد.در این دسته از مطالعات روشهای مختلفی برای توصیف هر چه دقیقتر فرایند کار مورد استفاده قرار گرفته است که تحلیل گفت و گو تنها یکی از این روشهاست. در این جا حوزة پژوهش از مطالعه فعالیتهای تعاملی به توجه به «دانش تجسم یافته» گسترش می یابد که در این دسته از اعمال و نیز نتایج شان عینیت می یابند. این مطالعات به بستر گسترده تر تحقیقات اخیر در جامعه شناسی علم یاری می رسانند. بطور کلی جامعه شناسی دانش علمی از دل سنت مردم نگارانه پا به هستی گذاشته است (فلیک ،1391 : 78).

کاربردهای تحقیقات قوم نگارانه

مردم نگاری برای آن نوع از مشکلات تحقیقاتی مناسب است که پاسخ آنها از طریق  منابع اطلاعاتی گوناگون و همچنین اطلاعات جمع آوری شده به شیوه های گوناگون بدست می آیند. در مردم نگاری از آنچه که به عنوان اطلاعات نام برده می شود در برگیرنده ی چیزهایی می تواند باشد که با مردم، متون، اشیاء ،طرح ها ، ساختمان ها ، باغ ها، ابزارها، اسطوره ها و تکنولوژی ها در ارتباط هستند. هدف مردم نگاری بدست آوردن فهم و درک عمیق از یک وضعیت اجتماعی است و این امر نیاز به سطوحی از غوطه ور شدن در میدان به منظور مشاهده، ارتباط و مستند سازی دارد. (فلیسیتی، 1392: اینترنت)

مردم نگاری روشی مناسب برای پژوهش های اکتشافی بویژه در عرصه های ظریف از تفاوت و شباهت انسان ها و یک وسیله ای برای بهره برداری از دیدگاههای خانواده ها و جوامع در نقاط محلی که وجوه از دانش می باشد است .  مردمنگاران از اکتشافاتی و تجزیه و تحلیل اطلاعات و یافته های خود در تصمیمات سیاستی و یا نوآوری های آموزشی و شناسایی فرهنگ و … استفاده می کنند(Genzuk, 1999).

فرایندهای (مراحل ) تحقیق قوم نگارانه

در تحقیق قوم شناسی می توان مراحلي را از تعریف مسئله تا استخراج، تحلیل و جمع بندی نتایج تحقیق در نظر گرفت؛ ولی در این روش در برخی موارد مراحل با هم ترکیب می شوند. مثلا بجای تدوین فرضیه قبل از جمع آوری اطلاعات، می توان فرضيه (فرضيات) را هنگام و در حین انجام جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات صورتبندي نمود و يا، در صورت لزوم، فرضيات را در جريان تكميل فرايند تحقيق اصلاح نمود. بدین ترتیب، در این روش، همزمان و همراه با جمع آوری و تحليل اطلاعات می توان به تدوین فرضیه، اصلاح و حتی تغییر آن پرداخت. پیشرفت در تحقیق می تواند در این راه به پژوهشگر کمک کند. محقق می تواند فرضیات جدیدی را مطمح نظر قرار داده و فرضیاتی را که مورد تأیید او نیستند، حذف نماید. مثلا ممکن است فرض شده باشد: (سرمد و دیگران، 1385)

در طرح تحقیق مردم نگاری محدودیت دامنه مطالعه اتصال روش با تئوری و شیوه های جمع آوری اطلاعات بصورت روشن بیان می شود. مشخصه طرح تحقیق مردم نگاری انجام تحقیق در میدان یا تحقیق میدانی است. ویژگی های تحقیق میدانی طرح تحقیقاتی همه مردم نگاری ها را هدایت می کند. تحقیق میدانی ماهیتی اکتشافی دارد و به همین لحاظ قوم نگاران علاقه مند هستند که با پیمایشی شروع کنند که در ضمن آن موارد اساسی مانند زبان مورد مطالعه اتصالات خویشاوندی در بین آنها اطلاعات سرشماری داده های تاریخی و ساخت فرهنگ میدان تحقیق را بخوبی فراگیرند( ایمانی،1381). کار میدانی اجازه می دهد تا محقق به مشاهده و بررسی تمام جنبه های یک سیستم فرهنگی، به ویژه کسانی است که نمی تواند از طریق تحقیق یا بررسی های آزمایشگاهی مطالعه شوند بپردازد( Whitehead,Hyg: 2003)  مراحل تحقیق در مردم نگاری تا حدودی از مراحل تثبیت شده در بررسی های اجتماعی آماری متفاوت است یکی از ویژگی های خاص فرایند تحقیق  مردم نگاری انعطاف پذیری  و ترکیب پذیری آن در بکارگیری همزمان روش های مختلف تحقیق است اگرجه در این نوع تحقیق نیز از مسئله تحقیقاتی آغاز می شود و نهایتا با استخراج و ارائه نتایج توام با بحث علمی خاتمه می یابد ولی ترکیب مراحل تحقیق در صورت نیاز و حرکات بازگشتی محقق به اول و ادامه مطالعه پس از آن به فرایند تحقیق مردم نگاری جلوه خاصی داده است (ایمانی، 1381).

درباره مراحل انجام مردمنگاری چنین مینویسد: مردمنگاری دارای مراحلی کلی است که باید توجه داشت،لزوما همه مردمنگاریها، از تمام این مراحل، عبور نمیکنند: دسترسی به زمین تحقیق، بکارگیری مشارکتکنندگان، بنیان نهادن یک نقش درونی و بدست آوردن یک نگاه درونی (امیک)، تصمیمگیری درباره میزان آشکار یا پنهان بودن، ساخت گزارش، ، ایجاد تفاهم و اعتمادسازی، بکارگیری رابطهای محلی،  اطلاعدهندگان کلیدی یا همکاران تحقیق، بیرون آمدن، حفظ چشمانداز عینی(اتیک)، کسب مجدد دیدگاهی غیرخودی و بیرونی  و پرهیز از بومیشدن. در روش مردم نگاری نقشه مطالعه یک جامعه در سه بخش کلی خلاصه می شود. الف، شکل اجتماعی که شامل مطالبی مانند جمعیت، جغرافیای انسانی، فن، شکل و ساختار، ب، فیزیک اجتماعی شامل صنعت، زیبایی، اقتصاد، حقوق، مذهب و علم می باشد. ج، مسائل عمومی شامل زبان, مسائل ملی، مسائل بین المللی و علم تاریخ اخلاق عمومی هستند.

در مجموع می توان مراحل تحقیق در این روش را به شرح ذیل بیان کرد:

1- تعیین مورد مطالعه و تدوین مسئله

2- تعیین آزمودنیها

3- تدوین فرضیه (فرضیات)

4- جمع آوری اطلاعات (مشاهده، مصاحبه، مطالعه ی منابع، …)

5- تجزیه و تحلیل اطلاعات

6- جمع بندی و نتیجه گیری

7- ارائه گزارش نهایی( تحقيقاتي که با روش مردم نگاري انجام مي شوند در نهايت به ارائه تک نگاری  رسد)

1- تعیین مورد مطالعه و تدوین مسئله (گزینش و مطالعه ذهنی موضوع، گروه  یا محل مورد بررسی (گرداوری عمومی))

در پژوهش ها قوم نگاری، مانند هر پژوهش ها دیگری، ابتدا باید در مورد گزینش و گروه مورد بررسی تصمیم گیری کرد. این گزینش معمولا بر مبنای علایق گسترده و کنجکاوی بنیادی پژوهشگر صورت، می گیرد. در این مرحله میان فرض های نظری، علایق پژوهشگر و روش های پژوهشی معمولا تاثیر و تاثر متقابل برقرار است  )دانایی فرد و دیگران، 1383). محقق با اطلاعاتی در مورد زمینه ( زمان، مکان، شرکت کنندگان) و اندیشه کلی دوباره رویداد کار خود را آغاز می کند. به عبارت دیگر مسئله تحقیق در جریان اجرای تحقیق شناسایی می گردد. در اغلب موارد یک احساس شهودی منشا مسئله در تحقیق مردم نگاری است. محقق سوال های ویژه ای را که در چارچوب مفهومی می تواند تصور کند بیان می نماید. این سوال ها نقطه شروع تحقیق است: چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چرا اتفاق رخ می دهد؟ چگونه رخ می دهد؟؛ این سوال ها معرف یک تحلیل اولیه از مسئله تحقیق است. بیان این سوال ها محقق را در هدایت جریان تحقیق یاری می دهد. اما باید توجه داشت که بیان آنها نباید محدود کننده مشاهده لازم برای انجام تحقیق باشد (سرمد وهمکاران،1385 :130-129).

