آموزش وردپرس
lgbt

رویکردهای فمنیستی به پورنوگرافی-2/اینگرید ریبرگ

 ترجمه: زینب پیغمبرزاده

بازنمایی لذت جنسی زنان

پرسشی که پورنوگرافی سخت مطرح می کند این است که چگونه لذت جنسی زن، در ژانری که حول مشاهده پذیری احلیل مدار شکل گرفته، به صورت دیداری-شنیداری بازنمایی شود؟ آیا امکان پذیر است که لذت جنسی و ارگاسم برای زن داخل این ژانر ادعا شود؟ همان طور که دیدیم، انزال زنانه پاسخی به این مشکل ظاهراً غیرقابل حل است. این موضوع نارسایی رازآلود کردن پورنوگرافیک لذت جنسی زنانه را آشکار می کند. بیرون پاشیدن انزال جنسی زنانه به مدل به حداکثر رساندن مشاهده پذیری بها می دهد که تنها برای تحریک و انزال مردان ارزش قائل است و بر آن تمرکز می کند، در حالیکه تسلیم این می شود که کارکرد واژنی زن کم اهمیت تر و حتی غیرقابل مشاهده است. این یک چالش آشکار در برابر این ایده است که لذت جنسی زنانه نمی تواند در پورنوگرافی به تصویر کشیده شود، یا مانند گلوی عمیق نیازمند استعاره های تصویری مثل زنگ هایی که به صدا در می آیند یا آتش بازی است تا دیدنی باشد. علاوه بر انزال زنانه، تکنیک های دیگری نیز برای تصدیق و مشاهده پذیر کردن لذت جنسی زنانه در پورن لزبینی، فمنیست و کوئیر به کار گرفته می شوند. افزایش مشاهده پذیری واژن و کارکرد آن یکی از استراتژی های جلب توجه و تجسم آن چیزی است که همواره کم اهمیت جلوه داده شده و به اندازه آلت مردانه به صورت دیدنی معرفی نشده است. به عنوان نمونه دلا گراس ولکانو در فیلم کوتاه تجربی آموزشی پورن عمومی پان سکسوال (همه جنسگرا)[1] (1997)، از پمپ های کِشَنده استفاده می کند تا کلیتوریس را بزرگ تر و بیشتر دیدنی کند.

برجسته کردن کلیتوریس می تواند به عنوان برجسته کردن آناتومی سکسوالیته زنانه تفسیر شود (دایر، 1990: 178). ویلیامز به بحث گایاتری اسپواک[2] درباره کلیتوریس به عنوان عضو جنسی منحصر به فردی ارجاع می دهد که هدف تولید مثل یا ارضاکردن مردان را تامین نمی کند(ویلیامز، 1992: 102). به حداکثر رساندن مشاهده پذیری بر اساس معیارهای حداکثر مشاهده پذیری آشکارا هدف ویدئوهای دستورالعمل دبرا ساندل است. در انزال زنانه برای زوج ها[3] او به چنگ آوردن تائید تصویری، نه تنها از انزال زنانه دیدنی بلکه همچنین از نقطه جی رازآلود را مدعی می شود:

این دی وی دی به هر سئوالی درباره اینکه نقطه جی کجا قرار دارد، پایان می دهد چرا که من از نقطه جی سه زن نمای نزدیک گرفته ام. شما می توانید ببینید که نقطه جی توسط ماهیچه لگنی از واژن بیرون زده و می توانید حتی خط الراس نقطه جی را ببینید و ببینید انزال زنانه بسیار در جریان است (ساندل، بی. تا.).

این مثال ها همچنین با ویژگی علمی کردن سکسوالیته پورنوگرافی سخت در ارتباط است.

