جامعه شناسان، با هر کلیک
george ritzer american sociologist.jpg
منوی اصلی
صفحه نخست
ENGLISH ARTICLES
اخبار و نشریات اجتماعی
ویدئو های جامعه شناسی
گزارشهای اجتماعی وفرهنگی
گفتگو با جامعه شناسان
نظریه های جامعه شناسی
روشهای جامعه شناسی
جامعه شناسی سیاسی
جامعه شناسی دین
جامعه شناسی علم
جامعه شناسی فرهنگ
جامعه شناسی خانواده
جامعه شناسی زنان
جامعه شناسی کودکان
جامعه شناسی آموزش
جامعه شناسی انحرافات
جامعه شناسی ورزش
جامعه شناسی مهاجرت
کتب جامعه شناختی
پیوندهای جامعه شناختی
آرشیو مقالات
منوی سایر پیوندها
وب جامعه شناسی ایران
بلاگ شخصی علی طایفی
نحوه همکاری با سایت
خدمات جامعه شناسی ایران
تماس و اشتراک contact
جستجوی پیشرفته
مدیریت سایت about us
ورود به بخش مدیریت
منوی کاربر- همکار
ارسال مطلب توسط مشترکین
نما آهنگ مسائل اجتماعی ایران
صفحه نخست arrow جامعه شناسی سیاسی arrow نقد تبار شناختی آسیب های انتخاباتی
نقد تبار شناختی آسیب های انتخاباتی PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ پست الكترونيكي
رتبه بندي توسط كاربر: / 4
ناچيزبهترين 
نویسنده: محمدامين قانعي‌راد  درآمد :مسئله و مفهوم.  انتخابات دهم از يك فرصت براي توسعه ظرفيت‌هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي كشور به مجموعه‌اي از ناكامي‌ها، تهديدها و آسيب‌ها منجر شد. این رخداد تاريخي با اهمیت را بايد از ابعاد مختلف كاويد و آنرا همچون آئينه عبرت و درس آموزي برای آینده این جامعه به يك موضوع مطالعه گسترده تبديل كرد.  فرايندهاي انتخاباتی و پيامدهاي پس از اعلام نتايج آن را مي‌توان از زواياي گوناگوني مورد ارزيابي قرار داد، در اين نوشتار چگونگي شكل‌گيري شيوه‌اي خاص از كاربرد زبان در فرايندهاي انتخاباتي و تأثيرهاي آسيب‌زاي آن به ويژه در شرايط پسا انتخاباتي بررسي مي‌شود. واقعيت‌هاي بيروني را جداي از زبان و بيرون از کاربرد آن نمي‌توان شناخت و ارزیابی کرد؛ زبان تنها ابزار انتقال انديشه نيست و انديشه را شكل مي‌دهد و به تبع آن نيز بر شكل دادن واقعيت‌هاي بيرون از خود تأثير مي‌گذارد.زبان نسبت به جهان واقعي خنثي و بي‌طرف نيست و نحوة بيان رخدادها می تواند پيامدهاي سهمگيني بر جای گذارد. اين صورت‌هاي زباني گاه، به جای بيان جهان بيروني، جهاني از آن خويش را مي‌سازند و در مقابل ما مي‌نهند بنابراین گاه  يك پيامد و حتي رخداد را مي‌توان زائيدة نحوة بيان آن در بين گروه‌هاي اجتماعي رقيب دانست. اين صورت های زباني گاه به دليل آمیختگی با تقابل‌هاي قومي و مذهبي، و تعارض منافع و تضادهاي قدرت و رقابت‌هاي سياسي با تار و پود هستي افراد ساخته مي‌شود و افراد چنان در آن غوطه ور  مي‌شوند كه براي آنان امكان فاصله گرفتن وجود ندارد؛ در این صورت گروه‌هاي زباني چنان در دام صورت های زباني بر ساخته‌ي خود گرفتار مي‌شوند كه امكان رهايي از آن ها وجود ندارد. گفتمان‌هاي انتخاباتي مانند بيشتر گفتمان‌هاي اجتماعي در تعامل/ تعارض بين "خود" و "ديگري" شكل می یابند و از منطق خاص بازنمايي خود و ديگري در درون قالب‌ها و صورت‌هاي زباني خاص تبعيت مي‌كنند. اين گفتمان‌ها از یک سو بيان و "ابراز خويش" است و از سوي ديگر، به "بازنمايي ديگري" به عنوان طرف مقابل، رقیب یا مخالف مي‌پردازد. اين صورت‌هاي زباني از طريق رابطه با صورت زباني رقيب و مخاطب خود را آشكار مي‌كنند و بنابراين بي‌طرف، طبيعي و خنثي نيستند بلكه داراي لبة سياسي مي‌باشند. گفتمان‌ها حاملين معنا مي‌باشند و براي فهم و درك آنها بايد به " سياست معنا"  یا رابطة آن ها با بازتولید یا نقد قدرت توجه كرد. گفتمان‌ها و صورت‌هاي زباني لزوماً عادات جاودانی تفكر را بيان نمي‌كنند بلكه بيشتر از يك موضع يا جهت‌گيري در درون مبارزه بر مي‌خيزند بنابراين نمي‌توان آنان را به صورت "در خود" بلكه بايد در درون فضاي تعامل/ تقابل صورت‌هاي زباني مطالعه كرد. گفتمان و معنا در يك صورت زبانی خاص گاه تفاوت بين خود و ديگري را به صورت تقابل و تضاد بازنمايي مي‌كند و اين دوگانگي گاه تا حد تقابل‌هاي ريشه‌اي، بنيادي و هستي شناختي كشيده مي‌شود. به عبارت ديگر هر چند كه گروه‌ها و جريان‌هاي متفاوت لزوماً با همديگر تعارض و تقابل ندارند و ممكن است تنها در پاره‌اي از قضايا و مواضع با يكديگر متفاوت باشند، ولي صورت‌هاي زباني  ممكن است از طریق قطبي‌سازي، روابط آنها را به صورت تقابل‌هاي هستي شناختي صورتبندي كنند. قطبي‌سازي ممكن است يك راهبرد آگاهانه، انديشيده و انتخاب شده باشد و يا به شيوه‌اي ناآگاهانه و از ميان تفاوت‌ مواضع و ديدگاه‌ها بر عليه همديگر بر ساخته شده باشند. گاه تقابل بين خود و ديگري به قاعده مسلط گفتمان‌ها تبديل مي‌شود و در اين صورت گفتمان از هيچ يك از هنجارهای بيروني و قواعد پذیرفته شده بازي چون قواعد رقابت، گفت و گو، تعامل، و حتي اخلاق مبارزه تبعيت نمي‌كند؛ در اين صورت گفتمان بر مبناي يك تضاد بنيادي و كيفي ميان خود و ديگري شكل پيدا مي‌كند و اين هر دو را به مثابه اقنوم ها و ذات های كلي و به طور بنيادي متفاوت در برابر همديگر قرار مي‌دهد. گفتمان‌ها اغلب بايد توسط قواعد معرفت شناختي يا قواعد اخلاقي تأديب و فرهيخته شوند در غير اين صورت تمايل دارند كه يك دنياي دو قطبي متعارض را بيافرينند كه به گونه‌اي خود مرجع[1] از پذیرش اقتدار واقعيت‌هاي جهان بيروني باز  می مانند و از سوي ديگر در بازنمايي خود و ديگري از قواعد مراوده و ارتباط اخلاقي تبعيت نمي‌كنند. گفتمان‌ها گرچه در ارتباط و تعامل با يكديگر بر ساخته مي‌شوند ولي لزوماً به ديالوگ و ارتباط همدلانه نمي‌انجامند و ممكن است يك موقعيتِ ارتباط مخدوش براي سلطه خود بر ديگري را بيافرينند كه با كاربرد تصويرسازي‌ها و قالب‌پردازي‌هاي قطبي ديگري را كنار بگذارد و طرد كند. گفتمان‌ها مي‌توانند تنها تفاوت را بازنمايي ‌كنند و يا با زبان قطبي خود به طرد اجتماعي[2] بينجامند. گفتمان‌ها لزوماً پیرامون رويه‌هاي طرد و كنارگذاري سامان نمي‌يابند ولي هنگامي كه تقابل بين خود و ديگري به قاعدة مسلط آنها تبديل ‌شود، از عرصه‌اي براي بازنمايي گوينده و شنونده‌ي فعال به قلمروي طرد تبديل مي‌شوند. رويكردهاي فلسفي و اخلاقي به صورت قواعد معرفت معتبر و قواعد رفتار درست، گفتمان‌ها را به تبعيت از معرفت‌شناسي واقع‌گرا و اخلاق‌شناسي عدالت گرا دعوت مي‌كنند. معرفت‌شناسي مي‌خواهد با کاربست قواعدي چون انطباق و سازگاري[3] براي ارزيابي گفتمان‌ها ،آن ها را به عرصه بازنمايي واقعيت‌هاي بيروني تبديل كند و اخلاقیات[4] نيز مي‌كوشد گفتمان ها را به قلمروي مراوده، ارتباط و ديالوگ همدلانه بين گروه‌هاي متفاوت نزدیک سازد. دانش و اخلاق را می توان بر مبنای کارکرد اساسی آن ها برای تعدیل خود مرجعی گفتمان های مبتنی بر قاعده مسلط تقابل خود و دیگری تعریف کرد. رويه‌هاي گفتماني گاه چیزها، اشياء و روندهاي خاصي را به عنوان موضوعات خود مي‌آفرينند و بنابراين، اين ابژه ها را بايد به منزلة سازه‌هاي تاريخي يعني در فرايند شكل يافتن به وسيلة رويه‌هاي ادبي(زبانی) بررسي كرد. اين رويه‌هاي ادبي چيزهاي كاملاً ناهمگون را در يك مقولة واحد قرار مي‌دهند و بر اين " وحدت ساختگي"  يا وحدت چيزهاي ناهمگون يك نام مي‌نهند كه سپس آن را به عنوان يك ذات، يك واقعيت عيني و چیزي مسلم مي‌انگارند.در  گفتمان‌هاي انتخاباتی نیز ممکن است  ژورناليست‌ها، سياستمداران و كارشناسان دستگاه‌هاي تنظيم بخش یا ذینفع  هنگامي كه در صدد توصيف فعاليت‌هاي "ديگري" بر مي‌آيند، راه‌هاي جديدي را براي جمع كردن رخدادها، جریان ها،اندیشه ها و به طور کلی پدیده های گوناگون در يك مقولة واحد پيدا كنند و سپس به گونه ای وارونه آن را چون واقعیتی کشف شده در معرض مشاهده دیگران بگذارند. نقد تبار شناختي به معناي شناخت چگونگي ايجاد مقولات ذاتي توسط رويه‌هاي گفتماني است بدون اينكه بخواهد دربارة چيستي واقعي آنها قضاوت كند. نقد تبارشناختي ، فرايند وارونگي را توصيف مي‌كند كه در آن چیزي كه در رويه‌هاي گفتماني به منزلة يك كليت از پديده‌هاي گوناگون وحدت مي‌يابد به تدريج علت آن پديده‌ها محسوب مي‌شود. تصويرسازي‌هاي انتخاباتي: آفرينش يا اكتشاف درگيرو دار تصويرسازي‌هاي انتخاباتي برخي شبيه‌سازي‌ها برقرار می ‌شد كه بسیاری  چيزهای ناهمگون را يكسان و همسان مي‌كرد و اين امر به ضعف بينايي و نديدن تفاوت‌ها منجر مي‌شد. بسياري از هواداران دولت نهم بر گزاره‌اي درست دست مي‌گذاشتند ولي از آن استنتاج‌هاي غلطي مي‌كردند. ساده‌ترين صورت اين گونه از استنتاج‌هاي غیر منطقي را مي‌توان در دو گزارة "انسان‌ها موجوداتي زنده‌اند" پس "همة موجودات زنده انسان هستند" نشان داد. روشن است كه به هيچ وجه از عبارت اول نمي‌توان عبارت دوم را بركشيد. اما اين گونه اشتباهات منطقي در كردارهاي تبليغاتي به طور مكرر رخ مي‌دهد. يك نمونه از اين استنتاج‌ها كه تنها يك غلط منطقي نبود بلكه بسياري از آسيب‌ها را به ويژه بعد از انتخابات به همراه آورد، اين استنتاج بود: "دشمنان مي‌خواهند كه احمدي‌نژاد در انتخابات برنده نشود" پس "هركس كه بخواهد احمدي‌نژاد در انتخابات برنده نشود دشمن است". اين استنتاج‌ها به تدريج يك انتخابات مدني را به صحنة يك "جهاد مقدس" تبديل كرد. هر چند مقدمه استنتاج را مي‌توان پذيرفت ولي استنباط دومين گزاره از آن به عنوان نتیجه منطقی یک اشتباه هولناك بود. واقعيت اين بود كه بسياري از مردم، نخبگان سياسي و فرهنگي، روشنفكران و روحانيون، زنان و مردان و جوانان اين كشور تمايلي به پيروزي احمدي‌نژاد نداشتند و روشن است که این گروهای گسترده از مردم و نخبگان را نمي‌توان دشمن نامید. اينان شهروندان اين جمهوري و اغلب مردمان آگاه و داراي تحليل و برداشت‌هاي مستقل بودند كه به دلايل خاص خود براي پيروز نشدن رئيس دولت نهم، با رأي خود وارد مبارزه انتخاباتي شده بودند. اين گونه اشتباهات منطقي كه در پرتوي تصويرسازي‌هاي انتخاباتي و به قصد پيروز ساختن يك كانديدا انجام مي‌شد، ‌بخش عظيمي از مردم و شهروندان فعال و مشاركت جو را به دشمن تبديل مي‌كرد و پاي آمريكا و اسرائيل را به درون خانه‌هاي مالكين اين كشور می گشود. با اين تحليل، ‌حداقل پايتخت كشور يعني تهران كه بنا بر آمارهای رسمی به احمدي‌نژاد رأي نداد به كانون نفوذ دشمن تبديل مي‌شود. اين تحليل‌هاي همسان‌ساز كه از جانبداری شدید سياسي حكايت مي‌كند هنگامي كه با قدسيت‌هاي ديني و روحية انقلابيگري آميختگی یافت، انتخابات به عنوان يك پديدة جاري در حيات سياسي جمهوري اسلامي را با استعاره "جهاد مقدس" بیان كرد. رئيس ستاد هماهنگي حمايت‌هاي مردمي احمدي‌نژاد گفت "دشمنان با تمام قوا به ميدن آمده‌اند ... همه در داخل و خارج دست به يكي شده‌اند كه هركسي جز احمدي‌نژاد در انتخابات برنده شود" و بر مبناي اين يكپارچه‌سازي سهمگين نتيجه مي‌گيرد كه "هركس در هر جا بايد وارد جهاد مقدس در اين انتخابات شود. دشمنان خارجي و داخلي با تمام قوا به ميدان آمده‌اند و بايد كار را با مجاهده پيش برد"[5]. شايد نتوان از گوينده اين سخنان به دلیل نقش انتخاباتی و هواداری معین اش ايراد گرفت كه چرا كلي‌سازي‌هاي جانبدارانه را بر مي‌سازد و آن را ابزاري براي جذب احساسات ديني هواداران كانديداي مورد نظر خود قرار مي‌دهد. مشكل اصلي اين است كه اين تصاوير مخدوش و ناراست و اين مغالطه‌هاي منطقي و كردارهاي تبليغاتي مبناي قضاوت در خصوص اعمال ديگران قرار گيرد و قاضياني تحت تأثير اين رويه‌هاي تبليغاتي در مورد سرنوشت افرادي تصميم بگيرند.امروزه جهان كنوني چنان بهم ديگر پيوستگي يافته است كه همة دولت‌ها، سازمان‌هاي تصميم‌گيرنده يا مردم در سراسر جهان  به تحولات  سياسي دیگر كشورها علاقه‌مند و حساس شده‌اند. برخي از دولت‌ها به دليل نقش جهاني و منافع و مطامع خود حساسيت بيشتري نشان مي‌دهند و برخي از مناطق جهان نيز به دلیل اهميت راهبردي خود توجه بیشتری را به خود جلب می کنند. امروزه افكار عمومي در  مقیاس جهانی نيز مسائل كشورها را پي‌گيري مي‌كند. نه تنها غربي‌ها به سرنوشت انتخابات در کشورهایی چون ایران و افغانستان  علاقه‌مندند ، بلكه افغاني‌ها و ايراني‌ها نيز رخدادهای انتخاباتی آمريكا را پیگیری می کنند. مبارزه انتخاباتی  اخير آمريكا بين اوباما و مك كين يكي از اين صحنه‌هاي جلب علاقه دولت‌ها و مردم كشورهاي جهان سوم و از جمله ايران بود. در ايران بسياري از مسئولين و مردم به پيروزي اوباما علاقه‌مند بودند و حتي برخی از مسئولین علاقه مندی خود را  ابراز کردند. سیاست های مک کین در مورد مسائل جهانی تا حد زیادی تداوم سیاست های بوش بود ولی اوباما از تغییر سخن می گفت و سیاست های متفاوتی را عرصه می کرد. بسياري در درون آمريكا و در سطح جهان و از جمله بسياري از دشمنان يا مخالفين  آمريكا در کشورهای آسیایی،آفریقایی و آمریکای لاتین به ميدان آمده بودند تا مك‌كين پيروز نشود. اما نه مك‌كين اعلام خطر كرد و نه مردم آمریکا با كلي‌سازي‌هاي خام وارد انتخابات شدند. آنان باتوجه به تشخيص خود و با در نظر گرفتن منافع ملي‌شان و با  احساس تعلق به مذهب و جمهوريت و سرزمين و ... خود رأي دادند. سياست‌هاي آمريكا در زمينه‌هاي گوناگون دچار تغيير شد و براي اولين بار يك سياه‌پوست به رياست جمهوري آن کشور رسيد. آيا اين يك كودتاي مخملي بود يا يك بازگشت به ريشه‌هاي پدران بنيانگذار جمهوريت آمريكا؛ براساس تفسير مردم آمريكا با وجود همة تغييرات كنوني اين تحول تنها يك بازگشت به سرچشمه‌هاست. هرچند در ارزيابي‌ها و موضع‌گيري‌هاي ملّي بايد به مواضع و راهبردهاي ساير كشورها و از جمله ابرقدرت ها توجه كرد و آنها را نيز به حساب آورد ولي معلوم نيست كه موضع‌گيري براساس تقابل صرف با آن ها، تا چه حد منافع ملّي یک کشور را تأمين ‌كند. براي تصميم‌گيري و اتخاذ راهبردهاي سياسي در سطح ملی و بين‌المللي بايد معيارهاي مستقل و فراتر از تقابل صرف دوست و دشمن وجود داشته باشد. استقلال به عنوان يكي از شعارهاي اساسي انقلاب اسلامي به معناي عدم وابستگي به سياست‌ها و راهبردهاي قدرتمندان شرق و غرب است. تنظيم راهبردهاي ملّي به گونه‌اي منفي و تقابلي و در برابر خواسته‌هاي آنان شکل پيچيده‌اي از وابستگي است. چنين نيست كه آمريكا از هرچه خوشش آمد بد است  و از هرچه بدش آمد خوب است. اين ساده‌ترين شيوه براي عمل كردن در برابر دیگری است؛ اتخاذ راهبردهاي سياسي پيچيدگي‌هاي خاص خود را دارد كه بايد با ظرافت تمام و با در نظر گرفتن معيارهاي مستقل دروني صورت گيرد. نبايد به گونه‌اي مثبت يا منفي در برابر رقيب يا دشمن شرطي شد و تفكر خود را به اين گونه يا آن گونه در اختيار او قرار داد. اين رويه‌هاي تقابلي، ظرفيت‌هاي عقلانيت اجتماعي و از آن ميان كارآيي راهبردهاي سياسي را كاهش مي‌دهند. زبان قطبي‌سازي و زبان جهاد مقدس مناسب برگزاري يك انتخابات در جامعة دموكراتيك، حتي اگر آن را مردمسالاري ديني بناميم، نبود. تا جايي كه به اين مردم تفهيم شده بود فرق دموكراسي با دموكراسي ديني وجود نظارت، حتي استصوابي، شوراي نگهبان براي تأييد صلاحيت‌هاي ديني، سياسي و اخلاقي كانديداها بود و پس از آن همه چيز به توانايي‌هاي رقيبان براي جذب آراء مردم، علي‌الاصول با نظارت بي‌طرفانة نهادهاي مسئول براي حفظ صحت انتخابات در فرايندي كه همة رأي‌ها با هم برابر است، باز مي‌گردد. يكي از اين نظارت‌ها مي‌بايست نظارت بر زبان مبلّغان براي جلوگيري از كاربرد زبان غيرانتخاباتي مي‌بود. اما در اين انتخابات از استعاره‌هاي جنگ صفين و عاشورا استفاده  شد. حسين شريعتمداري در اجتماع مردم اصفهان از "ائتلاف آمريكا، اسرائيل، اتحاديه اروپا و برخي كشورهاي وابسته عربي و گروه‌هاي مدعي اصلاحات" براي حذف احمدي‌نژاد سخن گفت و پرسيد "كدام نفع مشترك آنها را به هم نزدیك كرده است؟[6] او صحنة انتخابات دهم را نه به عنوان صحنة يك گزينش مردمي در يك انتخابات آزاد بلكه به مثابة "جنگ صفين" توصيف كرد. او با ايجاد يك شبيه‌سازي تاريخي، گفت "وقتي در آن هنگام قرآن‌ها را براي فريب بر نيزه كردند نبايد تعجب كرد كه امروز كساني باز هم براي فريب مردم شال سبز را بر نيزه كنند". بدين ترتيب تقابل برنامه‌هاي متفاوت براي اداره كشور با نظارت نهادهاي رسمي و انتخاب نهايي مردم، به جنگ بين سپاهيان معاويه و علي‌بن ابيطالب (ع) تبديل شد. او حتي از اين شبيه‌سازي تاريخي نيز فراتر رفت و از يك "عاشورا" سخن گفت كه در آن "امام حسين (ع) و يارانش شهيد نخواهند شد، بلكه اين دفعه نوبت يزيد و ابن‌زياد و عمرسعد است كه به هلاكت برسند." اين روزنامه‌نگار از گشودن یک جبهه سخن گفت  که فراتر از جنبه استعاری آن ،برای نشان دادن تقابل های سیاسی، همچون یک جنگ واقعی با هلاکت کسانی همراه است. اين گزارش در همان روزي به چاپ رسده است كه روزنامه كيهان در مطلبي با عنوان "كانديداها اخلاق اسلامي را رعايت كنند" از قول امام (ره) مي‌نويسد: "از آقايان كانديداها و دوستان آنان اتنظار دارم كه اخلاق اسلامي انساني را در تبليغ براي خود، كانديداهاي خويش مراعات و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل كه موجب اختلاف و هتك حرمت باشد خودداري نمايند كه براي پيشبرد مقصود، ولو اسلامي باشد، ارتكاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگيزه‌هاي غيراسلامي است. اينجانب بنا ندارم از كسي تأييد نمايم. چنانكه بنا ندارم كسي را رد كنم و از تمام احزاب و گروه‌ها و افراد مي‌خواهم از نسبت دادن كانديداي خود به من كه از آن استفاده تأييد و يا تعيين و يا رد شود، ندهند"[7]. تصاوير ژورناليستي تبليغاتي برخي از هواداران دولت فضاي انتخاباتي را قطبي كرد و پيامدهاي ناگواری در جهت امنيتي كردن فضاي  پساانتخاباتي به جاي گذاشت و به مردمي كه تحت تأثير انگيزه‌هاي صادقانة براي كمك به ادارة بهتر مملکت خود، در فضايي كه همه عوامل آنان را به سوي مشاركت حداكثري فرا مي‌خواند، وارد صحنة انتخابات شده بودند آسيب‌هاي جاني، مالي و روحي زد و در كنار آن جامعه را از هم گسست و خیل عظيمي از شهروندان عادي اين جامعه كه در آن حاكمان قول داده بودند كه انتخابات به بهتر شدن اوضاع بينجامد با اَه و اسف مواجه شده‌اند. البته برخي اصلاح‌طلبان نيز به سوي استراتژي دو قطبي كردن فضاي انتخاباتي پيش مي‌رفتند ولي اين راهبرد بر مبناي شعارها و برنامه‌ها بود و با هدف فراهم كردن امكان حضور حداكثري مردم صورت مي‌گرفت. حضور حداكثري كه دغدغه‌هاي اصلاح‌طلبان را براي نتيجه انتخابات كاهش مي‌داد. ابطحي قبل از انتخابات بر اين راهبرد قطبي‌سازي تأكيد كرده بود "بايد كانديداهاي اصلاح‌طلب با شعارهاي كاملاً اصلاح‌طلبانه در صحنه انتخابات حاضر شوند و شعارها بتواند جامعه را دو قطبي كند؛ در صورتي كه جامعه دو قطبي شود امكان حضور فعال‌تر مردم در انتخابات وجود دارد و اين حضور فعال‌تر مي‌تواند نتيجه بهتري داشته باشد"[8]. همسان سازی‌های افسانه‌ایمیرحسین موسوی به عنوان یک فرد انقلابی،معتدل ،مستقل،معتقد به قانون اساسی و مبانی جمهوری اسلامی و از جمله ولایت فقیه  وارد صحنه انتخابات شد.برخی حتی در اصلاح طلبی او تردید داشتند و  او را  " انتخاب نظام " و یک اصولگرای پنهان نامیدند؛ برخی دیگر او را در بین اصلاح طلبی و اصول گرایی مردد می دانستند و از نظر پاره ای دیگر نیز او دارای حداقل معیارهای اصلاح طلبی  بود. در اوائل خرداد حتی روزنامه کیهان بر میانه روی موسوی تاکید می گذارد که: "عملا..ً. سعی کرده نوعی موضع میانه را حفظ کند .او اگر چه تا حد زیادی به جریان اصلاحات نزدیک شده اما تلاش کرده مایه ای از ادبیات اصولگرایانه را هم در گفتار خود حفظ کند"[9] . یکی از اصلاح طلبان ورود موسوی به صحنه انتخابات را در ابتدا یک " ورود بی تابلو " نامیده است که پس از آن تابلوی " اصولگرای اصلاح طلب " را به دست گرفته است[10] . ظاهرا برخی از اصلاح طلبان موسوی را " نفوذی اصولگرایان " برای کنار زدن خاتمی و به هم زدن بازی اصلاح طلبان دانسته اند[11]. ابطحی حتی در اصلاح طلبی موسوی تردید می کند و می گوید"من معتقدم میرحسین ظرفیت ندارد که رویش اجماع صورت گیرد...بعداً نگویید ما می خواستیم احمدی نژاد رای نیاورد، دیگر کاری نداریم سیاست خارجی چه می شود،آزادی ها چه می شود...وقتی از الان آقای موسوی می گوید من مستقل آمده ام طبیعی است که نمی تواند ادعای اصلاح طلبی کند ". تحلیل دلالت های کلام ابطحی نشان می دهد که او موسوی  را به عنوان یک کاندیدای مستقل و نه اصلاح طلب تلقی می کرد که در صورت پیروزی وی سیاست خارجی همچنان تنش آلود  و آزادی های اجتماعی  همچنان محدود باقی می ماندند[12] . جلایی پور با تفکیک بین سه نوع اصلاح طلبی حداکثری ، میانه و حداقلی ، میرحسن موسوی را " اصلاح طلب حداقلی " می نامد[13] که حتی میزان اصلاح طلبی او از خاتمی به عنوان اصلاح طلب میانه نیز کمتر است . باتوجه به حضور جلایی پور در شورای مرکزی حزب مشارکت ، احتمالا این بحث در بین سایر اعضای حزب نیز مطرح بوده است و آنان با پذیرش حداقل مطالبات برای پیشبرد اصلاحات به حمایت از میرحسین موسوی برخاسته بودند . این نشان می دهد که آنان نه تنها در پی حرکت تند و به اصطلاح مخملی نبودند بلکه از موسوی انتظاراتی کمتر از خاتمی داشتند و آماده بودند که پیروزی او را با دستاوردهایی کمتر از پیروزی اصلاح طلبان در دوم خرداد بپذیرند. برخی اصلاح طلبان که موسوی را تنها یک اصولگرای اصلاح طلب و یا حداکثر یک اصلاح طلب حداقلی می دانستند تنها به این دلیل به حمایت از او راضی شدند که نمی خواستند با  آمدن خاتمی نظام را در یک رو در بایستی بزرگ قرار دهند و یا با  یک چالش رو به رو کنند.آنان احساس می کردند که برخی از افراد با نفوذ و از اصول گرایان موثر به آمدن دوباره خاتمی راضی نیستند ولی شاید موسوی را به دلائل پیشینه غیر قابل خدشه ی انقلابی و اصولگرایانه  اش بپذیرند .برخی از اصلاح طلبان  معمولی حتی به میدان آمدن موسوی را نتیجه یک مصالحه و یا چانه زنی برای نیامدن خاتمی تلقی می کردند.بسیاری از این اصلاح طلبان برای نشان دادن حسن نظر خود و برای  تایید دوباره پیوند ایدئولوژیک خود با نظام جمهوری اسلامی از کاندیداتوری موسوی حمایت کردند. اکنون باید دید که چگونه  در رویه های گفتمانی  یک صورت زبانی خاص،موسوی نه به عنوان یک کاندیدای درون نظام و معتدل بلکه به مثابه فردی تندرو و ساختار شکن بازنمایی گردید و از آن بیشتر این که با یک مجموعه ناسازگار از جریان ها و سیاست های خارجی  و وابسته به خارج همسان انگاری شد. در ابتدا این همنشینی های جادویی با احتیاط برقرار می شد ولی به تدریج و به ویژه پس از انتخابت از لابلای صفحات به تیتر اول منتقل شد. گفتمانی که در  شرایط رقابت سیاسی هر نوع تفاوت را به مثابه غیر خودی بودن تعبیر می کرد به تدریج از موسوی چهره ای تندرو،ساختار شکن و مخالف قانون اساسی و ... را بر می ساخت .این صورت زبانی با اتکاء به رویه های ادبی خود ،در برابر توصیفات موسوی از خویش و درک هوادارانش از او  خنثی بود و فقط بر اساس قواعد خود عمل می کرد ؛ دستگاه زبانی  تقابل ساز همواره بر مبنای رویه های خود و بدون شنیدن صدای دیگری آن را بازنمایی می کند.متن زیر به عنوان نمونه ای از رویه های گفتمانی برای همسان سازی موسوی با  جریان های بیگانه و مخالف انقلاب،تحلیل می شود.در این متن موسوی به گونه ای تصریحی و آشکار مورد حمله قرار نمی گیرد اما راهبردهای تلویحی متن همه اتهامات بیان شده را به شیوه ای افسانه ای به او منتقل می کنند: رهنورد درباره این سوال که چرا در زمان ریاست دانشگاه الزهرا از عبادی دعوت کرده است گفت مگر جرم است که از یک متفکر با اندیشه دعوت به عمل بیاوریم؟ اخیراً الهه هیکس از عناصر پشت پرده سناریوی نوار سازان در گفت و گو با رادیو زمانه ضمن اذعان به گزارش های لحظه به لحظه آشوب های خیابانی تیرماه 1378 به خارج کشور ( درپوشش گزارشگر حقوق بشر ) فاش کرد که عبادی از سوی عبدالکریم لاهیجی (بغدادی) وکیل مدافع گروهک تروریستی منافقین و همکار استخبارات رژیم بعث عراق به وی معرفی شده و او هم عبادی را برای دریافت جایزه نوبل نامزد کرده است ! گروهک های تاسیس شده از سوی عبادی تحت عناوین شورای ملی صلح و کانون مدافعان حقوق بشر همگی در خدمت سناریو سرویس های امنیتی آمریکا و در راستای منفی بافی و جعل گزارش برای القای نقض حقوق بشر در ایران قرار داشته اند . بر اساس برخی اخبار چنی معاون اسبق رئیس جمهور آمریکا بر فعالیت ضد امنیتی مذکور در پوشش حقوق بشر نظارت داشت . عبادی تا مرز دفاع از جریان صهیونیستی بهائیت پیش رفت و از این جهات معلوم نیست چرا همسر دکتر موسوی[کذا فی متن] به نامبرده عناوینی نظیر " متفکر ، دارای استقلال فکری و کسی که برای کشور عزت آورد" می دهد . عبادی در روزگار پهلوی هم سلطنت طلب دو آتشه و حامی خفقان و سرکوب بود"[14]  . دراین متن مجموعه ای افراد ، سازمان ها ، فعالیت ها ، نهادها ، گروه های سیاسی ، جریان های مذهبی از قبیل سازمان سیا ، رادیو زمانه ، استخبارات رژیم بعث عراق ، گروهک منافقین ، جایزه صلح نوبل ، سلطنت طلبی ، کانون مدافعان حقوق بشر ، شورای ملی صلح ، صهیونیزم ، بهائیت ، سرویس های امنیتی آمریکا با همدیگر پیوند می خورند . این نهادها و جریان ها به طور تصریحی هیچ ارتباطی با زهرا رهنورد یا میرحسین موسوی ندارند و همه اتهامات به الهه هیکس ، عبدالکریم لاهیجی و عبادی باز می گردند. توزیع  مجموعه ای از نمادهای منفی در درون متن چون تروریزم ، خفقان و سرکوب ، منفی بافی ،جعل گزارش، فعالیت های ضد امنیتی ، و ایجاد پوشش یک هاله کاملاً سیاه ایجاد می کند.  این هاله پیرامون عبادی، هیکس  و لاهیجی ساخته می شود ولی شخصیت پنهان این گزارش موسوی است . همه نمادهای منفی با واسطه عبادی به رهنورد و با واسطه او به میرحسین منتقل می شود . در این تصویرسازی تنها یک بازیگر وجود دارد که  به صورت آشکار حتی از عنوان احترام آمیزتری نیز برخوردار می گردد ولی بر مبنای دلالت های تلویحی متن بین او و همه نهادها ونمادهای تاریک مربوط به تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی روابط این همانی برساخته می شود . خواننده متن بالا که با طرح سوال "معلوم نیست چرا... " در موقعیت ابهام قرار می گیرد  ،در متن دیگری که در مجاورت متن پیش قرار دارد با مجموعه ای از فرضیات دیگر مواجه می شود. این متن پس از نقل سخنانی از " خانم رهنورد درستاد آقای موسوی " در مورد عبادی و " خانم کدیور در ستاد آقای کروبی" درمورد بهائیان می نویسد : این هنجار شکنی ها درپاره ای از موارد تا آنجا پیش می رود که به نظر می رسد نامزدهای جبهه یاد شده خدای نخواسته برا ی تامین منافع از دست رفته دشمنان مردم به میدان آمده اند ! و یا به آخر خط رسیده اند که این گونه ، به سیم آخر زده اند ! مسابقه برای جلب حمایت گروهک های منفور مردم و مطرود امام (ره ) ، هم کاسه شدن با برخی از دشمنان تابلودار اسلام ، بالیدن به حمایت فلان فرد شناخته شده « سیا» و فلان همپالکی سرویس های اطلاعاتی  بیگانه ، همنوایی با مواضع بارها اعلام شده قدرت های استکباری ... آیا این همه اتفاقی و تصادفی است ؟ و یا این که خدای نخواسته و البته به احتمال زیاد بی آنکه نامزدهای مورد اشاره خبر داشته باشند قول و قرارها و فریب خوردن هایی در کار است ؟! این یک متن اولیه است و در متن های ارایه شده در روز های بعدی به تدریج راهبردهای تصریحی تری به کار می رود. در فرضیه سازی های ابتدایی ،راهبردهایی چون کاربرد جملات سوالی به جای جملات اخباری و استفاده از عبارت هایی چون"به نظر می رسد" "خدای ناخواسته" و "بی خبری احتمالی نامزدها" از غریب بودن و ناهنجاری فرضیه ها می کاهند؛ به تدریج در متون بعدی و با این گمان  که فرضیه ها تا حدی جا افتاده اند ، تصویری قطعی از مفروضات  زبانی مزبور  عرضه می شود. با خنثی کردن راهبردهای مزبور یعنی برگرداندن جملات سوالی به جملات اخباری و نادیده گرفتن عبارات کاهنده ناهنجاری فرضیه ها، گزاره های زیر از طریق تصاویر انتقالی متن  برساخته می شوند:
  • نامزدهای جبهه یاد شده برای تامین منافع ازدست رفته دشمنان مردم به میدان آمده اند .
  • نامزدها برای جلب حمایت گروهک های منفور ، هم کاسه شدن با دشمنان اسلام ، همنوایی با مواضع قدرت های استکباری به میدان آمده اند .
  • سخنان خانم رهنورد در ستاد "آقای موسوی" و خانم کدیور در ستاد "آقای کروبی" اتفاقی و تصادفی نیست .
  • بین ستادها و بین گروهک های منفور ، دشمنان اسلام و قدرت های استکباری قول و قرار هایی گذاشته شده است و یا ستادها را فریب داده اند .
  • نامزدهای مورد اشاره از این قول و قرارها و فریب ها خبر دارند.
گفتارهای تقابلی در عرصه مناظره هابه موازات قطبی سازی های متنی ،عملکردهای تقابلی در سایر عرصه ها نیز موثر بودند و همگی از یک صورت زبانی مشابه حکایت می کردند. فرایند تبدیل شدن موسوی به یک قطب ، رخدادی بود که گفتمان تقابل با موسوی ناخواسته اما به گونه ای بسیار موثر به آن مدد رساند. فرایند مناظره های تلویزیونی نیز با موضعگیری های احمدی نژاد از تقابل سیاست ها و برنامه ها به سوی قطبی شدن هستی شناختی پیش رفت . انتقادات صریح موسوی به سیاست ها و برنامه های احمدی نژاد ، هویت او را  در برابر رقیب تثبیت کرد و او را به قطب دیگر تبدیل ساخت . قطبی سازی فضای سیاسی ، اجتماعی و دینی کشور، در کنار سایر عوامل ممکن، یکی از تاثیرات روانشناختی اجتماعی مناظره ها بود . همه نامزدها در حال و هوای شرایط خاص انتخاباتی، برنامه های خود  را در مقابل همدیگر مطرح می کردند.هر کسی که می خواست در این بازی شرکت کند چاره ای نداشت جز این که آن را جدی بگیرد و امکان یک مشارکت خونسرد و منفعلانه وجود نداشت.شرایط قطبی شدن اجتماعی خواه و ناخواه خود را بر همه تحمیل می کرد. در ابتدا بسیاری از مردم قصد داشتند با دیدن و شنیدن این مناظره ها بین برنامه های مختلف دست به انتخاب بزنند . گروه وسیعی از آنان در انتخاب فردی از میان این چهار گزینه مردد مانده بودند.اما به تدریج فضای متکثر و 4  قطبی به فضای دو قطبی تبدیل شد . در حالی که بین برنامه های موسوی و کروبی با همه اشتراکات احتمالی ، یک دنیا تفاوت وجود داشت و حتی بین هواداران آنان بحث های جدی درباره تمایزها و برتری های برنامه های شان در می گرفت ، آنان در فضای مناظره ها یکی شدند.دیدگاه های رضایی نیز برای بسیاری از مردم جالب افتاد ولی کم کم همگی دریافتند که بازی جدی تر در دو گوشه زمین اتفاق می افتد.چگونه این فضای مربع شکل  به یک فضای طیفی تقابلی تبدیل شد . احمدی نژاد در مناظره اول خود با موسوی این فضای دو قطبی را آفرید و در سایر مناظره ها نیز این تصویر دو قطبی را پر رنگ تر کرد .احمدی نژاد در مناظره ای گفت رقابت بین چهار نفر وجود ندارد بلکه بین سه نفر با یک نفر وجود دارد . او در ساختن تصاویر یکپارچه مهارت زیادی از خود نشان داد . موسوی و کروبی و رضایی اولا مهره اند و از خود اصالتی ندارند و در پشت پرده آنان یک مرد قدرتمند اما وابسته به مافیای ثروت و قدرت قرار دارد ؛ بدین وسیله سه مرد با سه دسته از ویژگی های کاملا متفاوت با همدیگر یکپارچه شدند.تاثیرات مناظره ها چنان بود که وجود یک جدال بین حق و باطل ، دروغ و راستی ، اشرافیگری و عدالت و به طور ساده خوب و بد ، را تلقین می کرد و انرژی عاطفی را در هر دو قطب این طیف متراکم می ساخت . دراین شرایط بسیاری از مردم تصمیم گرفتند به این جدال دو قطبی بپیوندند و موضع خویش را روشن کنند . واژگان اخلاقی پیرامون این دو قطب ،احساس مسئولیت افراد را افزایش می داد .گویا این یک جدال اخلاقی برای ساختن آینده بود . مسئله مردم دیگر انتخاب بین دو برنامه نبود که در مقایسه با همدیگر یکی از آن ها دارای برتری های نسبی باشد بلکه مسئله اصلی چگونگی انتخاب بین دو جهت گیری و سمت و سو بود که آینده جامعه و روایت غالب جمهوری اسلامی را تعیین می کرد .  سازه انقلاب مخملي در كارهاي ژورناليستي و تبليغاتي بايد بين اكتشاف و آفرينش تفاوت گذاشت. كار علم و نیز دانش‌هايی چون حقوق كه با "كشف واقعيت‌ها" سروكار دارند با كار هنر كه به "آفريدن تصویرها" می پردازند تفاوت دارد. پديده‌هاي هنري چون يك پردة نقاشي يا يك قطعة موسيقي يا يك غزل و شعر كشف نمي‌شوند بلكه آفريده مي‌شوند و البته اين آفريده‌ها، تأثيرات خود را نيز به جاي مي‌گذارند و گاه آنقدر طبيعي ساخته مي‌شوند كه گويا بر يك اصالت بيروني دلالت مي‌كنند. ژورناليسم و تبليغات بيشتر يك كار هنري است كه موفقيت آن را بايد در توانايي‌شان در ساختن تصويرها و برانگيختن تخيل‌ها و ميزان كاربرد اين برساخته‌ها به عنوان ابزارهاي رسيدن به اهداف معمولاً جانبدارانه ارزيابي كرد[15]. سازه تاریخی "انقلاب مخملي" برای تحلیل رفتارهای انتخاباتی رقیب ،محصول آفرينش هنري برخي از ژورناليست‌ها،سیاستمداران و کارشناسان دارای جانبداری یکسویه و  با هدف تأثيرگذاري بر فرايندهاي سياسي به نفع يك كانديداي خاص بود. در مورد انقلاب مخملي در ايران صحبت‌هاي مختلفي شده است برخي چون باوند[16]، آقاجري[17]، افروغ[18] از امكان‌ناپذيري آن در ايران سخن گفته‌اند؛ ناصر قوامي آن را يك "حرف خنده‌دار" ناميده است[19]؛ اما به نظر غرويان ،از اساتيد حوزه، متهم كردن يك جناح به تلاش جهت انجام كودتاي مخملي در ايران "بیشتر جنبة ژورناليستي دارد".به نظر او "اخلاق اقتضاء مي‌كند كه با دقت و ريزبيني وارد اين‌گونه مسائل شويم"[20]. برای شناخت مقوله انقلاب مخملی با "دقت و ريزبيني" می توان برخی از نوشته های ژورناليستي و انتخاباتي ،از جمله دو متن برگزیده زیر ،را ارزیابی كرد. اولین متن "دوم خرداد داغ با طعم 18 تير"[21]  نام دارد که چند روز قبل از دوم خرداد به چاپ رسیده است.دراین مقاله، تصاویر صفحات اول چند روزنامه اصلاح طلب در دوم خرداد سال گذشته که ظاهراً در آن ها اشاره ای به موضوع دوم خرداد نشده است ،به منظور مستند کردن این نوشته به چاپ می رسد که:"شکی نیست که دوم خرداد روزیست که دیگر به تاریخ پیوسته،و نه تنها مردم،که روزنامه های زنجیره ای نیز آن را فراموش کرده اند".این مقاله با تصويري  از تجمع مردم در يك انقلاب مخملي ،هدف انجمن اسلامي دانشگاه تهران براي برگزاري همايش انتخاباتي در روز دوم خرداد در ورزشگاه دانشگاه تهران را "اغتشاش و انجام حركت مخملي" و زنده کردن دوباره این روز فراموش شده می خواند. بر اساس این نوشته ، اصلاح‌طلبان مغموم براي به خروش در آوردن دوباره موج فرونشسته تلاش مي‌كنند در روز دوم خرداد با يك سري حركت‌هاي اجتماعي كه داراي ويژگيهاي "پر شمار بودن شركت‌كنندگان، پر سروصدا بودن، ناگهاني بودن، پر زد و خورد بودن و مخملي بودن" است توجه عمومي را به خود جلب كنند. دانشجويان به اين دليل درخواست تجمع در ورزشگاه را دارند كه " چيزي حدود سه هزار نفر در آن مي‌توانند حضور به هم رسانند" و بعد این نوشته پيشاپيش تصویري اغتشاش آلود از اين حضور را  ترسيم مي‌كند:" تصور كنيد جمعيتي سه هزار نفره كه اكثر آنها دانشجو نبوده و از اعضاي نشانه‌دار يك گروهك تندرو هستند. تصور كنيد اين جمعيت را وقتي كه از سخنان خاتمي و ميرحسين... به وجد آمده‌اند و پر از شور و هيجان شده‌اند و از ورزشگاه خارج شده و به ... خيابان‌ كارگر رسيده‌اند... اين جمعيت چه خواهد كرد وقتي اولين چيزي كه در مقابلش خواهيد ديد، كوي دانشگاه است؟ من اينگونه فكر مي‌كنم حركت به سمت كوي، به جنجال كشيدن و تخريب و شكستن، سروصدا كردن، شعار دادن، آتش‌زدن، درگيرشدن، زد و خورد كردن و ... چيزي شبيه هجده تير". در این متن کاربرد عباراتی چون "تصور کنید" و "من اینگونه فکر می کنم" تخیل خوانندگان را برای تصویر سازی بر می انگیزد. اما هدف متن از  برانگیختن  اين تصورات،تاثیر گذاری بر مسئولین صدور مجوز برگزاري همايش است:"با توجه به آنچه پيش‌بيني مي‌شود دور از احتياط و خردورزي است اگر هيئت نظارت، مجوزي براي برگزاري همايش مذكور در دانشگاه ... صادر نمايد... اميدوارم مجوزي براي فتنه‌انگيزي فتنه افكنان صادر نشود". سرانجام، اين همايش نه با حضور سه هزار نفر بلكه با حضوري گسترده تر  در ورزشگاه 12هزار نفري آزادي برگزار شد، اما حتي با يك جمعيت چندين برابر، هيچ يك از اتفاقاتي كه پيش‌بيني مي‌شد رخ نداد. يك جمعيت فراوان كه نه فقط از سخنان خاتمي (ميرحسين غايب بود) بلكه از سخنان برخي ديگر از چهره‌‌هاي سياسي، اجتماعي و هنري به "وجد" آمده بودند و پر از "شور و هيجان" بودند، خيلي آرام و با متانت محل برگزاري همايش را ترك كردند و به خانه‌هاي خود رفتند. نه تخريبي صورت گرفت و نه چيزي آتش زده شد، نه درگيري رخ داد و نه زد و خوردي انجام شد. روز بعد از مراسم،يعني در سوم خرداد، این روزنامه نوشت " روز گذشته به هنگام جمع‌آوري حاميان ميرحسين موسوي اختلالات ترافيكي شديدي در تهران و در مبادي اعلام شده ايجاد شد"[22]. بدین ترتیب روز دوم خرداد که "بدون شك"  به تاريخ پيوسته و فراموش شده بود توانست باعث "اختلالات ترافيكي شديدي در تهران" شود. حالا مي توان مجموعه اي از مفروضات ديگر را مطرح كرد : فرض كنيد بلافاصله پس از صدور مجوز برگزاري همايش در ورزشگاه 12هزار نفري و با استناد به فرضيات و پيش‌بيني‌هاي مزبور تعدادي از  دست اندرکاران این همایش با اتهاماتی  چون" استراتژي پردازي"  دستگير می شدند . بدین ترتیب امکان داشت که تمام فرضيات مزبور- كه بر اساس سير واقعي رخدادها تنها مجموعه اي از تصویرهای ادبی و متاثر از راهبردهای گفتمانی در يك مبارزه انتخاباتي و به منظور جلوگيري از برگزاري همايش رقيب  بودند- اثبات شوند.احتمالاً فرد يا افرادي پيدا مي‌شدند كه به برنامه ريزي براي انجام يك حركت مخملي در دوم خرداد اعتراف مي‌كردند. آنان اعتراف مي‌كردند كه مي‌خواستند روز فراموش شده دوم خرداد را با "يك حركت ناگهاني، پر زد و خورد و مخملي" احياء كنند و به سمت كوي دانشگاه حركت كنند و با تخريب و شكستن، سرو صدا كردن، شعار دادن، آتش‌زدن، درگيرشدن، زد و خورد كردن چيزي شبيه هجدهم تير را بيافرينند. متن دوم ،ده روز قبل از انتخابات، با عنوان "رویای انقلاب مخملي"[23] به  تحليلي از استراتژي انتخاباتي كانديداهاي اصلاح‌طلب می پردازد. در اين مقاله فرايندهاي انقلاب مخملي چنان توضيح داده مي‌شوند كه يك خوانندة معمولي در آن چيزي جز "اكتشاف" پيدا نمي‌كند. به نظر نويسنده مقاله مراحل انقلاب مخملي در حال رخ دادن است و "تشكيك در سلامت انتخابات و القاء تقلب در آن"، "اعلام  پيروزي در انتخابات قبل از آغاز آن"، "زمينه‌سازي براي اعتراض به نتيجة انتخابات" و "بازي با رنگ‌ها" از نشانه‌هاي اين روند است. "اعلام پيروزي در انتخابات قبل از آغاز آن" در بین هواداران نامزدها یک امر عمومی بود:"شانس پیروزی احمدی  نژاد در این رقابت صد در صد است"[24] ؛"شانس پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری صد در صد است"[25]؛"به احتمال 90 درصد کروبی در مرحله اول می برد"[26]. در خصوص "تشكيك در سلامت انتخابات و القاء تقلب در آن"، بررسی مطبوعات قبل از انتخابات نشان می دهد که  اصلاح  طلبان نگران حرکت های خودسر برای تقلب بودند وبرای جلوگیری از آن برنامه ریزی می کردند.یکی از این برنامه ها تشکیل "کمیته صیانت از آراء" بود که در تعامل با نهادهای رسمی و مسئول به برگزاری سالم انتخابات یاری برسانند.اما مهمترین برنامه آنان در این جهت فراهم ساختن شرایط "حضور حداکثری مردم" بود.بر اساس تحلیل آنان در شرایط مشارکت حداکثری مردم و جذب آرای خاموش تلاش های پراکنده برای دست بردن در آرای مردم در نتیجه کلی بی تاثیر خواهد بود.محمد خاتمی در مصاحبه خود با نیوزویک گفته بود" فکر نمی کنم در انتخابات ایران تقلب به معنی خاص کلمه وجود داشته باشد یا بتواند تاثیر گذار باشد.اگر چنین چیزهایی هم وجود داشته باشد در مقابل نتایج آن انتخابی که مردم در آن نقش دارند،متفاوت و ناچیز است"[27] . هواداران دولت تقلب و يا تخلف را كه حداقل به صورت غيرسازماندهي شده و يا در سطح غيرمؤثر ممكن بود از ابتدا غيرممكن اعلام مي‌كردند. روزنامه‌ها و چهره‌هاي مؤثر هوادار دولت همه جا در مقابل طرح امكان تخلف و تقلب در انتخابات و ضرورت پيشگيري و اتخاذ تدابير مؤثر براي جلوگيري از هرگونه دخالت در فرايندهاي سالم انتخاباتي به گونه‌اي يكدست استنباط مشترکي را بر می ساختند :"كساني که احتمال تقلب را مطرح می کنند قصد دارند كه نتيجة انتخابات را زير سوال ببرند".این گفته تنها با نگرانی های اصلاح طلبان در مورد احتمال تخلفات انتخاباتی مستند می شد و بیشتر گزاره ای خود مرجع بود. اين سخن با وجود دلالت های جانبدارانه اش حتي از سوي رئيس ستاد انتخابات نيز ابراز شد: "كساني كه نمي‌خواهند نتيجة انتخابات در جمهوري اسلامي به انسجام جامعه و اقتدار ملي بينجامد خط انحراف خارج از كشور را دنبال مي‌كنند و متأسفانه برخي به دنبال ايجاد شبهه در روند برگزاري و سلامت انتخابات هستند و از هم اكنون در پي زمينه‌سازي‌هاي لازم براي به زير سوال بردن نتيجة انتخابات هستند"[28]. دلالت اين گفته كه "از هم اكنون" برخي در پي زمينه‌سازي براي به زير سوال بردن نتيجة انتخابات هستند، با توجه به روشن بودن اين "برخي"/اصلاح طلبان/ اين ابهام را ایجاد می کند كه گویا "از هم اكنون" نتيجة انتخابات و شکست نامزدهای اصلاح طلب آشكار است و این سخنی است که از مسئول برگزاری انتخابات شایسته نبود. در هيچ يك از دوره‌هاي قبل، رؤساي ستادهاي انتخاباتي پيشين سخناني از اين دست به زبان نياورده بودند.مسئولیت اینان اقتضاء می کند که اساساً از کاربرد تصویر‌سازي‌هاي ژورناليستي که با هدف تأثيرگذاري در فضاي سياسي برساخته می شوند،خود داری کنند.  مقاله مزبور " انقلاب مخملي" را ناشي از تزريق كمك‌هاي فكري و مالي غرب مي‌داند. آمريكا انقلاب‌هاي رنگين را در راستاي راهبرد جهاني خود و براي از ميان برداشتن موانع هژموني آمريكا ساماندهی مي‌كند. اما در مورد انتخابات ايران مسئله متفاوت بود؛ مسئولين نظام ، حضور گسترده مردم در انتخابات را موجب ناامیدی آمريكا و اسرائيل و باعث استحكام مشروعيت داخلي و خارجي نظام ناميده بودند ولی براساس گزارش كيهان بیگانگان و محافل ضد انقلاب  خواهان حضور گسترده مردم نبودند و تلاش داشتند تا انتخابات را كم فروغ و بي‌فايده نشان بدهند: "صداي آمريكا...  انتخابات را انتصابات خواند و از ملت ايران خواست با شركت در اين رويداد بزرگ ملي به تقويت جمهوري اسلامي نپردازند. سايت ضد انقلابي ... ضمن تخطئة انتخابات اعلام كرد اين انتخابات پيروزي ساختار جمهوري اسلامي است"[29]. براساس این گزارش، آمريكا و ضد انقلاب انتخابات در جمهوري اسلامي را يك بازي كنترل شده درون حكومتي مي‌دانند و معتقدند كه " به 3 كانديداي رقيب رئيس جمهور نمي‌توان اميد تغيير داشت؛ آنها بر تغيير روبنايي استوارند". آنها با مرور برنامه‌هاي چهار كانديدا به اين نتيجه رسيده‌اند كه این برنامه ها" شباهت‌هاي غيرقابل كتماني به يكديگر دارند كه در آن اثري از اصلاحات ساختاري يافت نمي‌شود. هر چهار نفر با شدت و ضعف از ادامه غني‌سازي اورانيوم سخن مي‌گويند". بر اساس ادبیات هوادارن دولت در روزهای قبل از انتخابات، از یک سو دشمنان جمهوري اسلامي خواهان انتخابات بي‌رونق و بدون مشاركت گسترده مردم مي‌باشند و از سوی دیگر كانديداهاي اصلاح‌طلب در استراتژي خود با "پشتيباني دشمنان نظام جمهوري اسلامي ايران، در حال طراحي و عملياتي نمودن پروژه ديگري از سلسله پروژه‌هاي انقلاب رنگي و مخملين در انتخابات رياست جمهوري هستند"[30] . آيا تلاش براي حضور گسترده مردم ناشي از پشتيباني دشمنان نظام بود و يا فعاليت‌هاي رقيبان انتخاباتي و سفارش‌هاي مكرر مسئولين درون نظام اعم از اصول‌گرا و اصلاح‌طلب؟ مقاله "روياي انقلاب مخملي" نمونه‌اي از ادبیات علوم انساني نوع روسي و رنگ و بوي ترجمه‌اي و مبتی بر گفتمان های نظری شرقی است. اين مقاله انقلاب‌هاي رنگين و مخملين را به مثابه "جنگ سرد جديد" در تقابل‌هاي بين بلوك شرق و غرب توصیف می کند كه در راستاي راهبرد جهاني آمريكا براي پر كردن خلأ قدرت شوري سابق در اروپاي مركزي و شرقي، آسياي مركزي و قفقاز و از ميان برداشتن موانع هژموني آمريكا طراحي و اجرا مي‌شود. در اين مقاله حتي براي ناميدن اصلاح‌طلبان از واژه "تجديدنظرطلبان" استفاده مي‌شود: رويزيونيست‌ها یا تجديدنظرطلبان در عصر سيطره ماركسيسم- لنينيسم و چپ ارتدوكس خواهان بازبيني در برخي از دیدگاه های تئوريك بودند و معل. در ادبيات سياسي ايران تا قبل از اين مقاله  هیچ گاه از اصلاح‌طلبان با کاربرد اصطلاح "تجديدنظرطلبان" نام برده نشده است؛كاربرد اين واژة غريب نشان مي‌دهد كه چگونه گفتمان  ژورناليستي مزبور تحت تأثير علوم انساني و تحليل‌هاي ارتدوكس روسي قرار گرفته است. مقاله مزبور علاوه بر تشكيك در سلامت انتخابات و تشكيل كميته صيانت از آراء، از تلاش‌هاي ديگري براي جابه‌جايي افكار عمومي و زمينه‌سازي براي انقلاب رنگي نام برد: افزايش انتظارات و مطالبات عمومي ، تلاش براي سلب اعتماد مردم از نظام، سياه‌نمايي از وضعيت كشور، به صحنه آمدن تمامي مخالفين و معاندين نظام. واقعيت اين است كه انتظارات و مطالبات عمومي با وعده‌اي انتخاباتي همة كانديداها از جمله احمدي‌نژاد افزايش مي‌يافت. از سوي ديگر به گفتة برخي از تحليل‌گران گفتارهاي آقاي احمد‌ي‌نژاد در برخي از مناظره‌ها با زير سوال بردن عملكرد همة دولت‌ها و مسئولين در دوران 24 سالة پيش از خود و زير سوال بردن برخي از شخصيت‌هاي مؤثر نظام نقش زيادي در سلب اعتماد داشت. تاحدي كه آقاي مشايي پس از انتخابات فقط 4 ميليون از آراي احمدي‌نژاد را متعلق به خود او و بقيه را آراء منتقدين نظام دانست. بحران زبان شناختی متون مورد بررسی در این نوشتار،به عنوان نمونه هایی از صورت زبانی خاص، بیانگر تلاش ژورنالیستی براي ایجاد وحدت گفتمانی در بین مجموعه ای  از رخدادها ،قضايا و گزاره‌ها می باشند. اين دست تحليل‌های پیشاانتخاباتی  در ایجاد تردید و گسترش آسیب های پسا انتخاباتی موثر بودند. اما علت آسیب ها در شرایط کنونی ،بر مبنای راهبرد وارونگی،در رویا ها و راهبرد های آدمیانی دیگر بازنمایی می شود؛ براي باور به جنبة اكتشافي اين گونه متون بايد در قالب علايق، پيش‌فرض‌ها و قواعد گفتمانی  جاری در آن ها اندیشید.این متون در خارج از قواعد گفتمانی خود تاب استدلال‌هاي و مقايسه‌هاي منطقي ،تاريخي، اجتماعي و سياسي را ندارند؛ فاقد انسجام و جنبه‌هاي واقع‌گرايانه می باشند و از تمايل براي آفرينش افسانه‌ها براي تأثيرگذاري در فرايندها و فضاهاي سياسي حكايت مي‌كنند.  بحران كنوني را در عين حال مي‌توان به عنوان يك بحران زبان شناختي توصيف كرد. يك زبان گفتاري خاص بر مبناي قاعده مسلط تقابل خود و ديگري شكل گرفته است. اين زبان را مي‌توان از دو بعد معرفت‌شناختي و اخلاقي مورد انتقاد قرار داد. به عبارت ديگر اين زبان به دليل خود ارجاعي شديدش بر روي واقعيت‌هاي بيرون از خويش بسته است و اساساً با ارجاع و اشاره به واقعيت‌ها نمي‌توان با آن تعامل برقرار كرد. گفتار مزبور هر چند می کوشد خود را بر اساس واقعيت‌ها توجیه کند ولی از آن ها فاصله دارد و هنگامي كه دربارة واقعيت‌ها سخن مي‌گويد بسياري از امور واقع را سخت ناديده مي‌گيرد و به يك نوع نابينايي زبان شناختي دچار است. اخلاق چيزي جز داوري دربارة واقعيت‌ها و به ويژه واقعيت‌هاي انساني نيست و بنابراين كاربرد صورت زبان شناختي مزبور براي قضاوت درباره رخدادها به چيزي جز بي‌عدالتي نمي‌انجامد. اين صورت‌هاي زباني به عنوان يك فرم، سبك و اسلوبي از دلالت هر گاه مقولات اخلاقي و رخدادهاي تاريخي ديني را مورد توجه قرار دهند و به آنها استناد كنند، اين مقولات و رخدادها را چنان در دستگاه زباني خود مستحيل مي‌كنند كه نتيجة آن با كل دستگاه سازگار و يكسان باشد. چيزهاي ناهمگون در اين دستگاه زباني يك وحدت پيوند پيدا مي‌كنند. صورت زباني مزبور رخدادهاي تاريخي و قواعد اخلاقي را به شيوه‌اي غير نقادانه به كار مي‌برند كه اثر اخلاقي مورد انتظار آن ها را كاهش مي‌دهد. براي مثال در حالي كه رخداد كربلا در فرهنگ ديني شيعه براي نقد تحميل خشونت بر يك گروه مسالمت‌جو و آمر به معروف و ناهي از منكر به كار مي‌رود، در اين دستگاه زباني به گونه‌اي تعبير مي‌شود كه چنان خشونتي را در زمانة ما توجيه مي‌كند.رخدادهاي تاريخي و سنن اخلاقي اسلام و شيعه در درون دستگاه زبان‌شناختي خاص كه اجراي عدالت بين گروه‌هاي داراي اختلاف دربارة مسائل و موارد گوناگون را چون بنيان‌ داوري تلقي مي‌ کند، آثار و نتايج رشد دهنده و حيات بخش خود را آشكار مي‌سازد و كاربرد آن در درون يك صورت زباني مبتني بر تقابل هستي شناختي بين خود و ديگري به معناي ايجاد خطاي گرامري است.صورت زباني فوق با ساختن تصاوير كلي، موارد ممتاز، منفرد و تاريخي را نفي مي‌كند و شيوة انتزاع‌گري آن با نفي و انكار موارد يكه و ملموس همراه است؛ اساساً اين صورت زباني از ابتدا يعني از هنگامي كه مورد خاص را در صورت كلي ساخته شده خود مستحيل مي سازد، از طريق نفي و كنارگذاري زباني، در باره آن مورد خاص داوري می كند و لذا هر نوع قضاوت مجدد با كاربرد اين خشونت زباني به معناي باز آفريدن همان همساني های پيشين است. به همين دليل دادگاه‌ها یی که این تصاویر همسان ساز را مبنای صدور کیفر خواست های خود قرار می دهند نيز به جاي قضاوت درباره افراد منفرد و متمايز با تاريخ زندگي، عملكردها، انگيزه‌ها، نگرش‌ها و رفتارهاي متفاوت و متنوع تنها به بازسازي يك الگوي زباني و تصاوير كلي در باب دوست و دشمن مي‌پردازند. اين زبان را اساساً نمي‌توان مبناي قضاوت حقوقي قرار داد. دادگاه‌ها نمي‌توانند با استمداد از تحليل‌هايي از اين دست به قضاوت عادلانه بپردازند. اين تصويرهاي زباني با كاركردهاي عاطفي خود چنان به مهر و كين آميخته‌اند كه نمي‌توانند به جاي مفاهيم حقوقي مبناي داوري قرار گيرند. اهميت قضاوت در اسلام و تاكيد بر عادل بودن قاضي در واقع به معناي لزوم فاصله گرفتن از تصورات تمثیلی است كه حاصل كاركرد شبيه‌سازي ذهنيت جانبدار براي حذف و كنارگذاري دیگری است. قضاوت اسلامي بر مبناي اين اصل سامان مي‌يابد كه " دشمني با گروهي شما را به بي‌عدالتي ]دربارة آنان[ نكشاند، عدالت پيشه كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است"  (قرآن كريم، سوره مائده ، آيه 11) در حالي كه آن دسته از تصويرسازي‌هاي زبانی که از تقابل خود و ديگري مايه مي‌گيرند چه بسا دشمني همه جانبه و يكپارچه با ديگري را عين تقوا و عدالت بدانند.منابع


[1] - Self-referential

[2] - Social exclusion

[3] - Correspondence

[4] - Ethics

[5] - روزنامه كيهان، چهارم خرداد ماه ، صفحه 2.
[6] - روزنامه كيهان، نهم خرداد ماه ، صفحه 3
[7] - كيهان، نهم خردادماه، صفحة 14
[8] - روزنامه كيهان، نهم خردادماه، صفحة2
[9] - روزنامه كيهان، سوم خردادماه، صفحة3 .
[10] - روزنامه كيهان، بیست و نهم اردیبهشت،صفحة2 .
[11] - همان
[12] - روزنامه كيهان، سوم خردادماه، صفحة2
[13] - روزنامه كيهان، بیست و نهم اردیبهشت، صفحة 2 .
[14] - روزنامه كيهان، بیست و نهم اردیبهشت، صفحة 2 .
[15] - در این نوشتار اصطلاحات ژورنالیسم و هنر در وسیعترین معنای خود یعنی در معنایی غیر ارزیابانه به کار می رود.
[16] - روزنامه اعتماد ،ضمیمه،سي و يكم مرداد،صفحه 2.
[17] - روزنامه اعتماد ملي، چهاردهم مرداد ، صفحات 1 و 5.
[18] - روزنامه اعتماد ملي، پانزدهم مرداد ، صفحات 1 و 24.
[19] - روزنامه اعتماد ملي، پانزدهم مرداد ، صفحة 4.
[20] - روزنامه اعتماد ملي، چهاردهم مرداد ، صفحة 9.
[21] - روزنامه کیهان، بیست و نهم اردیبهشت ، صفحة 12.
[22] - روزنامه کیهان، سوم خرداد ، صفحة 2 ..
[23] - روزنامه کیهان، سيزدهم خرداد ، صفحة 12.
[24] - روزنامه کیهان، سی ام اردیبهشت ، صفحة 2.
[25] - روزنامه کیهان، نهم خرداد ، صفحة 2 .
[26] - روزنامه کیهان، دهم خرداد ، صفحة 2 .
[27] - روزنامه کیهان، دوم خرداد ، صفحة  2.
[28] - روزنامه کیهان، دوازدهم خرداد ، صفحة 2.
[29] - روزنامه کیهان، دوازدهم خرداد ، صفحة 2.
[30] - روزنامه کیهان، سيزدهم خرداد ، صفحة 12. 
 
< قبل   بعد >
powered_by.png, 1 kB
وبنوشته های علی طایفی
جامعه شناسی مسائل اجتماعی در ایران: علی طایفی
جامعه شناسی فرار مغزها: علی طایفی
پیام جامعه شناسان با هر کلیک

در طول قريب بيش از يکصد سال تدوين و انتشار بيانيه های سياسی آتشين ، انتقادی و بنيان کن به عنوان يک سنت در ميان روشنفکران و روشنگرا ن ، فعالان سياسی واجتماعی وحتی اخير ا در بين دانشگا هيا ن و اصحاب علم و قلم تسری يافته و نها دينه شده است . محتوای همه اين بيا نيه ها پس از خرده گيری ها ی نظام سياسی و معرفتی حاکم در دستگاه سياسی و نقد عملکرد آن در جامعه عمدتا  بر مدار محورهايی از اين دست بوده است : آزادی بيان و نشر عقايد ، آزادی فعاليت احزاب و نها دها و سازما نها ی سياسی ، آزادی مطبوعات ، دفاع از حقوق بشر ،  آزادی مشارکت در انتخا ب نظام  سياسی کشور ، دفاع از معاش آبرومند ونقد فقر وعقب ماندگی اقتصا دی و فرهنگی مردم . علی طایفی- مدار بسته استبداد

 
منوی جامعه شناسان بدون مرز
بیانیه ها
---اخبار
---پیوندها
- -مقالات
- -نحوه عضویت
© %۱۳۸۹ Sociology of Iran
Joomla! is Free Software released under the GNU/GPL License.

2007 ishanti listed classified ad

finkbeiner cabinet appointments

valdostamuseum.org

allstate exclusive financial specialist

2012 and short term memory loss

polygon angles sum

animal migration activities for the classroom

aaron and jeffrey

10,000 maniacs because the night mp3

abrevia cream

966 gaza imams in the mosque

demographia.com

jueces corruptos de morona sant

caribou melody day lyrics

joshua roan goshen indiana

dancefloor giveaway

myfirstpremiercreditcard.com

coumadin clinic santa rosa

paramorefans.com

fingered her through the car window

adp etime login

iraq and deploy and auditor

about-blowjob-cumshots.com

catch sql null

jeremy glick rutgers

amber bear inn heron mt

halton cat

diamond shape glass paperweight

blue man group venetian

angelic tuners audio

eye color trait

preteenyounggirls.com

hannity and coombs

10 megapixel digital camera

bis wood stoves

08 nissan skyline

bandwidth meter pro

sandyanimalclinic.com

51 maintenance ops sq

snowy cotinga

chriss geary

antique gas radiant

claims made losses discovered clauses

2000 kia saphia wiring diagram

botts horticulture

arial lift bridges cities

sexy-mistress.com

taylormade draw irons clone

top-listas.net

imogen heap just for now live

home made magnetic resonance imager neodynium

claim jumper lombard il

aspirin celibrex

accessplace.com

bukovics violinist

12 volt feed auger systems

dover ke

fire on isabella st 950 s1

2007 espn diamond daily

demographics of thoroughbred owners

axmen missoula

lyndard skynard

krispy kreme weaknesses

henri matisse posters prints

clancy otis

mapquest.om

baby teddy bear images

fujitsu lifebook a3210 notebook

aba routing number 1st convenience bank

memoirs of a cad

discovering witchcraft

exxon columbus ga

gaysexamateurs.com

coolidge klu klux klan white house

hair straightening bend oregon

550 dynamic zombied spam ips blocked

dale earnhardt death date

calcium carbonate flake patent

nicki hartley

hmv wolverhampton

hoseheadforums.com

boston university diploma frame

2nd shift legal secretary new york

christie worthington jeff farber

arguments for lowering the drinking age

free toon pics

corneal reshaping

aluminum siding long island

arcadia land and cattle company

converting copy protected dvr-ms files

honda civic cab forward visibility

birth of zeus

aynesley lister

albergo del sole al biscone hotel

1985 toyota celica gts fuel tank

rpinow.org

darcie sandoval

2023 fern st 70118

jakes in pewaukee

song suzie q

adelaide jewellery repairs

amwa-doc.org

adhd medication abuse distribution penalties

23 minutes in hell scriptures

password for rar gabrielle lupin fugli

outkast break up

ed pestana manteca ca

agp motherboards

77 artic cat panther 500

300 gerard butler reviews

washington-heights.us

java persistent objects rdbms datastores

james l melton

linwood cemetary in glenwood springs colorado

standardconcessionsupply.com

atlantic beach villas nc

canine tick disease

motley crue gloves

apartment for disabled individuals

cialis and lopressor

akidsphoto.com

dipping chocolate for fruit

creative inspirational music

alice keefe stevens point wisconsin

duke lim

august quarterly

13 5-lug galvanized trailer wheel rim

pacer conversion chart

eating small meals increases metabolism

bringing home a new dog

canine glucosamine chondroitin msm

1000 directories

doreen hemlock 2007

1999 toyota tercel interior door handle

avast anti virus

huron perth lakers

albergo margherita

alameda county courts small claims

apartments search washington bellevue

28 faux wood two-inch blinds

ah my goddess dub season 2

accept car card debit rental that

empleos en paraguay

apple trailers host

comel s r l pergola

bambi die cut

a theological defense of tod bentley

haliburton county ontario

themillenniummall.net

3 responsibilities of an emergency dispatch

taoism beliefs

spotsociety.org

1997 single ohc neon horse power

aaron monroe

frosty longaberger set

1970 bmw 2002 msrp purchase

baby muppets

5 lug 5.5 spacer

0106 al 8371 columbia

400 grams codeine cough syrup

2007 royal highland show heavy horse

brede licorice

11 piece full featherbed

10k gold spongebob squarepants charm pendant

acrylonitrile amine epoxy hardeners

octopus vulgaris translucent

buddy holly el toro 1957 complete

birch carrol cinema

abroad recruitment services

free milo manara butterscotch

ballard locks marian valentine

whitestripes.com

eyeshadow hazel eyes

pay bill sallie mae loans

budweiser clydesdale tour

jobinthesun.com

eric rudolph captured

1958 movie newspaperman female journalisim professor

courthouse crossings

mega prince nymph

significado de la muerte asistida

1969 toyota fj40 paint color code

flights pheonix to las vegas

10152 bonser ave garden grove

armenian art

dales maintanance

ct governor scholar

beaufort county community foundation

amputee disability benifits

fortune telling loot card

lego store west nyack ny

1990 fads

eft addictions

concrete cyclone as-it-happens brought camp

arashi no yoru ni torrent

bay pines va hospital google map

daves dc electric

1940 s half size movie cars

boyd county kentucky fiscal court

3rd january 2009 lotto draw

1990 geo metro timing specifications

20735 clinton md contact

heidiklum.com

malawi aids

atom5.com

peta ad

alaska dall sheep hunting

apartment rent glendale arizona

kindness week

danfoss electric radiant heat

1885 census of choctaw nation

smiling bob male enhancement

autistic occupational therapy and intervention

4 areas of professional development teachers

3d movie rentals

cock-pictures.com

compare callaway top flite

99 ducati monster

baileys harbor wi upscale development

indie artist preformance opperunities

roseantiquetools.com

beet juice roads

vonnegut short fiction

saveonscales.com

1050 john deere front loader

maclaren strollers quest charcoal green

craggy range sauvignon blanc

associated content mr rogers helium

10th group special forces

ariel lin yi chen

nissian altima tsb

doudle s exaust

kasey burnett

bv signet cabernet

americas-fr.com

anti static mat turntable

calories in monk fish

ar 15 bushmaster

adidas adistar xc race shoe

free poser textures

christopher haynes noblin

define invasive ductal adenocarcinoma

crm and project management

southerncoastvacations.com

adele harvard

ammonium lignosulfonate

bosnia conflict summary

donald trump children

1945 desoto ad

criss angel body levitation revealed

anderson bagley

2008 tornado map

god is my savior

matureonvod.com

actress ami

john williams scripps clinic lajolla ca

decatur hardship needs finder

crv odometer bulb replacement

assassin male skin unreal

medicina natural asma infantil

amy started pumping harder

character names of the partridge famil

couples tha are related

thegalwaytribes.com

auschwitz by pascal croci

les deux alpes weather

thelinkwiz.com

are there clear pool cues

barbara trent singer new jersey

hummingbird nectar plants

isu campus map

17 firstfield dr md

sampson americus

backup card sim

miltary macaw

freeholder william s haines jr

amarillo book signing ron hall

applebees steak sauce recipe

margie bashore schuylkill haven

absolutely free grants

whitehorse fire co salisbury township pa

great reunions garfield

dr malcom moore cancer

breakfast buffet deltona fl

101st airborne rendevous with destiny

asparagus lasagna uk

lawyer sues drycleaner

bachelor an officer and gentleman

hitlers perfect race

2 peachtree ln greer sc

demonican republic food condiments spices etc

casement fasteners

asparagus urinate frequently

shellhoustonopen.com

agp pci usb i2c mbus

actrress graf

48 hour print com

beckman megohmmeter l7

dark messiah walkthrough

southerncomfort.com

city of issaquah

dueling banjo wav

carson daly sandwich

vista capable

rbprecision.com

closet garment bags

american progressive drug plan

1970 coronet orange rt

banquet halls in fayetteville ga

charla sobre ventilacion mecanica no invasiva

critical comment the rivals

ellen greenlee

appleton steak houses

meet peruvian girls

dees creations

seahawks camo hat

eau de parfum india

costa maya prostitutes

bulk spirits online

forever mine who sang

1977 bandit pontiac firebird trans am

bailey truss

blowqueen.com

atensoft remote thing documentation

flickr photos tagged with flora

award winning clam chowder

aortic aneurysm case report antitrypsin

kitsusa.net

2007 blair oaks falcons football

cannon s60

bondageparade.com

jane boiko in northbrook

hood honeys

nyu clothing

listen to utada hikaru my sanctuary

dennis mccann theatre

asst chief san bernardino district attorney

70 ceiling fans outdoor screen porch

daysinnboardwalk.com