بنابراین از اولین گامها جهت انجام مردمنگاری، دسترسی به مردم و مکان مورد مطالعه است البته به شیوهای که مردمنگار بتواند با موفقیت، به اهدافش دست یابد. البته باید خاطرنشان ساخت که اکثر کارهای پژوهشی، ابتدا از کتابخانهها و جستجوهای اینترنتی، شروع میشوند. تامسون (1988) این مرحله را ” مرحله گرداوری کلی” نامیدهاست. در این مرحله، مردمنگاری شروع میکند به جمعآوری اطلاعات دربارهی پیشینهی موضوع پرداخته و کارهای نظری مربوط به موضوع را مطالعه نماید و البته نیز سعی میکند که دربارهی مشارکتکنندگان در تحقیق بیشتر بداند. در این حالت قدم بعدی ، دسترسی وارد شدن به زمین تحقیق میباشد که این خود شامل دسترسی به مردم مورد مطالعه است.(عرفانی،1389: اینترنت )

2- تعیین آزمودنیها و دستری و ورود محتاطانه به جامعه: قبل از اینکه مردم نگار وارد محیط پژوهش شود و پژوهش  خود را آغاز کند  ابتدا باید یک شناخت اجمالی نسبت به موضوع و محیط تحقیق داشته باشد خواه موضوع مورد. مطالعه یک قوم خاص باشد یا موضوعی بسته و کوچک تر برای این کار مردم نگار باید از نوشته ها و پژوهش های موجود و تاریخچه گروه اطلاع داشته باشد.( منادی،1386: 119)برقراری روابط خوب در زمین تحقیق، برای تحقیق مردمنگاری ضروری است، زیرا با داشتن روابط خوب با مردم، اجازه مییابید صحنههای بیشتر و مهمتر و گاه تابوییتری را مشاهده نمایید. حمایت شدن از طرف” نگهبانان دروازهها” میتواند در فراهم نمودن حمایت غیررسمی، تایید اعتبار محقق، معرفی محقق به دیگران در زمین تحقیق و هدایت محقق به سوی بینشهای جالب، بسیار کمککننده باشد. پژوهشگر رابطهای مستقیم و بیوقفه با مردم برقرار میکند و در بستر زندگی روزانه آنها قرار دارد و در انتها گزارشش را مبتنی بر احترام به تجارب انسانی مینویسد. میزان نقادانه بودن و یا پرداختن وی به تاریخ و یا جزئیات، همگی به نگاه مردمنگار بستگی دارد (عرفانی،1389).

بنابراین محقق به دنبال اسناد و مدارک موجود می رود تا مبادا مطلب مهمی را از قلم انداخته باشند. در واقع، در این بخش محقق باید پیشینة تحقیقی خود را جست و جو کند و به دنبال سرنخ های موجودی باشد که او را در حل مسئله کمک می کند. از این رو، در هر موضوع تحقیقی، گذراندن این مرحله برای پژوهشگر ضروری است (پویا و ملکی، 1391: 67)  در ضمن انتخاب گروه خاص در واقع نوعی نمونه گیری است و مسئلة بازنما بودن این گروه همچنان به قوت، خود باقی است )مک نیل، 1376)

یکی از چالشهای این مرحله-مرحله دسترسی- عبارت ست از موانعی که سد را دسترسی و ورود قرار میگیرند.باید بدانیم که برخی ویژگیهای محقق، جنسیت،مذهب، سن، قومیت بر دسترسی تاثیر بگذارند. خصوصا زمانی که ویژگی که یک گروه را از دیگر گروهها جدا میسازد مثل جنسیت( عرفانی،1389 )

3- تدوین فرضیه (فرضیات)

برخلاف روش های کمی تحقیق در روش های کیفی و مردم نگاری ، مردم نگار فرضیه مشخصی را قبل از ورودبه میدان پژوهش مطرح نمی کند، مردم‌نگاری در مطالعه توصیفی خود به طرح فرضیه و نظریه نمی‌پردازد، زیرا مردم‌نگاری، گزارش توصیفی برای بدست آوردن اطلاعات است (رنجبر وستوده،1380: 96-95). اما این بدان معنی نیست که مردم نگار فاقد فرضیه است در واقع هیچ پژوهشگری در هیچ رشته علمی نیست که تحقیقش را به سان یک لوح ننوشته آغاز کند (بیتس و پلاگ، 1389: 58) ارائه فرضیه یک فعالیت مداوم و پیوسته در تحقیق مردم نگاری است. برخلاف تحقیقات آزمایشی و غیر آزمایشی که در آنها فرضیه در ابتدا مشخص شده  و سپس مورد آزمون قرار می گیرد، تحقیق مردم نگاری بدون فرضیه  خاص شروع شده و فرضیه ها در جریان تحقیق تدوین و تغییر می یابند. اگر داده های حاصله از منابع مختلف همگرا باشند و یکدیگر را تأیید نمایند فرضیه ها ی تحقیق نیز رد نخواهد شد بدین ترتیب فرضیه سازی در تحقیق مردم نگاری یک عمل مستمر است. (سرمد وهمکاران،131:1385-130).

4- جمع آوری اطلاعات (مشاهده، مصاحبه، مطالعه ی منابع، …) ، مرحله حضور فعال و بدون تعصب محقق در محیط پژوهش  و گردآوری داده ها

این مرحله یکی از کلیدی ترین مراحل در فرایند مردم نگاری است و انتخاب روش درست در این مرحله می تواند موفقیت کلی تحقیق را به همراه آورد. در این مرحله پژوهشگر باید در ابتدا طرحی روشن و علمی داشته باشد و به صورت رسمی کار خود را آغاز کند بنابراین باید مذاکراتی را با افرادی داشته باشد  که آنها او را بپذیرند تا بتواند در آن جامعه به نگارش و ثبت وقایع مورد نظرش بپردازد .

همگان این امر را می پذیرند که قوم نگارها نیاز به گذراندن زمان بیشتر در میدان کاری دارند چون این گونه می توانند درکی عمیق و توضیحات کامل فراهم آورند.علیرغم بحث و جدل های گوناگون در مورد تجویز کردن کمترین زمان، بحث زمان همچنان در فضای امروزی مطرح است.زمان مورد نیاز در میدان بیشتر به مواردی همچون پرس و جوی اجتماعی، میزان و نوع دسترسی و میزان اطلاعات قبلی یک قوم نگار وابسته شده است. بحث ها در مورد دسترسی  همچنان  دارای اهمیت می باشند و روح ماجراجویی که همراه با گسترش اولیه ی مردم نگاری بوده است همچنان در کاربردهای معاصر این رویکرد وجود دارد.با وجود این، زمان های مسافرت به شدت کاهش یافته اند و قوم نگار امروزی می تواند پیاده، با ماشین و با هواپیما وارد یا خارج از جامعه ی مورد مطالعه شود.و قوم نگار امروزی به مانند مردم شناسان پیشین کار خود را با دانش کم شروع نمی کند. (فلیسینی، 1392)

غوطه ور شدن در میدان و مشاهده ی آنچه که مردم انجام می دهند و یا بیان می دارند به این معناست که  مردم نگاری اعمال و عناصر عملی یک محیط اجتماعی داده شده را در نظر می گیرد.جزئی از بافت و محیط اجتماعی بودن، هوشیار بودن و توانا در ثبت و ضبط گفته ها و دیده ها  مهارت های مردم نگاری هستند. از آنجایی که دلیل غوطه ور شدن در پدیده ها نزدیکی هر چه بیشتر به تجربه ی مورد بررسی می باشد، قوم نگار خواهان  غوطه ور شدن عمیق در میدان است تا بتواند صرفا از طریق بودن در آنجا (میدان) دانش و عملی در مورد جوامع بدست آورد.(پیشین )

کارمیدانی به عنوان شیوه ی اصلی جمع آوری اطلاعات در مردم نگاری باقی ماند.کار میدانی اصطلاحی است که شامل مشاهدات شرکت کننده و غیر شرکت کننده و همچنین مصاحبه است اما محدود به آنها نمی باشد. جمع آوری اطلاعات زمانی اتفاق می افتد که محقق خود را در میدان غرق کند و این بدان معناست که منابع اطلاعات و شیوه های جمع آوری آنها معمولا در همان آغاز کار تعیین و مشخص نمی شوند.به طور سنتی، کار میدانی به معنای سال ها مسافرت به میدان،مذاکره برای دسترسی، عادت کردن به گروه و ایجاد رابطه ی دوستانه برای درک فرهنگ آن جامعه از دیدگاه یک خودی می باشد.(پیشین)

مردم نگاری یک روش تحقیق علم اجتماعی است که  به شدت به تجربه شخصی، مشارکت تا جای ممکن و مشاهده به وسیله محققانی که در هنر مردم نگاری آموزش دیده‌اند متکی است. این مردم‌نگاران اغلب در گروه‌های میان رشته‌ای کار می‌کنند. نکته اصلی در مردم‌نگاری شامل یادگیری زبان و فرهنگ مورد تمرکز یک مردم‌نگار و مطالعه عمیق یک میدان و قلمرو واحد و یک آمیزه‌ای از روش‌های تاریخی، مشاهده‌ای و مصاحبه است. تحقیق اصلی مردم نگاری سه نوع از مجموعه داده‌ها را به‌کار می‌گیرد. که عبارتند از مصاحبه، مشاهده، اسناد. این خود داده‌هایی را تولید می‌کند که می‌توان به داده‌های تولید شده‌ی نقل‌قول‌ها، تعریف‌ها و توصیف‌ها، و گلچین‌هایی از اسناد که در کل یک تولید به صورت توصیف روانی است اشاره کرد. این روایت اغلب با نمودارها، دیاگرام‌ها و موارد اضافی همراه است که به محقق  مردم نگار کمک می‌کند تا داستان را بگوید(Genzuk, 1999).

                                         شکل شماره (3)

معمولا به همین منظور، قوم نگاران به مشاهده می پردازند مصاحبه می کنند و، به طور کلی، در پی آثار و شواهدی می رودند که به آن ها در حل مسئلة تحقیق کمک کند. این تنوع در روش های تحقیق به قوم نگاران اجازه می دهد تا زوایای تحقیق را به دقت بررسی و اظهارات، خود را با دقت عمل بیشتری بیان کنند.

بنابراین از آنجا که تحقیق مردم نگاری دارای اهداف و دامنه وسیعی است ، این نوع تحقیق در طرح خود از روش های گوناگون زیادی استفاده می کند. مصاحبه های نیمه ساخته ، مشاهده ی شرکت کننده ها و غیر شرکت کننده ها و جمع آوری و تحلیل متن ها ( برای مثال ، گزارشات رسانه ای و قوانین) روش هایی هستند که معمولا در مردم نگاری ترکیب می شوند.از آنجا که هدف مردم نگاری فراهم آوردن تصویر کاملی از جهان اجتماعی است، چنین منابع اطلاعاتی گوناگون و تکنیک های جمع آور ی اطلاعات به مانند میزان زمان سپری شده در میدان و نوشتن مداوم دارای اهمیت می باشند (فلیسیتی ،1392)

در  ادامه به بررسی مختصر هر یک از روش های مذکور می پردازیم:

الف- مشاهده :یکی از اصلی ترین روش های جمع آوری داده در تحقیق مردم نگاری مشاهده است. مشاهده یک فرآیند سیستماتیک است از رفتار انسان و پدیده های فرهنگی بدون بازجویی است، و برقراری ارتباط و  تعامل با  گروه در حال مطالعه است. مشاهده افراد و پدیده ها، اطلاعات مفید زیادی را در اختیار محقق قرار می دهد. (O’Grady jenn،، 2012). مشاهده به دلیل وجود نوعی مهارت صنعتگرانه در آن واقعا قابل قانون مندی نیست(ریویر،1388: 42). برای استفاده از این روش، پس از انتخاب گروه یا مؤسسة مورد پژوهش ، پژوهشگر باید تصمیم بگیرد که درباره هدف مورد بررسی چه توضیحی را به بررسی شوندگان بدهد و چگونه و به چه عنوانی وارد گروه مورد نظر شود. آیا باید به آنها آشکارا بگوید که می خواهد بررسیشان کند و یا نقش دیگری را به خود ببندد و به ظاهر هدف دیگری را دنبال کند و هرگز هدف اصلی  را آشکار نسازد )دانایی فرد و دیگران،1383) پژوهشگر قوم نگار می تواند از روش های گوناگون مشاهده با توجه به موقعیت و شرایط خود استفاده نماید مردم نگاری نه تنها متکی بر مشاهده است بلکه از تجربه شخصی و مشارکت عملی نیز بهره می برد ، استفاده از مشاهد ه توسط محققان آموزش دیده هنر مردمنگاری است (Genzuk, 1999).

مشاهده میتواند ابزار کلیدی در انجام یک کار مردمنگارانه است(اسپردلی1980). مشاهده کمک مینماید تا آنچه را مردم انجام میدهند ببینیم و نه آنچه که خود از انجام آن خبر میدهند( فليک،1388)

پژوهش مردم نگاریچون متکی بر کار میدانی است  بنابراین پژوهشگر بیشتر اوقات، خود را در میدان می گذراند و روش اصلی آن مشاهده  مشارکتی است (هومن،1385). یعنی همان مشارکت عملی محقق در فرهنگ مورد بررسی .مشاهده مشارکتی از همان لحظه ای که مردم نگار به میدان تحقیق گام می گذارد آغاز می شود و تا پایان تحقیق ادامه می یابد. (بیتس،پلاگ،1389). اما اجرای این فن می تواند به صورت ، مشاهده غیر مشارکتی نیز صورت، پذیرد. پژوهشگر در مشاهده مشارکتی به مثابه عضو کنشگر و مؤثر عمل می کند، در حالی که در مشاهده غیرمشارکتی به مثابه فردغیر عضو فقط مشاهده می کند (هومن،1385).

در مشاهده غير مشارکتي پژوهشگر بطور کامل درگیر نمیشود و تا حدی زیادی به مشاهدات خود اکتفا میکند، از مشاهده استفاده میکند اما بدون مشارکت. گاه در مردمنگاری از مشاهده بدون مشارکت استفاده میشود. « مشاهدهگر صرفا جریان وقایع را دنبال میکند. رفتارها و تعاملات بدون مداخله مشاهدهگر بههمانگونهای جریان دارند که پیش از حضور او داشتند (فلیک،1391ص241)

. دلیل اینکه گاه مردمنگار بهجای مشاهدهمشارکتآمیز از مشاهده بدون مشارکت استفاده میکند آن است که نیاز دارد تا رویدادهای مورد مشاهده را بدون تاثیرگذاری بر آنها مشاهده کند. مراحل مشاده مشارکتآمیز: مشاهده بدون مشارکت مراحلی دارد که « نویسندگانی همچون آدلر و آدلر(1998)، دنزین (1989ب) و اسپردلی(1980) از مراحل زیر در مشاهده بدون مشارکت یادکردهاند:

مراحل مشاهده بدون مشارکت:

  • انتخاب محیط ( یعنی فرایندها و اشخاص مورد نظر را کجا و کی میتوان مشاهده کرد)
  • تعیین آنچه در هر مورد و طی مشاهده باید مستند شود
  • آموزش مشاهدهگران به منظور استاندارد کردن عمل مشاهده
  • مشاهدات توصیفی که اطلاعاتی اولیه و کلی از میدان به دست میدهند
  • مشاهدات متمرکز که برجنبههای مربوط به پرسش تحقیق تمرکز دارند
  • مشاهدات گزینشی که هدفشان بهچنگ آوردن جنبههای اصلی پدیده مورد بررسی است
  • پایان مشاهده، هنگامی که اشباع نظری حاصل شده باشد. به این معنا که مشاهده بیشتر دانش بیشتری به همراه نمیآورد»(  پيشين).