لیندا ویلیامز در هر صورت به وام گیری از مدل حداکثر مشاهده پذیری علاقه مند نیست. نقد فمنیستی او شامل تاکید بر احلیل مداری می شود که اراده به دانستن پورنوگرافیک بر مبنای آن ساخته شده است. از نظر او پورنوگرافی سخت تنها به این دلیل که آلت های مردانه را نشان می دهد، احلیلی نیست، بلکه به این دلیل احلیلی است که پیش فرض دارد حقیقت سکس را می داند و در تصرف دارد (ویلیامز، 1999: 267). بنابراین، این الگو نمی تواند از طریق دربرگیری تصویر بیشتری از واژن زن به چالش کشیده شود در حالیکه از آلت مردانه دست کشیده شود. راه حل به سادگی تعویض آلت مردانه با فرج نیست. ویلیامز به دنبال تجدیدنظر کلی تر در روایت پورنوگرافیک است و نمایش لذت واژنی زنانه را بر اساس مدل حداکثر مشاهده پذیری، مورد پرسش قرار می دهد. بر عکس اسپیواک، او تذکر می دهد که :

در حالیکه بزرگ داشت کلیتوریس می تواند یک راه برای آغاز کردن به چالش کشیدن قدرت یک اقتصاد احلیلی لذت باشد، این اتفاق در صورتی می تواند بیفتد که هدف جایگزین کردن یک عضو دیگر برای پرستش فتیشی نباشد، بلکه از بین بردن سلسله مراتب هنجار و انحراف و به وجود آوردن تنوعی از لذت ها باشد که تفاوت ها را می پذیرند ” (ویلیامز، 1999: 102).

او در ادامه استدلال می کند که “مشکل فقط نشان دادن آلت مردانه به خودی خود نیست، حذف ریختن مَنی روی بدن شریک جنسی به مشکلات ریشه ای قدرت و لذت اشاره نمی کند امری که به نظر می رسد فقط در این نمایش جایی دارد” (همان: 247). از این نقطه نظر، جهت مناسب تر برای پورنوگرافی زنان و برای مفهوم سازی و انعکاس لذت جنسی زنانه چیست؟ در فصل مرور فمنیستی پورنوگرافی سخت، ویلیامز این سئوال را مطرح می کند که چگونه لذت زن در پورنوگرافی به عنوان چیزی غیر از غبطه یا تابعیت از آلت جنسی مرد که سمبل قدرت و لیاقت احلیلی است، باز نمایی شود؟ او نوعی از پورنوگرافی را ترویج می کند که اندازه گیری مردانه لذت را نقطه آغاز خود قرار نمی دهد ( همان: 260-264). در تحلیل فیلم های کاندیدا رویاله او سعی می کند که در یک سطح واقعی تر بر آنچه  که سکسوالیته و میل زنانه جهت بازنمایی و روایت تصویری برای پرهیز از احلیل مداری نیاز دارند، تصریح کند. او مفهوم بازبینی[4] را با مفهوم باز-بینی[5] جایگزین می کند، در حالی که قبلی به عنوان یک کنش اصلاحی یا حل مسئله تصاویر و اعضای بدن را به راحتی زیاد و کم می کند (فرج را جایگزین آلت مردانه می کند)، دومی به صورت عمیق تر یک تغییر در روایت از یک “زاویه دید زنانه کاملاً متفاوت” را شامل می شود (همان: 246). پروژه بازنمایی میل زن، به سادگی موضوع مقهور ساختن احلیل یا محدود ساختن نمادپردازی آن نیست، بلکه … موضوع جایگزینی انحصار سوژگی جنسی که احلیل آن را نمایندگی می کند ، نمادپردازی تک گویانه میل زن است (همان : 258). او صحنه هایی در فیلم رویاله را که بازیگران برای یکدیگر با لذت اجرا می کنند، برخلاف تاکید انحصاری روی مدارک تصویری لذت اعضای بدن، مهم تلقی می کند، جایی که عدد دگرجنسگرا، که عضو مردانه باید انجام دهد و معاشقه، بوسه بعد از سکس و همه اندازه گیری های ممکن مراحل جداگانه، میزان انگیختگی و شدت کبودی ضرورتاً یگانه هدف نیست (همان: 261).  یک جنبه مهم فیلم های رویاله این است که روایت ها مکان های امن و هیجان انگیزی خلق می کنند که زنان می توانند نیازهایشان را بدون ترس از تنبیه یا گناه برآورده کنند. بر اساس تفکر روانکاوانه جسیکا بنجامین[6]، ویلیامز بر ایده همراه کردن امنیت با هیجان تاکید می کند تا به زنان اجازه دهد که عاملین جنسی خودمختاری شوند، تا به جای اینکه ظروفی برای امیال سوژه های مردانه باشند، سوژگی جنسی خودشان را کشف کنند (همان: 262). در معرفی کردن رویاله به عنوان یک جایگزین فمنیستی پورنوگرافی سخت مرسوم، او به یک جهت برای آنچه که باز-بینی فمنیستی پورنوگرافی می نامد، اشاره می کند.

 حرکت در جهت مخالف

در حالی که ویلیامز این ایده ها را در اواخر دهه 1980 می نویسد، در دهه های 1990 و 2000 پورن لزبین و کوئیر در جهت مخالف حرکت کرده است. من فکر می کنم این موقعیت های متفاوت به یک مشکل مرکزی مرتبط با مفهوم دوگانه مشاهده پذیری در پورنوگرافی آلترناتیو، اشاره می کنند. ما با دو استراتژی تصویری متفاوت سر و کار داریم؛ از یک سو، مشاهده پذیری به حداکثر رسیده ترویج می شود، از سوی دیگر قواعد مختلف مشاهده پذیری حداکثری و سکسوالیته علمی منفصل شده و یک فرمول کاملاً متفاوت درخواست می شود. تا اندازه ای این پرسش به تفاوت بین پورنوگرافی زنان دگرجنسگرا و لزبین مرتبط است. خیلی زود در سال 1993
آیتنه جانسون
متوجه می شود که چگونه پورنوگرافی لزبین بیشتر از فیلم های رویاله به صورت مجزا روی اندام های تناسلی و ارگاسم تمرکز می کند. از آنجایی که این فیلم ها توسط لزبین ها و برای آن ها تولید شده اند، استراتژی های تولیدشان نیازمند این نیست که مشکل به تصویر کشیدن هر دو روایت های جنسی مردانه و زنانه ژانر را حل کند (جانسون، 1993: 40).  من فکر می کنم فهم این تفاوت ها در رابطه با شرایطی که در آن پورن لزبین شروع به تولید کرد، بنیادی است. در طول جنگ های جنسی و سلطه فمنیسم فرهنگی، لزبین ها به سختی جنگیدند تا مشاهده پذیر شوند و سکسوالیته را به شیوه خود بازنمایی کنند. گروه های سادو/مازوخیست لزبین، استفاده از دیلدوها، دخول و بازی نقش مردانه/ زنانه[7] سطح پایین و پدرسالارانه تلقی می شد. فیلم های پورن لزبین اولیه، ایده آل های طبیعی، برابر و اروتیک بودن سکسوالیته زنانه را تائید می کردند. هیتر باتلر معتقد است که تولید فتال مدیا، دایک های حومه ای (199( سکوی پرش یک تغییر اساسی در تاریخ پورنوگرافی لزبین است؛ این فیلم جابجایی از لزبین به دایک پورنوگرافی را نشانه گذاری می کند. ” پورن دایک دقیقاً آن چیزی است که پورن لزبین می باید می بود، اما نتوانست باشد. پورن دایک عبارت ازفهم سکس مطمئن است و از این نمی ترسد که باحرکات جنسی که تعریف کننده پورنوگرافی دگرجنسگرایانه یا همجنسگرایی مردانه محسوب می شود متناسب باشد مانند دخول، کثیف صحبت کردن، سکس سخت و بازی نقش برای عده ای” (باتلر، 2004: 181). علاوه بر این من فکر می کنم که باید بر هدف آموزشی ژانر پورن لزبینی تاکید کرد، این فیلم ها اطلاعات و آموزشی درباره آلت جنسی زنانه و سکس لزبینی فراهم می کنند که در رسانه های جریان مسلط، غیر قابل دسترس است. این همان پشت صحنه ای است که آرزوی پورن لزبین برای به چالش کشیدن محدودیت ها و مبهم کردن ایده آل ها، ادعای بیانات جنسی که تصور می شد فقط به مردان تعلق دارد و آموزش از طریق تصاویر صریح باید بر اساس آن فهمیده شود. رگان ریان[8] در تحلیل ویدئوهای شرکت تولیدات لزبینی اس آی ار استدلال می کند که پورن لزبینی ” کدهای قراردادی مانند ریختن منی روی بدن شریک جنسی، نمای نزدیک از دخول و چارچوب روایی پورن مسلط را مناسب سازی می کند، از کدهای زبان احلیل مدار خالی می کند و آن ها را برای سکسوالیته لزبین ادعا می کند” (رایان، 2007: 45). او مدعی است که در تطابق با قراردادهای پورن سخت، دیلدو جانشین انزال آلت مردانه به عنوان گواه تصویری لذت می شود. در بحث درباره یک صحنه خاص از عشق سخت[9] (2002) جایی که یک لزبین بوچ با یک دست دیلدوش را برای خودارضایی می مالد و با دست دیگرش شلوار را پایین می کشد، رایان استدلال می کند که دیلدو کارکردش را از دست می دهد و از طریق نمایش یک قدرت احلیلی در سکسوالیته بوچ یک کارکرد ظریف و نمادین پیدا می کند. او ادعا می کند که:

بازبینی اس آی آر درباره پورن، ارگاسم زنانه را در قراردادهای پورن سخت به صورت قابل مشاهده ارائه می دهد، به خصوص با مناسب سازی کدهای فعال ارگاسم مردانه. اس آی آر  استعاره انزال را به عنوان نشانه لذت و میل زنانه مناسب سازی می کند … اس آی آر یک صحنه آمدن مَنی را بدون آمدن آن ایجاد می کند (رایان، 2007: 46).

جالب است که پورنوگرافی لزبین انواع مختلفی از انزال را به ما نشان می دهد، لذت جنسی را به روش های مختلف قابل مشاهده می کند – و در مورد عشق سخت نه لزوماً به روش خیلی مشخص، در صحنه ای که بالا توصیف شد، اندام های جنسی را نشان نمی دهد.

ملاحظات پایانی

من فکر می کنم مشکل مدل ویلیامز این است که شامل تفکرات و پیشنهادات مشخصی درباره آن چیزی است که پورنوگرافی فمنیستی هست یا باید باشد. ویلیامز با مثال آوردن از آنچه که زنان به عنوان سوژه های جنسی نیاز دارند و  اینکه چه روایت های فیلمی برای آن ها مناسب است، خطر ذات گرایی را می پذیرد و این ایده را دنبال می کند که فمنیسم می تواند و باید آلترناتیوی بهتر یا راه حلی در یک شکل مشخص ارائه کند که نیازهای همه زنان را دربرگیرد. مفهومی که او ترویج می کند یک شباهت مشخص به فیلم های لزبین فمنیسم فرهنگی دهه 1970 دارد که ریچارد دایر[10] در کتاب حالا آن را می ببینی: مطالعاتی روی فیلم لزبین و گی[11] آن را مورد تحلیل قرار می دهد. برای نمونه در فیلم های باربارا هامر[12] ارزش هایی مانند صمیمت، طبیعت، ادغام، محو کردن، باطن و ناگهانی بودن کشف شده است. همان طور که دایر نظر می دهد این تصاویر و بازنمایی ها خطر تعریف زنانگی و لزبینیسم را در اصطلاحات قالبی به دنبال دارد و دوباره در جداکردن پدرسالارانه و دگرجنسگرای جهان و انقیاد زنان در کارکرد طبیعی تولید مثل برای مردان فرو می افتد (دایر، 1990: 180). حتی فیلم های پورن امروزی تولید شده و اختراع شده توسط زنان مانند همه چیز درباره آنا[13] (2006)، همچنین فیلم های پترا جوی[14] تمایل دارند که ایده های قالبی درباره رمانتیک تر بودن و کمتر رک بودن زنان نسبت به مردان را دربربگیرند. دست کشیدن از حداکثر مشاهده پذیری و تمرکز زدایی از اندام های جنسی زنانه می تواند به هم ترازی با یک دیدگاه سنتی درباره زنانگی کمتر جنسی و بیشتر شهوانی نسبت به مردانگی اشاره داشته باشد. کم اهمیت نشان دادن نقش ارگاسم برای زنان خطر تجدید حیات ایده های لذت زنانه به عنوان کم اهمیت تر و کمتر ضروری برای نشان دادن نسبت به لذت مردانه (همانند قاعده معمول پورنوگرافی دگرجنسگرا) را دارد.

میا اینگبرگ، که فیلم کوتاهش سلما و سوفی را در سال 2002 نمایش داد، یک نمونه جالب از اینکه چگونه مفهوم دوگانه مشاهده پذیری در پورن آلترناتیو مورد بحث قرار گرفته است، ارائه می دهد. در پشت صحنه سلما و سوفی، روسپی و بوچ (2002) اینگبرگ از طریق صفحه هایی از یک کتاب آناتومی فمیستی، اندام های جنسی زنانه را با جزئیاتی قابل مقایسه با آموزش جنسی که در مدارس ارائه می شود، با جسارت نشان می دهد. اینگبرگ در برابر دوربین مستند اشاره می کند که چگونه کلیتوریس هم داخل و هم خارج بدن شق می شود. او تاکید می کند: “ما هم کیر داریم”. به نظر می رسد که فقدان مشاهده پذیری و فقدان بازنمایی سکسوالیته زنانه در سکس و آموزش بدنی برای ساختن سلما و سوفی، پاشنه کار اینگبرگ باشد. نکته جالب این است که در فیلم واقعی، صحنه مبهم و رمانتیک است. فیلم چند کلوزآپ از اندام های جنسی را نشان می دهد و نور ملایم و غیر مستقیم است. بر اساس نظر دستیار کارگردان کایا آمان[15] (2003) استراتژی آن ها این بود که همه چیز را متفاوت از آنچه در پرونوگرافی جریان مسلط دیده اند، بسازیم. بطور متناقضی اگر نیاز به حداکثر رساندن مشاهده پذیری بیشتر در مستند به کارگردان انگیزه می دهد، فیلم واقعی به سمت دیگری می رود به این دلیل که زیبایی شناسی های مختلف مدل به مشاهده پذیری حداکثری را به چالش می کشد. هدف فیلم بازنمایی ای از سکس لزبین ها بود که در همه قسمت هایش هم برای مخاطبین و هم برای اجرا کنندگان زیبایی شناسانه احساس شود. بدیهی است که سندیت در این مورد نه به تائید قابل مشاهده لذت جنسی واقعی بلکه به یک احساس یا تجربه اشاره دارد.

آنچه که می خواهم مطرح کنم این است که حتی در تلاش های مخالفانه برای تولید پورنوگرافی خارج از مدل به مشاهده پذیری حداکثری و اندازه گیری مردانه لذت، مفهوم مشاهده پذیری مرکزیت دارد. من استدلال ویلیامز به نفع پورنوگرافی که زنان را به زبان خودشان بازنمایی می کند، به عنوان یک پروژه سیاسی هویت خوانش میکنم که به دنبال نمایش قابل مشاهده تفاوت تجربه و لذت زنان است. این مفهوم به اندازه قرارداد مشاهده پذیری در سکس سخت یا حتی بیشتر مسئله دار است، چرا که سیاست هویتی همیشه خطر ذات گرایی و هنجارمندی، تائید کردن و نه ساختارزدایی موقعیت های فاعل را ایجاد می کند.

خطر فاصله گیری از یک تصور قالبی “بد” درباره سکسوالیته زنان اغلب منجر به (باز)تولید تصورات قالبی دیگری می شود. بنابراین داخل یا خارج مدل مشاهده پذیری حداکثری، پورنوگرافی آلترناتیو به سیاست هویتی گره خورده است.  آنچه که در تلاش های متفاوت ساخت پورنوگرافی آلترناتیو مشترک است، نگرانی برای بحث درباره مفهوم مشاهده پذیری است. چنانکه امیدوارم توانسته باشم در این متن توضیح دهم، این بحث خطرناک و راهی مبهم است.

منابع:

Åman, Kajsa (2006), panel discussion at Pride House, Stockholm Pride Festival, 4 August.

Butler, Heather (2004), ‘What do You Call a Lesbian with Long Fingers? The Development of Lesbian and Dyke Pornography’, in Linda Williams (ed.), Porn Studies, Durham, NC and London: Duke University Press.

Bensinger, Terralee (1992), ‘Lesbian Pornography: The Re/Making of (a) Community’, Discourse 15: 1.

Conway, Mary (1997), ‘Spectatorship in Lesbian Porn: The Woman’s Woman’s Film’, Wide Angle, 19: 3 (July).

Dyer, Richard (1990), ‘Lesbian/Woman: Lesbian Cultural Feminist Film’, Now You See It: Studies on Lesbian and Gay Film, London and New York: Routledge.

Henderson, Lisa (1992), ‘Lesbian Pornography: Cultural Transgression and Sexual Demystification’, in Sally Munt (ed.), New Lesbian Criticism: Literary and Cultural Readings, New York: Columbia University Press.

Johnson, Eithne (1993), ‘Excess and Ecstasy: Constructing Female Pleasure in Porn Movies’, The Velvet Light Trap, 32.

Rhyne, Ragan (2007), ‘Hard-core Shopping: Educating Consumption in SIR Video Production’s Lesbian Porn’, The Velvet Light Trap, 59.

Smyth, Cherry (1990), ‘The Pleasure Threshold: Looking at Lesbian Pornography on Film’, Feminist Review, 34.

Stüttgen, Tim (2006), ‘Introduction’, http://postpornpolitics.com. Accessed 27 June 2008.

Sundahl, Deborah (2005), ‘Q&A: Ask Fanny… Fake Squirting?’, http://www.fatalemedia.com/newsletter/082005.html#ttlHead4. Accessed 27 June 2008.

Sundahl, Deborah (n.d.), Female Ejaculation for Couples, DVD, http://www.fatalemedia.com/videos/female_ejaculation_couples.html. Accessed 27 June 2008.

Williams, Linda (1999), Hard Core: Power, Pleasure, and the ‘Frenzy of the Visible’, expanded paperback edition, Berkeley and Los Angeles: University of California Press.

Websites

http://www.goodforher.com/Feminist_Porn_Awards.html. Accessed 27 June 2008.

http://www.pornfilmfestivalberlin. de/. Accessed 27 June 2008.

http://www.postporn.org/.Accessed 27 June 2008.

Films

All About Anna, Jessica Nilsson, 2005.

Bitch & Butch, Mia Engberg, 2002.

Clips, Fatale Media, 1988.

Deep Throat, Gerard Damiano, 1972.

Female Ejaculation for Couples,Deborah Sundahl, 2004.

Female Ejaculation: The Workshop, Deborah Sundahl, 2008.

Hard Love & How to Fuck in High Heels, Shar Rednour and Jackie Strano, 2002.

How To Female Ejaculate, Deborah Sundahl, 1992.

One Night Stand, Emelie Jouvet, 2006.

Pansexual Public Porn, Del La Grace Volcano, 1997.

Pornographlics, Dirty Pillows Inc, 2003.

Selma & Sofie, Mia Engberg, 2002.

Special Delivery, Carolyn Caizzi, 2007.

Suburban Dykes, Fatale Media, 1990.

Tantric Journey To Female Orgasm, Deborah Sundahl, 1998.



[1] Pansexual Public Porn

[2] Gayatri Spivak

[3] Female Ejaculation for Couples

[4] revision

[5] re-vision

[6] Jessica Benjamin,

[7] butch/femme

[8] Ragan Rhyne

[9] Hard Love

[10] Richard Dyer

[11] Now You See It: Studies On Lesbian  and Gay Film

[12] Barbara Hammer

[13] All About Anna

[14] Petra Joy

.

همچنین ببینید

بوردیو

جامعه شناسی سلطه مردانه/ پیر بوردیو

ترجمۀ رحیم هاشمی بوردیو، در توافق با تئوری اقتدار مردانه، معتقد است که اجتماع، زیر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *