|
پژوهشگر :محمدحدادي چکيده : تحقيق حاضر با هدف بررسي پيامدها وتاثيرات بازنشستگي بر خانواده انجام گرفت . جهت انجام اين کار ابتدا مطالعات انجام شده پيرامون بازنشستگي و خانواده و مسايل مرتبط با آن مورد بررسي قرار گرفت . از آنجا که بازنشستگي و خانواده يکي از مسايل مهم مورد بررسي در جامعه شناسي خانواده است ، جهت تنظيم و انجام اين تحقيق سعي بر آن شد که ابعاد مختلف انسانشناسي شهري در آن مورد بررسي قرار گيرد .
حجم نمونه ما خانواده بود که براي انجام اين تحقيق از روشهاي کيفي مخصوصا مصاحبه و مشاهده استفاده گرديد متغير مستقل در تحقيق حاضر عبارت است از بازنشستگي و متغير وابسته عبارت است از خانواده و با توجه به مدل نظري فرضيه ما بر اين استوار بود که بازنشستگي بر خانواده تاثيرگذار است که مورد تاييد قرار گرفت . تحقيق حاضر نشان ميدهد که بازنشستگي بر ارتباطات ، منزلت اجتماعي ، خلق و خوي خانواده تاثير منفي و پرهزينه و مسايل اقتصادي ، اوقات فراغت و مشکلات بهداشتي خانواده تاثير مثبت دارد . مقدمه و طرح مسئله : وقتي نوجوان شدم تصميم به ساختن کشورم گرفتم . در جواني اراده ساختن شهرم را کردم . در ميانسالي به فکر خانواده خود افتادم و وقتي پير شدم ديدم که فرصتي ندارم و بايد به خود مشغول شوم که اگر خود را ميساختم ...... خانواده ، شهر ، کشور و جهانم ساخته ميشود . بازنشستگي و سالمندي مرحله خاصي از زندگي انسان است . بازنشستگي پديدهاي است که با توسعه اجتماعي – صنعتي عصر حاضر داراي اهميت بيشتر شده است . در قرن اخير به لحاظ پيشرفتهاي اجتماعي – اقتصادي ، بهداشتي و درماني و ... هم از ميزان مرگ ومير کاسته شده و هم بر طول عمر افراد افزوده شده است و اميد به زندگي را بهبود بخشيده است . در نتيجه شمار بازنشستگان و سالمندان در کشورهاي مختلف جهان افزايش يافته و سهم در خورتوجهي در ترکيب جمعيتي کشورهاي مختلف پيدا کرده و به همين صورت نيز نقش و اهميت اجتماعي آنان در جامعه افزونتر از هر زمان ديگر شده است . پيري و سالخوردگي ، آخرين مرحله چرخه زندگي انسانها به شمار ميرود. در اين دوران افراد سالمند بيش از هر دوره ديگر نياز به حمايت و تامين زندگي دارند . دولتها نيز بر اين اساس حمايت از اين اقشار را وظيفه عمومي خود دانسته و امروزه در بيش از 170 کشور دنيا ، شاهد اين هستيم که افراد با رسيدن به يک سن خاص و طبق ضوابط معين مورد حمايت ساز و کارهاي تامين اجتماعي دولتها قرار ميگيرند ( ادر بيلي 1379 : 12 ) در ايران سن بازنشستگي معمولا بين 50 تا 65 سال است با توجه به اينکه اميد زندگي در مناطق شهري کشور حدود 69 تا 70 سال است برآورد شده است و با عنايت به افزايش در خور توجه جمعيت ، ميتوان گفت در کشور ما نيز جمعيت نسبتا در خور ملاحظهاي در وضعيت بازنشستگي و سالمندي به سرميبرند ، که در آينده نيز با ضريب بيشتري شمار آنها افزايش خواهد يافت . افزايش تعداد بازنشستگان و سالمندان و بالا رفتن سالهاي عمر لزوما توجه به وضعيت اين گروه اجتماعي را افزونتر از پيش ميکند . هم از لحاظ شناخت وضعيت و هم از نظر برنامهريزي و تدارک امکانات براي رفع مشکلات و بهبود زندگي آنان. بازنشستگان در کشورهاي مختلف مانند ساير گروههاي اجتماعي هم داراي وجوه مشترکي هستند و هم داراي جنبههاي اختلاف متعددي ميباشند .جنبههاي مشترک آنها شرايط سني نسبتا مشابه ، پشت سرنهادن دوران اشتغال ، وارد شدن به مرحله جديدي از زندگي اجتماعي و ... و جنبههاي اختلاف حقوق و مزاياي دريافتي ، شيوه برخورد جامعه با آنان ، وضعيت خانوادگي ، شرايط عمومي جوامع و ... است . ضرورت و اهميت تحقق : ضرورت اجراي اين تحقيق را ميتوان از چند منظر بيان کرد : 1 – انجام چنين طرحي در حوزه خانواده و بازنشستگي چه ضرورتي ميتواند داشته باشد ؟ 2 – اجراي مطالعه با روش « کيفي » در مطالعات خانواده در مقايسه با ساير روشهاي تحقيق چه ضرورت و اهميت وافري دارد ؟ 3 – ضرورت کار به روش کيفي در تحقيقات خانواده چيست ؟ 4 – شناخت مشکلات بازنشستگان در حوزه خانواده چه اهميت و ضرورتي دارد ؟ اهميت موضوعي تحقيق : ايران کشوري جوان است بطوري که بيش از نيمي از جمعيتش را افراد زير 30 سال تشکيل دادهاند . همين موضوع موجب شده سياستگذاران کشور عمده توجه خود را معطوف به رفع نيازهاي قشر جوان جامعه کنند . اين درحالي است که جامعه جوان امروزي طي دو سه دهه آينده به سن بازنشستگي ميرسد و اين موضوعي نيست که بتوان براحتي از کنار آن گذر کرد . با توجه به اين مسائل بايد اذهان کرد که موضوع مورد تحقيق ما، هم بخاطر وزن و اهميت نظر مسئولين و کارشناسان خانواده و بازنشستگي و هم به خاطر نقشي که نظام خانواده در امنيت رواني جامعه و شاغلين آينده دارد، داراي اهميت بسزايي براي انجام يک کار علمي است . اهميت و ضرورت روشي : عرصه مطالعات در ايران از حوزههاي تحقيقاتي هستند که بيشتر بر پايه تحقيقات کمي صورت گرفته است . و اين خود به صورت مسئلهاي در تحقيقات خانواده درآمده است . به صورتي که غلبه و چيرگي روشهاي کمي و انسادي به عنوان مانعي بر سر راه بکارگيري روشهاي کيفي در حوزه تحقيقات خانواده عمل کند . از آنجا که در تحقيق حاضر هدف ما شناخت و درک چالشها و مسائل بازنشستگي و تائيد آن در قلمروي خانواده در قالب نظريه برخاسته از وضعيت جامعه ايران است روش کيفي را براي انجام تحقيق خود برميگزينيم . از مهمترين دلايل استفاده از اين روش در اين تحقيق به قرار زير است : 1 – بررسي دقيقتر و منظمتر چالشهاي بازنشستگي و خانواده . 2 – فراهم شدن زمينه تعامل عميق و نزديکتر با کنشگران انساني . 3 – محدوديت جامعه آماري . 4 – عدم کافي بودن بررسي تحقيقات ميداني و عملي در اين حوزه . اهداف تحقيق :
اين تحقيق قصد دارد تا در چارچوب مطالعات خانواده به بررسي در مورد مسائل بازنشستگي در قلمروي خانواده دست يابد . از آنجا که ديدگاهها و نظرات افراد درگير در مرحله نخست ميتواند ما را در اين بررسي ياري رساند از اين رو هدف اصلي تحقيق ما نيز شناخت ديدگاهها و نظرات افراد درگير در مورد شناخت چالشها و مسائل بازنشستگي در قلمروي خانواده است . پرسشهاي اساسي پژوهش : سوالات مربوط به فرد بازنشسته : 1 – بعد از بازنشستگي در رفت و آمدهاي فاميلي شما تغيير ايجاد شده است ؟ 2 – آيا پس از بازنشستگي احساس دلتنگي از دوستان و همکاران قديم را داريد ؟ 3 – آيا بعد از بازنشستگي اعضا خويشاوندان و خانواده به شما احترام بيشتري ميگذارند ؟ 4 – آيا بعد از بازنشستگي در خلق و خو و اخلاق شما در خانواده تغيير ايجاد شده است ؟ 5 – بعد از بازنشستگي در انجام کارهاي منزل چقدر مشارکت داريد ؟ 6 – آيا احساس بيفايده بودن و ناکارآمدي ميکنيد ؟ 7 – پس از بازنشستگي دخل و خرج شما چه تغييري کرده است ؟ 8 – در حال حاضر به چه کاري مشغوليد چرا ؟ 9 – اوقات فراغت خود را چگونه ميگذرانيد ؟ 10 – بيشتر دوست داريد در تنهايي باشيد يا مصاحبت با خانواده و خويشاوندان ؟ 11 – چه مسائل و مشکلاتي پس از بازنشستگي در خانواده شما ايجاد شده است ؟ 12 – آيا براي زمان بازنشستگي خود برنامهريزي کرده بوديد ؟ 13 – آيا بعد از بازنشستگي دچار بيماري خاصي شدهايد ؟ 14 – آيا بعد از بازنشستگي محل سکونت خانواده شما عوض شده است؟ 15 – فرزندان و نوههاي شما چقدر با شما در ارتباط اند ؟ 16 – در خلوت به چه چيزي فکر ميکنيد ؟ 17 – آيا هدفي داريد که به آن نرسيده باشيد ؟ سوالات مربوط به خانواده فرد بازنشسته :
1 – آيا بعد از بازنشستگي در ارتباط ايشان ( فرد بازنشسته ) با شما تغيير ايجاد شده است؟ 2 – آيا در اخلاق و خلق و خوي ايشان بعد از بازنشستگي با شما تغيير ايجاد شده است ؟ 3 – ايشان بيشتر تمايل دارند در تنهايي باشند يا با شما ؟ 4 – اوقات فراغت خود را چگونه ميگذرانند ؟ 5 – آيا در احترام شما نسبت به ايشان بعد از بازنشستگي تغيير ايجاد شده است ؟ و بالعکس 6 – آيا بعد از بازنشستگي دخل و خرج خانواده شما تغيير کرده است ؟ 7 – آيا بعد از بازنشستگي دچار بيماري خاصي نشدهاند ؟ 8 – در تنهايي بيشتر به چه کارهايي ميپردازند ؟ 9 – بعد از بازنشستگي شما چه ديدي نسبت به ايشان پيدا کردهايد ؟ تعريف مفاهيم : بازنشستگي : تا جايي که اغلب افراد ميدانند بازنشستگي برههاي از حيات کارکنان است که ديگر ضرورتي ندارد تا کار و فعاليت کنند . لذا ميتوانند در خانه بمانند به ورزش و مطالعه يا مسافرت بپردازند يا کاري که مورد علاقه آنهاست در چارچوب درآمد و منابعي که در اختيار دارند انجام دهند . هرگاه فرد براي سازمان يا شرکتي کار کرده است که طرحهاي قانوني و مناسب براي پرداخت حقوق و پاداش دارند و يا اگر خود پساندازي دارد و يا سرمايهگذاريهايي کرده است در او اطمينان و تامين خاطري وجود دارد که براي ايم بازنشستگي درآمد مکفي در اختيار خواهد داشت تا زندگي آرام و راحتي داشته باشد . در اين صورت بازنشستگي را ميتوان دوره تعطيلات مداوم براي افرادي دانست که در تمامي حيات شغلي خود کار کردهاند و اينک پاداش و يا ثمره کار خويش را دريافت ميکنند . بيان فوق تعريف کلي و مانوس به ذهن بر همه ماست اما ميتوان بازنشستگي را از جهات يا ديدگاه ديگري نيز توصيف نمود . ( اردبيلي 1378 ) خانواده :گروهي از افرادي است که با ارتباطات خويشاوندي مستقيما پيوند يافتهاند ، و اعضاي بزرگسال آن مسئوليت مراقبت از کودکان را به عهده دارند . خويشاوندي : ارتباطات ميان افراد است که يا از طريق ازدواج برقرار گرديدهاند ، يا از طريق تبار که خويشاوندان خوني ( مادران ، پدران ، فرزندان ، پدربزرگها و ... )را با يکديگر مرتبط ميسازد .( کيدنز – 1372 ) روش تحقيق : در اين تحقيق سعي بر آن شده است که از روش کيفي در تحقيق استفاده شود که در زير توضيحاتي در مورد آن آمده است . روش تحقيق کيفي : در دايره المعارف علوم اجتماعي گفته شده که روش تحقيق کيفي واژه وسيع و پوشش دهنده براي مجموعهاي از ديدگاه و استراتژيهايي است که هدايت تحقيق با هدف فهم اينکه انسانها چگونه ميفهمند و اينکه چگونه جهان اجتماعي را تفسير و توليد ميکنند ميباشد . روش تحقيق در نظر اشتروس هنوز هر نوع تحقيقي ميباشد که در پيدا کردن يافتههاي خود از ابزارهاي آماري يا ديگر ابزارهاي کمي استفاده نکرده باشد . اين روش به تحقيق درباره زندگي ، رفتار افراد ، همچنين درباره کارکرد سازماني يا جنبشهاي اجتماعي و يا روابط تعاملي ميپردازد البته بعضي از دادهها ممکن است که کمي باشد اما تحليل کيفي باشد . واژه تحقيق کيفي پيچيده است زيرا براي افراد متفاوت معاني متفاوت دارد. عدهاي از محققان دادهها را از طريق تکنيکهاي مشاهده و مصاحبه گردآوري ميکنند و به طور هنجاري آن را روش کيفي مينامند . اگرچه اين دادهها در عمل ميتوانند به صورت آماري تحليلي شوند . چند دليل براي استفاده محققين از روشهاي کيفي وجود دارد . يکي اينکه تعدادي آنها اعتقاد راسخ به تجربه محققين دارند دوم اينکه تعدادي رشتههاي علمي ديگر پا به عرصه تحقيق ميگذارند و ماهيت رشتهي انها تحقيقات کيفي را ايجاد ميکند . دليل ديگر ماهيت مسائل مورد مطالعه است و همانند تحقيقي که تلاش ميکند به کشف زندگي مذهبي ، کيفيت زندگي و ... نائل آيد و مهمترين مولفههاي روشهاي کيفي را ميتوان در سه مود خلاصه کرد : 1 – دادهها ممکن است از منابع مختلف به دست آمده باشند . مانند مصاحبه يا مشاهده و ... 2 – شيوه تحليل ، تفسيري است براي رسيدن به يافتهها . 3 – نوشتن و گزارش شفاهي که ممکن است از روزنامهها يا کنفرانسها حاصل شود . بنابراين در اين تحقيق ما سعي ميکنيم از روشهاي کيفي استفاده کنيم . ادبيات و پيشينه موضوع :
ما در اين فصل ، جهت آشنايي هرچه بيشتر با موضوع و ابعاد پژوهش حاضر به بررسي ادبيات موضوعي تحقيق ميپردازيم . لذا در اين فصل با بررسي انديشه بازنشستگي ضمن آشنايي با اين انديشه در طرح سوالات تحقيق از آن بهره ميگيريم . بازنشستگي با همه اهميت و تاثيري که در زندگي فردي ، خانوادگي ، اجتماعي و اقتصادي جامعه دارد، درباره آن کمتر از هر موضوعي سخن به ميان آمده است . با آنکه ميدانيم که بازنشستگي سرنوشت محتومي است که در برههاي از حيات به نوعي پديدار خواهد آمد ، صرفنظر از برخي مقالهها که در پارهاي از جرايد و مجلات کشور درباره بازنشستگان و زندگاني فردي و اجتماعي ، به ويژه کمبود درآمد وافزايش هزينههاي متزايد آنان منتشر شده ميشود و يا کتب بسيار معدودي که در باب روانشناسي پيري و سالخوردگي ترجمه و انتشار يافتهاند تاکنون کتابهاي جامعي بالاخص در زمينه بازنشستگي و ورانشناسي بازنشستگان اعم از تاليف يا ترجمه منتشر نشده است (اردبيلي 1379 ؛ 38 ) . آنچه در خط روند سيرانديشه بازنشستگي اهميت دارد ، تضعيف منابع حمايت سنتي تولد تامين اجتماعي و حمايت از بازنشستگان و به تبع آن شکلگيري دولت رفاه ، رشد دولت و گسترش خدمات بهداشتي و ... ميباشد . که در زير به بعضي از آنها اشاره ميشود. تضعيف حمايت سنتي از بازنشستگان :در جوامع سنتي ، ساختارهاي اقتصادي ، اجتماعي ، شيوه نظام مالکيتي ، تقسيم کار ، ارزشها و نگرشهاي موجود از جمله عواملي بودند که سبب ساز جايگاه ويژه و کارکردي سالمندان و بازنشستگان در نظام اجتماعي ميگرديد . در اين جوامع ، سالمندان و بازنشستگان به دليل در اختيار داشتن منابع قدرت در محدوده وسيعي از فرصتهاي زندگي دخالت داشته و آنها را کنترل ميکردند بعلاوه در ساختار نظام خويشاوندي و قبيلهاي جوامع سنتي وظيفه نگهداري و تامين زندگي افراد سالمند را بدون کاسته شدن از وجهه اجتماعي و منزلت آنها وظيفه اخلاقي خود به حساب ميآورند (زاهدي 1379 ؛ 425 ) . اين روند تا هنگامي وجود داشت که گسترش جامعه صنعتي دگرگونيهاي شالودهاي و عميقي در کارکرد اجتماعي سالمندان و متناسبا در پايگاه و منزلت آنها پديد آورد . بطوريکه تغيير شالودهاي و بنيادي در نظام اقتصادي ، تغيير بنيانهاي مالکيت ، افزايش شکاف بين نسلي به دليل سرعت تحولات تکنولوژي و دگرگونيهاي هنجاري ، گسترش بهداشت ، رشد اميد به زندگي ، تغيير شکل خانواده و تضعيف نظام خويشاوندي و ... از جمله عواملي بودند که باعث کاهش کارکرد اجتماعي سالمندان و تضعيف موقعيت آنها شد .
شکلگيري و تولد انديشههاي حمايت از بازنشستگان : اشکال اوليه تامين اجتماعي و حمايت از بازنشستگان در دوراني شکل گرفت که بر اثر رنسانس در اروپا به همراه دستاوردهايي مانند جهانگرايي، عقل گرايي ، محاسبهپذيري و اعتماد به قداست کار و ثروت و ... پديدهاي به نام انسان سرمايهداري شکل گرفت . اين انسانها توانستند با انقلاب فرانسه و استقلال امريکا دستاوردهاي اجتماعي همچون حقوق بشر و دموکراسي و آزادي را به دست آورند که منجر به پيدايش مفهوم شهروندي و تکوين دولتهاي مدني شد ( ستاريفر 1378؛ 30 ) ازجمله انديشهها و فضاي اجتماعي قرن 19 که موجد اصلي تکوين انديشه و تحقيق نظام تامين اجتماعي و حمايت از بازنشستگان شد عبارت است از: 1 – گسترش انديشههاي عصر روشنگري . 2 – پيدايش هومانيسم . شکلگيري دولت رفاه :
همزمان با گسترش شبکههاي تامين اجتماعي و حمايت از بازنشستگان در کشورهاي مختلف بالخصوص کشورهاي اروپايي ، پديدهاي شکل گرفت که به موجب آن نظامهاي تامين اجتماعي در سر تا سر دوران زندگي انسانها را تحت پوشش خدمات رفاهي فراگير قرار ميداد که از آن به عنوان دولت رفاه ياد ميشود . يکي از بزرگترين انديشمنداني که اين مفاهيم را مطرح ساخته است گيدنز ميباشد . گيدنز در کتاب جامعه شناسي خود ( 1984 ) عنوان ميکند که در نيم قرن پيش در انگلستان شاهد اين بوديم که شرط بازنشستگي از کار عدم سلامت يا ضعف تواناييهاي جهاني بود و اين باعث گرديد که در اواخر دهه 1920 بيش از نيمي از مجموع مردان بالاي 65 سال در اشتغال مزدبگير باشند . ولي امروزه مفهوم بازنشسته به شخصي اطلاق ميشود که بالاي 65 سال باشد ( گيدنز 1372 ؛ 642 ) . مباني نظري : صاحبنظران وروانشناسان و مشاوراني که در کشورهاي معتبر ، در امر بازنشستگي و روانشناسي تحقيق کردهاند نظريههايي تدوين کردهاند که آگاهي از آنها خالي از فايده نيست . متداولترين تئوريها عبارتند از : 1 – تئوري نقش و ايفا . 2 – تئوري رهايي از قيود يا فراغت. 3 – تئوري فعاليت و کار . 4 – تئوري مداومت و اتصال . 5 – تئوري بحران . 1 – تئوري نقش و ايفا : بر حسب اين نظريه جامعه مبتني بر ايفاي وظايف يا نقشهايي است که انتظارات يا هنجارهايي را درباره رفتارها و نگرشها مقرر ميدارد . اشترايب و اشنايدر جز نخستين کسانياند که مفهوم تئوري نقش را براي درک سازگاري با بازنشستگي به کار بردهاند به اعتقاد آنان نقش کار يکي از مهمترين نقشهايي است که افراد ايفا ميکنند و يکي از منابع قوي براي ابراز هويت و شخصيت است . لذا از دست دادن نقش کار و شغل به منزله انقطاع و گسيختگي غيره منتظرهاي است که در حيات يک فرد سالخورده رخ ميدهد و باعث ميشود که فرد احساس عدم رضايت يا اضطراب يا افسردگي کند . 2 – تئوري رهايي از قيود يا فراغت : اصل مفروض معتقدان به اين تئوري آن است که افراد مسن به تدريج و به طرز اجتناب ناپذيري از انواع نقشهايي که در دوره ميانسالي داشتهاند کنار ميکشند و سطوح فعاليتها و حتي ميل و احساس درگيري با امور زندگاني و حيات را در خود تقليل ميدهند . اينان معتقدند ، افراد سالخورده و کهنسال بيشتر به درون خود توجه پيدا ميکنند و بيش از پيش به خويشتن مينگرند . فرضيه ديگر آن است که رهايي از قيود عبارت است از تغيير و دگرگوني در اميال و درگيريهاي کمتر در پرداختن به امور زندگي ، احساسات و عواطف ، اجبار و قيود ، بستگيهاي کاري و خانوادگي ، نيازمنديها و درخواستها . اصحاب اين نظريه نيز معتقدند که انقطاع يا گسيختگي در فعاليتهاي يدي و ابزاري و مواجه شدن با بازنشستگي الزامي و اجباري ، موجب بروز مسائل و مشکلات سازکاري به ويژه در مردان ميشود و انزواي اجتماعي و معمولا محروميت از دوستي را در پي دارد . به اين نظريه ، مداومت يعني آنکه ، عکس العمل يک فرد را در قبال سالمندي بتوان با آزمايش و بررسي ارتباطات متقابل پيچيده ميان تغييرات روانشناختي و زيستي تبيين و تشريح کرد . معتقدان به اين تئوري باور چنداني ندارند که بازنشستگي به عدم سازگاري و تشويق ميگرايد . زيرا افراد تمايل دارند که الگوهاي پيشين و راه و رسمهاي زندگي قبلي را ادامه دهند . 5 – تئوري بحران : تئوري بحران مناسبترين تئوري براي درک مسائل سازگاري و انطباق در دوران بازنشستگي است . بحران هنگامي رخ ميدهد که شيوههاي معمول حل مسائل و مشکلات با شکست مواجه گردند . به نظر راپاپورت سه عامل معمولا به بحران منجر ميشوند : 1 – يک حادثه يا رخداد غيرمنتظره . 2 – تهديدي براي اهداف يا برنامهريزيهاي زندگي . 3 – ناتواني در پاسخگويي يا عدم کفايت راهکارها در برخورد و مقابله با عامل تهديد . گولان معتقد است همه افراد گذرهاي عمدهاي را در زندگاني خود تجربه ميکنند که بحرانهاي کامل بالقوه يا بالفعلي را در خود دارند . 3 – تئوري فعاليت و کار : محتواي تئوري فعاليت اساسا به اين معنا توجه دارد که افراد چگونه با شرايط اواخر حيات يا سالخوردگي خود برخورد و مقابله مينمايند . اصحاب اين تئوري استدلال ميکنند که افراد به بهترين صورت با سن پيري يا بازنشستگي زماني سازگار ميشوند که بتوانند سطوح عالي فعاليت را حفظ و نگهداري کنند يا سطوحي از فعاليت يا اشتغال را که مشابه با تجارب دوران ميانسالي است ادامه دهند . لذا معتقدان به تئوري فعاليت نتيجه ميگيرند که بازنشستگي که به زندگاني فعال اجتماعي ميپردازند و به عضويت در بسياري از گروهها و سازمانها درميآيند و به گردش يا مسافرت ميروند از افرادي که فعاليت اجتماعي کمتري دارند شادتر و خشنودترند . 4 – تئوري مداومت و اتصال : طبق اين نظريه ، افراد عادات ، رفتارها ، ترجيحات ، خلق و خو و ميل و گرايشهايي در خويش بوجود ميآورند که جزيي از اجزا شخصيت آنان ميشود و سالهاي مديد در وجودشان پايدار ميماند . در نظر معتقدان به نظر کاپلان در هر بحراني معمولا سه مرحله وجود دارد . مرحله نخست با بروز ظهور تنش اوليهاي مشخص ميشود . مرحله دوم وقتي ظاهر ميشود که روشها و شيوههاي مانوس حل مسائل با شکست مواجه گردند . در مرحله آخر افراد پريشاني عاطفي عمدهاي را احساس ميکنند و به جستجوي کمک و ياوري برميآيند . يافته هاي پژوهشي : در اين قسمت از تحقيق ما با توجه به روش گروههاي اطلاعات خود يعني مصاحبه و مشاهده به جمعآوري يک سري اطلاعات از افراد بازنشسته و خانوادههاي آنها ميپردازيم و سپس با توجه به اطلاعات به دست آمده به نتيجهگيري و جمعبندي اطلاعات خود ميپردازيم . آقاي م . داراي 73 سال است که مدت 12 سال است بازنشسته شده است که قبلا در يکي از ادرات دولتي مشغول فعاليت بوده است و بعدا نيز به يک کارخانه در ساوه نظارت داشته است . خانواده آنها 4 عضو داشته است . در روابط خانوادگي آنها با خويشاوندان بعد از بازنشستگي کاملا تغيير ايجاد شده است و به نظر خود ايشان از بين رفته است . بعد از بازنشستگي احساس دلتنگي از دوستان و همکاراني که با آنها صميمي بوده را دارد . دخل و خرج او نيز بعد از بازنشستگي بيشتر از قبل شده است به دليل عروس و داماد و نوهها و تورم . بعد از بازنشستگي اعضا خانواده و خويشاوند به نظر خود او به او احترام و منزلت کمتري ميگذارند . به قول خود که يک ضربالمثل آذربايجاني است تا زماني که در باغ گيلاس بود سلام عليک نيز برقرار بود و وقتي که گيلاس تمام شد سلام عليک نيز از بين رفت . الان به کاري مشغول نيستند . در اوقات فراغت به پيادهروي ميپردازد زندگي نيز براي او يکنواخت و خسته کننده ميباشد . ديدار و رفت و آمد با خويشاوندان نيز پي از بازنشستگي از بين رفته است. بعد از بازنشستگي در کارهاي منزل نيز بيشتر شرکت دارد . در اخلاق او نيز تغيير ايجاد شده است و تندتر و عصبانيتر شده است . پس از بازنشستگي به عقيده او خانواده آنها از هم گسيخته و به هم ريخته شده است . ايشان تمايل دارند بيشتر در تنهايي باشند تا با خوياوندان و دوستان . قبلا براي بازنشستگي خود برنامهريزي فراواني نموده بود که مشکلات مانع از رسيدن به آنها شده است . در محل سکونت او نيز تغيير صورت گرفته است که در خود تهران اين تغيير بوده است . يا همکاران قديمي نيز تا اندازهاي کمي رفت و آمد دارند . ارتباط آنها با فرزندان و نوهها خود خيلي کم شده و ارتباط بيشتر تلفني ميباشد . در خلوت به تنها چيزي که فکر ميکند مرگ است . شاهدات ما نيز حرفهاي ايشان را کاملا تصديق ميکند . وقتي که با همسر و دخترهايش نيز صحبت نموديم همين اطلاعات را به دست آورديم . همسر و دخترشان معتقدند که بعد از بازنشستگي ايشان روز به روز افسردهتر شدهاند . و ارتباط ايشان به آنها نيز کمتر شده و دوست دارند بيشتر در تنهايي باشند . اقاي الف ) بازنشستهاي 64 ساله ميباشد که حدود 4 سال است بازنشسته شده است که قبلا کارمند يک اداره بوده است . خانواده آنها 4 نفر بوده است . در روابط ايشان با خانواده و خويشاوندان بعد از بازنشستگي تغييري ايجاد نشده است . بعد از بازنشستگي احساس دلتنگي از دوستان و همکاران قديمي را داند . در دخل و خرج او نيز پس از بازنشستگي افزايش پيدا کرده است . که بعد از بازنشستگي به دلايل مشکلات اقتصادي به شغل ديگري مشغول ميباشد که درآمد ان شغل حدود 50 هزار تومان است که در اداره قبلي ميباشد . پس از بازنشستگي در احترام افراد خانواده و خويشاوندان نسبت به او تغييري ايجاد نشده است و مانند قبل است . در اوقات فراغت خود به سر کار ميرود و وقتي نيز بيکار است به ورزش و پياده روي ميرود . در امور منزل نيز پس از بازنشستگي تغييراتي ايجاد نشده است . در اخلاق او نيز پس از بازنشستگي تغييري ايجاد نشده است . مشکل خاصي نيز پس از بازنشستگي براي ايشان و خانواده ايشان ايجاد نشده است . بيشتر دوست دارد با ديگران و خانواده باشد تا در تنهايي . قبلا براي بازنشستگي خود برنامهريزي خاصي نکرده بودند . دچار افسردگي و بيماري خاصي که ناشي از بازنشستگي باشد نشدهاند . در محل سکونت او نيز تغيير ايجاد نشده است . با همکاران و دوستان قديم نيز در ارتباطاند . ارتباط ايشان با فرزندان و نوهها نيز خوب ميباشد و همديگر را مرتبا ميبينند . در خلوت بيشتر سعي ميکند به چيزي فکر نکند . دوست دارند درآمد بيشتري داشته باشند . براساس مشاهدات ما نيز حرفهاي ايشان را نيز تائيد ميکند . و وقتيکه با همسر و يکي از فرزندانشان صحبت کرديم فهميديم حرفهاي ايشان درست و صداق بوده است . آقاي م . بازنشستهاي 72 ساله است که در دانشگاه شريف مشغول تدريس بودهاند که هماکنون نيز به دليل نيازي که به ايشان وجود دارد مقداري از وقت خود را به تدريس در ان دانشگاه ميپردازد . در روابط ايشان با خانواده و خويشاوندان بعد از بازنشستگي تغييراتي ايجاد نشده است و سعي ميکند خود را با همه شرايط تطبيق دهد و در روابط خود با اطرافيان و خويشاوندان جنبه تعادل را حفظ کنند . احساس دلتنگي و افسردگي در خود نميکند . دخل و خرج او نيز پس از بازنشستگي افزايش پيدا کرده است . در خود احساس ناکارآمد بودن نميکند و هنوز احساس ميکند بازده خيلي خوبي دارد . اعضا خانواده و خويشاوندان بعد از بازنشستگي به او احترام و منزلت بيشتري ميگذارند . در اوقات فراغت خود را به مطالعه ، ورزش ، مصاحبت با دوستان و خويشاوندان و پيادهروي ميپردازد که البته رفت و آمد با خويشاوندان نيز نسبت به قبل کمتر شده است . ميزان مشارکت او نيز در کارهاي منزل بيشتر شده است . در اخلاق او نيز بعد از بازنشستگي تغييري ايجاد نشده است . وقت خود را تقسيم ميکند و هم دوست دارد در تنهايي باشد و هم در مصاحبت با خانواده و خويشاوندان و دوستان براي زمان بازنشستگي خود نيز برنامهريزي خاصي نکرده بودند . ارتباط ايشان با فرزندان و نوهها کم ميباشد زيرا فرزندان ايشان در خارج از کشور به سر ميبرند . بيشتر از راه تلفن صورت ميگيرد . با همکاران سابق خود کاملا در ارتباط ميباشد . در محل سکونت ايشان نيز تغيير کرده است که در خود تهران ميباشد و معتقد است به اهداف خود رسيده است و نوعي رضايتمندي در زندگي دارد . آقاي د : بازنشستهاي 78 ساله ميباشد که حدود 15 سال است به شغلي مشغول نيستند . بعد از بازنشستگي در روابط ايشان با خويشاوندان تغييرات خيلي زيادي ايجاد شده است و روابط ايشان با خويشاوندان کمتر شده است . بعد از بازنشستگي احساس دلتنگي از دوستان و همکاران قديمي را ندارند و مخارج زندگي و دخل و خرج ايشان پس از بازنشستگي کمتر شده است . از خود احساس ناکارآمد بودن نميکند و احساس ميکند که ميتواند از برخي جهات براي افراد مفيد و کارآمد باشد . بعد از بازنشستگي احترام اعضا خانواده و خويشاوندان نسبت به ايشان بيشتر شده است . در اوقات فراغت خود فقط به پيادهروي ميپردازد . ارتباط و رفت و آمد به خانه خويشاوندان خيلي کم شده است . بعد از باز نشستگي ميزان مشارکت او در امور منزل بيشتر شده است . مشکل خاصي براي خانواده ايشان بوجود نيامده است که فرزندان ايشان خارج از کشور به سر ميبرند بجز دختر کوچک آنها . در اخلاق ايشان نيز تغييرات صورت گرفته و به نظر خود او صبورتر شده است. اغلب سعي ميکنند ديگران باشند تا در تنهايي . قبلا براي زمان بازنشستگي خود برنامهريزي خاصي نکرده بودند . در محل سکونت ايشان نيز تغيير ايجاد شده که خود در تهران بوده است . با همکاران و دوستان قديم نيز هنوز در ارتباطاند . ارتباط ايشان با فرزندان و نوههايشان نيز خيلي کم است که ارتباط بيشتر از راه تلفن ميباشد . در تنهايي به اعتقاد خود ايشان فقط به خدا فکر ميکند . احساس رضايتمندي در زندگي ميکند و هدف خاصي ندارد که دوست داشته باشد و بخواهد به آنها برسد . بر اساس مشاهدات نوعي احساس تنهايي و افسردگي در ايشان وجود دارد . وقتي که با همسر ايشان صحبت کرديم اين حرف را تصديق کردند . آقاي ر : بازنشسته 52 ساله ميباشد که به تازگي بازنشست شدهاند . بعد از بازنشستگي در رفت و آمدهاي فاميلي و خويشاوندي ايشان تغيير ايجاد نشده است . احساس دلتنگي از همکاران سابق را تا اندازهاي ندارند . مخارج در دخل و خرج ايشان نيز افزايش يافته است . احساس ناکارآمد بودن در خود نميکند . احترام اعضا خانواده و خويشاوندان نسبت به ايشان تغييري ايجاد نشده است . اکنون به کاري مشغول نميباشد ولي در تدارک يک شغل جديد ميباشد که براي مسائل اقتصادي ميباشد . در اوقات فراغت بيشتر به پيادهروي ميپردازد و تا اندازهاي نيز به ديدار خويشاوندان و دوستان ميرود . مشکل خاصي پس از بازنشستگي در خانواده آنها بوجود نيامده است . در اخلاق ايشان نيز پس از بازنشستگي به نظر ايشان تغييراتي ايجاد شده و بهتر شده است . بيشتر تمايل دارد با توجه مقتضيات گاهي با ديگران و گاهي در تنهايي بسر ببرد . براي زمان بازنشستگي خود برنامهريزي از قبل انجام نداده بودند . در محل سکونت ايشان تغييري ايجاد نشده است . با همکاران سابق خود به ندرت در ارتباطاند . فرزندان ايشان مرتب با ايشان در ارتباطاند و در خلوت به چيز خاصي فکر نميکند . و آرزوها و اهدافي دارند که دوست دارند به آن برسند . مشاهدات ما و صحبتهايي که با همسر و دختران ايشان انجام داديم حرف ما راتصديق ميکند . آقاي الف بازنشستهاي 69 ساله 19 سال است که بازنشسته شدهاند . خانواده آنها شامل 5 عضو ميباشد و در روابط خانوادگي آنها با خويشاوندان بعد از بازنشستگي کاملا تغيير ايجاد شده است و به نظر ايشان و اعضاي خانواده کمتر شده است . بعد از بازنشستگي يک نوع احساس تنهايي و دلتنگي از دوستان و همکاران سابق را دارد . هزينههاي زندگي آنها در ايام بازنشستگي نيز افزايش يافته است . بعد از بازنشستگي اعضا خانواده و خويشاوندان به نظر او به ايشان احترام ومنزلت کمتري ميگذارند . در اوقات فراغت بيشتر به پيادهروي و خواب ميپردازد . در اخلاق او بعد از بازنشستگي تغيير ايجاد شده است و بنابه نظر اعضا خانواده و تا اندازهاي به نظر خود او تندتر و زودرنجتر شده است. در محل سکونت آنها تغييري ايجاد نشده است ارتباط آنها با فرزندان و نوهها کم شده است و بيشتر دوست دارند با ديگران باشند تا تنها . در خلوت بيشتر به خدا و زندگي گذشته فکر ميکنند . اعضا خانواده يعني همسر و کيک از فرزندانش که ما با آنها نيز صحبت کرديم ، حرفهاي ايشان را تصديق ميکنند . نتيجهگيري : ما براساس مصاحبهها و مشاهداتي که انجام داديم ميتوانيم به نتايج زير دست يابيم : کمتر شدن ارتباطات خويشاوندي و اجتماعي از آثار اجتماعي بازنشستگان ، کم شدن ارتباطهاي اجتماعي بازنشستگان است . هم از لحاظ کميت هم از لحاظ تنوع . فرد شاغل بر اثر بازنشسته شدن بسياري از راتباطهاي اجتماعي که به تبع شغل حاصل شده است از دست ميدهد و رابطهاش کمتر و محدودتر ميشود و همچنين به لحاظ مشکلات جسماني و اجتماعي که برايش ايجاد ميشود ارتباط با خويشاوندان کمتر ميشود . اگرچه در مصاحبههايي که ما با تعداد بازنشستگان و خانوادههاي آنها انجام داديم آنها معتقد بودند که در رابطه انها تغيير ايجاد نشده ولي اکثريت به اين امر اذعان کردند اين جنبه ممکن موجب فرسودگيها و آزردگيهايي در زندگيي بازنشسته گردد که ضرورت اجراي تمهيدات جديد از جمله توسعه کانونهاي بازنشستگي را ميطلبد . کاهش منزلت اجتماعي و احترام در نزد خانواده و خويشاوندان و همکاران : فرد بازنشسته در زمان اشتغال به لحاظ دارا بودن موقعيت شغلي از منزلت اجتماعي خاصي نزد همکاران ، خانواده و خويشاوندان برخوردار است . و اين منزلت به او هويت اجتماعي خاصي نيز ميبخشد . در اثر بازنشستگي چنين پايگاهي فرو ميريزد و وي از لحاظ هويت اجتماعي خود نيز دچار دگرگوني و يا حتي بحران ميشود . و چنانچه چشمانداز روشني براي جايگزيني پايگاه اجتماعي خود و دستيابي به هويتي در خود پيش رو نداشته باشد ممکن است به مشکلات اجتماعي و رواني گوناگون دچار شود . بر اساس بررسيهايي که ما انجام داديم درصد نسبتا درخور توجهي از بازنشستگان مورد مصاحبه اظهار داشتند که احترام آنها نزد خانواده، خويشاوندان و همکاران سابق خود کمتر شده است . اگرچه تعدادي نيز معتقد بودند که در احترام خانواده و خويشاوندان آنها نسبت به آنها تغيير يايجاد نشده است . افزايش هزينه خانوار بازنشستگان : معمولا در کشورهاي غربي به لحاظ کوچک بودن بعد خانوار و کمتر بودن ميزان وابستگي افراد خانواده به يکديگر و گرايش به داشتن زندگي مستقل و ... ميزان هزينههاي اقتصادي خانوار بازنشسته معمولا در زمان بازنشستگي کاهش مييابد . اما در کشور ما برعکس ، سنين بازنشستگي همراه است با افزايش و اوج گرفتن هزينههاي زندگي خانواده . هزينههاي مانند ازدواج فرزندان ، تورم و افزايش قيمتها و ... اين وضعيت هزينه فرد بازنشسته را بالا ميبرد . در مشاهدات و مصاحبههاي که ما انجام داديم اکثريت افراد بازنشسته و خانوادههاي آنها نيز اظهار کردند هزينه و دخل و خرج آنها بعد از بازنشستگي افزايش يافته است . اينامر باعث ميشود که افراد بازنشسته بعد از بازنشستگي خود به فکر پيدا کردن شغل جديد باشند که در بعضي از مصاحبه شوندگان ما نيز اين امر مشاهده گرديد . افزايش اوقات فراغت و بيکاري : در دوران بازنشستگي بازنشستهداري اوقات خالي و بيکاري بسيار زيادي است که در صورت نبود برنامه مناسب و امکانات لازم براي گذراندن اوقات فراغت ممکن است شخص دچار خستگي و ملالت شديد شود . در مصاحبههاي که ما انجام داديم اکثر بازنشستگان بيان نمودند که اوقات فراغت خود را به پيادهروي و قدم زني ميپردازند که صحبتهاي آنها بيانگر نبود امکانات لازم براي گذراندن اوقات فراغت براي بازنشستگان ميباشد . بازنشستگان به لحاظ اوقات فراغت و آزاد فراواني که دارند نيازمند امکانات تفريحي مسافرتي و سرگرمي گوناگوني هستند که به نحو مطلوبي آنها را سرگرم کند . تغيير در اخلاق و خلق و خو فرد بازنشسته در خانواده و اجتماع : از جمله پديدههايي که در افراد بازنشسته مشاهده ميشود تغيير در خلق و خوي آنها ميباشد . اگرچه بعضي از مصاحبهشوندگان ما اظهار داشتند که در خلق و خوي آنها تغييري ايجاد نشده است اما براساس مشاهدات ما و اکثريت مصاحبهشوندگان و خانوادههايشان اظهار کردند که در اخلاق و خلق و خوي آنها ( افراد بازنشسته ) تغيير ايجاد شده است . که فرد بازنشسته زودرنجتر و خلق و خوي او تندتر شده است والبته بعضيها نيز اظهار داشتند که صبورتر شدهاند . افسردگي يکي ديگر از پديدههايي است که در افراد بازنشسته مشاهده ميشود . افسردگي در دوران بازنشستگي غالبا ناشي از فقدانها و مافات بويژه انباشته شدن آنها برهم است که موجب ميشود افراد احساس غرق شدن در عواطف وهيجاناتي بنمايند . محل سکونت و مهاجرت : يکي از معيارهايي که ما در مصاحبه خود به آن توجه کرديم تغيير در محل سکونت و مهاجرت در خانوادههاي بازنشسته بود . که براساس مشاهدات و مصاحبههاي ما تغييري در محل سکونت افراد بازنشسته اکثرا صورت نپذيرفته بود و اگر تغيير صورت گرفته باشد در همان شهر بوده است . که البته فرزندان آنها از آنها جدا شده بودند و زندگي مستقلي را براي خود آغاز کرده و بعضي از آنها در خارج از کشور در حال حاضر زندگي ميکنند . تمايل به بودن با خانواده ودوستان تا تنهايي : در مصاحباتي که ما با افراد بازنشسته انجام داديم اکثريت آنها اظهار داشتن که تمايل به بودن با خانواده و دوستان را دارند تا در تنهايي . زيرا تنها بودن و تنهايي به آنها احساس خاص و افسردگي ميدهد . اگرچه تعدادي نيز اظهار کردند تمايل دارند در تنهايي باشند . بنابراين دوران بازنشستگي با تغييرات زيادي در زندگي ، شخصيت و خانواده شخص همراه است . و هرچه فرد انعطافپذيرتر باشد توانايي با سازگاري به اين تغييرات بيشتر خواهد بود که خارج از حيطه کنترلند . بسياري از مافات منجمله تغيير در کنشهاي بدني ، سلامت و افزايش مرگ و مير دوستان ، آشنايان و محبوبان و عزيزان در اواخر حيات فرد رخ ميدهند که باعث تغيير در خلق و خو در افراد بازنشسته ميشوند . 5 – مشکلات بهداشتي درماني بازنشستگان : در سنين بازنشستگي به دليل کهولت سن معمولا بيماريهاي مختلف پديدار و آسيبپذير افراد بيشتر ميشود . و اين مسئله خود باعث ايجاد مسائل و مشکلات خاصي در خانواده ميشود . 6 – عدم بهرهگيري از تجربه و تخصص بازنشستگان : يکي ديگر از مشکلات بازنشستگان در کشور ما ، عدم بهرهگيري از تجربه و تخصص بازنشستگان است . براساس مصاحبهها که ما انجام داديم اکثر افراد بازنشسته احساس مفيد بودن و کارآمد بودن ميکنند و ميتواند تجربيات آنها مفيد و مثمر ثمر باشد اما از تجربههاي آنها استفاده نميشود و پس از بازنشسته شدن ديگر نقش موثري در جامعه ندارند و از چنين وضعيتي رنج ميبرند . منبع : اردبيلي يوسف ( 1379 ) بازنشستگي . تهران : انتشارات کوير تامپسن ، لارسن ( 1379 ) سالمندي و خردمندي ، ابعاد اقتصادي بازنشستگي «بخش عمومي » ترجمه زهره کسايي . تهران : انتشارات موسسه پژوهش تامين اجتماعي . زاهدي اصل ، محمد جواد ( 1381 ) « بازنشستگي ، ويژگيها و مسائل آن از ديدگاه تامين اجتماعي و ارتباط سازمان با بازنشستگان » تهران : موسسه عالي پژوهش تامين اجتماعي . ساروخواني باقر ( 1382 ) « پيدايش و تکامل تامين اجتماعي » فصلنامه تامين اجتماعي ، سال پنجم شماره 15 صفحه 9 . گيدنز آنتوني ( 1380 ) مباني جامعه شناسي . بيکر ، ترزال ( 1381 ) نحوه انجام تحقيقات اجتماعي ترجمه هوشنگ نايبي ، تهران : انتشارات روش . روزنامه اطلاعات ( 1379 ) « مشکلات اساسي بازنشستگان و مسئوليتهاي جامعه براي تامين امنيت و آسايش نسبي آنها » تهران
|