مشاهده مشارکت آمیز  نيز یکی ديگر از راههای انجام مردمنگاری است، یعنی شرکت در زندگی اجتماعی جامعه مورد بررسی. در مردمنگاری بیشتر از مشاهده مشارکتآمیز استفاده میشود تا مشاهده بدون مشارکت، و دلیل آن بدست دادن فهم عمیقتر از جامعه است. دنزین این روش را چنین تعریف میکند: یک نوع استراتژی در مطالعه میدان همزمان با تحلیل اسناد و مدارک، مصاحبه با پاسخدهندگان و مطلعین، مشارکت و مشاهده مستقیم و دروننگری( عرفانی ، 1389) بنابراین مشاهده مشارکتی همیشه روش اصلی قوم نگاران بوده است اما گاهی به جای مردم نگاری یا کار میدانی آورده می شود، که  گمراه کننده است. از این رو باید یادآوری کرد که مشاهده مشارکتی فقط یکی از روش های گردآوری داده هاست و تمام روش هایی را که در تحقیق میدانی استفاده می شود در بر نمی گیرد ( مک نیل ، 1376)

مراحل مشاهده مشارکتآمیز:

اسپردلی(1984) برای مصاحبه مشارکتآمیز، سه مرحله برمیشمارد که این مراحل عبارتند از:

  • مشاهده توصیفی: این اولین مرحله در مشاهده مشارکتآمیز است و طی آن محقق بطور کلی با جامعه

مورد تحقیق آشنا میشود و میتواند توصیفی کلی از آن ارائه دهد.

  • مشاهده متمرکز: در این مرحله بر مشکلات و مسائلی که برای سوالات تحقیق شما مهمترند، تمرکز مییابید.
  • مشاهده گزینشی: مرحله پایانی مشاهده است و در این مرحله شواهد و مثالهای بیشتری منتج از مشاهدات خویش، مییابید (فلیک،1391: 246-247)

نوع دیگری ازمشاهده ، مشاهده آشکار و پنهان است، این دو نوع مشاهده ناظر به این است که آیا

آزمودنی  ها از حضور پژوهشگر آگاه هستند یا اینکه هدف واقعی مشاهده کننده مخفی است )دانایی فرد و دیگران، 1383)

به بیانی دیگر، پژوهشگر باید تصمیم بگیرد که اعضای گروه را در جریان پژوهش  خود بگذارد و یا اینکه اعضای گروه از وجود آن بی خبر باشند. در واقع، هنگامی که مشاهده آشکار باشد، در هر دو نوع مشاهده مشارکتی و  غیر مشارکتی امکان واکنش وجود دارد )هومن،1385)

برای استفاده از مشاهده پنهان دو دلیل عمده وجود دارد:  نخست اینکه استدلال می شود، اگر افراد بدانند که

تحت مشاهده هستند، به طوری کاملا  متفاوت، عمل می کنند؛ از این رو، اگر مشاهده به صورت، طبیعی صورت، نگیرد، میزان روایی طبیعی تحقیق کاهش می یابد. همچنین در گونه های متعدد مردم نگاری نوعی وسواس برای حذف آشکار پژوهشگر بر داده ها وجود دارد )دانایی فرد و دیگران، 1383)

از این رو مشاهده مستقیم در مردم نگاری حائز اهمیت است و در چنین شیوه ای پژوهشگر به طور مستقیم رفتار آزمودنی  ها را مشاهده می کند و به سخنان آن گوش فرا می دهد. ولی محقق قوم نگار ممکن است، برای دسترسی به اطلاعات، اولیه، به مشاهده غیرمستقیم رویداد نیز بپردازد، که فردی مطلع به صورت ،

شفاهی و یا نوشتاری به وی می دهد  )دانایی فرد و دیگران، 1383).

ممکن است نقش مشاهده گر به مثابه مشارکت کننده به طور خاص بر مصاحبه با مطلعان درباره رویدادهایی که پژوهشگر نمی تواند آن ها را مشاهده کند، متکی باشد. همچنین ممکن است مشاهده کننده ای به طور خاص بر استفاده از مستندات، متنوع سازمانی یا داده های دست دوم برای تکمیل داده های دست اول گردآوری شده از طریق مشاهده متکی باشد. با این حال، تمامی حالات مفروض بیانگر این امر است که محقق باید انتخاب کند که براین جمع آوری اطلاعات، کدام رویکرد را برگزیند(پیشین)

یکی از چالش های  پیش روی این روش ترکیب مشاهده و مشارکت است. از این رو مشارکت همیشه این خطر را در بر دارد که محقق ممکن است به فردی بومی تبدیل شود. این نگرانی، که از خود انسان شناسان سرچشمه می گیرد، ممکن است منجر به این شود که محقق در زندگی مردم مورد بررسی بیش از اندازه درگیر شود و، در نتیجة آن، فاصله ای را که بخش ضروری نقش مشاهده گر مشارکت کننده است از دست بدهد و نتواند، به مثابه فردی بیرون از گروه، واقعیتها را به خوبی منعکس کند )مک نیل، 1376 )البته اینکه تا چه حد پژوهشگر به مشارکت کننده ای کامل تبدیل شود بستگی به ماهیت گروه مورد بررسی دارد. البته باید اشاره کرد که بسیاری از قوم نگاران معتقدند که برای بررسی گروه باید به یکی از اعضای آن گروه تبدیل شد. آن ها بیان می کنند که پژوهشگر قوم نگار باید هم زمان در داخل و خارج از گروه قرار گیرد تا بتواند کار خود را به درستی انجام دهند. (پیشین).

هر کدام از انواع مشاهده دارای فرایند خاص خود می باشد که در این مقاله فرصت پرداختن به آنها وجود ندارد و هر کدام مطالعه جداگانه ای  را می طلبند. در اینجا فقط به عنوان یکی از ابزار جمع آوری داده ها در تحقیقات مردم نگاری به طور مختصر به آن اشاره شده است.

مسائل مورد مشاهده در مردم نگاری :

طبیعی است که بسته به محیط پژوهش و اهداف آن مسائل گوناگونی ممکن است که مورد توجه پژوهشگر قرار بگیرد. ما در اینجا به نمونۀ کاملی از مسائلی که می بایست مورد توجه مردم نگار قرار بگیرد, با استفاده از کتاب جامع مارسل موس در این زمینه, اشاره می کنیم که عبارتند از : فیزیک اجتماعی, صنعت جامعه, زیبایی شناسی جامعه, پدیدۀ اقتصادی, پدیدۀ حقوقی, پدیدۀ اخلاقی, پدیدۀ مذهب, تفریحات یا پدیدۀ فرهنگی و پدیدۀ دفاعی و کنترل اجتماعی(منادی،1386)

مصاحبه   : مصاحبه های عمیق ابزار دیگری برای کارمیدانی هستند و گوشت و خون تحقیق مردمنگاری به شمار می آید.( بیتس و پلاگ، 1389)  مصاحبه مهم ترین تکنیک گردآوری داده ها برای مردم نگار است و زمینه گسترده ای از انچه که مردم نگار می بیند وتجربه می کند را توضیح می دهند(بهرام پور،1387).

مصاحبه  جریان مبادلة واقعی است که، طی آن، مخاطب محقق دریافت ها و برداشت هایش را از رویداد یا از وضعیت بیان می کند، تجرباتش را در میان می گذارد،  تفسیرهایش را از مسئله بیان می کند، در همان حال، محقق با طرح پرسشهای باز و با واکنشهایش این بیانات را تسهیل می کند و نمی گذارد آن ها از هدف های تحقیق دور شوند و به مخاطبش  اجازه می دهد به مراتب بالاتری از حقیقت برسد )کیوی و کامپنهود، 1389)

در مصاحبه قوم نگارانه مشکل اصلی این است که چگونه گفت و گو هایی را که در میدان پیش می آیند به مصاحبه تبدیل کنیم که در آن شرح تجربیات خاص افراد با موضوع به شیوۀ سیستماتیک هم سو شود . از آنجا که این روش چهارچوبی باز دارد ،مسئلۀ عمومی نحوۀ آغاز و تداوم موقعیت مصاحبه بیش از پیش مطرح می شود . مصاحبه انواع مختلفی دارد که ازجمله آنها عبارتند از ، ساخت یافته، نیمه ساخت یافته غیر رسمی و مصاحبه گذشته نگر. انواع مختلف مصاحبه ها چه برای گردآوری اطلاعات و چه برای تحلیل در مردم نگاری مورد استفاده قرار می گیرد(بهرام پور،1387)

در شبیه سازی موقعیت های مصاحبه ضبط می شوند (در صورت امکان به صورت ویدیوئی ).سپس اشتباهات نحوه استفاده از راهنمای مصاحبه ،شیوۀ طرح و تغییر موضوع بحث، رفتار غیر کلامی مصاحبه گر، واکنش شان به مصاحبه شونده ارزیابی می شوند.این ارزیابی از آن جهت انجام می گیرد که نحوۀمداخله وهدایت مصاحبه توسط مصاحبه گران با یکدیگر قابل مقایسه باشند.این عمل اجازه می دهد که مشکلات به ا صطلاح “فنی” (نحوۀطراحی و اجرای مصاحبه )را مد نظر قرار دهیم و راه حلی برای مصاحبه های بعدی بیابیم. هرمانس برای آماده سازی و اجرای خود مصاحبه پیشنهادات سودمندی ارائه کرده است.او کنش متقابل مصاحبه را به منزلۀ شکل گیری یک نمایش می داند و به عقیده او وظیفه مصاحبه گر این است که چنین امری را تسهیل کند. او همیچنین به مصاحبه گران هشدار می دهد که در طول مصاحبه چندان نگران استفاده از دستگاه ضبط صوت نباشد. در سؤال های تحقیق به جای استفاده از مفاهیم علمی زبان روزمره را به کار گیرید .کشف مفاهیم نظری و استفاده از  مفاهیم علمی  به کار تحلیل داده ها می آیند. اگر هدف از گرد آوری داده ها دست یابی به گزاره هایی عینی دربارۀ یک موضوع است، مصاحبۀ نیمه ساخت یافته روش اقتصادی تری است ( فلیک،1391)

مطالعه اسناد و مدارک

مهمترین اسناد و مدارکی که معمولاً در مطالعه و تحقیق مردم نگاري مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از:

اسناد مکتوب: یکی از راه‌های جمع آوری اطلاعات در یک جامعه، استفاده از قباله‌ها، عقد نامه‌ها، قراردادها و بطور کلی همه اسناد مکتوب است. این اسناد و مدارک نه تنها می‌تواند راهنمای مطالعه در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، خویشاوندی و اعتقادی باشد، بلکه در تحقیقات مردم نگاری نیز نقش بنیانی دارد.

مدارک شفاهی: یادداشت کردن اطلاعات شفاهی، افسانه‌ها، قصه‌ها، حوادث تاریخی و سایر جنبه‌های دانش عامه از جمله روش‌های جمع آوری اطلاعات است که گاه حائز کمال اهمیت است.

عکس و صدابرداری: تکنولوژی جدید دو امکان دیگر به ثبت و ضبط وقایع و امور تحقیقاتی افزوده‌است. فیلمبرداری از حرکات و حالات، امکان دیگری در بیان و تفسیر موضوعات مردم نگاری است و تهیه فیلم‌های مردم نگاری، کوششی مؤثر در شناختن و شناساندن جنبه‌های تکنیکی و تظاهرات فرهنگی جامعه ‌است (روح الاميني ، 1377) در مردمنگاری عکس باید بخشی از یک استراتژی تحقیقاتی بزرگتر و نه یک روش مستقل باشد. همانطور که قبلا گفته شد، مردم نگاری نمی تواند تکرار شود، روش های دیگر جمع آوری داده ها باید مورد استفاده قرار گیرد مردمنگاری عکس اغلب به عنوان پژوهش سازنده استفاده می شود، برای کمک به به دست آوردن درک بهتری از نیازها و رفتار مخاطبان در نظر گرفته شده است. از این نوع مطالعه می توان به عنوان یک روش در حل مشکل  استفاده می شود (OGrady jenn،، 2012).

تجزیه و تحلیل و تفسیر داده های مردم نگاری

در مردم نگاری  فرضیه ها با استفاده از روشهای آماری آزمون نمی شوند. با این وجود، برخی از شاخصهای آماری نظیر نسبت و درصد، بر اساس طبقه بندی اطلاعات بدست آمده، محاسبه می شوند. در این روش تجزیه و تحلیل به میزان بسیار زیادی بر توصیف استوار است. بنابراین اغلب از شاخصهای آمار توصیفی استفاده می شود. استخراج نتایج نیز یک عمل ترکیبی است. یعنی اینکه این فعالیت پژوهشی با سایر فرایندها- به ویژه با کارهای میدانی- ترکیب می شود. فرضیه های آزمایشی، نظریه ها، و تبیین ها در طول کارهای میدانی حاصل می شوند و محقق مردم نگار  نباید در استخراج نتایج نهایی شتاب زده عمل کند. در واقع تحقیق قوم شناسی به بینش، بازنگری و تفکری مجدد پیرامون نتایج بدست آمده در مراحل اولیه، احتیاج دارد (سرمد و دیگران،1385)

در فاصله میان روش های مردمنگارانه مرحله اساسی وجود دارد که همان تفسیر نتایج است . در این مرحله ضرورت دارد که فرضیاتی ساخته شوند و دلایلی برای آنها ارائه گردد(حسنی، 1389)

تفسیر نتایج تحقیق جنبه ی اصلی فرآیند تحقیق است. تأکید مردم نگاری بر روی تکنیک های توصیفی، منابع اطلاعاتی گوناگون و شیوه های گوناگون جمع آوری اطلاعات به معنای این می باشد که برای بررسی تجلی ها و اعمال سازنده ی جوامع مدرن ، دیدگاه های وسیع و زیادی کارایی دارند .بنابراین، قوم نگارها چارچوب های نظری مختلفی را استفاده می کنند تا با آنها کشفیات تجربی را تفسیر کنند..فرو رفتن و غرق شدن آگاهانه ی یک قوم نگار در جامعه ی مورد تحقیق می تواند دستیابی به تحقیق را آسان نماید.توصیفی که ویژگی های کلی نگرانه ،تجربی و محسوس یک مکان و افراد را بیان می دارد.به همین دلیل است مردم نگاری در مطالعاتی همچون روابط متقابل اجتماعی، تعامل سمبلیک و پدیدار شناسی مفید بوده است.  منبع

