|
نوشته: آرزو زندی مقدمه : مشاهده را به حق مي توان روش كلاسيك تكنيك علمي ناميد.معرفت زيست شناسان،فيزيك دانان،علماي علم نجوم وديگرعلوم طبيعي بيشتر از راه مشاهده منظم درپديده هاي محيط طبيعي اطرافشان حاصل شده است تا درنتايج آزمايشات وآزمايشگاه ها/درتعريف دقيق كلمه مشاهده از چشم بيش از گوش ز زبان استفاده مي شود
.فرهنگ كوچك آكسفورد مشاهده را به صورت نگاه كردن صحيح و يادداشت كردن پديده ها آن طور كه در طبيعت وروابط علت ومعلولي يا روابط متقابل لتفاق مي افتدفتعريف كرده است.(ايزدي،208:1374) به طوركلي هرعلمي با مشاهده وملاحظه شروع مي شود ويك مشاهده ساده اولين قدم هرعلم وهر مبحث علمي است (نبوي،90:1371) واز مهمترين،طبيعي ترين وپركاربردترين شيوه ها و ابزارتحقيق است در همه دانش ها جاي دارد اما در دانش انسان از اهميت خاصي برخوردار است.«دانش جديد اجتماعي برپايه مشاهده استوار است،دانشمندان سياسي دربين پديده هاي ديگر رفتار سياست مردان را مشاهده مي كنند،انسان شناسان به مشاهده جوامع ساده و كوچك دست مي زنند،روانشناسان اجتماعي به مشاهده رفتار انسان ها در گروه هاي كوچك مي پردازند./ به تعبير وب تمامي تحقيقات اجتماعي با مشاهده آغاز مي شود،و با آن نيز پايان مي پذيرد،به بيان ديگر به درستي بايد گفتمشاهده جزئي اجتناب نلپذير از هر مطالعه در باب هرپديده ي اجتماعي مي باشد،مشاهده شخصي،امري عمري ومستمر است و از اين مشاهده است مه محقق به نكته هاي بسياري مي رسد،انديشه اش روشني مي يابد همچنان كه كارش دقت وصراحت مي پذيرد.محقق بااستفاده از اين ابزار نظرات اوليه خود را بازبيني مي كند ،فرضيه هاي موقت را مورد آزمون قرار مي دهد،مهمترين جنبه مثبت مشاهده اين است كه به طور مستقيم پديده را به بررسي مي نهد،اين امكان را فراهم مي سازد كه رفتار آن طوركه واقع مي شود مشاهده مي شود.در اين حال محقق از افراد نمي پرسد در اين زمينه خاص چگونه عمل مي كنند؟زيرا او آنان را را در حين گفت و گو يا عمل مي بيند اين امر خود موجبات پيدايي داده هاي مستقيمي را فراهم مي سازد كه توسط عواملي كه معمولا و بااستفاده از ديگر شيوه هاي تحقيق مورد مطالعه قرار مي گيرند آلوده نمي شوند.به عنوان مثال زماني كه از گروهي مي خواهيم تا درباب رفتار گذشته خود توضيح دهند،عدم يادآوري درست مي تواند موجب بسياري از سوگيريها يا انحرافها در دستاوردها گردد وحال آنكه تمامي اين مسائل در كاربرد مشاهده مستقيم از بين مي روند.(ساروخاني،174:1385-173) با توجه به اينكه مشاهده به دو صورت مشاركتي وغيرمشاركتي انجام مي شود تاكيد ما دراين تحقيق بر مشاهده مشاركتي است. معرفي روش مشاهده الف- كاربردها:هنگامي مي توان از روش مشاهده استفاده كرد كه:پديده هاي اجتماعي مخصوصا در سطح جامعه شناسي كلان و جامعه شناسي ميانه جاي دارند و امكان دستكاري داده ها فراهم نيست. موضوع مورد مطالعه چنان است كه براي محقق امكان مصاحبه فراهم نيست. الف- خواه به نيت اينكه نمي تواند به آن بپردازد.ب- خواه به دليل اينكه عملا استفاده از روش ديگري نظير زماني كه با مشكل زبان مواجه ايم. پ- خواه از آن جهت كه پسخگو از ارائه پاسخ هاي درست بهر دليل خودداري مي كند.(ساروخاني،175:1385)ب- شاخص ها محقق در آغاز بايد تصميم بگيرد چه چيز را مورد مشاهده قرار مي دهد،دقت تحقيق نيز از همين جا امكان پذير است و يك يا 4 نوع شاخص را مطرح مي كند: فضايي حركتي- زباني،فرازبانيشاخص هاي فضايي: با استفاده از اين شاخصدو نوع تصئير از يك خمع ارائه داده و بايكديگر مقايسه مي نمايند. كه يكي بااستفاده از پرسيدن از افراد تشكيل دهنده فضا و يكي ديگر با تصوير فضايي و عيني تهيه مي شود. عوامل تخريب اين شاخص بدين قرارند:1- اضطراري 2- عادت2- شاخص هاي حركتي (غير بياني): هر عمل ، رفتار يا حركتي كه از جانب موضوع هاي مورد مشاهده بروز مي كند در زمره ي شاخص هاي حركتي محسوب مي گردد.3- شاخص هاي زباني: جستجوي سخن يا كلام از مهمترين شاخص هاي مورد تحقيق است.4- شاخص هاي فرازبان: رفتار فرازبان نظير بلند يا آهسته سخن گفتن،قطع كردن سخن ديگران،آهنگ كلام...همگي دال بر معناهاي ويژه اي است كه باز از طريق مشاهده به آن مي رسيم.(همان ،118-177)ج: مسائل اساسي در مشاهدهمهمترين مساله اين است كه مشاهده صورتي منظم بايد و ايجاد طرح تحقيق منتظم به معناي برنامه ريزي در اين جهت است محقق بايد بداند از كجا آغاز كند ودر كجا پايان دهد. مساله ديگر استنتاج درست از رفتار مورد مشاهده يا به تعبير ديگر توان درست خواندن علائم رفتاري است. مساله ديگر كه به عنوان ابزار تحقيق در مشاهده مطرح است، زمان انجام مشاهده است. آخرين مساله با تطابق و تناخر عقايد و رفتار مطرح مي شود.(همان 184-180) د: انواع مشاهده1- مشاهده نامرئي 2- مشاهده فعال 3- مشاهده ناپيوسته 4-مشاهده پذیرا 5- مشاهده جزئي 6- مشاهده كانوني 7- مشاهده مستقيم 8- مشاهده همراه بامشاركت 9- مشاهده ساخت يافته و ساخت نايافته 10- مشاهده كنترل شده (همان،190-185)ه- عوامل مؤثر در مشاهده: منظور از عوامل مؤثر در مشاهده عبارت است از تعدادي از عواملي كه در مشاهده هر محقق اثر مي گذارد بر محقق واجب است كه اين عوامل را بشناسد و بر تاثير هريك از آنها در مسائل تحقق و اثرپذيري خويش از اين عوامل ، آگاه و هوشيار باشد. مهمترين اين عوامل عبارت است از : تمايلات شخصي: درك واستنباط محقق در عواملي كه مورد مشاهده قرار مي دهد بسته به آنكه نسبت بدان داراي نظر خاصي باشد،اعم از نظر مثبت يا منفي ،متفاوت ومتغير خواهد بود اين موضوع به دو شكل تحقق مي يابد.الف:محقق تحت تاثير عواملي،آگاهانه بعضي مسائل را نسبت به بعضي مسائل ديگر رجحان مي دهد يا به عبارت ديگر در مشاهده بعضي از مطالب غلو مي نمايد.ب: شعور باطن يا ناخودآگاه نسبت به بعضي از عوامل نيز موجب مي گردد و مشاهده محقق باعمق بيشتري انجام گيرد يا به عكس و گذران باشد.زيركي و تيزهوشي: زيركي و تيزهوشي اشخاص ،يا گوش به زنگ بودن آنان نيز از عوامل بسيار مهمي است كه در امر مشاهده اثر مي گذارد. عوامل فرهنگي عامل بسيار مهمي است كه عامل زيركي وتيزهوشي را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. بسته به اينكه محقق در چه محيطي به دنيا آمده،تربيت وي چه باشد،دوستان ومعامرانش چه كساني باشند،سنن و روال زندگي اجتماعي وي چگونه باشد و به طور خلاصه از چه عوامل فرهنگي متاثر باشد مشاهده اش با ديگران تفاوت پيدا مي كند. حدود اطلاعات وزمينه ي قبل محقق هر محقق ،درپاره اي از موارد تحقيق داراي اطلاعات و زمينه ي قبلي است،اين آشنايي قبلي موجب مي گردد كه محقق در مشاهده اش به مراتب موفق تر از كساني باشد كه بدون معلومات قبليدر راه تحقيق مساله خاصي قدم مي گذارند.هدف تحقيق در مشاهدهمشاهداتي كه محقق را در راه رسيدن به هدف مطلوب خويش ياري مي دهد به مراتب دقيق تر و عميق تر از مشاهداتي است كه در زندگي روزمره پيش مي آيد.بسته به اينكه هدف تحقيق چه باشد، دقت و تعمق شخص محقق نيز كاهش مي يابد.(نبوي،1370: 96-92) مزايا ومعايب روش مشاهده- مزاياي روش مشاهده1- چون خود محقق در محيط اجتماعي مورد وطالعه شركت مي كند،حجم اطلاعاتي كه به يكباره كسب مي كند، زياد است.2- چون محقق در حين بروز حوادث و وقايع به جمع آوري اطلاعات مي پردازد، لذا به اين اطلاعات اعتماد بيشتري مي توان داشت.3- محقق در بسياري از موارد از طريق پرسش نامه و شيوه هاي ديگر جمع آوري اطلاعات به كشف حقايق و واقعيات قادر نيست حال آنكه در روش مشاهده مي تواند اطلاعات مورد نياز را به سهولت جمع آوري كند.4- مشاهده بهترين شيوه جمع آوري اطلاعات در مورد كودكان،بيماران رواني، مجروحين وامثال آنان است.5- در بسياري از موارد افراد مورد مطالعه به علل مختلف (نداشتن اوقات بيكاري) مايل به همكاري با محقق نيستند در اينگونه موارد مشاهده ساده ترين شيوه جمع آوري اطلاعات خواهد بود.6- محقق مي تواند صحت وسقح مطالب واظهارات را تشخيص بدهد. 7- محقق در اين شيوه به فراهم آوردن موجبات همكاري افراد مورد تحقيق نيازي ندارد.(نبوي،1371: 100-99) معايب روش مشاهده1-چنانچه مشاهده كننده به عللي نتواند خود را بامحيط مطالعه همرنگ سازد و وجود وي به عنوان يك محقق براي همه روشن و آشكار باشد غالبا اين اشكال به پيش مي آيد كه ديگر تن از وجود وي متاثر مي شوند وهمين عامل موجب مي گردد كه رفتار و گفتار خود راكنترل نمايند.به همين دليل آگاهي بر واقعيات قضايا براي محقق امري بعيد ومشكل خواهد بود.2-محيط ديد محدود است،كليه ي اطلاعات جمع آوري شده محدود به همان محيط ديد يا مطالعه است.چون زمان وقوع و حدوث بسياري از وقايع اجتماعي قابل پيش بيني نيست امكان اينكه محقق بتواند در كليه ي موارد تحقيق از شيوه ي مشاهده استفاده كند، وجود ندارد. در پاره اي از موارد كه مشاهده كننده خود را با جامعه مورد مطالعه همرنگ مي سازد جون با محيط خود مي گردد كه بي طرفي خويش را از دست مي دهد.به اين ترتيب امكان به دست آوردن اطلاعات قابل اعتماد نقصان مي يابد. اطلاعاتي كه محقق از اين طريق به دست مي آورد غالبا از نوع كيفي است، تبديل مطالب كيفي به كمي از مشكلاتي است كه از اهميت و ارزش اطلاعات كيفي جمع آوري شده مي كاهد. تحقيقات محققي كه اطلاعات مورد نياز را به اين طريق جمع آوري مي كند جنبه شخصي و انحصاري پيدا مي كند.(همان،102-101) تاريخچه مشاهده مشاركتياصطلاح مشاهده مشاركتي اولين با درقرن 19 از سوي يك دانشمند وفرانسوي قرن نوزدهم به نام ژوزف هارژراندو مطرح شد.(استفاده از اين روش به قرن ها پيش از اين تاريخ باز مي گردد،هرودوت كه گاهي او را پدر مردم شناسي نيز مي خواندند از روشي شبيه مشاهده مشاركتي براي به دست آوردن داده هايش استفاده مي كرد. هم چنين بايد به سنت گسترده اي بين مورخين وجغرافي دانان مسلملن رايج بود اشاره اي كرد.ابن بطوطه،ادريسي،ابن حوقل،ابن خلدون،از آغاز رنسانس در غرب وحتي كمي پيش از آن دو دسته از؟؟؟؟ اروپا به سمت جوامع وسرزمين هاي دوردست و ناشناخته روانه شدند دسته اول: مسيونرها و مبلغان مذهبي بودند كه براي تبليغ آيين مسيح و ترويج آن بين كفار به سرزمين هاي آنان مي رفتند. دسته دوم:جهانگردان بودند كه براساس حس كنجكاوي وجهت ارضاء اين حس مخاطرات سفر و زندگي در ميان اقوام ناشناخته را به جان مي خريدند. بسياري از اين افراد ديگر هرگز به سرزمين و وطن خود بازنگشتند.بولو كه دانشجوي جوان در آكسفورد بود در پي سفري به قبيله اي در مالزي، ظاهرا در نون ،همان جا ازدواج كرد وعليرغم جستجوي طولاني كه برادرش براي يافتن وي انجام داد، ديگر هيچگاه غربيان موفق به ديدن وي نشدند.اين گرايش به بومي شدن در جوامع تحت مطالعه دربسياري از پژوهشگران و مردم شناسان ديده مي شده است.اين امر ناشي از طبيعت كارميداني نيز علاوه برجاذبه هايي كه هر فرهنگ براي غريبه ها دارد پژوهش ميداني فرصتي است تا ما ازكارهاي روزمره مان كه در بسياري از موارد هست وبرايمان كسل كننده هستند جدا شده و دست به تجربه هاي نويني بزنيم. اهميت اين روش بيش از آن است كه تنها مردم شناسان از آن استفاده كنند. مكتب جامعه شناسي شيكاگو اولين مكتبي بود كه به طور گسترده از مشاهده مشاركتي در انجام پژوهش هاي اجتماعي استفاده كرد.اين مسئله تا حدزيادي تحت تاثير حضور رابرت پارك،كه قبلا حرفه روزنامه نگاري داشت توانست مشاهدات توام بامشاركتش را به اينگونه پژوهش ها در دهه ي 1930 كه اوج انجام اينگونه پژوهشها توسط پژوهشگران مكتب شيكاگو بود وارد كند.مردم شناسان هنوز علاقه مند به پژوهش در ميان مناطق دورافتاده بودند در حالي كه پژوهش گران مكتب شيكاگو متوجه انواع شيوه هاي زندگي در شهرخودشان بودند. اين سپژوهش ها معمولا درچارچوب نظريه كنش متقابل نمادين صورت مي گرفته وپژوهشگرها در آن برمشاهده آدمها در زيستگاه هاي طبيعي شان،گفت وشنود با آنها و گردآوري وثبت در سرگذشت هايشان تاكيد داشتند، تقريبا باافول مكتب شيكاگو، ستاره بخت مشاهده مشاركتي ميان جامعه شناسان روبه خاموشي گراييد تااينكه در دهه ي 1960ودر پي نقدهايي كه به شدت براين روش هاي صرفا كمي وارد شد اين ستاره درخشش دوباره آغازيد.طي اين مدت بين دهه ي 1940تا1960 اين روش همچنان اصلي ترين شيوه ي گردآوري داده براي مردم شناسان بود.به هرحال امروزه اين شيوه كاربرد بسيار در پژوهش اجتماعي اعم ازجامعه شناسي وانسان شناسي دارد وكمتر پژوهشگري است كه به اهميت اين شيوه آگاه نباشد. مشاهده مشاركتي مشاهده مشاركتي مثل الگوي سنتي تحقيق ناب، الگوي نخبه انديشانه اي از روابط تحقيق است در مشاهده مشاركتي بعضي از افراد سازمان تحت مطالعه در گردآوري اطلاعات و آراء يه منظور هدايت عمليات آتي مشاركت فعالانه اي دارند. (فوت وايت،1387: 26-27) مشاهده مشاركتي در واقع شكلي از پژوهش عملي است كه اجرا كننده آن آن هم سوژه پژوهش است و هم كننده به امر پژوهش.مشاهده مشاركتي مبتني است بر گزاره كرت لوين كه مدعي است استنتاج هاي عملي درباره رفتار آدمي احتمالا زماني معتبر و قابل اجر است كه انسان مورد بررسي خود در تحقيق و آزمودن نتايج مشاركت داشته باشد. به همين جهت هدف مشاهده مشاركتي خلق فضايي است كه در آن مشاركت كنندگان اطلاعات معتبر را بدهند و بگيرند، حق انتخاب آزادانه و آگاهانه داشته باشند و نسبت به نتايج بررسي انجام شده احساس تعهد دروني كنند. (همان،107) در اين روش مشاهده گر در زندگي روزمره گروه يا سازمان مورد مطالعه، شركت جسته در رويدادهايي كه براي اعضاي آن اجتماع رخ مي دهد و چگونگي رفتار آنان را زير قطر مي گيرد، با آنان گفتگو و تبادل نظر مي كند تا واكنش ها و تفسيرهايشان را از رويدادهايي كه اتفاق افتاد بشناسد (ايزدي،1371: 314-213) يكي از مطالبی كه بايد در اينگونه موارد مورد توجه محقق باشد اين است كه عقايد خود را در اجتماع مورد مطالعه نفوذ و دخالت ندهد و اظخار نظري ننمايد كه موجب انحراف وضع يا مورد تحقسق را فراهم كند.(نبوي،98:1371) در اين روش محقق با پندارهاي پيشين كه مي توانست مانع ديدار و درك درست واقعيت باشد فاصله مي گيرد. نحله هايي چون پديدار شناسي، روش تاويل جامعه شناسي تفهميو... به اين شيوه، تمسك مي جويند، آنان در صدد ايجاد همدلي بين محقق و افراد مورد تحقيق هستند، همدلي به معناي احساس مشترك است و مستلزم آن است كه فرد بتواند خود را جاي مخاطب(موضوع مورد تحقيق) قرار دهد. و لا شادي ها و آلام او آشنا شود و با درك دست و همراه با درون ؟؟؟؟ صورت پذير شود.(ساروخاني،189:1385-188)زندگي مردم آن اجتماع را به صورت يك كل مي بيند و همبستگي بين اعضا، فعاليت ها و نهادهاي آن را مطالعه مي كند، يعني مطالعه نوعا انسان شناسي اجتماعي است . اين اجتماع مي تواند در حركت خانواده ي كوچك يا در حركت شهر بزرگ باشد ممكن است بسته، مثل خانواده و ايل يا باز مانند كارخانه، شهر يا يك روستاي بزرگ باشد. تفاوت عمده در اجتماع باز و بسته در اين است كه در دومي گاهي مشاهده گر مي تواند خود را از نظرها پنهان سازد. در حالي كه در اجتماع بسته اين كار تقريبا غير ممكن است. در روش مشاهده مشاركتي مشاهده كننده بايد سعي كند خود را در موقعيتي قرار دهد تا بتواند تصوير كامل و بدون انحرافي از موضوع مورد مطالعه به دست آورد. براي نيل به اين هدف نقشي كه مشاهده گردر اجتماع مورد مطالعه ايفا مي كند بسيار مهم است. نقشي كه او مي پذيرد به طبيعت و بزرگي اجتماع مورد بررسي موضوع در زندگي و در انجام كارهاي آن سهيم شود ولي نهايتاً نمي تواند عضو آن خانواده شود و در مواردي بايد خارجي بماند در اجتماع بزرگ تر و كمتر محدود شده، نحوه ي مشاركت پژوهش گر تا حد زيادي جنبه انتخابي دارد. اگر مشاهده گر بتواند به عنوان عضوي از آن اجتماع چنان پذيرفته شود كه افراد مورد مطالعه متوجه مورد مشاهده قرار گرفتن خويش نشوند، طبيعتا به دليل همين عدم آگاهي اطلاعات معتبري از رفتار و گفتار خود، ارائه خواهد داد. در اجتماعات كوچك اين خطر احتمالي وجود دارد كه معرفي يك فرد خارجي به ويژه هنگامي كه به او نقش خاص پژوهش گري محول شود فرايند كارها را در اين جهت كه او براي مطالعه رفتار و گفتارشان در آنجا زندگي مي كند تغيير دهد. اگر مشاهده گر در اجتماع مورد نظر نا آشنا باقي بماند خطر چنين انحرافي كاهش مي يابد. مثلا در آن حمل خود را به كاري مشغول دارد و قصد حقيقي خود را پنهان كند. (ايزدي،214:1371-213) البته گرفتن جواب صحيح بستگي زيادي به چگونه معرفي كردن پژوهش گر در اجتماع مورد نظر و رابطه حسنه اي كه با اعضاي آن برقار مي كند دارد. پژوهشگر بايد بتواند هدفش براي افراد كليدي آن اجتماع به نحو قابل درك و قبولي نيست و علاقه وافر به آنچه كه در دست انجام دارد را نشان دهد. در مشاهده مشاركتي اين خطر وجود دارد كه نقش محول، مشاهده گر را در درك درست وضعيت محيط اطرافش دچار اشكال ساخته و در نتيجه نقطه نظرات انحرافي به دست آيد. ايفاي نقش كاملا روشن در اجتماع مورد بررسي موجب مي شود كه درك مشاهده گر از وضعيت موجود به محدوده وموارد خاصي منحصر شود. او فقط به منابع وابسته به آن وظيفه تقرب خواهد داشت. دوستي او با برخي از اعضاي آن اجتماع، احتمالا بين او و سايرين فاصله ايجاد مي كند به علاوه اگر نقش محول چنان باشد كه او را نسبت به آن اجتماع خيلي متعهد سازد احتمال دارد ديد او سايه دار شود. و از مطلبي كه جديد واساسا قابل بيان و مطالعه است بعد از يك دوره ي برخورد عميقي با اجتماع مورد بررسي به عنوان امري پيش پا افتاده تلقي كرده و از آن چشم پوشي كند. به همين دليل است كا در مواردي سعي مي شود تا از مشاهده گران غيربومي به دليل آنكه حداقل درشروع تحقيق ايستاد و افراد را از دريچه تازه اي مي بيند استفاده مي شود. (همان،215) . ويژگي ها (فوايد) مشاهده مشاركتي در مقايسه با ساير انواع پژوهش داراي محسنات متعددي مي باشد.تاكيد بر دخالت سهامداران و تصميم گيرندگان در ايجاد فرايند پژوهش و نتايح آن. زماني كه افراد در تصميم گيري ها دخالت دارند با احساس بهتري همكاري مي كنند كه اين امر امكان استفاده از نتايج را به شيوه هاي مختلف در سطح گوناگون افزايش مي دهد. شركت كنندگان در درك و استفاده از فرايند پژوهش براي حل مسائل در زمينه هاي مختلف توانمند مي سازد. اين پژوهش با در هم آميختن ديدگاه ها، اطلاعات، آگاهي ها و نظريات متفاوت به تقويت موقعيت مطالعه مي انجامد. معايب:هيچ گاه نمي توان يك كتاب راهنما براي روش مشاركتي در نظر گرفت. موفقيت در پژوهش، به پژوهشگران و توان آنها در انتخاب و انطباق استراتژي و به كارگيري روش هاي مناسب با موقعيت بستگي دارد. در ابتدا زمان زيادي مصرف مي شود تا نقش هاي افراد در فرايند پژوهش مشخص شود. منافع متضاد، نظام هاي ارزشي و داده هاي مورد نياز ممكن است به سختي بتواند رضايت همه را جلب كند. اين نوع پژوهش به پژوهشگري با ويژه گي هاي خاص نياز دارد و در كنار تخصص، پژوهش گر بايد مهارت هاي زيادي در ارتباطات فردي داشته باشد. درك و آگاهي از روش هاي مشاهده مشاركتي ممكن است از طرف افرادي كه دخالت ندارند، مشكل باشد،بنابراين خطر روايي پژوهش وجود دارد. (فرشاد گوهر و گبيدلي،1380،25-23) نقش ها و ويژه گي هاي پژوهشگر مشاهده ي مشاركتي نوآوري پژوهشگر: يك پژوهشگر مشاركتي در جست وجوي راه حل هاي موثر و خلاق براي حل مشكلات است، براي چنين كاري نياز به ابتكار، سازش، اقتباس، نسخه برداري و نيز تفسير انواع مختلف از شيوه هاي پژوهش مي باشد. ابزار پژوهش انساني: در هريك از موقعيت ها پژوهشگر به ابزاري براي انجام مشاهدات و تجزيه و تحليل اطلاعات نياز دارد. بنابراين روايي نتايج به اعتبار و موقعيت پژوهش گر و نيز به مقبوليت وي بستگي دارد.تسهيل كننده: پژوهشگر مشاهده مشاركتي مسئول تسهيل كار در كليه ي مراحل فرايند پژوهش را به عهده دارد. پژوهشگران مشاركتي بايد توانايي لازم را براي برقراري و هماهنگي چنين بحث هاي گروهي و ايجاد فضاي مناسب براي ارائه نقطه نظرات انتقادات و نيز جلوگيري از بروز تضادها داشته باشد.مربي: اگر پژوهش را مجموعهاي از مسائل در نظر بگيريم و پژوهش گر رايك تحليل، گر دراين حالت پژوهشگر مشاركتي بايد توجه به سؤالات پژوهش و شيوه هاي مختلف ارائه اطلاعات همواره در اين كار نقش مربي را ايفا كند. مؤثر بودن: اصولا پژوهش گران مشاركتي با توجه به موضوع در ايجاد اطمينان در استفاده ا ز نتايج و افزايش احتمال پيگيري فعاليت ها، نقش هاي مهمي را ايفا مي كند.هر پژوهشگر مشاركتي بايد مسئوليت خود را در پيگيري و ترغيب استفاده كنندگان از يافته هاي پژوهش، مشخص نمايد. (فرشاد گوهروبيگدلي38:1380) مراحل پژوهش مشاهده مشاركتي مرحله اول: درحواست اطلاعات: پژوهش مشاركتي با يك درخواست از سوي جامعه يا يك سازمان يا مديري پروژه آغاز مي شود.اين نوع پژوهش معمولا توسط كارمندان پروژه كه با مديريت پروژه ارتباط نزديك دارند، يا توسط افرادي كه براي تسهيل مطالعه به كار گرفته شده اند هدايت مي شود، اگر هيچ درخواستي وجود نداشته باشد پژوهش گر مي تواند با استفاده از فنون گوناگون مراحل مطالعه را تعيين كند تا از اين طريق تفكر درباره جامعه و سازمان ها و نحوه برخورد با آن را برانگيزد.مرحله دوم: سؤالات پژوهش: آغاز يك مطالعه با شؤالات زياد بدون پاسخ از اتمام يك مطالعه با پاسخ هاي فروان بدون سؤال بهتر است. اولويت پژوهش بايد از طريق بحث ها مشخص و تعيين شود، اين امر مي تواند از راه هاي گوناگون انجام گيرد. براي مثال مي توان فهرستي از مسائل مردم را تهيه و از طريق راي گيري از مردم آنها را طبقه بندي نمود ويا در بحث هاي گروهي كوچك مردم مي توانند آن چه را كه مي دانند و آن چه را كه به درك آن نياز دارند به تصوير بكشند. مرحله سوم: تجزيه و تحليل داده ها: فرايند سازمان دهي براي تشريك مساعي جهت گردآوري داده ها بين مصرف كنندگان ارتباط خاصي برقرار مي كند و موجب از بين رفتن بسياري از مشكلاتي مي شود كه پژوهشگران با آن مواجه هستند. زماني كه مردم با سؤالاتي از قبيل چه مواردي از تصميم گيري را بايد در نظر داشت؟ ويا با چه فردي مصاحبه شود؟ احتمال بروز اشتباه در انتخاب ها بيشتر خواهد بود پژوهشگر مشاهده مشاركتي مالكين انحصاري براي تجزيه و تحليل داده ها نيست، بلكه با همكاري ديگران حالات ديگر تجزيه و تحليل نيز مشخص مي شود. اين فرايند نه احتمال اشتباه در كار را از بين مي برد، بلكه براي يافته ها ايجاد جهت و اعتبار مي نمايد. (فرشاد گوهر و بيگدلي،1380: 61-60 ) اعتبار: در روش مشاهده مشاركتي نمي توان تعريف مطلقي از مطالعه كامل يا بهترين روش داشت آن چه پژوهش گران دقت خود را معطوف آن مي سازند ارائه نتايج مناسب، مشخص كردن و استفاده از روش مناسب براي يك موقعيت و زمينه خاص است. بهترين مطالعات مشاركتي آنهايي هستند كه به دليل بيان نيازهاي استفاده كنندگان در يك زمينه خاص مورد استفاده قرار مي گيرد. و اطلاعات پايا و معتبري را ارائه مي دهند. مهمترين معيار براي طراحي يك مطالعه مشاركتي و انتخاب روش هاي به كار گرفته شده روايي، پاياني ارتباطات و عملكرد مطلوب است بررسي طرح وروش هاي مورد استفاده بايد از نظر استفاده كنندگان و تصميم گيرندگان معتبر باشد و نتايجي كه باوري برآنها وجود ندارد نبايد مورد استفاده قرار گيرند، همه تصميم گيرندگان شبيه هم نيستند. برخي با مسئله عميق برخورد مي كنند، بعضي ديگر توجه زيادي نيز به محاسبات گسترده آماري، بعضي ها به بيان آماري هر قدر ناچيز، اهميت مي دهند. بعضي ديگر نيز توجه زيادي نيز به محاسبات گسترده آماري و كامپيوتري دارند. ارائه هرگونه اطلاعات جديد جمع آوري شده بايستي بادقت انجام گيرد تا مشخص شود كه چه ميزان از اطلاعات مستقيما به حل مسئله ارتباط دارد. زماني كه استفاده كنندگان خود در جمع آوري اطلاعات دخالت دارند. اطلاعات نسبت به زماني كه توسط ديگران جمع آوري مي شود روايي بيشتر دارد. (فرشاد گوهر و بيگدلي،1380: 22-21) پايايي اعتماد به پژوهش از اعتماد به پژوهش گر ناشي مي شود. اگر تصميم گيرندگان سازمان، مديران يا افراد جامعه به پژوهشگر اعتماد نداشته باشند آنها تمايلي براي پذيرش قضاوت ويا صلاحيت فني او از خود نشان نمي دهند، شخصيت فردي، نگرش انعطاف پذير، ذهنيت باز و صبر و تحمل به هنگام خشم و اضطراب از مهمترين ويژه گي هاي پژوهش گري است كه مي خواهد قابل اعتماد تلقي شود. نتيجه گيري: مشاهده يكي از مهمترين ابزار تحقيق در دانش هاي اجتماعي و انساني است به درستي مي توان گفت هر تحقيق، حتي اگر از ابزاري ديگر نيز استفاده كند از مشاهده سود مي برد. چون اين ابزار كاربردي وسيع دارد، انواعي بسيار نيز مي پذيرد. مشاهده مسائل خاص خود را دارد مشاهده كننده بايد حتي الامكان خود را از قيد ارزش هاي شخصي برهاند تا بتواند واقعيت را آن طور كه هست ببيند، بايد پديده ها را در عمق ارزشي آنان مشاهده كرد.غربيها به هنگام برخورد با ملل غير صنعتي و غير اروپايي چنان از ديدن رفتار آنان تعجب مي كردند كه به نظرشان اين مردم وحشي و داراي رفتار غيرعقلاني بودند . پس در كار مشاهده بايد از سطح فراتر رفت و به اعماق رسوخ كرد. در جريان اين عمل تحول ادراكي معناداري نيز در محقق رخ مي دهد. او در آغاز ادراكي خاص و اغلب نادرست از واقعيت دارد ولي بعد از شناخت ريشه هاي كيفي، معناي آن ادراك تازه اي مي يابد و تصوير واقعيت در برابرش رنگ ديگري مي پذيرد و چنانه چه همه ي شرايط تحقق پذيرد بايد مشاهده را در زمره ي يكي از جاذب ترين و مفيدترين روش هاي تحقيق در دانش انسان دانست.
منابع س1. موزر/ ج. كالتون، ايزدي، كاظم (1374) روش تحقيق در علوم اجتماعي (چاپ چهارم) انتشارات كيهانساروخاني، باقر ( 1385) روش هاي تحقيق در علوم اجتماعي، جلد اول. چاپ نهم) تهران، پژوهش گاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي فرشاد گوهر، ناصر رضايي بيگدلي، محمد تقي (1380) (پژوهش مشاركتي تهران پژوهشكده اقتصادي) فوت وايت، ويليام. رفيعي، محمد علي (1378) پژوهش عملي مشاركتي، تهران دفتر پژوهش هاي فرهنگي
|