بررسی مختصری از خود سوزی زنان در ایران

نویسنده:نصرالله قاضی

خودکشی معمولا بالاترین درجه رنج و ناراحتی یک انسان را درا ذهان تداعی میکند. خودکشی اقدامی است بمثابه آخرین راه گریز از بن بست های فرد درروابط درون اجتماع . درک این نکته که خودکشی راه حلی داوطلبانه نیست بلکه راهی تحمیلی است که حاصل روابط موجود در جامعه میباشد اهمیت فراوانی دارد

. نتیجۀ بیش از سی سال حکومت جمهوری اسلامی در ایران عموما و بدرستی در افزایش بحران اقتصادی ،سرکوب دموکراسی، پر کردن زندانها و کشتار روشنفکران ،بستن روزنامه های مترقی و غارت و چپاول منابع طبیعی و غیره بیان میشود.
یکی ازشاخص های عدالت اجتماعی درهر اجتماعی، سلامت آن جامعه است .” سلامت نه فقط بمنزلۀ فقدان بیماریها بلکه بعنوان شرایطی که افراد از نظر جسمی ، روحی واجتماعی از سلامت کاملی برخوردار باشند تعریف میشود” . برای روشن شدن مطلب و اینکه بحران اقتصادی چگونه در زندگی و مرگ مردم تاثیر میگذارد و یا سرکوب دموکراسی بچه صورت در آسیب زدن به سلامت روانی مردم موثر است ، محققین ایرانی تحقیقات پر دامنه ای را در ایران انجام داده و یافته های خود را در نشریات علمی داخل و خارج از ایران منتشر ساخته اند. بدیهی است که جمهوری اسلامی مانع از درج این گزارشات در روزنامه های تحت کنترل خود است . گاه به گاه خبری در چند سطرکوتاه در روزنامه های محلی ویا سراسری درج میشود و از خودسوزی یک دختر جوان در خوزستان ویا خودسوزی زنی شوهردار در ایلام خبر میدهند .
یکی از ضرباتی که جمهوری اسلامی بر مردم ایران وارد آورده ، شدت یافتن بروز شاخص های روحی و روانی دربین اقشار مختلف مردم و در گروه های سنی جوان در این دورۀ سی ساله حکومت وی بوده است. این در حالی است که بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند که بیماری های روانی به تنهائی علت عمدۀ خودکشی نیستند بلکه هنگامی که با مسائل اقتصادی و اجتماعی تلفیق میشوند سرعت آنها چند برابر میشودضمن اینکه خود مسائل اقتصادی-اجتماعی نیزبه تنهائی میتوانند سلامت روانی را آسیب برسانند .
محققین روانشناسی عوامل مختلفی را در رابطه با پدیده خودکشی موثر میدانند که ازآن جمله سن ، جنسیت، بیکاری، شرایط پر اضطراب ، فشارهای گوناگون اجتماعی و سیاسی را میتوان نام برد. این عوامل هر یک به تنهائی یا با همدیگر شرائط لازم برای روی آوردن به اقدام به خودکشی را فراهم می سازند (1) .
در چند سال اخیر گروه های تحقیقاتی بسیاری در دانشگاههای مختلف ایران به موضوع فکر به خودکشی و یا اقدام به خودکشی در استانهای متعدد پرداخته اند و نتایج علمی فوق العاده قابل توجهی را ارائه داده اند. به چند نمونه از نتایج علمی این گروه های تحقیقاتی در مورد پدیده خودکشی در ایران توجه کنیم.
. “ضرغامی و خلیلیان” درسال 1377 در یک مطالعۀ 3 ساله در مازندران، 318 نمونۀ خودسوزی را بررسی کرده و متوجه شدند که 83 در صد کل خود سوزی ها بین زنان اتفاق افتاده است. اکثر زنان مورد نظردارای شوهر ، خانه و زندگی و تحصیلات بوده اند و اختلافات خانوادگی علت عمدۀ خودسوزی را تشکیل میداده است. هنگام بروز اختلافات خانوادگی که مستقیمأ با ساختار خانواده وعلی الخصوص ازدواج رابطۀ مستقیم دارد زن متوجه میشود که قوانین مدنی جامعۀ مبتنی بر مردسالاری از وی حمایت نمیکند و خود را بی دفاع مییابد.
“مقصودی و همکارانش” در بررسی خود سوزی های استان آذربایجان شرقی بین سالهای1377-1381تعداد 412 نمونۀ خودسوزی را که به مرکز سوختگی تبریز مراجعه کرده بودند مورد بررسی قرار دادند. مقصودی در گزارش خود اشاره میکند که 99 در صد از 412 نفررا زنانی تشکیل میدهند با سن متوسط 26 سال. اکثر این زنان دارای شوهر و خانه بوده اند و در صد بالائی از آنان از نفت بعنوان عامل آتش زا استفاده کرده اند. مرگ و میر این گروه نزدیک به 80 در صد کل گروه بوده است یعنی رقمی نزدیک به 330 نفر جان خود را از دست داده اند. در این مطالعه نیز مقصودی علت خودسوزی زنان ایرانی در استان آذربایجان شرقی را اختلافات زناشوئی شناسائی کرده است.
“گروه تحقیقاتی محمدی” (2) در مطالعه علمی خود که درسال 1380 انتشار یافت نشان داد که در سطح کشور بیشترین رفتار خودکشی در ایرانیان در گروه های سنی 40-26 و 55 – 41 سال بوده است . براساس این گزارش علمی رفتار خودکشی بیشتر در بین ازدواج کرده ها، طلاق گرفته ها و شاغلین دیده شده است . رفتار خودکشی در میان افرادی که طلاق گرفته اند و یا در بین افراد مجرد پدیدۀ تازهای نیست ولی مطلب پر معنایی که این مقاله علمی افشاء میکند از این حکایت دارد که رفتار خودکشی در بین زنان شوهر دار رو به ازدیاد است و این مطلب از اهمیت زیادی برخوردار است. نتایج علمی این گروه محققین بطور خلاصه نشاندهنده وضعیت اسف بار گروه های سنی میانسال در ایران میباشد که بخاطر مسائل اقتصادی و سایر مسائل اجتماعی راهی بجز خودکشی برای خود نمییابند.
گزارش علمی دیگری از استان اصفهان بیانگر همین حقیقت است. این گزارش که در سال 1384 انتشار یافت نشان میدهد که خودکشی از طریق خود سوزی بالاترین میزان خودکشی در سنین 15- 29 سالگان را در استان اصفهان نشان میدهد. در طبقه بندی افراد ازدواج کرده، زنان شوهر دار بالا ترین ارقام را تشکیل میدهند. نویسندگان این گزارش تاکید می کنند که از 84 نفر که بعلت خودسوزی در فاصلۀ نوروزسال 1380 تا نوروزسال 1381 به بیمارستانهای اصفهان مراجعه کرده اند زنان 30 – 39 ساله بیشتر در معرض خطر خودکشی از طریق خود سوزی میباشند (3) . جالب توجه این است که این مطالعه که در سطح استان اصفهان و در رابطه با خودکشی از طریق خود سوزی انجام شده است تخمین میزند که آمار خودکشی در سطح استان اصفهان کمتر از استانهای دیگر ایران میباشد. بر اساس آمار رسمی منتشره توسط سازمان بهداشت جهانی بالاترین آمار خودکشی از طریق خود سوزی متعلق به استانهای کردستان و ایلام میباشد (4). بعلاوه، از طرف محققان مختلف ایرانی آمار خودکشی از طریق خود سوزی درمناطق فارس، مازندران، تبریز، یزد، بوشهر، کهکیلویه و بویراحمد نیز گزارش شده است.
خلاصه این گزارشهای علمی گویای آنست که گروه سنی بین 30 – 39 سال بالاترین رفتار خودکشی از طریق خود سوزی را به خود اختصاص میدهند وخودکشی زنان دراین گروه سنی بیش از مردان میباشند (6-5).
در مطالعۀ دیگری که “گروهی و همکارانش” در سال 1375 در استان کردستان انجام دادند به نتایجی مشابه دو مطالعۀ قبلی رسیده اند ( 10-9- 8).
بررسی گزارشهای علمی انجام شده در ایران حکایت از زندگی اسفبار و غم انگیز زنان ایران دارد. این گزارشها یکی از عوامل اصلی رفتار خودکشی از طریق خود سوزی را در زنان ایرانی عامل “ازدواج” تشخیص داده اند (7-5). اینکه چرا ازدواج یکی از محورهای اصلی رفتار خودکشی را تشکیل میدهد میتواند دلائل مختلفی داشته باشد. محققین ایرانی بر این عقیده هستند که عواملی چون سن کم زن در زمان ازدواج، ، تفاوت سنی زیاد بین زن و مرد، اعتیاد مرد به مواد مخدر، کتک خوردن زن از شوهر، شرم و خجالت از طلاق گرفتن می توانند برخی از علل مختلفی باشند که زنان ایران را تحت فشار روحی- روانی شدید قرار میدهد ودر نتیجه تنها راه نجات از رنج شدید را در خودکشی میابند .
طبق امار سازمان بهداشت جهانی میزان خودکشی در اکثر کشورهای جهان در مردان بیش از زنان و در گروه های سنی بالای 45 سال است، در اروپا این رقم به بالای 75 سال میرسد. قابل توجه است که حکومت اسلامی ایران بادستیابی به این تحقیقات راه حلی برای پیشگیری ازتوسعۀ این اعمال هول انگیزنداشته و دلایل مربوط به خودکشی را شخصی تلقی میکند.
“علیرضا احمدی و همکارانش” در تحقیق دیگری که سال 1388 درشمارۀ 29 مجلۀ تحقیقات و مراقبت های سوختگی آمریکا منتشر کردند به این نتیجه رسیدند که 71 درصد از خودسوزی ها در ایران بین زنان اتفاق میافتد و سن متوسط این زنان 29 سال میباشد. به بیان دیگرتحقیق احمدی روشنگر آنست که زنان ایرانی بجای اینکه در بهترین دوران زندگی خود که یک انسان حق دارد در تولید وشکوفائی اقتصاد ملی شرکت کند، از مشارکت در فعالیتهای جامعۀ خود لذت ببرد، ودر پرورش کودکان مفید باشد دست به خود سوزی میزنند. احمدی که استاد دانشکدۀ پزشکی دانشگاه کرمانشاه میباشد اضافه میکند که خودسوزی در کردستان بیش از سایر مناطق ایران رواج دارد وبیشترین عامل آن نداشتن شغل و درآمد بوده است. وی تاکید میکند که فقدان دسترسی به امکانات پزشکی یا وجود بیماری روانی در خودسوزی های مورد مطالعۀ وی نقش موثری نداشته اند. نکتۀ دیگر این گزارش تاکید بروقوع این حوادث در خانواده های فقیر تر است (12).
در حوزه بیماریهای روحی- روانی اکثریت غریب به اتفاق محققین معتقدند که پیشگیری مهمتر از درمان است. پیشگیری بیماریهای روحی – روانی در رابطه مستقیم با شرایط زیستی انسانها در محیط زیست انان میباشد. محققین بسیاری نشان داده اند که شرایط عینی زندگی انسانها تعین کننده ترین عامل خودکشی ا ست. شرایط عینی شامل شرایط اجتماعی –اقتصادی – سیاسی نظیر اشتغال یا بیکاری ، ازدواج و سطح تحصیلات ، نوع مسکن و موقعیت اجتماعی فرد و غیره میباشد(11) .
یافته های مطالعات انجام شده در ایران حقیقت تلخی را بیان میکند . این تحقیقات نشان میدهند که منطق وقوع خودکشی در ایران با روند کلی خودکشی ها در سایر نقاط جهان ( به استثناء افغانستان) متفاوت است. آمارسازمان بهداشت جهانی نشان میدهد که خودکشی ها در کشورهای آسیائی – آفریقائی بیشتر در مردان و گروه های سنی بالاتراز 45 سال اتفاق میافتد در حالیکه در ایران بین زنان و گروه های سنی 15 تا 39 سال اتفاق میافتد یعنی روندی غیر از روند عمومی جوامع دیگر.
نگاهی به جامعۀ امروز ایران نشانگر بی حقی زن وستمکاری جامعۀ مرد سالار ایران است که پس از شکست انقلاب بهمن 57، توسط جمهوری اسلامی دامنۀ بیشتری یافته است. بی حقی زن در جامعۀ ایران از انتخاب رنگ لباس شروع و تا نداشتن حق نگهداری از فرزند خود در صورت طلاق ادامه مییابد و اینهمه از برکات جمهوری اسلامی ایران است. بی حقی زن درجمهوری اسلامی ایران از عدم حق شهادت در دادگاه های جنائی تا عدم حق اعتراض به چند همسری شوهرش ادامه مییابد. نداشتن حق ارث برابر با برادر، شوهریا پدر خود تا عدم اجازه مسافرت بدون اجازه شوهر، پدر یا برادر بخشی ازسیستم نا برابری سلامت اجتماعی زن در جمهوری اسلامی ایران میباشد. خواست های جنسی وحشیانه و یکطرفۀ مردسالاران درایران بر علیه زنان که توسط جمهوری اسلامی حمایت و تبلیغ میشود فقدان سلامت اجتماعی زنان در ایران را به نوعی دیگربه نمایش میگذارد. طبق توصیۀ مراجع تقلید جمهوری اسلامی در ایران نقش زن فقط آماده گی وی برای پذیرائی از مرد در منزل است . در تمامی تحقیقات انجام شده در ایران نشان داده شده که زنان شوهردار از شدت فشار بی حقی درتصمیم گیریهای مسائل جزئی زندگی به خشن ترین نوع فرار از وضعیت موجود یعنی اقدام به خود سوزی دست میزنند. رژیم جمهوری اسلامی ایران به لحاظ ماهیت ضد دموکراتیک و ضدیت با عدالت اجتماعی وبا نگرش پوسیدۀ ولایت فقیهی خود به روابط زناشوئی عملا از حل این نوع مسائل اجتماعی ناتوان بوده و تمام هم وغم خود را صرف بقاء چند روز بیشترخود مینماید.
راه حل برون رفت از این شرایط اجتماعی برای زنان ایران را باید در گسترش هر چه بیشتر اتحادیه ها ، سازمانها ونهادهای مستقل زنان در محلات، ادارات، بازار ،کارخانجات، شهر و روستا و گردهمائی های زنان جستجو کرد. راه نجات ازسیستم اجتماعی – اقتصادی -سیاسی حاکم درجمهوری اسلامی که آثار ان در روابط خانوادگی- زناشوئی ایرانیان دیده میشود نه در خودسوزی و خودکشی بلکه درمبارزه سازمان یافته برای براندازی جمهوری اسلامی توسط زنان و مردان ایران با هم است.


منابع مورد استفاده:
1) Harris, E; Barraclough , B. (1997). Suicide as an outcome for mental disorders: a meta –analysis. Br J Psychitry. 170:205-228.

2) Mohammadi, M; Ghazizadeh, A; Rahgozar, M; Noorbala, A; Malekafzali, H; Davidian, H; Naghavi, H; Soori, H; Yazdi, S. (2005). Suicidal attempt and psychiatric disorders in Iran. Suicide and Life-Threatening Behavior, 35 (3), 309-316.

3) Lari. A; Joghatei, M; Adeli, R; Zadeh, Y;Alaghehbandan, R. (2007). Epidemiology od suicide by burns in the province of Isfahan, Iran. Journal of Burn Care & Research Vol 28, No 2, 307-311.

4) WHO. (2002). Self-directed violence. Geneva: World Health Organization.

5) WHO. (2004). Suicide huge but preventable public health problem, say WHO. World Health Organization.
6) WHO. (2004). Suicide rate (per 100.000) by country, year and gender. Geneva, World Health Organization.

7) Mabrouk, AR. Mahmod Omar AN, massoud K, Magdy Sharif M. El Sayed N. (1999). Suicide by burns: a tragic end. Burns 25:15-20.

 Maghsoudi, H. Garadgi, A. Jafary, G. Azarmir, G. Aali, N. Karimian, B. Tabrizi, M. (2004). Women victims of self inflicted burns in Tabriz, Iran. Burns, 30, 217-220.

9) Zarghami, M. Khalilian, A. (2002). Deliberate self-burning in Mazandaran, Iran. Burns, 28,115-119.

10) Groohi, B. Rossignol, MA. Barreor, P. Alaghehbandan, R. (2006). Suicidal behavior by burns among adoleschents in Kurdistan, Iran. Crisis. Vol 27(1):16-21.
11) Açikel C. Peker F, Ebrinç S, Ülkür E, Çeliköz B. Self-inflicted Burns Initiated as a Scio-Economic or Political Protest. Annals of Burns and Fire Disasters 2001;14:168-74
12) Alireza Ahmadi,Journal of burn care & research : official publication of the American Burn Association,vollum 12, May-Jun 2008