بنابراین در مردم نگاری  پس از اینکه محقق داده ها و اطلاعات خود را  از طرق مختلف بدست آورد  وارد مرحله تحلیل اطلاعات می شود .تحلیل یکی از جذاب ترین مراحل مردم نگاری است تحلیل از لحظه ای که مردم نگار یک مسئله را برای مطالعه انتخاب می کند شروع و تا پایان آخرین کلمه در نوشتن گزارش نهایی مردم نگاری ادامه می یابد. مردم نگاری متضمن سطوح مختلف تحلیل است برخی از سطوح ساده و غیر رسمی است اما برخی دیگر مستلزم پیچیدگی های آماری است تحلیل مردم نگاری در سراسر تحقیق تداوم دارد(بهرام پور،1387)

در تحقیق قوم نگاری، تحلیل عبارت، است از تنظیم داده های حاصل از مشاهده، مصاحبه ، اسناد و مدارک و سایر منابع در مقوله های مورد نظر و یافتن رابطه ای میان آنها. این عمل شامل بررسی منظم، بینش خلاق و نیز توجه دقیق به اهداف پژوهش ها است. این مرحله از تحقیق فرایندی تفسیری و مفهومی است. این فرایند با جمع آوری داده های  خام و به دست آوردن بینش تصویری کلی از تحقیق آغاز می شود. تجزیه و تحلیل فرایند سازماندهی به الگوهای ذهنی، دسته بندی داده ها و توصیف اطلاعات، است. در این مرحله باید تمامی

کلمات لحن ها، پاسخها، عکس العمل ها، تکرارها و دیدگاه ها لحاظ شود. همچنین در این بخش باید اطلاعات ،غیرضروری را نیز حذف کرد .  (پویا و ملکی ،1391: 75 ) تحلیل در مردم نگاری دارای دو معنی است.یکی تحلیل توصیفی است که عبارت است از ساختن مقولات پیچیده قابل درک از طریق تقلیل دادن آنها به اجزا مختلفشان. تحلیل دیگر ساختن مقولات پیچیده و قابل درک  با نشاندادن اینکه چگونه اجزا طبق برخی قواعد کاملا با یکدیگر تناسب دارنداین تحیلی نظری از پدیده هاست . در مردم نگاری هر دو نوع تحلیل مدنظر است(بهرام پور،1387). تحلیل محتوا یکی از تکنیک های مهم مورد استفاده در تحلیل داده ها در مردم نگاری است

فرایند تحلیل و تفسیر شامل آزمون و بررسی علمی، نظرگاه خلاق و توجه دقیق به فرایند تحقیق مطالعه است. تحلیل و تفسیر از نظر مفهومی فرایند جداگانه‌ای است. فرایند تحلیل با گردآمدن مواد خام و تبدیل آن به تصویر کلی و اجمالی از آن فرایند کامل است. نقش محقق در تحلیل هم گذاری یا روی هم گذاشتن داده‌های خام در قالب یک توضیح تفسیری و نهایی است. تحلیل فرایند به نظم درآوردن داده‌هاست. در واقع سازمان دادن داده‌ها در قالب الگوها، مقولات و واحدهای توصیفی اساسی است. فرایند تحلیل شامل ملاحضات روی کلمات، لحن و بیان موضوع، متن، سازگاری و هماهنگی درونی، فراوانی، وسعت، اختصاصی بودن پاسخ‌ها و ایده‌های بزرگ است. استراتژی کاستن داده‌ها در تحلیل ضروری است (حسنی، 1389) به این معنی که محقق در گزارش جامع خودش باید به میزان زیادی از اطلاعات بکاهد ، این فرایند به عنوان عذاب حذف برای محقق نامیده می شود در واقع این حذفیات مطالبی است که می باید در تحقیق وجود داشت باشد اما محققان فقط به دلیل حوصله خوانندگان آن را حذف می کنند (Riemer,2008)
تفسیر شامل ضمیمه کردن معنا و مفهوم به تحلیل است. در واقع در تفسیر، الگوهای توصیفی تشریح می‌شود و روابط و به هم پیوستگی در میان ابعاد توصیفی جستجو می‌شود. زمانی که این فرایندها کامل شده‌اند محقق بایستی تفسیرها و نتایج خود را گزارش کند. هر پژوهش مردمنگاری معمولا ]اگر با تفسیر همراه نباشد [ با نگارش یک تک نگاری به پایان می رسد بهترین تک نگاری آن است که توصیفی و تشریحی بوده ودر آن واحد هم در نوع خود منحصر به فرد باشد و هم قابل مقایسه با تک نگاری دیگر یعنی بتواند در خود خاص بودن و عام بودن را ترکیب کند (ریویر ،1388).

اعتبار درونی و بیرونی تحقیق مردم نگاری

در آخرین مرحله، هنگام انتشار یافته های تحقیق، محقق باید بیشترین دقت و اخلاق را برای افزایش اعتبار کار خود به کار گیرد. آزمون اعتبار توصیف قوم نگاری این است که آیا موضوع های مورد تحقیق این توصیف را به مثابه شرح راستین شیوه زندگی شان می پذیرند یا خیر. محقق نباید هر گونه پیش فرضی را بر موضوع مورد بررسی ا ش تحمیل کند؛ وی باید اجازه دهد که نظریه یا فرضیه اش را بر پایه  آنچه مشاهده و ثبت کرده است شکل گیرد )مک نیل، 1376 )

بدین صورت، است که روایی و اعتبار تحقیق قوم نگاری افزایش می یابد. در واقع، می توان گفت قوم نگاری از لحاظ روایی و یا همان اعتبار طبیعی بسیار قوی است. بدین معنا که این تحقیق به شدت، بر تثبیت و نگهداری شرایط طبیعی در تحقیق تاکید می کند. به هم منظور، برای محقق دستورالعمل هایی صادر می شود که، با رعایت آنها و به ویژه با توجه و تاکید بر اخلاق علمی و بدون تعصب ورزی و  پیش داوری، شرایط طبیعی محفوظ می ماند و اعتبار طبیعی تحقیق افزایش می یابد (پویا و ملکی،1391).

تحقیق مردم نگاری دارای یک نقطه ضعف اصلی مربوط به قابلیت اطمینان است. این مشکل  در ارتباط با تکرار پژوهش مردم نگاری است، زیرا رویداد در محیط طبیعی نمی تواند تکثیر شود. همچنین یک مشکل اصلی در برخورد با اعتبار وجود دارد؛ بر خلاف پژوهش های دیگر که در آن پژوهشگر حداکثر می توانند متغیرهای خارجی را کنترل نماید ، در پژوهش قوم نگارانه این قابلیت وجود ندارد زیرا تحقیقات در محیط طبیعی و در یک مدت زمان طولانی با  مشاهده انجام شده است (Nurani,2008) نتایج حاصل از پژوهش مردم نگاری است اغلب به عنوان غیر قابل اعتماد و فاقد اعتبار و تعمیم در نظر گرفته شده است. (Neuman،2007)

بنابراین مردم نگاری با ضعف در پایایی  و تعمیم حداقل دریاقته های خویش رویرو است به هرحال از دید منتقدان مردم نگاری تکرار این نوع تحقیق برای باز سنجی توصیف و نتیجه گیری های آن هیچ راهی وجود ندارد به همین لحاظ داوری درباره اینکه آیا محیط اجتماعی یا مردم مورد مطالعه نمونه یا باز نمای جامعه بزرگتری هستند امکان پذیر نیست ( ایمانی،1381: 56)

مرحله نوشتن گزارش تحقیق و نتیجه گیری

برخلاف تحقیقات آزمایشی وغیر آزمایشی، در این تحقیقات نتیجه گیری پس از هر مرحله از مشاهدات ودر جریان تحقیق صورت می گیرد. مردم نگاری ممکن است در تحقیقات بنیادی، کاربردی وتحقیق وتوسعه بکار رود»(سرمد وهمکاران،131:1385). نوشتن توصیف مردم نگاری،آخرین فراورده تحقیق است. تحقیق میدانی به یک مسافرت علمی شباهت دارد که نگاشتن مردم نگاری پایان آن است. محقق، به زمینه های فرهنگی نا آشنا مسافرت می کند و برای درک آن هفته ها، ماه ها یا حتی سالها وقت صرف می کند. او گوش فرا می دهد، مشاهده می کند و در فعالیت ها شرکت می کند تا بفهمد که مردم تجربیات خود را چگونه سازمان می دهند و چه تعاریفی از آنها ارائه می کنند. سپس او باید در جهت عکس حرکت کند. یعنی پس از درک آن فرهنگ خاص،  داده هایی را که جمع آوری کرده است به شیوه ای توصیف کند تا برای آنهایی که با آن فرهنگ آشنا نیستند قابل فهم باشد. یک مردم نگاری نوشته شده چنین برگردانی است، این نوشته، مفاهیم موجود در آن فرهنگ را با واژگانی که برای خواننده معنی دار است، بیان می کند و این نوشته، مثل هر ترجمه ای ناقص است. زیرا هیچوقت که معانی مفاهیم، در دو فرهنگ جداگانه، دقیقاً مثل هم نیستند. یک مردم نگاری خوب می تواند با زحمات زیاد خوانندگان را با معرفت فرهنگی یک گروه بیگانه آشنا سازد»(اسپردلی و مک کوردی، 1386 : 133) در واقع نوشتن گزارش همان شرح داستان است.

مزايا و معايب تحقيق قوم نگاری

مزايا

  • مشاهده مستقيم: به جای استفاده از اطلاعات دست دوم به مجموعه يافته ها از ميدان تحقيق که از اعتبار بالايی برخوردار است بررسی شود.
  • تجربی: مردم نگاری بر اساس ارتباط مستقيم با مردم و حضور فعال محقق در مناطق مورد مطالعه از پايه تجربی نسبتاً قوی برخوردار است.
  • اتصال با تئوری: مردم نگاری می تواند با هدف توصعه تئوری که همان بستر سازی برای شکل گيری تئوری بنيادی است و يا حق آزمون تئوری در ميدان تحقيق اجرا شود.
  • اطلاعات جزئی شده: در فرآيند تحقيق مردم نگاری اطلاعاتی ارائه می شود که به لحاظ جزئی و عميق بودن بسيار غنی می باشند. اين اطلاعات واقعيات پيچيده را به صورت دقيق منعکس می سازد.
  • جامع نگر: مردم نگاری در صدد ارائه تبيينی جامع و کل گرايانه از وقايع است اين نوع تحقيق بر روابطی متمرکز است که در زير سطح ظاهر پنهان شده اند.
  • ادراک کنش گران: همه چيز از زاويه ديد کنش گر مطالعه می شوند.
  • اعتبار اکولوژيکی (طبیعی): بدين معنا که اين تحقيق به شدت در تثبيت و نگهداری شرايطی طبيعی در تحقيق تاکيد دارد.
  • ديد انسان گرايانه: اساساً با تمايلات انسان گرايانه انجام می شود.

معايب تحقيق قوم نگارانه:

  • فشار در رويکرد تحقيق: ناشی از دو اصل
  • الف) طبيعت گرايی
  • ب) انعطاف پذيری
  • محقق از يک طرف به طور واقعی تحقيق در صدد يک توصيف کامل و جزئی از پديده فرهنگ به صورت کاملاً طبيعی است و از طرف ديگر چون انعطاف پذيری تحت تاثير شخصی محقق در کل تحقيق است. محقق تمام تلاش را برای بهينه کردن انعکاس واقعيت می کنند که تا حدی موجب خطا می شود.
  • توصيف: اگرچه مردم نگاری می تواند يک تصوير روشن و دقيق از واقعيت مورد مطالعه را منعکس سازد ولی به هر صورت باقيماندن بر اين امر را اتوصيف به معنای ضعف در ترسيم ساختار نظام اجتماعی است به نحوی که اجزای مورد مطالعه در يک ارتباط منظم به تحليل تئوريک ساختار بپردازند.
  • پايايی: مردم نگاری با ضعف در پايايی و تامين حداقل دريافتهای خويش روبروست. به همين لحاظ داوری در اين باره که آيا محيط اجتماعی با مردم مورد مطالعه، نمونه يا بازنمای جامعه بزرگتر هستند امکان پذير نيست.
  • اخلاق تحقيق: رعايت اخلاق تحقيق در مردم نگاری پيش از تحقيقات ديگر مورد تاکيد قرار گرفته است. به همين لحاظ انجام دقيق تحقيق را با مشکل روبرو ساخته است. مسلماًً آقای محقق بر تعصبات خود و جلوگيری از ورود آن به تحقيق و رعايت حريم خصوصی مشاهده شونده ها امری دشوار در تحقيق مردم نگاری به شمار می رود.
  • یکی دیگر از معایب از روش مردم نگاری است که زمان آن طولانی  است برخی از محققان معتقدند مردم نگاری حداقل به مدت شش ماه تا دو سال طول می کشد. در این دوره، چیزهای بسیاری وجود دارد که ممکن است رخ دهد، از مسائل شخصی گرفته تا مسائل حرفه ای،که می تواند مطالعه را به خطر اندازد. ترجمه
  •   – تحریفات حین جمع آوری اطلاعات رفتار اجتماعی: مهمترین تحریفات در مطالعات علمی رفتار اجتماعی، در حین جمع آوری اطلاعات رخ می دهد. در حد حاصل بین رویداد رفتار اجتماعی (اینکه مردم چه می کنند و چه می گویند) و توصیف و توضیح محقق از آن رویداد ها، یک عامل مهم وجود دارد و آن خود محقق است. عینی بودن به طور کامل شاید از یک مشاهده گر خداگونه برآید اما این کار از انسان ساخته نیست. در هر تحقیقی همیشه مشاهده انتخابی و تعبیر و تفسیر انتخابی در کار است و «حوادث واقعی» را به «واقعیاتی» که محقق بر مبنای آنها شرح و توصیف خود را ارائه می دهد، تغییر می دهد(اسپردلی و مک کوردی، 1386: 35).

نقد و بررسی روش مردم نگاری
گاه به مردم شناسی ایراد می گیرند که بیش از اندازه دست به تفسیر می زند و معنایی را به پدیده ای تحمیل می کند و گاه برعکس به او ایراد می گیرند که به اندازة کافی تفسیر نمی کند و خود را به توصیف تجربی امور اجتماعی بدون استناد به دلایل و شرایط آنها محدود می سازد. در واقع، تفسیر مردم شناختی باید تفسیر بومی را پشت سر گذاشته و حتی آن را نفی کند و یا لااقل بتواند دست به بازسازی آن در شبکه های معنایی دیگر بزند. در نقدهای قرن 20 یکی از مهمترین مباحث تک صدایی بودن کارهای سنتی مردم‏نگاری است که ناشی از روح پوزیتیویستی بود. یعنی محقق تنها سخنگوی متن محسوب می‏شود و همه چیز بواسطه بیان او توصیف می‏شود و واقعیت پیدا می‏کند، اما در کارهای اخیر انسان‏شناختی تاکید بر صدای موضوع و چند صدایی بودن متون مردم‏نگارانه سبب شده که از انسان‏شناسی دیالوگی یا متون چند صدایی صحبت شود و مردم‏نگاران به مثابه واسطه‏های فرهنگی، واسطه‏ای برای رسانیدن این صداها به مخاطبانشان باشند.
اما در مجموع باید پذیرفت درک عمومی از مردم‏نگارای به مثابه توصیف عینی صرف، بیشتر به یک اسطوره خیالی شباهت دارد تا واقعیت. چرا که هرگونه مواجهه با موضوع مستلزم فهم و تفسیری از آنست و هرگونه توصیف نیز بر مبنای رویکردهای نظری و مفهومی ضمنی و صریح انجام می‏گیرد.

  به تجربه ثابت شده است که مردم نگاران در گذر از این روش به اطلاعات بسیار دقیق و عمیق علمی دست یافته اند. به طوری که این نوع داده ها قابل مقایسه با داده هایی که به کمک روش های دیگر بدست آمده اند، نمی باشند. در مواقعی این اطلاعات فقط جنب، شناخت داشته، بنابراین، برای جامع، علمی مفید بوده اند.  مردم نگاری در صورت خوب اجرا شدن می تواند از سویی، در فهم بسیاری از نکات خوب فرهنگ جامعه که صورت می گیرد (بدون اینکه کنشگران آن عمل شناختی در مورد علل وجودی آنها داشته باشند) و از سوی دیگر، نکات منفی که باعث بی هنجاری و ناامنی و در نهایت مانع پیشرفت و توسعه جامعه می شود، مفید باشد

 از نتایج تحقیق مردم نگاری این است که اطلاعات فرهنگی جامع و غنی که بدست می آید می تواند به غیر از نوشته های علمی اساسی هر نوع نوشته ای نیز باشد. همچنین مردم نگاری می تواند زمینه ای برای ایجاد دگرگونی اجتماعی باشد.

منابع:

–  Briggs, Daniel (2011). Emotions, ethnography and crack cocaine users. Emotion, Space and Society, 5(1), 1-12.

– Genzuk,Michael.(1999), “A Synthesis of  Ethnographic Research”, Center for Multilingual, Multicultural Research, University of Southern

– Jenn,ken Visocky Ogrady(2012), strategy: ethnographic research  methods of research, http://www.rockpaperink.com/content/article.php?id=1039

-Loshini Naidoo ,(2011),Ethnography:An Introduction to Definition and Method, University of Western Sydney, Sydney, NSW Australia

-Neuman, I. (2007/1997),”Basic Of social researchqualitative and quantitive approach”, second edition, allyn and Bacon

– Nurani, Lusia Marliana.(2008),”Critical Review OF Ethnographic Approach”,Jurnal Sosioteknologi Edisi 14 Tahun7

Riemer, Frances J. (2008). Ethnography Research (Chapter 11). Lapan.

Tony L. Whitehead,MS.Hyg.2003 WHAT IS ETHNOGRAPHY Methodological, Ontological, and Epistemological Attributes,

  • ازكيا ، مصطفي. دربان آستانه، علي رضا (1389). روشهاي كاربردي تحقيق. تهران، انتشارات كيهان، چاپ دوم، جلد اول

  • اسپردلی و مک کوردی (1386). پژوهش‌فرهنگی‌: مردم‌نگاری‌در جوامع ‌پیچیده‌، ترجمه بيوک محمدي، موسسه مطالعات‌وتحقیقات‌فرهنگی‌(پژوهشگاه‌)، تهران، چاپ دوم

  • استونز راب(1390). متفکران بزرگ جامعه شناسی، ترجمه مهرداد میردامادی،تهران ، نشر مرکز، چاپ هفتم

  • ايمانی، محمدتقي(1381). تحقيق قوم نگاري در رويكردهاي كمي و كيفي تحقيق ، نشريه دانشکده ادبيات و علوم انساني تبريز، شماره 45، صص 62-37

  • بارکر،کریس(1387). مطالعات فرهنگی،ترجمه مهدی فرجی و نفیسه حمیدی،تهران انتشارات پژوهشگاه

  • ببی، ارل (1385). روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، رضا فاضل، تهران، انتشارات سمت، چاپ سوم، ج اول

  • بهرام پور،1387شعبانعلي (1387). مردم نگاری و کاربرد آن در ارتباطات فصلنامه رسانه ،  شماره 73

  • بیتس دانیل ، پلاگ فرد(1389). انسان شناسی فرهنگی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی ، چاپ هشتم

  • بیرو، آلن.(1370). فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، تهران: موسسه کیهان، چاپ دوم.

  • پلتو پرتی ژ،(1375). روش تحقیق در انسان شناسی، ترجمۀ محسن ثلاثی. انتشارات علمی. تهران.

  • پویا علیرضا، ملکی زینب(1391). راهبردهای کیفی پژوهش قومنگاری : مفهوم پارادایم ویژگی ها و مباحث تکمیلی، فصلنامه توسعه سازمانی پلیس، شماره 41، صص 87-61

  • تنهایی حسین ابوالحسن (1379). درآمدی برمکاتب و نظریه های جامعه شناسی، تهران نشر مرندیز ، چاپ چهارم

  •  حسنی، (1389). اتنوگرافی، ملاحظه شده در سایت انسان شناسی به آدرس  http://www.anthropology.ir

  • دانایی فرد، حسن ؛ سیدمهدی الوانی و عادل آذر (1383). روش شناسی پژوهش های کیفی در مدیریت: رویکردی جامع، تهران ، انتشارات صفار

  • دقتی نجد، محمد صادق.(1387). قلمرو و موضوعات مردم نگاری، تهران: موسسه فرهنگی و هنری میراث فردا، جلد اول.

  • رحمانی جبار( 1385). مردم نگاري، ملاحظه شده در سایت انسان شناسی به آدرس  http://www.anthropology.ir

  • ریتزر جورج(1384). نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی ، چاپ دهم

  • رنجبر، محمود و ستوده، هدایت الله (1380). مردم‌شناسی با تكیه بر فرهنگ مردم ایران، تهران، انتشارات دانش آفرین

  • روح الامینی، محمود(1380). مبانی انسان شناسی گرد شهر با چراغ، تهران ، انتشارات عطار، چاپ هفتم

  • ریویر کلود( 1388). درآمدی بر انسان شناسی، ترجمه ناصر فکوهی ،تهران، نشر نی، چاپ هشتم

  • سرمد، زهره، الهه حجازی و عباس بازرگان (1385). روش هاي تحقيق در علوم رفتاري، تهران، انتشارات آگاه، چاپ نهم

  • شریفی، حسن پاشا و نسترن شریفی (1380). روش های تحقیق در علوم رفتاری ، تهران انتشارات سخن

  • عرفانی سامال (1389). روش مردم نگاری، ملاحظه شده در سایت انسان شناسی به آدرس  http://www.anthropology.ir

  • فاضلی ، نعمت الله ،طالبیان، حامد (1391). مصرف فرهنگی اینترنت و شکل نگرفتن هویت مجازی، فصلنامه مطالعات فرهنگ و ارتباطات  سال سیزدهم شماره نوزدهم ، صص 90-55

  • فکوهی ناصر(1385). پاره های انسان شناسی، مجموعۀ مقاله های کوتاه، نقدها و گفت و گوهای انسان شناختی، نشر نی، تهران.

  • فلیسیتی پيکن (1392 ). مردم نگاری، ترجمه مصطفی صداقت رستمی، ملاحظه شده در سایت انسانشناسی به آدرس  http://www.anthropology.ir

  • فلیک اووه(1391). درآمدی بر تحقیق کیفی ،ترجمه هادی جلیلی ،تهران، نشر نی، چاپ پنجم

  • قرائی مقدم، امان الله (1374). مبانی جامعه‌شناسی، تهران، انتشارات ابجد

  • کیوی، ریمون و لوک‌وان کامپنهود( 1389). روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه عبدالحسین نیک‌گهر، تهران، توتیا، ، چاپ پنجم،.

  • ميره جيني همايون (1387). بررسي و شناخت مردم شناسي شهرستان فومن

  • مک نیل،پاتریک (1376).روش های تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمة محسن ثلاثی، تهران، انتشارات آگاه

  • منادی مرتضی(1386 ). مردم نگاری، فصلنامه حوزه و دانشگاه ، سال 13، شماره 51 ، صص 130-111

  • هومن،  حيدر علي(1385). راهنماي عملي پژوهش کيفي، تهران، انتشارات سمت

.

همچنین ببینید

افسون کمیت‌گرایی و فساد پژوهشی/محمد امین قانعی راد

با رویکرد کمیت‎گرایانه‎ی وزارت علوم در ارتباط با مجلات و مقالات علمی، به شیوه‎های مختلف …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *