جامعه شناسان، با هر کلیک
alvin toffler american sociologist.jpg
منوی اصلی
صفحه نخست
ENGLISH ARTICLES
اخبار و نشریات اجتماعی
ویدئو های جامعه شناسی
گزارشهای اجتماعی وفرهنگی
گفتگو با جامعه شناسان
نظریه های جامعه شناسی
روشهای جامعه شناسی
جامعه شناسی سیاسی
جامعه شناسی دین
جامعه شناسی علم
جامعه شناسی فرهنگ
جامعه شناسی خانواده
جامعه شناسی زنان
جامعه شناسی کودکان
جامعه شناسی آموزش
جامعه شناسی انحرافات
جامعه شناسی ورزش
جامعه شناسی مهاجرت
کتب جامعه شناختی
پیوندهای جامعه شناختی
منوی سایر پیوندها
وب جامعه شناسی ایران
بلاگ شخصی علی طایفی
نحوه همکاری با سایت
خدمات جامعه شناسی ایران
تماس و اشتراک contact
جستجوی پیشرفته
مدیریت سایت about us
ورود به بخش مدیریت
منوی کاربر- همکار
ارسال مطلب توسط مشترکین
نما آهنگ مسائل اجتماعی ایران
صفحه نخست arrow جامعه شناسی کودکان arrow بررسي رابطه بين كودك آزاري والدين و شرارت در كودكان
بررسي رابطه بين كودك آزاري والدين و شرارت در كودكان PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ پست الكترونيكي
رتبه بندي توسط كاربر: / 7
ناچيزبهترين 
نویسنده: عبدالرحيم اسدالهي و محمد براتوند  #Sample Image
(مطالعه موردي: مجرمين شرارت زندانهاي خوزستان)
چكيده: اين مقاله به بررسي ارتباط سبب شناختي بين ايذاء در دوران كودكي از سوي والدين و بروز جرم شرارت در دوره هاي بعدي زندگي اين كودكان مي پردازد. بر مبنای نظریه برکوئیتس که معتقد به یادگیری مشاهده ای خشونت در دوران کودکی است و همچنین یادگیری مشاهده ای بندورا طرح مقاله و ساخت آزمون طراحی گردید.
 جامعه پژوهشي این بررسی شامل كليه مجرمين بزه شرارت و خشونت در زندانهاي خوزستان در سال 1384 مي باشد كه با نمونه گيري تصادفي 80 نفر از آنها انتخاب و آزمون كودك آزاري در مورد آنها اجراء و پرونده محكوميتي و مددكاري آنها مورد مطالعه قرار گرفت. فرضيه اصلي پژوهش، معناداري و هماهنگي سبب شناختي بين اين دو پديده را تاييد كرد. رابطه معناداري بين  سواد والدين، ساخت خانواده تك والدي و طلاق زود هنگام با كودك آزاري آنها مشاهده شد. همچنين با كاهش سن و سواد مجرمان شدت جرم شرارت درآنها گسترش مي يابد. بدليل شرايط خاص اجتماعي و اهميت دهی والدين به موقعيت دختران، بخش اعظم نمونه ها مرد بودند. 90درصد نمونه ها گزارش كردند والدين (بويژه پدران) كم يا بيسواد، آنها را طي دوران كودكي آزار و اذيت نموده اند كه بيشتر از نوع آزار جسماني بوده است. در مجموع ميانگين درصدي نمره آزمون كودك آزاري در ميان آزمودنی ها بالاتر از سطح ميانه(60%) بود. مصاديق كودك آزاري شامل تنبيه بدني، سوء استفاده جنسي، غفلت از فرزندان و محرومیت از غذا و تفریح می باشد. ضریب پایایی پرسشنامه کودک آزاری والدین به روش زوج و فرد 82/0 محاسبه گردید. راهکارها و پیشنهادات؛ در پايان نيز چندين پيشنهاد از جمله ايجاد يك ساختار  مددكاري گسترده با اهرمهاي قدرتمند قانوني-قضايي براي پيشگيري و درمان موارد كودك آزاري، ثبت وقعات كودك آزاري والدين و خانواده، طراحي و ارائه واحد درسي آشناسازي با مصاديق آزار كودكان برای دانش آموزان ارائه گردید.

واژگان كليدي: جرم شرارت، زندانيان خوزستان، كودك آزاري والدين، مجرمين  

مقدمه :
سير جرايم در جامعه روند پرشتابي به خود گرفته است و انجام اقداماتي براي پيشگيري در اين زمينه را اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد. نخستين گام در اين ارتباط شناخت شرايط موجود است. هدف اين بررسي تعيين الگوي ساختاري شدت جرم شرارت و ارتباط آن با الگوي ساختاري كودك آزاري دوران كودكي مجرمين است كه مي‌تواند در زمينه پيشگيري از اين جرم راهگشا باشد. خشونت مي‌تواند با برهم زدن امنيت جامعه و نظم جامعه در روند كلي فعاليت‌هاي اجتماعي اخلال ايجاد كرده و زمينه‌ساز بروز ناامني و اساس فقدان امنيت در جامعه باشد. كودك آزاري نيز مي‌تواند در زندگي آينده كودك آزار ديده زمينه‌ساز آسيبهاي رواني زياد گردد. اين پژوهش سعي در شناسايي وجود يك رابطه همبستگي بين كودك‌آزاري در دوران كودكي مجرمين با جرائم شرارت و خشونت آنها و از اين طريق جلب توجه مسئولين امور پرورش و تربيت كودكان و خانواده‌ها از يك سو و نهادهاي قضايي و كيفري از سوي ديگر به زمينۀ جرم‌زاي اين پديدۀ متأسفانه متداول در برخي ازخانواده‌هاي ايراني و خوزستاني دارد. كودك‌آزاري در خانواده‌ها وخشونت در اجتماع به دو الگوي ساختاري مجرمانه شايع در خوزستان تبديل شده است. جامعه آماري اين بررسي مجرمين شرارت زندانهاي خوزستان هستند كه در سال 1384 دستگير شده‌اند. به درخواست اداره كل زندانهای خوزستان به لحاظ رعايت جنبه‌هاي امنيتي و حفاظتي و جلوگيري از هرگونه آثار سوء، در بيان آمارهاي مربوط به جرايم شرارت از آمارۀ فراواني درصدي استفاده ‌گرديد.

2- طرح مسأله و بیان موضوع
بروز جرايم خشونت‌بار شرارت و رشد تصاعدي آن در مقايسه با ساير جرايم و عناوين مجرمانه در خوزستان به يك چالش‌ و مسأله اجتماعي بدل شده است. ميزان 27%  اين بزه در ميان ساير جرايم مسأله‌زا و سؤال‌برانگيز مي‌باشد؛ بطوریکه دومین الگوی مجرمانه را از لحاظ حجم درصدی در نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت خوزستان(18%) بعد از سرقت تشکیل می دهد.(آمارنامه زندانهای خوزستان 1384) با توجه به اهميت اين الگوي بزهکارانه بررسي سابقه فردي و شخصيتي اين گروه از مجرمان لازم است. بررسي حاضر اين هدف مهم را بررسي مي كند كه آيا سابقه ايذاء در خانواده و خشونت‌ هاي اجرا شده توسط والدين طي دوران كودكي و نوجواني رابطه معناداري با سطح سواد و آموزش مجرمين و والدين آنها، نوع شغل والدين، ساختار خانواده و سن خاص و جنسيت مجرمين شرارت دارد؟

3- حوزه‌ها و مفاهیم نظری
3-1- شرارت و خشونت آموخته شده : نظريه لئونارد بركويتس
لئونارد بركويتس(Leonard Berkowitz) بر يادگيري مشاهده‌اي رفتار پرخاشگرانه و خشونت ابراز شده از سوي انسان تاكيد نموده است. يادگيري در رفتار پرخاشگري انسان نقش مهمتري از غريزه دارد كه اين امر حاصل تعامل ساختاري پيچيده بين انگيزه‌هاي ذاتي و پاسخهاي آموخته شده است.(شكركن،8-167: 1367) البته او معتقد است با اصلاح ساخت يادگيري فرد، مي‌توان طبيعت پرخاشگري او را تعديل و با انعطاف‌تر نمود . كودك با مشاهده اعمال خشونت‌آميز و پرخاشگرانه والدين با جلوه‌هاي بيشتر جسماني تا رواني كه در واكنش به مثلاً عدم پايبندي آنها به خواسته‌ها و قوانين مد نظر والدين رخ مي‌دهد، اين پديده را فرا مي‌گيرد. كودك بر اثر مشاهده‌ مي‌آموزد كه عدم توجه و بروز ناكامي در تحقق خواسته‌هايش را با شرارت و خشونت پاسخگو باشد . البته اين توجيه بيان تمام بسترهاي نظري پرخاشگري و شرارت نخواهد بود، ولي با توجه به اين كه بخش عمده يادگيري كودك در خانواده و در سنين اوليه روي مي دهد و وقايع اين دوره از اهمیت زيادي برخوردار است و باعث انتقال اين الگوهاي رفتاري به زندگي آينده كودك مي گردد.
3-2-1- يادگيري اجتماعي-مشاهده ای؛ نظريه آلبرت بندورا
بندورا 1975 (نقل از سيف 1373:272) اعتقاد دارد بخش اعظم يادگيري از طريق مشاهده رفتار ديگران است. نكته مهم در اين ديدگاه عدم نياز به تقويت فوري است،‌ يعني فرد رفتار را مشاهده كرده و مي‌آموزد ولي تا زماني كه نيازي به ابراز آن نباشد و به عبارتي عامل تقويتي وجود نداشته باشد، بروز نمي‌كند. هر چه الگو از مقبوليت و مشروعيت بيشتري برخوردار باشد احتمال يادگيري بيشتر است(سيف 1373:275)  در اين مورد خاص والدين به صورت افراد صاحب قدرت از نفوذ زيادي برخوردارند و كودكان آنها را به عنوان الگوي مناسبي تلقي نموده و در طول زندگي و هنگامي كه خود بخواهند با كودكانشان برخورد كنند از همان شيوه‌هاي آزارگري توأم با غفلت و مسامحه (child neglect) استفاده مي‌‌كنند.
3-2-2-سوابق پژوهشی و عوامل ساختاري كودك‌آزاري
زمينه‌ها و عوامل اصلي آزار كودكان توسط خانواده‌ را مي توان در حوزه هاي رواني، خانوادگي و محيطي- شخصيتي بررسي كرد.
علل مهم رواني كودك آزاري: تحريك‌پذيري و حساسيت منفي بيش از حد والدين (كمپ 1988 به نقل از مدني 1383 ) افسردگي با جلوه پدوفيليايي (بچه‌گرايي) (پورافكاري 1376:365)، سابقه كودك‌آزاري در والدين و فرد آزارگر( كافمن،‌1987 نقل از مدني1383) كه به 30% از موارد كودك‌آزاريها شامل گرديده است(ولف 1999 نقل از مدني 1383)، عزت نفس پايين و ضعف در روابط فردي-جنسي با همسالان و همسر تحقيق ثناگوي محرر(1379)  رابطه قوي بين كودك‌آزاري و مقياسهاي شخصيتي پرسشنامه ميلون2(MCMII) در مادران داراي كودكان آزارديده بدست آورد. همچنین دوري‌گزيني و انزوا، وابستگي، اختلال شخصيت ضداجتماعي، ‌آزارگري‌، شخصيت وسواسي و پرخاشگر، آزارطلبي و شخصيت اسكيزوتيپ و پارانوييد از جمله ويژگيهاي شخصيتي اين مادران بود.
علل مهم خانوادگي كودك‌آزاري: اكثر آزارها در خانواده و از سوي والدين صورت مي‌پذيرد كه شامل والدين جوان و بي‌تجربه داراي استرس شغلي (كاهاني 1375) و سن بالاي پدر بود؛ بطوریكه در تحقيق اسدالهي (1384) داراي رابطه معنادار و عاملی بالايي با سوء رفتار آنها با كودكانشان بود. نكته مهم، اين پديده است كه در والدين با سنين بالا و خيلي كم كودك‌آزاري بيشتر اتفاق افتاده است (اسدالهي 1374 و قاسم‌زاده 1380 ). سطح سواد پايين والدين نيز در پژوهشهاي دیگر نشانگر رابطه مثبت و معنا‌دار با ميزان افزايش كودك‌آزاري بوده است(صفوي 1374، اسدالهي 1374، رحيمي موقر 1375،  رشيدي‌فر 1376 و بخشعليان 1377). نوع شغل نيز رابطه معنادار و مثبتي با كودك‌آزاري داشته و آن دسته از مشاغل غيرتخصصي و يدي مثل كشاورزي و كارگري داراي بيشترين رابطه موثر بوده‌اند. (مدني 1383، ص 123 ، محمدخاني 1378، رزاقي 1380، قاسم‌زاده 1378، حسيني‌سدهي 1380). بعد خانوار نيز با كودك‌آزاري رابطه دارد(كاهاني 1375 ، صفوي 1374، رحيمي موقر 1375، دولتمند 1375، بخشعليان 1377و نامداري 1377). يكي ديگر از الگوهاي ساختي خانواده در بروز كودك‌آزاري سابقه بيماري رواني-جسماني، طلاق و جدايي در والدين بوده است. (مدني،1383:134) پيشينه كيفري و سوابق مجرمانه پدر و مادر به ويژه اعتياد از عوامل خانوادگي مهم بروز سوء رفتار با كودكان بوده است. پژوهشهاي اسداللهی 1384 و بلسكي 1998، نامداري 1377، لئونارد 1998، محمدخاني 1378، براتوند 1380و باقري يزدي 1379 مؤيد اين ديدگاه مي باشد.در مواردي كودك آزاري به حدي شديد است كه منجر به فرار كودكان از خانه مي شود. بر اساس تحقيق جانقلي (1383:136) 14% از كودكان خياباني ناشي از ضرب و شتم والدين و بستگان در خانه بوده است و افزون براين گروه به رفتارهاي خشونت بار و شرارت آميز روي آورده اند(صالح،1383:156). خانواده‌هاي بدريخت يا از ريخت افتاده مثلاً تك والدي ( single parenthood )، منزوي و داراي كمترين ميزان ارتباطات اجتماعي و تعارضات دروني زياد، همبستگي بالايي با كودك آزاري داشته‌اند.(مدني،1383:147). از جمله عوامل مرتبط ديگر، تولد نوزاد جديد و مرگ يا فقدان يكي از اعضاي خانواده است. تولد نوزاد جديد با توجه به نگرش خانواده و نيز جنسيت كودك قابل بررسي بوده و به هر حال حضور فرزند ديگر با كم توجهي به كودك قبلي همراه و يك عامل استرس زا است.(ماسن1382:545)
عوامل مهم محيطي و شخصيتي: این عوامل که زمينه‌ساز بروز كودك‌آزاري است، طيف گسترده‌اي را دربر مي‌گيرند؛ مانند مرگ يا فقدان يكي از اعضاي خانواده يا بستگان، فقر، مشكلات اقتصادي، تيپ شخصيتي والدين، استرسهاي محيطي و مكانهاي تنش‌زاي رواني، محيط‌هاي پرجمعيت و بزهكار در فضاهاي منطقه‌اي حاشيه شهرها، عدم پايبندي به اصول مذهب و اخلاق و نگرش مثبت به تنبيه كودكان.(اسداللهی 1384، بوالهري 1377، مدني 1383، كاظمي‌پور 1377، فخرايي 1377، صفوي 1374، رشيدي‌فر1376، هوشدار1374،   براتوند1380)
3-2-3- پيامدهاي كودك آزاري
در اينجا به يكي از اثرات مهم و تأسف‌بار آزار كودكان يعني زمينه هاي  بروز بزهكاري و جرايم شرارت در جامعه پرداخته مي شود. اين نكته حائز اهميت است كه اكثر موارد كودك‌آزاري بطور يكسويه منجر به جلوه‌ها و الگوهاي ساختي مجرمانه نمي‌گردد. پژوهش طباطبايي (1380) نشان داد 55% موارد كودك‌آزاري(بویژه در مردان) در جامعه پژوهشي‌اش منجر به بروز شخصيت نابهنجار ضداجتماعي شده است. پيامدهاي آزارگري كودكان را در دو جلوه جسماني-رواني ميتواند بررسي كرد.(مدني1383:177) جلوه‌هاي جسماني كودك آزاري بروز اختلالات رشدي، بدريختي بدن و معلوليت جسماني، سوء تغذيه  منجر به افت توانايي ذهني، كبودي بدن، شكستگي استخوانها و موارد مشابه بوده است.(بوالهري1377، رحيمي موقر1375،‌ نوروزي 1372 و رشيدي‌فر 1376) بدترين پديده جسماني كودك‌آزاري ، آزارگري منجر به فوت كودكان است كه صراحتاً در متون حقوقي –كيفري با زمينه‌هاي مجرمانه قتل‌ها بررسي مي‌‌گردد. متأسفانه از گزارشهاي فوت كودكان به سازمان پزشكي قانوني، 77%  موارد قتلهاي عمد و شبه عمد و خطايي بوده است(هوشدار 1374).
جلوه‌هاي رواني را نيز مي‌توان در حيطه‌هاي اختلالات رواني-شخصيتي وسيعي بررسي كرد:
پرخاشگري، رفتار تكانشي ، بي‌اشتهايي يا پر اشتهايي افراطي رواني و رفتار تظاهر به خودكشي  و هيستريك (محمدي فرود 1380) جلوه‌هاي ترس مرضي از مردان ، انزواگزيني،‌افسردگي و در مورد سوء استفاده جنسي، رفتارهاي وسواس شست و شو، اختلالات خواب، كاهش عزت نفس و اقدام به خودكشي.(برات وند1379، ابراهيمي قوام 1376، طباطبايي 1380، مدني 1383، كاپلان و سادوك به نقل از پورافكاري 1998 ،‌نوروزي 1372 و محمدخاني 1380)

4- تعريف مفاهیم
4-1- تعريف پرخاشگري:
پرخاشگري و خشونت يك پديده ساختاری و چند بعدي است و كاركردهاي مثبت و منفي دارد. در زبان عامه پرخاشگري را تنها به معناي زور ورزي و خشونت به كار مي‌برند؛ ولي چنين استنباطي تنها بخشي از مفهوم پرخاشگري را پوشش مي‌دهد.  تعريف خشونت به معناي عام عبارت است از حمله به ديگري. در نتيجه در هر عمل خشني مفهوم پرخاشگري مستور است؛ ولي همة خشونت‌ها الزاماً به صورت پرخاشگري خودنمايي نمي‌كنند. (شيخاوندي  1379:104)
تعريف پرخاشگري از ديدگاه ارونسون: پرخاشگري عملي است كه هدف آن اِعمال صدمه و رنج است.(ارونسون 1969:162 به نقل از محسني تبريزي 1383:130) اثر پرخاشگري در حوزه ارتكاب جرم در جامعه ايجاد و گسترش ناامني است و هدف اين پژوهش، بررسي الگوهاي مجرمانه‌ موجد احساس ناامني اجتماع مي باشد.
4-2- تعريف كودك‌آزاري
هرگونه آسيب جسماني يا رواني، سوءاستفاده جنسي يا بهره‌كشي و عدم رسيدگي به نيازهاي اساسي كودك و نوجوان زير 18 ساله توسط ديگر افراد يا اعضاي خانواده كه به صورت تصادفي نباشد، كودك‌آزاري(Child abuse) گفته مي‌شود.(مدني،1383:20)
 اين پديده سابقه اي طولاني در تاريخ بشري داردكه در هر دوره اي از تاريخ تعريف مفهومي آن متفاوت و فاقد بار معنايي منفي بوده است، از تقديم دختران جوان به معابد بابل و سوء استفاده جنسي از آنها گرفته (باستاني پاريزي،1343:262) تا زنده بگور كردن دختران از سوي اعراب عصر جاهليت. زماني هم بويژه در عصر صفوي و برخي از بزرگان و شاهان صفويه در دوره هاي بعدي تاريخ ايران شاهد روسپي خانه هاي ويژه براي پسران خردسال و جوان هستيم.(راوندي،1369:360) الگوي ساختاري كودك‌آزاري تنها شكل جنسي نداشته است، بلكه جلوه‌هاي رواني –جسماني آن نيز ‌بايد مدنظر قرار گيرد، شامل ضرب و شتم مقطعي يا مداوم يا عدم توجه به برآوردن نيازهاي اوليه-ثانويه كودك در جريان رشد او مي‌باشد. در طراحي آزمون كودك‌آزاري و اجراي آن بين مجرمين شرارت موارد تعريفي حاضر لحاظ گرديده است.
4-3- تعریف شدت الگوي مجرمانه شرارت و كودك‌آزاري
براي تعيين رابطة بين ساختار الگويي شرارت مجرمين با ميزان كودك‌آزاري به روش زير اقدام شد:
4-3-1- ايام حبس و نوع مجازات شرارت: برحسب ميزان شرارت و خشونت اعمال شده از سوي فرد محكوم، محاكم قضايي طبق گزارش ضابطين و بر اساس قانون به صدور حكم مي‌پردازند، لذا بر مبناي تعريف عملياتي هر چه ميزان حبس بيشتر باشد، شدت شرارت آنها نيز بيشتر است.
4-3-2- شدت كودك آزاري: برمبناي آزمون طراحي شده ، هر چه نمرة حاصل جمع نمرات گويه‌ها بيشتر باشد؛ شدت ايذاء كودك‌ توسط والدين بيشتر بوده است.گستره نمرات اين آزمون بين 100-20 مي‌باشد.

5- سؤالات و فرضيات پژوهش
در اين بررسي سؤالات زير مطرح گرديد:
5-1- آيا مي‌توان بين شدت كودك‌آزاري مجرمين دستگير شده با شدت جرم شرارت آنها رابطه معناداري يافت؟
5-2-آيا مي‌توان بين سطح سواد مجرمين و والدين آنها با سابقه كودك‌آزاري و جرم شرارت رابطه معناداري يافت؟
5-3- ريخت‌ جمعيت‌شناختي و ساختار خانواده با جرم شرارت و كودك چه رابطه‌اي دارد؟
برمبناي سؤالات بالا  فرضيه‌هاي پژوهش به قرار زير تدوين شدند:
5-4- بين سابقه كودك‌آزاري والدین و شدت جرم شرارت فرزندان رابطه معناداري وجود دارد.
5-5- با افزايش سن از فراواني مجرمين شرارت كاسته مي‌شود.
5-6- با كاهش سواد افراد شدت شرارت مجرمين افزايش معناداري مي‌يابد.
5-7- با كاهش سواد والدين سابقه كودك آزاري آنها افزايش مي‌يابد.
5-8-بين خانواده‌هاي تك‌والد(مطلقه ، متوفي) سابقه كودك‌آزاري بيشتر است.

6- روش شناسی پژوهش
پژوهش از نوع توصيفي- اكتشافي با روش جمع‌آوري اطلاعات از طريق پرسشنامه و مصاحبه با برخي از آزمودني‌‌ها (براي تطابق و اعتبارسنجی داده‌ها) و همچنين روش اسنادي يعني بررسي و مطالعه برخي از پرونده‌هاي شخصيتي –مددكاري مددجويان نمونه و آمارهاي ارائه شده از سوي مركز آمار زندانهاي خوزستان مي‌باشد.
6-1- جامعه و نمونه آماري
داده‌هاي مجرمين شرارت به عنوان جامعه آماري از مركز آمار و رايانه زندانهاي خوزستان بدست آمد. جامعه آماري پژوهشي شامل كليه افراد دستگير شده با عنوان مجرمانه شرارت طي دوره 1384 را شامل مي‌شود كه به جرم مذكور  محكوم و حكم قطعي كيفري آنها از ناحيه دادگاه صادر گرديده است. شدت جرم شرارت نيز برحسب ميزان ايام حبس، سنجيده شد. از طريق نمونه‌گيري تصادفي ساده از جامعه آماري جمعاً 80 نفر با كمك واحد آمار و رايانه زندانهاي خوزستان با اعداد تصادفي انتخاب گرديد.
6-2- ابزار جمع‌آوري اطلاعات
براي جمع‌آوري اطلاعات و آزمون فرضيه‌ها علاوه بر مطالعه اسنادي پرونده‌های کیفری و مصاحبه با برخي از آزمودني‌هاي نمونه از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گرديد. با توجه به نتايج و يافته‌هاي‌ ساير محققان در مورد جرم شرارت و كودك‌آزاري و طبق فرضيه‌هاي ارائه شده آزمون کودک آزاری والدینِ مجرمان شرارت در 20 آيتم به روش ليكرت با گویه های پنجگانه از کاملا موافق تا کاملا مخالف تنظيم گرديد. با توجه به طیف گسترده جلوه های کودک آزاری(مدنی1383:21) در تنظیم و طرح سوالات برای گویه های 20گانه از مصادیق آن یعنی تنبیه بدنی، آزار جنسی، بی توجهی و غفلت و سوء تغذیه استفاده شد. از مجموع 40 سوال طراحی شده(10 آیتم برای هر مقیاس) در نهایت 20 سوال با بالاترین ضریب همسویی و همبستگی با دو شق زوج و فرد و با کل آزمون با تعیین ضریب آلفای هر گویه باقی ماند. در پایان پايايي و اعتبار(reliability) آزمون به شيوه فرد و زوج با يك بار اجرا بر روي نمونه‌هاي پژوهشي و از طريق آلفاي كرونباخ  82/0:α و در حد مطلوب بدست آمد.

7- يافته‌ها و داده های آماري
طي اين بخش در قالب آمار توصيفي و استنباطي با استفاده از نمودارها و جداول فراواني درصدي نتايج مربوط به جرايم شرارت و آزمون محقق ساخته كودك‌آزاري ارائه مي شود:
در جدول 1 نمرات آزمون كودك‌آزاري و شدت جرم شرارت در قالب ماههاي محكوميت به زندان آمده است.

جدول 1: شدت جرم شرارت و ايذاء در دوران كودكي مجرمان نمونه

ايام حبس

شدت جرم شرارت

شدت تجربه‌كودك‌‌آزاري

نمره آزمون كودك آزاري

كمتر از يك ماه

5/11

6/11

كمتر از60  (6/46%)

بين 3-1ماه

5/40

3/13

بين 6-3

3/34

7/21

يك سال

5/27

7/25

بالاتر از 60  (4/53%)

دو سال

6/1

7/27

مجموع

****

100

****


****
 *برحسب ماه حبس طبق پرونده محكوميت كيفري
طبق جدول 1 فقط 6/46% از پاسخگويان از كودك آزاري و آزارگري اطرافيان و والدين در مورد خود با نمره كمتر از 50 شكايت كرده‌اند. در حاليكه 9/51% ازمجرمين كه شدت شرارت آنها شديد و بالاتر از يكسال حبس بوده در آزمون كودك‌آزاري نمره بالاتر از 50 آورده‌اند. در جدول دو فراوانی درصدی آزمون کودک آزاری و درصد شدت جرم شرارت در مجرمین شرارت خوزستان آمده است. با افزایش سن شاهد کاهش در بروز و شدت این جرم هستیم.

جدول 2:  ميانگين فراواني درصدي شدت شرارت و سابقه كودك‌آزاري براساس سن نمونه‌

سن مجرمين

فراواني درصدي كودك آزاري والدين**

فراواني درصدي جرم شرارت*

زير 18سال

62

15

25-19

71

40

32-26

57

21

39-33

54

10

45-40

56

6

45 به بالا

61

8

مجموع

****

100

* ماههاي محكوميت
 ** اين ميزان بين دامنه 20 تا 100 در نوسان است و مجموع آنها از 100 بيشتر مي‌شود.

نتایج دیگر داده ها، اشاره به تفاوت جنسیتی زنان و مردان در شکایت از کودک آزاری دوران کودکی و میزان شدت بزه شرارت آنها در بزرگسالی دارد. زنان با کمترین درصد مجرمانه شرارت(2%) در آزمون کودک آزاری میانگین 64% داشته ولی مردان با 98% خشونت اذعان نموده اند که 87%  از والدین شان آنها را مورد آزار و ایذاء قرار داده اند. در جدول 3 تاثیر متغیر تعدیل گر و مداخله گر سواد در بروز جرم شرارت و خشونت بزهکاران نمونه به همراه سابقه کودک آزاری والدین آنها آمده است:

جدول 3:  فراواني مجرمين برحسب تحصيلات

سطح تحصيلات مجرمين

ميانگين درصدي نمره كودك آزاري

فراواني درصدي جرم شرارت

بيسواد يا كم‌سواد

6/74

63

سيكل

4/63

26

ديپلم

7/52

5/9

ليسانس

3/38

5/1

فوق‌ليسانس و بالاتر

-

-

مجموع

*****

100



عدم حضور يا فوت پدر مي‌تواند از لحاظ اقتصادي آثار مخربي داشته باشد؛ اما فوت مادر از لحاظ تربيتي-پرورشی و حفظ موجوديت خانواده با توجه به ازدواج مجدد پدر مي‌تواند حتي آثار ويرانگرتري نسبت به فوت پدر داشته باشد.(اسداللهی1384) آنچه که در جدول 4 نتایج این عارضه و آسیب را می توان مورد بررسی قرار داد:

جدول 4:  فراواني درصدي  مجرمين شرارت و آزار دوران كودكي برحسب وضعيت زندگي پدر و مادر

وضعيت زندگي والدين

 

فوت يا جدايي*

حضور والدين

پدر

مادر

نمره كودك آزاري والدين

82

92

60

درصد جرم شرارت مجرمين

71

80

28


*خانواده با سرپرستي مادر يا پدر
متغیر سواد نیز در والدین مجرمان به صورت یک متغیر تعدیل گر و اثر گذار در کاهش و تعدیل اثرات بد کودک آزاری والدین در جرم شرارت بزهکاران نموه بوده است؛ آنچه که نتایج جدول 5 موید این گفته است:
ج

جدول5:  فراواني درصدي جرم شرارت مجرمين و كودك‌آزاري والدين برحسب تحصيلات پدر و مادر

سواد و تحصيلات والدين

بي سواد يا كم سواد

سيكل

ديپلم

ليسانس يا بالاتر

پدر

مادر

پدر

مادر

پدر

مادر

پدر

مادر

ميانگين  درصدي كودك آزاري والدين

5/85

5/78

9/85

71

6/57

6/54

30

9/35

ميانگين درصدي شرارت مجرمين

83

96

5/3

2

3

5/1

5/0

5/0


- رابطه بين فراواني درصدي مجرمين شرور با سطح سواد والدين

7-1- گزارش آزمون فرضيه‌ها:
 به طور خلاصه با توجه به نتايج توصيفي جداول قبلي به آزمون آماري فرضيه‌ها مي پردازد:
1-  فرضية اول: در سطح آلفا 05/0 معناداري و با درجه آزادي 79 اين فرضيه مبني بر وجود رابطه معنادار بين ايذاء و آزار دوران كودكي و جرم شرارت طي دورة بزرگسالي ، تأييد شد.
2-  فرضيه دوم : این فرضيه مبني بر «وجود رابطه معنادار بين سن و شدت جرم مجرمين شرارت» تأييد شد. به طوري كه بالاترين نرخ وقوع اين جرم در رده‌‌هاي سني زير 30 ساله‌ها بوده است(76%) كه با افزايش سن مددجويان ميزان وقوع اين نوع جرم كاهش مي‌يابد.
3-  فرضيه سوم: مبنی بر وجود رابطه معنادار بين سواد مددجويان و شدت جرم شرارت تایید شد. هر چند درصد نسبي مجرمين بالاي ديپلم و داراي تحصيلات عالي بسيار كم بوده و در بين اين يافته بايد ملاحظات جمعيتي آماري مدنظر قرار گيرد.
4-  فرضيه چهارم: رابطه مثبت و بالايي  بين افزايش سواد والدين و گزارش مددجويان در مورد كودك‌آزاري دوران خردسالي ملاحظه شد . به طوري كه از ديد بيش از 90% مجرمين شرارت، مادران و پدران بيسواد و كم‌سوادشان داراي سابقه كودك‌آزاري در مورد آنها بوده اند.
5-  فرضيه پنجم: بين ساختار خانواده و تك‌والد بودن آن با جرم شرارت و كودك‌آزاري رابطه معنادار بالايي مشاهده شد. 80% مجرمين با بيان فوت يا جدايي مادر و عدم حضور او در خانه، در آزمون كودك‌آزاري نمرة 92 بدست آورده‌‌اند كه مي‌تواند ناشي از ازدواج مجدد پدر و دوگانگي در تربيت فرزندان باشد. 71% مددجويان نيز با وجود سرپرستي مادر بر خانواده و عدم حضور پدر بر اثر فوت يا جدايي نمره 68 در آزمون كودك‌آزاري به دست آورده‌اند.
8-  بحث و نتيجه‌گيري
نتايج مقايسه‌اي جدول یک وجود رابطه ای همبسته و توصیفی بين درصد شرارت مجرمان برحسب ايام حبس و جزاي نقدي با شدت كودك‌آزاري والدین آنها در دوران گوشزد مي‌نمايد. در تحقيقات اسداللهی 1384، نامداري 1377، محمدخاني 1378 و بخشعليان 1377، ‌طباطبايي 1380 و باقري يزدي 1379 وجود چنين رابطه‌اي گزارش شده است. نتايج حاصل از آزمون كودك‌آزاري با داده‌هاي شرارت مجرمان با استفاده از آزمون همبستگي پيرسون مورد بررسي قرار گرفت كه در سطح معناداري آلفا 05/0 و درجه آزادي 79 : df فرض صفر رد و وجود ارتباط معنادار بين اين دو مؤلفه تأييد گرديد . برمبناي اين داده‌ها فرضيه اول پژوهش مبني بر وجود رابطه معنادار بين شدت شرارت مجرمان و تجربه آزاردیدگی آنها از سوي والدين تایید مي‌‌شود
 
محيط خانوادگي يكي از مهم‌ترين الگوهاي ساختاري مؤثر در يادگيري رفتار از جمله بروز پرخاشگري افراد و كودك‌آزاري است. محيط خانوادگي ناسازگار با مشاجره دائمي پدر، مادر  و اعضاء خانواده آثار سوئي در رفتار كودك باقي مي‌گذارد.  اين آثار در سنين بلوغ و بزرگسالي به صورت عصيان ، پرخاشگري ، سركشي از مقررات و قوانين اجتماعي در مردان و يا بي‌تفاوتي ، انزوا و گوشه‌گيري در زنان نمايان شده و منجر به اعمال بزهكارانه مي‌گردد.

در جدول 2 بنابر آمارهاي موجود و تجارب گذشته آشكار شده است كه از سن 36-35 سالگي آمارهاي مربوط به جرم كاهش مي‌يابد.(شيخاوندي: 1379) بررسي خشونت، ما را با الگوهاي مختلفي از واكنش هاي لفظي و فيزيكي مانند: توهين، تحقير، آزار و ايذا، نزاعهاي فردي و جمعي، ضرب و جرح و قتل مواجه مي كند. اما از ديدگاه حقوق جزا عمدتاً آن بخش از رفتارهايي قابل توجه هستند كه جرم تلقي شده و مستوجب مجازات باشند. اين رفتارها، قطع نظر از مسئوليت كيفري مرتكب از سنين 4 سالگي قابل مشاهده است(نيكخو و همكاران1381:164) و در دوران بحران ناشي از بلوغ و تا سن 18 سالگي به اوج خود مي‌رسد و معمولاً بعد از گذر از اين مقطع با شروع فعاليت‌هاي اجتماعي جوانان آرام آرام فروكش مي‌كند.(ماسن 1382:367)
البته بایستی به تفاوتهای جنسیتی در بروز رفتارهای شرارت آمیز و واکنشهای رفتاری کودکان آزاردیده در دوران بزرگسالی شان توجه خاص شود. جلوه های رفتاری آنها در مصاحبه های بالینی با مددجویان زن و مرد و بررسی پرونده کیفری شان، بروشنی تفاوت جنسیتی را گوشزد می نماید؛ بطوریکه الگوهای مجرمانه مردان بزهکار بصورت رفتارهای پرخاشگرانه و خشونت بار با شخصیت ضد اجتماعی بود. اما در زنان تابلوی بالینی اولیه رفتار آنها جلوه خستگی روانی(psychosthenia) و افسردگی داشت.
با توجه به داده‌هاي فوق ملاحظه مي‌شود كه حدود 55%  نمونه ها در سنين جواني مرتكب اين رفتارهاي خشن شده‌اند. چرا كه افراد در اين سن نياز به رفتارهايي براي ابراز وجود دارند كه با توجه به شرايط اجتماعي به صورت فعاليت‌هاي انسان‌دوستانه، علمي و يا رفتارهاي سوئي چون ضرب و شتم ،پرخاشگري و... نمود مي‌يابد. ويژگيهاي يك اختلال شخصيت در طي نوجواني يا اوايل بزرگسالي نمايان مي شوند. طبق تعريف، يك اختلال شخصيت، الگوي پايداري از تفكر، احساس و رفتار است كه در طي زمان از ثبات نسبي برخوردار است. بعضي از انواع اختلالهاي شخصيت (به ويژه اختلالهاي شخصيت ضد اجتماعي و مرزي) همراه با افزايش سن كمترآشكار شده يا تخفيف مي‌يابند كه در اينجا نيز با آن مواجه‌ايم. در حاليكه اين امر براي ساير انواع اختلالها مانند اختلالهاي شخصيت-رسوايي جبري و اسكيزو تايپي مصداق زيادي نداشته است.(نيكخو و همكاران 1381:325)
اما در ستون ديگر جدول 2 ميانگين درصدي شدت كودك‌آزاري (دامنه شدت 100-20) روندي بالاتر از ميانگين  را تشكيل مي‌دهد، بدين معنا كه بيشتر مددجويان با جرم شرارت سابقه آزار ديدن در دوران كودكي را تجربه و اين مسأله را گزارش نموده‌اند. نكته مهم در كاهش اين شدت، در مجرمين سنين بالا مي‌باشد. توجيه آن مي‌تواند اين امر باشد كه با فاصله گرفتن از دوران كودكي اثرات مخرب رواني-جسماني آزارهاي دوران كودكي در فرد مجرم كمرنگ گرديده و از لحاظ مكانيسم‌هاي روانشناختي جلوه ديگري يافته‌اند،‌ در عين حال ميزان شرارت و در مجموع اختلال شخصيت ضداجتماع با افزايش سن رو به كاهش مي‌گذارد. یك عامل مرتبط ديگر اينكه طي سالهاي اخير ميزان آسيبهاي اجتماعي از جمله آزارگري در خانواده ها رو به افزايش گذاشته است.(اسداللهی 1384، براتوند و همکاران 1384) بسياري از محققان(پالک و اسمارت 1976 به نقل از گرت 1382:177) معتقدند كه تفاوتهاي رفتاري بنيادي ميان زنان و مردان وجود دارد كه در همة فرهنگ‌ها به گونه‌‌اي ظاهر مي‌شوند. برخي نويسندگان بر اين باورند كه يافته‌هاي زيست‌شناسي اجتماعي قوياً به اين جهت اشاره دارند. براي مثال آنها تاكيد دارند كه تقريباً در همه فرهنگ‌ها مردان در شكار و جنگ شركت مي‌كردند نه زنان؛ آنها استدلال مي‌كنند كه مسلماً اين موضوع نشان دهندة آن است كه مردان آمادگي زيستي بیشتری برای پرخاشگري دارند تا زنان.(گيدنز 1989) تاگير در كتاب خود با نام مردان در گروه (1969) بيان مي‌كند كه جنگ در سراسر جهان كار مردان بوده و ساير الگوهاي پرخاشگرانه نيز مردانه است.(به نقل از ريد 1984:143) ولی تفاوت در رفتار مردان و زنان اساساً از طريق يادگيري هويت اجتماعي زنانه و مردانه پديد مي‌آيد. در مقابل ماركسيست‌هاي ساختي مثل لوكاچ و ماركيسيتهاي كلاسيك مثل لنين اعتقاد دارند كه اين امر بيشتر ناشي از تقسيم كار اجتماعي و طي كردن يك فرايند طولاني تخصصي شدن امور در تاريخ جوامع بشري است.(آريانپور،1357:57)
 از يك ديدگاه روانشناختي، شخصيت همان چيزي است كه فرد براي آن تقويت مي‌شود.(نظريه اسكينر به نقل از هرگنهان، 1380:119) تقريباً در همه جوامع بشري زن براي متابعت، عدم ابراز خشونت، گذاشتن از حق خود و موارد مشابه تقويت مي‌شود و اگر اين روند را طي قرن و اعصار در نظر بگيريم، معلوم مي شود كه اين امر به يك فرهنگ تبديل شده است و عوامل فرهنگي حتي در غياب توجيه بيروني همچنان به حيات ديرپاي خود ادامه مي‌دهند.
بيشترين الگوهاي مجرمانه پرخاشگري كه در اين داده‌ها براي زنان مشاهده مي‌شود اخلال در نظم دادگستري ، اخلال در نظم زندان ،‌ درگيري و توهين به كارمندان دولت و ضرب و شتم در زندان و از اين دست است.(آمارنامه زندانهای خوزستان 1384) لازم به ذكر است در اين داده‌ها، تنوع الگوي جرم خشونت در مردان به دلايلي كه در بالا اشاره شد نسبت به زنان بيشتر است. چنين يافته اي قابل انتظار است چرا كه براساس شرايط اجتماعي از زنان انتظار مي رود خود را درگير مسايل اجتماعي خصوصاً از نوع خشن ننمايند، تا در صورت بروز حادثه حتي به قيمت از دست رفتن حقوق خود صدايشان بالا نيايد. آنها اين الگوي غيرمجرمانه خشونت را بعد از عصر مادرسالاري آموختند(ريد،1984:104) اثرات رواني آزارديدگي دوران كودكي آنچه را كه زنان كمتر شكايت كرده‌اند، مي‌توان اين گونه توجيه كرد:
توجه خاص خانواده و جامعه به وضعيت جسماني و رواني دختران
اصولاً تنبيه بدني بيشتري نسبت به پسران اعمال مي‌شود كه ناشي از تحرك بيشتر پسران و تمايل به كناره‌گيري دختران است .
پنهان كردن آزارها از سوي زنان به دليل محافظه‌‌كاري بيش از حد كه ريشه تاريخي و فرهنگي دارد.
 آموزش اين امر به دختران كه صبور بوده و صبر و تحمل از شاخصه هاي يك زن و مادر نمونه مي باشد.
ساختار شخصیتی زنان در واکنش به کودک آزاری دوران خردسالی بصورت رفتارهای انزواطلبی، افسردگی و خستگی روانی در دوران بزرگسالی نمود می یابد.

با مراجعه به جدول 3 ملاحظه مي‌شود كه 63%  از  برخوردهاي خشن در بين افرادي ديده مي‌شود كه داراي كمترين تحصيلات و يا بيسواد هستند. اين رقم دلايل واضحي دارد چرا كه آموزش و پرورش ابعاد مختلف رفتاري افراد را تحت تأثير قرار مي‌دهد و به نوعي مي‌تواند تعديل كننده رفتار باشد.(صفوی 1374، اسداللهی 1384، بخشعلیان 1377، براتوند1384 و رشیدی فر 1376). احتمال ترك تحصيل در خانواده‌هاي افراد كم سواد يا بي سواد بيشتر است و در عين حال والدين يا مربيان اين افراد خود گرايش بيشتري به خشونت دارند كه اين شرايط باتوجه به يادگيري اجتماعي و الگوي رفتاري خشن تبيين مي شود(نظريه بندورا، به نقل از هرگنهان و همكاران،1380:376). اين الگوي مجرمانه خشونت در ساخت خانواده شكل گرفته و با افزايش سواد اعضاي خانوار كاهش مي‌يابد؛ آنچنان كه در پژوهشهای ‌اسدالهي1374 و اسداللهی 1384 نشان داده است.
 طبق این جدول، با افزايش سطح سواد با كاهش نسبي شكايت از آزارديدگي دوران كودكي روبرو هستيم. با سوادان مجرم كه به سطوح تحصيلات عالي و دانشگاهي رسيده‌اند در خانواده‌هايي قرار دارند كه به دليل باسوادي والدين يا ساخت منطقي‌تر خانواده نسبت كودك‌آزاري كمتر رخ داده و شكايت آزار‌گري كودكان بندرت گزارش شده است. اين گروه در خانواده‌هايي رشد يافته اند كه از وضع مالي بهتر و محل سكونت بهتري برخوردارند،(منطقه کیانپارس اهواز در تحقیق براتوند 1384) زمينه‌هايي كه خود باعث كاهش كودك‌آزاري مي‌‌گردد(سواد و آموزش والدين ، وضعيت اقتصادي و اجتماعي و محل سكونت)، آنچه كه پژوهشهاي فراواني مؤيد آن بوده‌اند(مدني 1383، هوشدار1374، رحيمي موقر 1375، ‌محمدخاني 1378). البته بايد به فراواني كم مجرمين با سواد و نسبت ضعيف جمعيتي آنها در مقايسه با حجم انبوه بيسواد يا كم‌سوادان در نمونه‌هاي اين پژوهش اشاره كرده و اين نسبت را مد نظر قرار داد.
در جدول 4 بيشترين فراواني درصدي جرم شرارت و سابقه شكايت از كودك‌آزاري در ساخت خانواده تك‌والدي با فوت مادر مي‌باشد. يك توجيه براي آن شايد ازدواج مجدد پدر و حضور نامادري در خانواده و ايجاد تعدد و گسيختگي تربيتي دوگانه در ساختار خانواده است كه زمينه بروز كودك‌آزاري يا رها كردن كودك در جامعه همراه است(طباطبايي 1380، باقري يزدي 1379، حسيني سدهي 1380).
محيط خانوادگي يكي از مهم‌ترين الگوهاي ساختاري مؤثر در يادگيري رفتار از جمله بروز پرخاشگري افراد و كودك‌آزاري است. محيط خانوادگي ناسازگار با مشاجره دائمي پدر، مادر  و اعضاء خانواده آثار سوئي در رفتار كودك باقي مي‌گذارد.  اين آثار در سنين بلوغ و بزرگسالي به صورت عصيان ، پرخاشگري ، سركشي از مقررات و قوانين اجتماعي در مردان و يا بي‌تفاوتي ، انزوا و گوشه‌گيري در زنان نمايان شده و منجر به اعمال بزهكارانه مي‌گردد. كودكاني كه از محبت خانوادگي محرومند و خود را از خانواده و اجتماع طرد شده و منزوي تلقي مي‌كنند، به آسانی هنجارها و ارزشهای جامعه را نقض مي‌كنند(ماسن و همكاران 1382:567).
روابط معيوب و نامطلوب خانواده، به كارگيري شيوه‌هاي نادرست تربيتي مانند طرد و عدم مواظبت و مراقبت صحيح ، ضرب و شتم ، محروميت از مهر و محبت والدين، كودك‌آزاري و خشونت عليه فرزندان باعث احساس ناامني و اضطراب، خودپندارة منفي و كينه‌توزي نسبت به ديگران مي‌شود( مدني1383:147). طلاق و جدايي والدين و قصور در مراقبت و عدم ارضاي نيازهاي عاطفي از كودكان و نوجوانان(اسداللهی 1384)، باعث مي شود تا آنها به دسته‌ها و يا گروه‌هايي از بزهكاران ملحق شوند كه به دنبال آن به ارتكاب رفتار و اعمال ضداجتماعي منجر شود. در واقع آنها نيازهاي عاطفي خود را در بيرون از خانه‌ مي‌جويند و به اصطلاح  نگاه به بيرون دارند. نتيجه اين امر، عدم رضايت از محيط تحصيل است كه مي‌تواند موجب عكس‌العمل‌هايي مثل فرار و غيبت از مدرسه، بي‌انضباطي ، سركشي، پرخاشگري، بدرفتاري، بي‌اعتنايي به مقررات و قوانين ، زيرپاگذاشتن آنها، و سرانجام فرار از منزل و ارتكاب جرائم مختلف گردد.
پژوهشهاي قبلي تأييد كنندۀ نتایج جدول 5 بوده‌اند، به اين معنا که وجود كودك‌آزاري در خانه رابطه معنادار و بالايي با سطح سواد والدين داشته است. بيشترين ايذاء و آزار جسماني كودكان توسط والدين داراي سواد پايين و بيسواد ملاحظه مي‌شود؛(اسدالهي 1374، رحيمي‌موقر 1375، نامداري 1377، بخشعليان 1377، مدني 1383) که البته در اين آمارها بايد نسبت كم جمعيت داراي تحصيلات عالي جامعه را نيز مدنظر داشت و اين نسبت در استنباط نهايي مدنظر باشد.
در مجموع اين پژوهش به بررسي رابطه معناداري بين جرايم خشونت و شرارت به عنوان يك الگوي ساختاري بزه‌ در خوزستان با سابقه آزاردیدگی دوران كودکی مجرمان پرداخت. ساخت الگويي اين جرم، جوان (76% مجرمان زير 30 ساله)، مردانه(98% مردان)، كم‌سواد( 89% مجرمان)، 60% ساخت خانواده تك والدي با فوت يا جدايي  والدين(60%) و سطوح تحصيلات والدين(70%) زير سيكل بوده‌اند. در ساخت الگويي كودك آزاري نيز داده‌هايي همانند جرم شرارت بدست آمد كه تأييد كننده پژوهشهاي كودك آزاري قبلي بوده است. رابطه معناداري بين شرارت و ايذاء دوران كودكي مجرمان ملاحظه شد كه با متغيرهايي مثل سواد  و سن والدينِ و ساخت تك‌والدي خانواده رابطه معناداري داشتند. ايذاء كودكان از سوي والدين با سنين پايين‌ و بيسواد يا كم سواد بيشتر جنبه جسماني داشت و با ساختار خانواده تك والدي حاصل طلاق يا فوت مادر شديدتر بود كه در اين ارتباط بين اين گزينه‌ها با جرم شرارت رابطه معنادار مثبتي بدست آمد.

9- پيشنهادات و محدودیتهای پژوهش
1.    ايجاد و گسترش يك سيستم مددكاري فردي – اجتماعي با اهرمهاي قدرتمند قانوني- قضايي براي پيشگيري و درمان موارد كودك آزاري
2.    توسعه منسجم نظام حمايت از كودكان طلاق  و پيگيري مراقبت از آنها بعد از سرپرستي تك والدي آنها
3.    ثبت وقعات كودك آزاري در خانواده ها بصورت منظم و در دوره هاي زماني از سوي سازمانها و نهادهاي تخصصي با عملكرد مرتبط
4.     برگزاري نشست هاي علمي و خانوادگي براي بررسي و تحليل كودك آزاري والدين و شرارت فرزندان
5.     ايجاد دوره هاي آموزشي براي سازمانهاي مرتبط و درگير با مباحث و بسترهاي كودك آزاري و شرارت
6.     طراحي و برگزاري واحدهاي درسي آشناسازي كودكان و نوجوانان دانش آموز در تمام مقاطع تحصيلي براي آگاهي از مصاديق كودك آزاري و راهكارهاي دفاع از خود و گزارش آنها به سازمانهاي مسؤول
7.     تعريف و بيان حقوقي و قضايي روابط كودك- والدين براي زوجهاي جوان قبل از تشكيل خانواده
8.     فعال سازي واحدهاي خاص براي پيوند بين نهادهاي كيفري ـ قضايي و خانواده درسطوحي دوستانه و غيرآمرانه در حوزه هاي كودك آزاري و شرارت
9.    مساله زایی اجرای آزمون در محیطهای تنش زا و حساسی مثل زندانها و ندامتگاه ها از مشکلات مهم پژوهشهای زندان شناسی است که به نظر می رسد مطالعه پرونده کیفری- انضباطی مددجویان با تکنیک مصاحبه و مشاوره تشخیصی در اعتباردهی به نتایج آزمون مفید خواهد بود.
10.    گردآوری، تدوین و همراهی اطلاعات آماری و داده های خام زندانهای خوزستان موجود در آرشیو رایانه زندانها که بیشتر بر مبنای کدهای تعریف شده زندان طراحی شده اند؛ از محدودیتهای مهم دیگر است.
11.    اساساً کسب و اخذ داده های خام زندانهای خوزستان و انتشار نتایج تحلیلی آن از لحاظ امنیتی- حفاظتی از چالشهای مهم پژوهشگران بود؛ که موافقت با بیان آمارهای درصدی از سوی اداره کل زندانهای خوزستان و منطقه 3 آموزش عالی زندانهای کشور جای بسی امیدواری، تقدیر و تشكر را دارد.

منابع:
1.    ابراهيمي قوام، صغري‌(1374) اثرات سوءاستفاده و بدرفتاري بر تحمل اجتماعي و روانشناختي كودك، مجمع علمي جايگاه تربيت وزارت آموزش و پرورش.
2.    ارونسون، اليور(1367)روانشناسي اجتماعي، ترجمه حسين شكركن، چاپ چهارم، انتشارات رشد، تهران
3.    آريانپور،اميرحسين (1357) زمينه جامعه شناسي، نشر كتابهاي جيبي، تهران
4.    اسداللهی، عبدالرحیم(1384) بررسی عوامل بروز جرم در زنان سرپرست خانوار زندانهای خوزستان، مرکز آموزش منطقه 3 زندانهای کشور، اهواز
5.    اسداللهی، عبدالرحیم و براتوند، محمود(1384) بررسی رابطه بین افسردگی و ورزش در دختران کانون اصلاح و تربیت اهواز، مرکز آموزش منطقه 3 زندانهای کشور، اهواز
6.    اسدالهي، مليحه(1374) بررسي سوء رفتار والدين با كودكان خود در مدارس ابتدايي دخترانه تبريز، رساله كارشناسي ارشد پرستاري گرايش بهداشت كودك، دانشگاه تبريز.
7.    افسري، معصومه و بهرام نژاد، علي(1375) تأثير عوامل خانوادگي در بزهكاري نوجوانان، ماهنامه اصلاح و تربيت. سال دوم. شماره 17
8.    انجمن جامعه‌شناسي ايران(1383) روسپيگري، كودكان خياباني و تكدي(مجموعه مقالات دومين همايش ملي آسيبهاي اجتماعي در ايران خرداد 81) نشر آگاه جلد پنجم تهران: مقاله:مقايسه كودكان خياباني و شبانه روزي تهران، عليرضا صالح
9.      انجمن جامعه‌شناسي ايران(1383) روسپيگري، كودكان خياباني و تكدي(مجموعه مقالات دومين همايش ملي آسيبهاي اجتماعي در ايران خرداد 81) نشر آگاه جلد پنجم تهران: مقاله: نگاهي به وضعيت كودكان خياباني در ايران، علل و عوامل، مصطفي جانقلي
10.    انجمن روانشناسي آمريكا (1381)راهنماي اختلالات رواني DS M-IV-TR  ترجمه محمدرضا نيكخو، چاپ دوم، نشر سخن، تهران
11.    باستاني پاريزي، محمدابراهيم (1343) خاتون هفت قلعه ، نشر دهخدا، تهران
12.    باقري يزد، سيدعباس (1379) بررسي موارد كودك‌آزاري جسماني در مراجعين درمانگاههاي اورژانس اطفال تهران، وزارت بهداشت و درمان ،‌تهران
13.    بخشعليان ، احمد (1377) شيوه و عامل سوءرفتار والدين بر دانش‌آموزان دختر دوره راهنمايي تهران، رساله كارشناسي ارشد روانشناسي دانشگاه علامه طباطبايي.
14.    برات‌وند، محمود (1383) استرس و عوامل مرتبط با آن، ماهنامه اصلاح و تربيت، سال دهم، شماره 114 ص 37-28
15.    برات‌وند، محمود (1384) بررسی و مقایسه منطقه حاشیه نشین سیدخلف با مرفه نشین کیانپارس اهواز، ارائه شده در همایش آسیب شناسی اجتماعی و حاشیه نشینی، قوه قضاییه:تهران.
16.    بوالهري ، عبدالعلي (1377) جايگاه بزه‌ديده در سياست جنايي ايران ، رساله دكتري حقوق جزا و جرم‌شناسي دانشگاه تربيت مدرس
17.    بي نا ، پرخاشگري كودكان در دوره نوجواني، ماهنامه اصلاح و تربيت . سال پنجم . فروردين 1378
18.    پورافكاري، نصرت‌الله (1376) فرهنگ تخصصي روانشناسي و روانپزشكي، انتشارات فرهنگ معاصر، تهران
19.    ثناگوي محرر، غلامرضا (1379) مقايسه ويژگيهاي شخصيتي مادران كودك ‌آزار با مادران غيركودك آزار در پسران 15-12 ساله تهراني، رساله كارشناسي ارشد روانشناسي باليني ، دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي.
20.    حسيني سدهي، نرگس (1380) ادارك خود در نوجوانان آزارديده و آزارنديده ناحيه 6و 11 شهرداري تهران، رساله كارشناسي ارشد روانشناسي باليني، دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي.
21.    راوندي، مرتضي (1369) تاريخ اجتماعي ايران ، جلد ششم ، چاپ دوم ، نشر نگاه ،‌تهران
22.    رحيمي‌موقر، آفرين (1376) بررسي مقايسه‌اي ميزان شيوع بدرفتاري جسماني با كودك كوي 13 آبان شهرري و ناحيه 3 شهرداري تهران ، معاونت پيشگيري سازمان بهزيستي كشور
23.    رشيدي‌فر، ناصر (1376) بررسي رابطه بين عوامل جمعيت‌شناختي و ويژگي‌هاي شخصيتي با كودك‌آزاري نوجوانان شهرستان اهر، رساله كارشناسي ارشد روانشناسي باليني،‌ انستيتو روانپزشكي تهران.
24.    ريد، ايولين (1384) فمنيسيم و مردم شناسي ، ترجمه افشنگ مقصودي ، نشر گل‌آذين، تهران
25.    شيخاوندي، داور (1379) جامعه‌شناسي و انحرافات، نشر مرنديز، تهران
26.    صفوي، شيرين (1374) سوءرفتار جسماني با كودك، رساله دكتري حرفه‌اي پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي ايران- تهران
27.    طباطبايي‌نژاد، عليرضا (1380) پيشگيري از جرم و اصلاح مجرمين ، رساله كارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسي ،‌دانشگاه بهشتي تهران
28.    فخرايي، سيروس (1377) نظرسنجي از مردم تهران درباره مفهوم كودك‌آزاري و راههاي مقابله با آن، مركز پژوهشهاي سازمان صدا و سيما، تهران
29.    كاظمي‌پور، شهلا (1377) سنجش نگرشي والدين نسبت به تنبيه بدني كودك‌ و كودك‌آزاري مركز پژوهشهاي سازمان صدا و سيما
30.    كالينگفورد، سدريك (1380) كودكان و تلويزيون ، ترجمه واژگن سركيسيان ، نشر سروش، تهران
31.    گرت، استفانی(1382) جامعه شناسی جنسیت، ترجمه کتایون بقایی، چاپ دوم، نشر دیگر، تهران
32.    گيدنز، آنتوني (1383)جامعه شناسي، ترجمه صبوري، منوچهر، چاپ دوازدهم نشر ني، تهران
33.    ماسن، پل هنري و همكاران (1382) رشد و شخصيت كودك ،‌ ترجمه مهشيد ياسايي، نشر مركز چاپ دوازدهم از ويرايش دوم ، تهران
34.    مجد تيموري، ميرمحمد ولي، روانشناسي شررات، ماهنامه اصلاح و تربيت، سال اول، شماره 12 دي 1374
35.    محسني‌تبريزي. منوچهر (1383) ونداليسم ، انتشارات آن، تهران
36.    محمدخاني،‌پروانه (1378) كودك‌آزاري ، شيوع و انواع ، رساله دكترا روانشناسي ، دانشگاه علامه طباطبايي ،‌ تهران
37.    مدني، سعيد (1383) كودك‌آزاري در ايران ، نشر اكنون ، تهران
38.    نامداري ، پريسا (1377) بررسي ميزان شيوع سؤرفتار در دانش‌آموزان دوره راهنمايي خرم‌آباد، رساله كارشناسي ارشد بهداشت، دانشگاه تهران.
39.    نجفي توانا،‌ علي (1382) نابهنجاري و بزهكاري اطفال ونوجوانان ،‌ نشر راه تربيت، تهران
40.    نوروزي، فاطمه (1372) بررسي پيشينه كودك‌آزاري و بي‌توجهي دانش‌آموزان دبيرستانهاي دولتي شهر تهران ،‌رساله كارشناسي ارشد روانشناسي باليني ، دانشگاه  علوم پزشكي ايران.
41.    هرگنهان، بي آر و همكاران (1379) مقدمه اي بر نظريه هاي يادگيري، ترجمه دكتر علي اكبر سيف، نشر دوران ،تهران
42.    هوشدار، اصغر (1378) رابطه افسردگي با بدرفتاري با كودكان در بيمارستان امام خميني، رساله دكتري تخصصي روانپزشكي ، دانشگاه بهشتي.
43.    وندر زندن، جيمز دبليو (1376) روانشناسي رشد ، ترجمه حمزه گنجي ، چاپ دوم، مؤسسه انتشارات بعثت، تهران

# کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران



Study of relation between child abuse of parents and wickedness of their child
(Case study: wickedness delinquents of Khuzestan prisons)

Abstracts: Theoretical frame; this article was studied the relationship between child abuse of parents and the appearing of wickedness in their child in future. This survey and its questionnaire are framed on observational learning theory of Bandura & Berkowitz (learning of crime and delinquency with observation of parents behaviors by children). Research method; the statistical community is whole of wicked guilty persons who had been delivered to Khuzestan prisons in 2005. The sample consists of eighty-convicted prisoner that selected randomly, then they responded to child abuse questionnaire and their judicial dossiers were studied. Results; The main hypothesis was confirmed. There is a significant relation between above variables. The other related variables consist of literacy, single parenthood, and early divorce in family. With reduction in age and literacy of the prisoners, their crime` intensity increased. Subjects mainly (98%) were male because specific social circumstances and girls position for parents. A great majority (90%) of prisoners refers to abuse by parents (mainly by father) in childhood. Discussion; The abuse consists of child abuse, sexual abuse and neglect or withdraws of food and recreation. Coefficient of Child abuse questionnaire by even - odd method obtained 82%. The mean of score in the questionnaire was 60 while low and high range was 20-100 respectively. That it was higher than median of questionnaire score. Recommendations; researchers suggest it should be to formation a whole social work system with powerful legal & judiciary tools for following, prevention child abuse cases. Other recommendations consist of record of child abuse in family, planning and teaching child abuse texts for students.

 Keywords: child abuse, wickedness crime, Khuzestan’s prisoners, Iran prisons.
             
 By:       - Abdorrahim assadollahi, MA in sociology from Tehran University.
                     Email: This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
            -  Mahmoud Baratvand, MA in Psychology from Ahwaz University.
                     Email: setarea This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 
< قبل   بعد >
powered_by.png, 1 kB
منتشر شد: مداربسته استبداد: جامعه شناسی مسائل اجتماعی در ایران: علی طایفی/ کلیک کنید
منتشر شد: جامعه شناسی فرار مغزها :علی طایفی/ کلیک کنید
پیام جامعه شناسان با هر کلیک

"درساخت خانواده پدرسالار، احتراز از خشم پدر وکوشش برای جلب توجه او موجب پیدایش شخصیت اقتدار طلب می شودکه دربرابر قدرت برتر پدر و یادولت، مطیع و منقاد است اما درباطن سرپیچی می کند. تسلیم پذیری در مقابل قدرت برتر و ترس، از ویژگیهای عمده درخانواده و دولت پاتریمونیالیستی است." حسین بشیریه

 
منوی جامعه شناسان بدون مرز
بیانیه ها
---اخبار
---پیوندها
- -مقالات
- -نحوه عضویت
جامعه شناسی اندیشه ورزی و اندیشه سوزی: علی طایفی
© %۱۳۸۸ Sociology of Iran
Joomla! is Free Software released under the GNU/GPL License.